علی محبوبی
فردا که مجلس شورای اسلامی به سمت تعیین تکلیف هیئت رئیسه میرود، پرسش اصلی نه "چه کسی"، که "چه مدلی" برای ادارهی قوه مقننه است؛ خاصه آن که در مختصات فعلی کشور ، دیپلماسی رسمی و اقتدار میدانی در نقطهای حساس به هم گره خوردهاند.
نگاهی به وضعیت اخیر محمدباقر قالیباف، بهویژه در ترکیب "نمایندگی ویژه نظام در امور چین" و "ریاست تیم مذاکرهکننده"، نشان میدهد که ساختار قدرت به دنبال نوعی "تمرکز عملیاتی" است. این انتصابات بیش از آنکه حاصل تمایلات شخصی باشد، واکنشی به ضرورت "یکپارچهسازی تصمیمگیری" در مواجهه با فشارهای بیرونی است. در واقع، حضور قالیباف در این جایگاهها، حامل یک پیام استراتژیک است: عبور از فاز تقابلهای فرسایشی داخلی به سمت "پروژهمحوری" در سیاست خارجی و اقتصادی.
منتقدان تندرو، بهویژه در درون مجلس، اگر با ریاست قالیباف مخالفت میکنند، پیش از آنکه با "شخصِ" او مشکل داشته باشند، با رویکردهای کلان کشور زاویه دارند. در نگاه آنان، سیاستورزی یعنی ابراز مواضع رادیکال؛ اما در مدل فکری که به نظر می رسد قالیباف در حال حاضر پی می گیرد سیاست یعنی "رساندن مسئله به نقطه حل".
حمایت او از دولت پزشکیان و تأکیدش بر اینکه "آدرسِ غلط دادن" در شرایط جنگی، انسجام ملی را هدف میگیرد، نه یک عقبنشینی سیاسی، که یک "محاسبهی استراتژیک" است. او نیک میداند که اگر دولت در جبههی دیپلماسی شکست بخورد، هزینهاش بر کل نظام تحمیل میشود. بنابراین، این "تعامل" نوعی "بیمه کردن منافع ملی" از طریق کاهش اصطکاکهای پارلمانی با دولت است.
وقتی قالیباف با ادبیات نظامی از "عدم عدول از حقوق ملت" سخن میگوید، مخاطب او فقط طرف مقابل مذاکره نیست؛ بلکه او در حال ایجاد یک "توازن داخلی" است تا صدای تندروها را که ناآگاهانه مسیر مذاکرات را مینگذاری میکنند، مدیریت کند. این دقیقاً همان "مدیریتِ میدان" در لباس قانونگذاری است؛ توانایی فهم زبان قدرت و در عین حال، حفظ پرستیژ دیپلماتیک.
انتخابات فردا، آزمون میزان بلوغ مجلس است. آیا این قوه میخواهد همچنان درگیر حواشی بیثمر باشد یا به سمت "مدیریت واقع گرایانه" حرکت کند؟ تداوم جایگاه قالیباف در این مختصات، نه به معنای عاری از عیب و نقص دانستن یک فرد، بلکه به معنای انتخاب یک "سازوکار کنترلی" است. در شرایطی که "ثبات تصمیمگیری" کمیابترین کالا در حکمرانی است، مجلس ناچار است به سمت چهره هایی برود که هزینهی "غافلگیری" را به حداقل میرسانند.
فردا مشخص میشود که آیا پارلمان ایران این "ادبیات مدیریتی" را برای گذار از فصل دشوار فعلی برمیگزیند یا خیر؟