عصر ایران؛ مهرداد خدیر- اگر چندان به تحلیلهای کارشناسان غالبا گمنام یا کمنام صدا و سیما توجه نشان ندهیم ( هر چند دیشب جوانی خوشسیما و با ادبیاتی متفاوت آمده بود و دربارۀ سه مدار ماهوارهای حرفهای تازه و متفاوتی میگفت) و اگر شعارهای برخی مداحان در بعضی میدانها و در تجمعات شبانه و نیز سخنان چند نمایندۀ رادیکال در روزهای تعطیل مجلس، ملاک قضاوت و ارزیابیمان نباشد و به جای آنها مواضع رسمی را دنبال کنیم، کاملا پیداست که ورای شعارها و هیجانهای بعضا ضروری در فضای جنگ، در سطح کلان، دوراندیشی و طمأنینهای نهفته و مراقب است آتو ندهد و نوع تبیین حملۀ دیروز به ژنراتور نیروگاه هستهای در امارات میتواند نزدیکترین گواه باشد.
واقعیت این است که ایران، برای پیروزی به بیش از "نباختن و بقا" نیاز ندارد. زیرا ما در موقعیت دفاعی هستیم و این قدرتهای هستهایاند که به ما حملهور شدند.
چون در آستانۀ جام جهانی فوتبال هستیم میتوان از این بازی مثال آورد تا برای همه ملموس باشد. در 8 آذر 1378 با استرالیا مساوی کردیم اما صعود کردیم و در واقع بردیم چون همان به تساوی به مثابۀ پیروزی بود و مهم این بود که نبازیم و نباختیم.
فوتبال البته بیش از یک بازی نیست ولی در سیاست و جنگ نیز گاه صرف نباختن و بقا عین برد است و به عکس تلاش برای بیش از آن میتواند مخاطرهآمیز باشد چون صحنه را تغییر میدهد و با این نگاه در حالی که نیروی دریایی سپاه با تمرکز بر تنگه هرمز و کشاندن صحنۀ نبرد از آسمان و زمین به دریا پیشتر صحنه را تغییر داده، حالا آن که به تغییر نیاز دارد، ایران نیست.
آمریکای ترامپ اما چه؟ برای اعلام پیروزی در جنگی که 9 اسفند 1404 تحمیل کرد به تغییر حکومت، به تصاحب و انتقال اورانیوم غنی شده و به نمایش اقتدار نزد شیوخ منطقه نیاز دارد تا ادعای پیروزی او خریدار داشته باشد و این دو واقعیت در دو طرف ماجرا یعنی آن سو که به هیجان و برهم زدن صحنه نیاز دارد ما نیستیم و از این رو همچنان باید خویشتنداری و طمأنینه خود را حفظ کنیم و با همین نباختن و بقا شاهد پیروزی را در آغوش کشیم چرا که ترامپ و دارو دسته او هستند که به بیش از این نیاز دارند.
با این نگاه نه حاجت به سخن تحریکآمیز است نه به پذیرش مسؤولیت حمله به ژانرتور نیروگاه هستهای فلان کشور همسایه در حالی که میتواند از نقطهای دیگر و به قصد تحریک یا دیگران شلیک شده باشد.
بگذاریم ترامپ سرخوردگی خود در تلاش برای همراه کردن چین در سفر پکن را نه با فرمانی دیوانهوار بر سر ما خالی کند که با اهانت و تحقیر بر سر اسلاف خود- بایدن و اوباما- جبران کند چندان که از هر از گاهی سراغ آن دو میرود و آدمی در شگفت میماند که با این همه دریدگی و وقاحت، چرا همحزبیهای دو رییس جمهور سابق همچنان با او رودربایستی دارند؟
( و از منظری کلان تر چرا بر او خرده نمیگیرند این چه لحن و رفتاری است که از پیرمردی در آستانۀ 80 سالگی علیه سلف خود در همین سنوسال سر میزند؟)
در وضعیتی که نه صلح وجود دارد و نه بختک جنگ، رخت بربسته و در تعلیقی که آغشته به بوی برخورد است باید مراقبتر بود؛ بسیار مراقب. چه، یک اشتباه کوچک، یک حملۀ کنترل نشده یا یک تصمیم هیجانی میتواند بازی را تغییر دهد آنسان که هیچ بازیگری یارای مهار آن را نداشته باشد. در حالی که ما به تغییر صحنه نیاز نداریم و همین که هستیم و نباختهایم، پیروزی است.
پیروزی بزرگتر البته بازسازی سرمایۀ اجتماعی با جلب اعتماد عمومی و برگزاری انتخاباتی از جنس دوم خرداد 1376 که شنبۀ آتی بیستونهمین سالروز آن است.
دقت کردهاید که ترامپ و سلطنت طلبان اصرار دارند مدام از 47 سال جمهوری اسلامی بدون تفکیک به دوره های مختلف و در مقام یک کلیت یاد کنند؟ حال آن که این 47 سال به دوره های متفاوت قابل تقسیم است؟ جز این است که میخواهند جمهوریت نظام را انکار کنند؟
شعارهای تند و تضعیف رییس جمهوری در حدی که اختیار فرمان برای سر و سامان دادن به وضعیت اینترنت را نداشته باشد و طبیعی دانستن افسار گسیختگی قیمت خوراکیها به سرخوردگی مردم از صندوق رأی و کاهش بیشتر سرمایۀ اجتماعی می انجامد و بقا را به چالش میکشد.
پیروزی جمهوری اسلامی در گشایش جبهۀ تازه نیست ( مگر به ضرورت و در واکنش به مبادرت دشمن به تجاوزی دیگر و چنانچه بخواهد سراغ زیرساختهای ایران بیاید). در استمرار خویشتنداری در عین حفظ قدرت نظامی در تنگۀ هرمز و در بها دادن به عاملیت مردم است.
----------------------------------------------
*نمایه: عکس رویترز از میدان ولی عصر تهران
** برخی تعابیر با بهره از دو تحلیل آقایان نادر صدیقی و حمید آصفی و نه الزاما یکسان در نتیجهگیری