صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۵۲۸۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۱ - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - 24 May 2026

معرفی چهره‌های کلیدی آزادسازی خرمشهر

سمفونی آزادی خرمشهر از دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ آغاز شد و در سوم خرداد ماه به نتیجه رسید، عملیاتی که چهره‌های کلیدی آن سرنوشت‌های متفاوتی پیدا کردند.

عملیات بیت‌المقدس، نه فقط یک رویارویی نظامی، بلکه نشانه مهمی در شکل‌گیری بلوغ استراتژیک بود که   معادلات قدرت در جنگ را جابه‌جا کرد. این عملیات پایانِ عصر «دفاعِ صرف» و آغاز دوران «تنبیه متجاوز» بود.

به گزارش اعتماد، دهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۱ سرآغاز سمفونی اراده‌ای است که ۲۵ روز بعد، در کوچه‌های خرمشهر طنین‌انداز شد. عملیات بیت‌المقدس، نه فقط یک رویارویی نظامی، بلکه نشانه مهمی در شکل‌گیری بلوغ استراتژیک بود که در اوج ناباوری ناظران، معادلات قدرت در جنگ را جابه‌جا کرد. بیت‌المقدس پایانِ عصر «دفاعِ صرف» و آغاز دوران «تنبیه متجاوز» بود.

پس از شوک اولیه جنگ، ایران در این عملیات نشان داد که چگونه می‌تواند پیچیده‌ترین طرح‌های مهندسی-رزمی را در زمینی به وسعت ۵۴۰۰ کیلومتر مربع پیاده کند. عبور از رودخانه خروشان کارون، آن هم در عرضی گسترده، هنوز هم در دانشکده‌های افسری جهان به عنوان یک ریسک نبوغ‌آمیز تدریس می‌شود. اما اتمسفر حاکم بر جبهه‌ها فضایی متفاوت از ادبیات کلاسیک نظامی دانشگاه‌ها داشت. اهمیت استراتژیک این نبرد در آن بود که خرمشهر برای صدام، حکم «حیثیت» را داشت.

عراقی‌ها گفته بودند که اگر ایرانی‌ها خرمشهر را پس بگیرند، کلید بصره را به آنها خواهند داد. این عملیات به بازپس‌گیری خرمشهر منجر شد و خرمشهر ایرانی باقی ماند اما معماران بیت‌المقدس هرکدام سرنوشت متفاوتی پیدا کردند. تردیدی نیست که اسامی فرماندهان از رده تا تیپ و کسانی که پیروزی بیت‌المقدس را رقم زدند بسیار فراتر از اسامی است که در این گزارش قید شده اما این گزارش به مرور اسامی مطرح‌تر اکتفا کرده است.

معمار ارتشی بیت‌المقدس

در سپیده‌دم دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، نام علی صیاد شیرازی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش تنها یک طراح نظامی کلاسیک نبود؛ او همان حلقه مفقوده‌ای بود که توانست انضباطِ روش‌مندِ روحیه سپاه پاسداران در «قرارگاه مشترک کربلا» را پیوند بزند؛ به خدمت گرفتن تخصص ارتش در کنار روحیه سپاه. او با نگاهی دقیق و علمی، عبور از رودخانه خروشان کارون را که از نظر بسیاری از کارشناسان نظامی جهان ریسکی مرگبار می‌نمود، به واقعیتی استراتژیک تبدیل کرد.

صیاد توانست در این عملیات میان دو سازمان نظامی با دیدگاه‌های متفاوت، هارمونی عمیقی ایجاد کند. او که از گزند گلوله‌های بعثی در وجب به وجب خاک خوزستان جان سالم به در برده بود، سال‌ها بعد در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در مقام جانشینی ستاد کل نیروهای مسلح توسط سازمان مجاهدین خلق با نقش برجسته کینه عملیات مرصاد  ترو ر شد.

برادر محسن؛ از سپاه تا سپاه

محسن رضایی در زمان اجرای عملیات بیت‌المقدس، جوانی ۲۷‌ساله بود که فرماندهی کل سپاه پاسداران را بر عهده داشت. نقش او در این مقطع، بیش از آنکه جنبه تاکتیکی میدانی داشته باشد، معطوف به سازماندهی کلان نیروهای تازه‌تاسیس سپاه و ایجاد هماهنگی با ارتش در قالب قرارگاه‌ها بود. رضایی در کنار صیاد شیرازی، مسوولیت هدایت هزاران نیروی داوطلب را بر عهده داشت که قرار بود در پهنه‌ای وسیع با لشکرهای زرهی عراق مقابله کنند.

او در این عملیات بر استفاده از توان انسانی و شیوه‌های غیرکلاسیک تأکید داشت؛ راهبردی که اگرچه به بازپس‌گیری خرمشهر منجر شد، اما به دلیل هزینه‌های انسانی و تفاوت‌های دیدگاهی در طراحی مانور، همواره مورد بحث و نقد تحلیل‌گران جنگ ایران و عراق بوده است. سرنوشت محسن رضایی پس از پایان جنگ، مسیری متفاوت از بسیاری از هم‌سنگرانش را طی کرد. او که ۱۶ سال سکان هدایت سپاه را در دست داشت، در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت لباس نظامی را از تن درآورد و به‌طور رسمی وارد دنیای سیاست و اقتصاد شود.

 انتقال او به مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیداتوری مکرر در انتخابات ریاست‌جمهوری طی دهه‌های ۸۰ و ۹۰، چهره او را در افکار عمومی از یک فرمانده جنگی به یک کنشگر سیاسی تغییر داد.دوباره در سال ۱۳۹۴ از بازگشت به سپاه خبر داد. حضور در هر دو عرصه باعث شد کارنامه او همواره با دو رویکرد متفاوت قضاوت شود؛ عده‌ای او را استراتژیست دوران سخت می‌دانند و عده‌ای دیگر به نقدهای مدیریتی و سیاسی او در دوران پس از جنگ می‌پردازند.

حسن باقری؛ مغز متفکر و استراتژیست بی‌بدیل 

غلامحسین افشردی، که با نام مستعار حسن باقری در جبهه‌ها شناخته می‌شد، نه یک ژنرال آموزش‌دیده در آکادمی‌های نظامی، بلکه یک دانشجوی حقوق و روزنامه‌نگار موسسه اطلاعات بود. او در ۲۴‌سالگی وارد جنگ شد و در ۲۶‌سالگی شهید شد، اما در همین دو سال، دکترین نظامی ایران را از بن‌بست خارج کرد. بزرگ‌ترین نقش حسن باقری، تغییر نگاه فرماندهان ایرانی به مقوله جنگ بود.

در سال اول جنگ، ایران با اتکا به مدل‌های کلاسیک -جنگ تانک‌ها و توپخانه- در عملیات‌هایی مثل «نصر» شکست خورده بود. باقری با این نگاه مخالفت کرد و جمله‌ای تاریخی نیز منتسب به او نقل شده است: «ما باید استراتژی جنگ را تغییر بدهیم، نه اینکه صرفا بر تعداد نیروها بیفزاییم.» او معتقد بود چون ایران از نظر تکنولوژی نظامی ضعیف‌تر از عراق است، باید بر دو عامل دیگر تکیه کند: «اطلاعات دقیق» و «نیروی انسانی باانگیزه در شب».

او پایه‌گذار واحد «اطلاعات عملیات» در سپاه شد؛ واحدی که پیش از هر حمله، وجب‌به‌وجب خاک دشمن را شناسایی می‌کرد. در عملیات بیت‌المقدس، حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را بر عهده داشت. این قرارگاه حساس‌ترین ماموریت را داشت: عبور از رودخانه کارون و دستیابی به جاده اهواز-‌ خرمشهر.

باقری اصرار داشت که عبور از رودخانه باید در نقطه‌ای انجام شود که عراق کمترین انتظار را دارد. او شب‌ها شخصا برای شناسایی تا نزدیکی سنگرهای عراقی می‌رفت.در اواسط عملیات، وقتی نیروها خسته شده بودند و فشار پاتک‌های سنگین عراق زیاد شده بود، برخی فرماندهان زمزمه عقب‌نشینی می‌کردند. باقری با قاطعیت و قدرت تحلیلی خود آنها را متقاعد کرد که اگر اکنون مقاومت نکنند، تمام دستاوردهای مرحله اول از دست می‌رود. 

 حسن باقری فقط یک استراتژیست نبود؛ یک «معلم» بود. بسیاری از فرماندهان نامدار بعدی سپاه مانند مهدی زین‌الدین، ابراهیم همت و احمد کاظمی، زیرنظر او و در مکتب «اطلاعات عملیات» او رشد کردند. او به آنها یاد داد که جنگ فقط شجاعت نیست، بلکه ترکیبی از «دقت ریاضی»، «صبوری در شناسایی» و «جسارت در اجرا» است.باقری در ۹ بهمن ۱۳۶۱، درست در زمانی که مشغول طراحی عملیات بزرگ بعدی در منطقه فکه بود، بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید.

بسیاری از تحلیلگران نظامی معتقدند اگر او در سال‌های میانی جنگ (مانند عملیات‌های کربلای ۴ و ۵) حضور داشت، شاید به دلیل نبوغش در شناسایی نقاط ضعف دشمن، ایران هزینه‌های انسانی کمتری را متحمل می‌شد.او یادداشت‌های روزانه بسیار دقیقی از وضعیت جبهه‌ها داشت که امروز به عنوان یکی از غنی‌ترین منابع تاریخی جنگ شناخته می‌شود. او از معدود فرماندهانی بود که همزمان «کلان‌نگر» (در سطح استراتژی جنگ) و «جزء‌نگر» (در سطح تاکتیک سنگر به سنگر) بود

معمای  متوسلیان

در بسیاری از معرفی‌های کوتاه درباره عملیات بیت‌المقدس این جمله درج شده است؛ در شب ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ عملیات بیت‌المقدس به فرماندهی احمد متوسلیان از منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز-  ‌خرمشهر آغاز شد که موجب آزادسازی خرمشهر گردید. متوسلیان به عنوان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله، مسوولیت هدایت بخشی از نیروهای عملیاتی را بر عهده داشت.

او با بهره‌گیری از تاکتیک‌های چریکی، روحیه بالا و توانایی سازماندهی نیروهای مردمی و رزمندگان، نقش موثری در پیشروی نیروهای ایرانی ایفا کرد. مدیریت میدانی او در مراحل مختلف عملیات، به‌ویژه در عبور از موانع طبیعی و خطوط دفاعی دشمن، به تثبیت موقعیت نیروهای ایرانی کمک کرد و در نهایت به آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ انجامید. پس از این موفقیت، متوسلیان به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نظامی شناخته شد.

با این حال، سرنوشت او به یکی از معماهای مهم تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. در تیرماه ۱۳۶۱، او به همراه سه دیپلمات ایرانی دیگر در لبنان توسط نیروهای فالانژ ربوده شد. این حادثه در بحبوحه حضور نیروهای خارجی در لبنان و همزمان با حمله اسراییل به این کشور رخ داد. گزارش‌های متناقضی درباره سرنوشت او منتشر شده؛ برخی منابع معتقدند که وی به نیروهای اسراییلی تحویل داده شده و در زندان‌های این رژیم نگهداری شده است، در حالی که برخی دیگر از احتمال شهادت او در همان زمان ربایش سخن می‌گویند. با گذشت دهه‌ها، همچنان سرنوشت نهایی احمد متوسلیان به‌طور قطعی مشخص نشده و به عنوان یکی از پرونده‌های باز در حافظه تاریخی ایران باقی مانده است.

 حسین حسنی سعدی؛ تکنوکرات نظامی و فرمانده انضباط

سرهنگ حسین حسنی سعدی در جریان عملیات بیت‌المقدس، فرماندهی لشکر ۲۱ حمزه ارتش را بر عهده داشت. اگر صیاد شیرازی را نماد وحدت و ایدئولوژی در ارتش بدانیم، حسنی سعدی نماد «تخصص نظامی کلاسیک» و «انضباط سازمانی» بود. لشکر تحت امر او یکی از کلیدی‌ترین یگان‌های عمل‌کننده در محور مرکزی بود که وظیفه داشت با عبور از رودخانه کارون، سرپل‌های استراتژیک را تصرف و راه را برای پیشروی به سمت خرمشهر باز کند.

 او به عنوان یک افسر تحصیلکرده و باتجربه، اعتقاد راسخی به طراحی دقیق مانور و استفاده حداکثری از توان آتش پشتیبانی داشت. در واقع، پیروزی در خرمشهر مدیون اجرای دقیق دستوراتی بود که فرماندهانی چون او در سطح لشکر پیاده می‌کردند. سرنوشت حسنی سعدی پس از جنگ، برخلاف برخی هم‌رده‌هایش که به سیاست روی آوردند، کاملا در چارچوب ساختار نظامی باقی ماند.

 او به دلیل مدیریت موفق و دانش نظامی‌اش، در سال ۱۳۶۵ (پس از صیاد شیرازی) به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد و تا سال ۱۳۷۰ در این سمت حساس ماند. او از جمله فرماندهانی است که «ماندگاری در سایه» را بر شهرت رسانه‌ای ترجیح داد و مسیر حرفه‌ای خود را در سطوح عالی ستادی ادامه داد. حسنی سعدی هم‌اکنون با درجه سرلشکری، در جایگاه جانشین قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا فعالیت می‌کند و از او به عنوان یکی از مخازن اسرار جنگ و حافظان سنت‌های کلاسیک نظامی در ایران یاد می‌شود. او برخلاف بسیاری، ترجیح داد تا پایان مسیر، یک «سرباز حرفه‌ای» باقی بماند.

برادر رحیم معمار جزییات عملیات‌های مشترک

یحیی رحیم‌صفوی، معروف به «برادر رحیم»  در جریان عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) در جایگاه فرمانده عملیات سپاه قرار داشت. اگر حسن باقری را مغز متفکر اطلاعاتی بدانیم، رحیم‌صفوی را باید «معمار هماهنگی» و یکی از ستون‌های اصلی پیونددهنده توان سپاه و ارتش در آن دوران نامید. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های ایران در سال دوم جنگ، نحوه همکاری میان نیروهای کلاسیک (ارتش) و نیروهای انقلابی (سپاه) بود.

رحیم‌صفوی به همراه شهید صیاد شیرازی، مدل «قرارگاه مشترک کربلا» را طراحی و اجرا کردند. رحیم صفوی تاثیر مهمی در گره زدن ادبیات نظامی سپاه (جنگ‌های نامنظم و هجومی) با انضباط و دانش کلاسیک ارتش داشت. عملیات بیت‌المقدس اوج این همپوشانی بود که در آن، هر واحد ارتش کنار یک واحد سپاه قرار می‌گرفت تا ضعف‌های یکدیگر را پوشش بدهند. در طراحی عملیات بیت‌المقدس، عبور از رودخانه عریض کارون یک ریسک نظامی بزرگ محسوب می‌شد.

رحیم‌صفوی از طرف سپاه، یکی از مدافعان اصلی این طرح بود.برخلاف حملات پیشین که از روبه‌رو انجام می‌شد، او و تیم طراحی عملیات به این نتیجه رسیدند که باید از جناحی به دشمن زد که اصلا انتظارش را ندارد. عبور از رودخانه و رسیدن به جاده اهواز-خرمشهر، عقبه دشمن را بست. رحیم‌صفوی در هدایت یگان‌ها برای حفظ این جاده کلیدی (که کیلومترها طول داشت و زیر آتش شدید بود) نقش هدایت ایفا کرد.

زمانی که نیروهای ایران به پشت دروازه‌های خرمشهر رسیدند، ارتش عراق با چندین لشکر زرهی آماده پاتک بود. در آن لحظات بحرانی، رحیم‌صفوی در قرارگاه کربلا وظیفه «مدیریت منابع» و اعزام به موقع نیروهای تازه‌نفس را بر عهده داشت.  رحیم‌صفوی برخلاف برخی فرماندهان که صرفا بر اساس شور انقلابی تصمیم می‌گرفتند، به دلیل تحصیلات دانشگاهی و تجربه در کردستان، نگاهی واقع‌بینانه به توان نظامی داشته است. او از معدود فرماندهانی است که سلسله مراتب را پله‌پله طی کرد (فرمانده عملیات کردستان، فرمانده عملیات کل، جانشین فرمانده کل و در نهایت ۱۰ سال فرماندهی کل سپاه) .

 این تداوم باعث شد که او به «حافظه تاریخی» نظامی ایران تبدیل شود. رحیم‌صفوی پس از جنگ، نقش مهمی در بازسازی نیروهای مسلح و تبدیل سپاه به یک نیروی منطقه‌ای ایفا کرد. او اکنون به عنوان دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا در امور نیروهای مسلح فعالیت می‌کند و تحلیل‌های استراتژیک او در حوزه ژئوپلیتیک، همچنان در سطوح عالی تصمیم‌گیری ایران ملموس است.

مسعود منفرد نیاکی پدر معنوی افسران جنگ ایران و عراق

در بررسی آناتومی پیروزی و آزادسازی خرمشهر و مرور فرماندهان عملیات بیت‌المقدس نام نبردن از سرهنگ مسعود منفرد نیاکی منجر به شکل‌گیری تصویر ناقصی از این پیروزی خواهد بود. او فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز (قدرتمندترین لشکر زرهی خاورمیانه در آن زمان) بود. نیاکی برخلاف فرماندهان جوان سپاه، یک نظامی استخوان‌خردکرده و تحصیلکرده آکادمی‌های نظامی بود که در سن ۵۳سالگی، پابه‌پای جوانان در خط مقدم می‌جنگید.

لشکر ۹۲ زرهی اهواز تحت فرماندهی نیاکی، ستون فقرات زرهی عملیات بیت‌المقدس بود. عبور دادن صدها تانک و خودروی سنگین زرهی از روی پل‌های متحرک بر روی رودخانه کارون، یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های لجستیکی جنگ بود که تحت نظارت و مدیریت مستقیم او انجام شد. نام نیاکی با یک داستان بسیار تاثیرگذار و انسانی گره خورده است. در زمان حضور نیاکی در جبهه‌ها، به او خبر دادند که دخترش (مژگان) بر اثر بیماری درگذشته است.

از او خواستند به تهران برود و در مراسم خاکسپاری شرکت کند. اما نیاکی در پاسخی که در تاریخ نظامی ایران ماندگار شد، گفت: «مژگان فرزند من بود، اما تمام این سربازانی که در جبهه می‌جنگند، هم فرزندان من هستند. من نمی‌توانم فرزندانم را در آستانه پیروزی تنها بگذارم.»  نیاکی به دلیل سن و تجربه بالایش، مورد احترام عمیق فرماندهان جوان سپاه مانند حسن باقری بود. در هدایت تانک‌ها در زمین‌های رملی و پست و بلند خوزستان استاد بود.

در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس، وقتی فشار عراق برای بازپس‌گیری جاده اهواز-خرمشهر به اوج رسید، مدیریت صحیح تانک‌های لشکر ۹۲ توسط نیاکی باعث شد که سد دفاعی ایران شکسته نشود. مسعود منفرد نیاکی در سال ۱۳۶۴ در جریان یک رزمایش نظامی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و نماد «نظامی میهن‌پرست» شد. او «پدر معنوی»  افسرانی است که خرمشهر را  آزاد کردند.

غلامعلی رشید؛ استراتژیست محافطه کار

اگر در اتاق جنگ عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) به دنبال کسی بگردیم که نقشه‌های پیچیده نظامی را به دستورات عملیاتی دقیق با رویکرد محافظه‌کارانه تبدیل می‌کرد، او کسی جز غلامعلی رشید نیست. رشید در آن زمان در جایگاه معاون عملیات سپاه پاسداران، یکی از اضلاع مثلث اصلی فرماندهی (در کنار محسن رضایی و صیاد شیرازی) بود.

غلامعلی رشید برخلاف برخی فرماندهان که بیشتر در میدان و خط مقدم دیده می‌شدند، «مردِ نقشه‌ها» بود. او بود که با دقت وسواس‌گونه، فواصل میان قرارگاه‌ها، زمان‌بندی رسیدن یگان‌ها به جاده اهواز-خرمشهر و نحوه پشتیبانی آتش را محاسبه می‌کرد.  در جلسات پرتنشی که میان فرماندهان ارتش و سپاه برگزار می‌شد، غلامعلی رشید نقش هشدار درباره خطرات را داشته است.رشید توانایی عجیبی در قانع کردن فرماندهان با استفاده از استدلال‌های نظامی داشت.

 او به همراه حسن باقری، جزو معدود کسانی بود که می‌توانستند پیچیده‌ترین مسائل راهبردی را به زبانی ساده برای فرماندهان تیپ‌ها تشریح کنند تا ضریب خطا در اجرا کاهش یابد. یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌ها در آزادسازی خرمشهر، توقف عملیات به دلیل خستگی نیروها بود. غلامعلی رشید از مدافعان اصلی «مرحله‌بندی دقیق» بود. او معتقد بود نباید تمام توان را در مرحله اول خرج کرد.

همین دیدگاه باعث شد که در روز سوم خرداد، ایران هنوز نیروی کافی برای محاصره و اسارت ۱۹هزار عراقی در داخل شهر را داشته باشد. غلامعلی رشید پس از جنگ نیز به عنوان یکی از عالیرتبه‌ترین مقامات نظامی ایران باقی ماند. با درجه سرلشکری، فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) در جنگ ۱۲ روزه توسط اسراییل ترور شد.

سیروس لطفی؛ ارتشی با نشان درجه ۲ فتح

سیروس لطفی، سرتیپ نیروی زمینی ارتش ایران بود که در طول جنگ ایران و عراق، فرماندهی لشکر ۱۶ زرهی قزوین را برعهده داشت. در عملیات‌های نصر، طریق‌القدس، رمضان، بیت‌المقدس، ثامن‌الائمه، فتح‌المبین، والفجر مقدماتی و والفجر ۱ حضور فعال داشت. لطفی به عنوان فرمانده لشکر ۱۶ زرهی قزوین در خلال آزادسازی خرمشهر، در شمال منطقه عملیات بیت‌المقدس، در برابر ۲ لشکر زرهی نیروی زمینی عراق ایستادگی کرد. وی به پاس خدماتش در جنگ، نشان درجه ۲ فتح دریافت کرد. با درگذشت ولی‌الله فلاحی در حادثه سقوط هواپیما، علی صیاد شیرازی به عنوان فرمانده نیروی زمینی منصوب شد.

 لطفی با وجود سن بالاتر و سابقه نظامی بیشتر از صیاد، به همراه مسعود منفرد نیاکی برای همکاری با وی اعلام آمادگی کردند. لشکر ۱۶ زرهی در عملیات طریق‌القدس نیز نقش مهمی را ایفا کرد و توانست مانع از پیوستن نیروهای عراق در بستان و چذابه شود. او مدت کوتاهی نیز فرماندهی قرارگاه قدس ارتش را برعهده داشت. لطفی در شمال منطقه عملیاتی بیت‌المقدس با لشکر تحت امر خود، در مقابل دو لشکر ۵ مکانیزه و ۶ زرهی از ارتش عراق ایستادگی کرد، که نتیجه آن آزادسازی خرمشهر بود.

 او همچنین در عملیات رمضان در جناح راست منطقه عمل می‌کرد و با نیروهای تحت امر خود، نزدیک به ۲۰ روز، با ارتش عراق به‌طور مستقیم درگیر بود. لطفی با هدایت لشکر ۱۶ زرهی در عملیات‌های «والفجر مقدماتی» و «والفجر یک» نیز حضور داشت.

لطفی در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۹۷ در تهران درگذشت و پیکر او در ستاد فرماندهی نزاجا تشییع شد.

احمد غلامپور؛ فرمانده‌ای که در جنوب ماند

احمد غلامپور از جمله فرماندهان میدانی سپاه پاسداران در جبهه جنوب بود که در مقطع حساس سال ۱۳۶۱ و در جریان عملیات بیت‌المقدس نقشی فراتر از یک فرمانده صرف ایفا کرد. غلامپور در ساختار فرماندهی سپاه در جبهه جنوب، به‌ویژه در حوزه هدایت و هماهنگی یگان‌ها، حضوری فعال داشت. تحلیل عملکرد او نشان می‌دهد که نقش وی صرفا به حضور در خط مقدم محدود نمی‌شد، بلکه در سطحی بالاتر، در پیوند دادن ظرفیت‌های عملیاتی سپاه با اهداف کلان عملیات موثر بود.

در عملیات بیت‌المقدس، یکی از چالش‌های اصلی، عبور از موانع طبیعی مانند رود کارون و تثبیت سرپل‌ها در برابر پاتک‌های سنگین ارتش عراق بود. این مرحله نیازمند فرماندهانی بود که علاوه بر جسارت، توان تصمیم‌گیری سریع و مدیریت بحران را داشته باشند؛ ویژگی‌هایی که در روایت‌های موجود از عملکرد غلامپور نیز قابل مشاهده است. او هم‌اکنون به عنوان استاد و عضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی و دانشگاه امام حسین فعالیت می‌کند.

از منظر تحلیلی، می‌توان نقش غلامپور را در چارچوب «فرماندهان واسط» بررسی کرد؛ افرادی که میان سطوح عالی تصمیم‌گیری و نیروهای عملیاتی در میدان، حلقه اتصال ایجاد می‌کنند. این دسته از فرماندهان، اگرچه کمتر در کانون توجه رسانه‌ای قرار می‌گیرند، اما در موفقیت عملیات‌هایی مانند بیت‌المقدس نقشی تعیین‌کننده دارند. موفقیت نهایی عملیات و آزادسازی خرمشهر، نتیجه عملکرد هماهنگ همین شبکه فرماندهی بود که غلامپور بخشی از آن به‌شمار می‌رفت.

برخلاف برخی فرماندهان هم‌دوره، احمد غلامپور پس از جنگ به فعالیت در ساختار نظامی ادامه داد و در مسوولیت‌های مختلف سپاه حضور داشت. او به عنوان یکی از فرماندهان باسابقه جنگ شناخته می‌شود که تجربه میدانی خود را به حوزه‌های مدیریتی و انتقال تجربیات جنگی منتقل کرد. این تداوم حضور، نشان‌دهنده آن است که غلامپور نه‌تنها در مقطع جنگ، بلکه در دوره پس از آن نیز در شکل‌گیری و تثبیت ساختارهای دفاعی جمهوری اسلامی نقش‌آفرین بوده است.

غلامپور از معدود فرماندهان سپاه بود که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، همچنان در جنوب باقی ماند، تا اینکه در سال ۱۳۶۹ به معاونت عملیات سپاه پاسداران منصوب شد. وی تا سال ۱۳۷۲ نیز در این جایگاه فعالیت کرد. او از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۵ استاد دانشگاه فرماندهی و ستاد سپاه بود و هم‌اکنون نیز از اعضای هیات علمی دانشگاه  امام حسین است.

علی هاشمی؛ فرمانده مظلوم  و مهجور

معروف به «سردار هور» فرمانده قرارگاه فوق‌سری نصرت و سپاه ششم امام صادق (ع) بود که نقش کلیدی در طراحی عملیات‌های خیبر و بدر داشت. او با تشکیل تیپ ۳۷ نور، نقش مهمی در عملیات الی‌بیت‌المقدس ایفا کرد و سرانجام پس از ۲۲ سال گمنامی، پیکرش در سال ۱۳۸۹ در هورالعظیم تفحص شد. در طی مدت مفقود الاثری او بعضا اخبار غیررسمی و تهمت‌های مختلفی درباره وی در ادبیات غیررسمی نقل می‌شد.

در مستندی که از این روزگار تهیه شده فرزندان علی هاشمی می‌گویند در سال‌های مهجوریت و قبل از پیدا شدن پیکر هاشمی تنها قاسم سلیمانی به خانواده آنها سر می‌زده و محمدباقری نیز از خانواده دلجویی می‌کرده است. در عملیات بیت‌المقدس، اگرچه تمرکز اصلی بر یگان‌های رزمی خط‌شکن بود، اما نقش شبکه‌های اطلاعاتی و شناسایی در موفقیت عملیات تعیین‌کننده بود. علی هاشمی ازجمله فرماندهانی بود که در این حوزه فعالیت داشت و با سازماندهی نیروهای شناسایی و بهره‌گیری از ظرفیت نیروهای محلی، در جمع‌آوری اطلاعات دقیق از مواضع ارتش عراق نقش‌آفرینی کرد.

این اطلاعات، در طراحی مسیرهای پیشروی، انتخاب نقاط عبور از موانع طبیعی مانند رود کارون و همچنین پیش‌بینی واکنش‌های دشمن اهمیت حیاتی داشت. از منظر تحلیلی، نقش هاشمی را می‌توان در چارچوب «جنگ نامتقارن» بررسی کرد؛ جایی که شناخت زمین، انعطاف‌پذیری و استفاده از نیروهای بومی، برتری نسبی در برابر دشمنی با تجهیزات سنگین‌تر ایجاد می‌کند. او با ایجاد پیوند میان اطلاعات میدانی و تصمیم‌گیری عملیاتی، به افزایش دقت و کارایی عملیات کمک کرد؛ نقشی که معمولا کمتر در روایت‌های عمومی دیده می‌شود، اما در موفقیت  نهایی آزادسازی خرمشهر تأثیرگذار  بود.

 بهرام هوشیار مردی که پرتاب موشک‌ها را عملیاتی کرد

بهرام، سرتیپ خلبان اف-۴ فانتوم ۲ و نورثروپ اف-۵ نیروی هوایی ارتش ایران و یکی از طراحان برجسته عملیاتی این نیرو در دوران جنگ ایران و عراق بود. هوشیار از طراحان اصلی عملیات ثامن‌الائمه بود. از وی به عنوان مبتکر طرح راه‌اندازی دفاع موشکی ایران در صحنه نبرد، در مناطق عملیاتی یاد می‌شود. وی در عملیات طریق‌القدس برای نخستین‌بار سایت موشکی خیبر (فولی‌آباد) را در کنار لشکرگاه زرهی قزوین عملیاتی نمود.

 نقش کلیدی وی در جنگ ایران و عراق در طراحی عملیات استراتژیک حمله به پایگاه هوایی الولید (اچ-۳) انکارناپذیر است. از عملیات اچ-‌۳ به عنوان شگفت‌انگیزترین عملیات هوایی جهان که به نام فانتوم‌ها ثبت شده، یاد می‌شود. هوشیار در حوزه پرواز، خلبان بسیار چیره‌دستی بود و تجربه لیدری تیم آکروجت را در سال‌های قبل از انقلاب داشت. جزو معدود خلبانانی بود که می‌توانست همزمان با دو مدل هواپیمای شکاری پرواز کند و این ویژگی کار هر کسی نبوده است.

در طراحی دفاع هوایی در عملیات بیت‌المقدس، هوشیار به عنوان معاون عملیات نیروی هوایی کار بسیار بزرگی را انجام می‌دهد که هم عملی بوده و هم اجرای آن دل و جرأت می‌خواست. او با اجازه‌ای که از فرماندهی وقت نیروی هوایی می‌گیرد، موشک‌های هاگ زمین به هوا را به منطقه می‌برد و دفاع هوایی را اینگونه تأمین می‌کند.

 انتقال همین موشک‌ها بسیار می‌توانست با ریسک همراه باشد اما با برنامه‌ریزی بسیار عالمانه این موشک‌ها به منطقه منتقل می‌شود و همین موشک‌ها باعث می‌شود چیزی در حدود ۳۵ فروند هواپیمای دشمن فقط در همین عملیات و به‌واسطه نبوغ بهرام هوشیار ساقط شود. بهرام هوشیار در سال ۱۳۷۰ پس از یک دوره طولانی مبارزه با سرطان درگذشت.

ارسال به تلگرام