جنگ تحمیلی که نهم اسفند با تجاوز نظامی ائتلاف آمریکایی - صهیونی علیه ایران و با شهادت رهبر انقلاب اسلامی، جمعی از فرماندهان و مردم بی گناه بویژه ۱۶۸ کودک در مدرسه شجره طیبه میناب آغاز شد،
به گزارش ایرنا، اکنون نه تنها ابعاد منطقهای بلکه فرامنطقه ای و جهانی یافته است به طوری که دستکم ۲۷۹ شرکت از صنایع مختلف، این جنگ را عامل اصلی اقدامات دفاعی خود معرفی کردهاند؛ اقداماتی مثل افزایش قیمت، کاهش تولید، تعلیق سود سهام و حتی درخواست کمک اضطراری از دولتها.
در حقیقت، تنگه هرمز مدتهاست که فقط یک آبراه نیست بلکه تبدیل به «قلب انرژی جهان» شده که تپش آن نه فقط بازارهای جهانی که معادلات قدرت را هم به لرزه درآورده است.
ایران با نشان دادن اراده و توانایی خود در مدیریت این گلوگاه، نه تنها قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده، بلکه صحنهای را مدیریت می کند که تحلیلگران غربی آن را «بنبست راهبردی واشنگتن» مینامند.
آنچه در ماههای اخیر رخ داده، دیگر یک درگیری ساده نظامی نیست. این نمایشی از پایان یک دوره است: «دورهای که آمریکا خود را تنها ابرقدرت یکسویه جهان میپنداشت» اما امروز، مقامات کاخ سفید و پنتاگون چه بخواهند و چه نخواهند اعتراف میکنند که ایران تابآوری فراتر از پیشبینیهایشان از خود نشان داده است.
اما آنها به جای پذیرش شکست، به «بازی با واژگان» روی آوردهاند. نه تنها آمریکا، بلکه متحدان منطقهای و اروپایی آن نیز ترجیح میدهند شکست خود را نادیده بگیرند و با عبارتپردازی، واقعیت را بپوشانند.
جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختهاند بر اساس اعلام های رسمی تاکنون دستکم ۲۵ میلیارد دلار زیان و هزینه روی دست شرکتهای سراسر جهان گذاشته است اما به اذعان کارشناسان، تصویر بزرگتر از این آمار، در جزییات آن پنهان است.
شرکتهای هواپیمایی با ۱۵ میلیارد دلار، بزرگترین قربانی این بحران هستند. قیمت سوخت جت تقریباً دو برابر شده و این یعنی بلیتهای گرانتر برای مسافران عادی و زیان انباشته برای خطوط هوایی را رقم زده است.
به دلیل گران شدن سوخت، شرکت های خودروسازی نیز در لیست شرکت های زیانده قرار گرفته اند؛ تویوتا هشدار داده که ۴.۳ میلیارد دلار از بابت از دست دادن بازارهای خود زیان میبیند. پروکتر اَند گَمبل (شرکت چندملیتی آمریکایی در حوزۀ صنعت کالاهای مصرفی است) کاهش سود پس از کسر مالیات خود را یک میلیارد دلار تخمین زده است.
حتی مکدونالد، این غول فستفود، تورم و اختلال زنجیره تأمین را یک تهدید بلندمدت خوانده است. کریس کمپچینسکی، مدیرعامل مکدونالد، صراحتاً عنوان کرده «قیمت بالای بنزین، مسئله اصلی است که اکنون میبینیم و به تقاضای مصرفکنندگان با درآمد پایین آسیب میزند.» همچنین شرکت آلمانی کانتیننتال (تولیدکننده تایر) انتظار دارد از سهماهه دوم سال، حداقل ۱۰۰ میلیون یورو (۱۱۷ میلیون دلار) زیان ببیند.
نزدیک به ۴۰ شرکت در بخشهای صنعتی، شیمیایی و مواد اولیه اعلام کردهاند که به دلیل وابستگی به تأمین پتروشیمی خاورمیانه، ناگزیر به افزایش قیمتها هستند.
کود، هلیوم، آلومینیوم و پلیاتیلن که پایه بسیاری از کالاهای روزمره هستند با کاهش عرضه و افزایش هزینه حمل و نقل مواجه شدهاند. این اعداد، زبان گویای واقعیتی است که مقامات غربی سعی در پنهان کردن آن دارند. جنگ با ایران، نه یک پیروزی نظامی یا اقتصادی، که یک خونریزی هزینه برای خود غرب بوده است.
اما هزینههای این بنبست، تنها دامن شرکتها را نگرفته. در خود آمریکا، فشار تورمی ناشی از بحران انرژی به یک مسئله داغ سیاسی داخلی تبدیل شده است. «کریس مورفی سناتور آمریکایی» با حضور در پمپبنزینهای این کشور، از عملکرد ترامپ در به راه انداختن جنگ علیه ایران به شدت انتقاد کرد.
این سناتور در ویدئویی که منتشر کرده بود، گفت: این هزینهها در حال نابود کردن خانوادههای آمریکایی است. قیمت بنزین به ۵ تا ۶ دلار در هر گالن رسیده و این اعداد همچنان در حال بالا رفتن است. این نکته نیز حائز اهمیت است قبل از جنگ امریکا و ایران قیمت بنزین در آمریکا ۲ تا۳ دلار بود.
رسانههای اقتصادی آمریکا به وضوح از فشار تورمی ناشی از بحران انرژی خبر میدهند. افزایش قیمت مواد غذایی، حمل و نقل و حتی قبوض خانگی، بخشی از این موج است. اتحادیه اروپا نیز هشدار داده که جنگ با ایران موجب شوک تورمی و افزایش فشار بر اقتصاد جهانی شده است.
اما شاید آشکارترین نشانه درماندگی واشنگتن، اقدامی است که این هفته از سوی دولت آمریکا انجام شد. خبرنگار بلومبرگ گزارش داده، آمریکا هفته گذشته حدود ۹.۹ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک نفت (SPR) خود را به بازار تزریق کرده است.
این یعنی نرخ تخلیه روزانه بیش از ۱.۴ میلیون بشکه در روز، آن هم برای دومین هفته متوالی که رکورد میزند.
تزریق ذخایر استراتژیک، آخرین برگ برنده یک دولت در هنگام بحران است. این اقدامی است که نشان میدهد دیگر اهرم مؤثری روی تولیدکنندگان یا بازار وجود ندارد. واشنگتن که تصور میکرد با تحریمها و تهدیدهای نظامی میتواند ایران را عقب بنشاند، امروز ناچار است از نفت ذخیره شده برای جنگهای گذشته خود، برای جبران کمبود فعلی استفاده کند.
این، چیزی جز اذعان عملی به شکست نیست. فرقی نمیکند مقامات آمریکایی چه عباراتی را به کار ببرند. هر عبارتی که می خواهند بکار ببرند ولی چیزی که به خوبی عیان و واقعیت دارد این است که نفتکشهای تانکرهایی است که از ذخایر راهبردی آمریکا تخلیه میشوند تا قیمت بنزین از مرز ۷ دلار هم عبور نکند.
بلومبرگ در گزارش دیگری هشدار داده که تداوم اختلال در عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز اگر تا ماه آگوست (مرداد و شهریور) ادامه پیدا کند، خطر وقوع یک رکود اقتصادی ویرانگر در سطح جهان در حد بحران مالی بزرگ سال ۲۰۰۸ به شدت افزایش خواهد یافت زیرا از اواخر فوریه (بهمن و اسفند ۱۴۰۴) که جنگ میان آمریکا و (رژیم) اسرائیل با ایران آغاز شد.
قیمت نفت در بازارهای جهانی تقریباً دو برابر شده است که این امر نگرانیهای جدی را درباره وقوع همزمان تورم شدید و رکود اقتصادی ایجاد کرده است.
پیشبینی اولیه این شرکت حاکی از آن بود که تنگه هرمز در ماه ژوئیه (تیر و مرداد) بازگشایی شود و در نتیجه، تقاضای نفت به طور متوسط دو میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد و قیمت نفت برنت در تابستان به حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد اما اگر اختلال در عرضه نفت تا مرداد و شهریور سال جاری ادامه پیدا کند، برای جبران این شوک عظیم به بازار، نیاز به کاهش شدیدتر تقاضا خواهد بود؛ کاهشی که به اندازهای قابل توجه است که میتواند مصرف سالانه نفت جهان را در سال ۲۰۲۶ به سطح منفی برساند.
«اریک هم، تحلیلگر مشهور مسائل سیاسی امریکا» بر این باور است: «ترامپ به بنبست رسیده؛ او و حزبش سرخورده شدهاند؛ جنگ دوباره علیه ایران یعنی سربازان کشتهشده بیشتر آمریکایی، یعنی پایان زودرس ریاست جمهوری ترامپ».
این گزاره را میتوان به همه متحدان آمریکا هم تعمیم داد. آنها به بنبست رسیدهاند. از یک سو، نیویورک تایمز به نقل از مقامات نظامی آمریکا مینویسد که ایران «تابآوری فوقالعادهای از خود نشان داده و همچنان توانایی وارد کردن آسیبهای جدی به منطقه و اقتصاد جهانی را دارد.» از سوی دیگر،
بازارهای جهانی تحت شوک تورمی هستند و رسانههای اقتصادی هشدار میدهند که تشدید تنش در تنگه هرمز میتواند جهان را وارد یک بحران فرسایشی طولانیمدت کند.
اما شاید مهمترین نکته این باشد: «نه آمریکا و نه متحدانش نمیخواهند بپذیرند که شکست خوردهاند.» آنها به جای پذیرش واقعیت، به پنهانکاری و بازی با کلمات پناه بردهاند.
از «دیپلماسی حداکثری» میگویند در حالی که ذخایر استراتژیک نفتشان تمام میشود. از «ائتلاف منطقهای» میگویند در حالی که متحدانشان با هم درگیرند. از «قدرت آمریکا» میگویند در حالی که بنزین ۶ دلاری خانوادههایشان را نابود کرده است.
تنگه هرمز بسته است، اما دریچه جدیدی به روی درک تازهای از قدرت در جهان گشوده شده است. واقعیت جدید، واقعیتی است که ایران با صبر و تابآوری خود آن را رقم زده است.