عصرایران ؛ رضا غبیشاوی - در سایه سکوت عجیب مقامات ایرانی، رویترز اولین رسانه ای بود که خبر سفر دوشنبه قالیباف و عراقچی به قطر را منتشر کرد.
رویترز این خبر را به صورت اختصاصی، به نقل از منابع آگاه و با فاصله چند ساعت و زودتر از رسانه ها و مقامات ایران، منتشر و در اختیار عموم قرارداد.
بعد از گذشت چند ساعت از انتشار خبر رویترز از ورود هیات ایرانی (قالیباف و عراقچی) به دوحه قطر، سازمان های مسوول در ایران خبری ناقصی از این سفر منتشر کردند. بدون کمترین توجه به اینکه چنین خبری باید زودتر از اینها منتشر می شد.
رسانه های ایران هم مجبور شدند خبر سفر مقامات کشورشان به کشور همسایه را به نقل از یک خبرگزاری اروپایی منتشر کنند. جالب نیست؟
سوال اینجاست رویترز چگونه توانست زودتر از مقامات و رسانه های ایران، سفر 2 مقام ارشد ایرانی به قطر را منتشر کند؟
آیا مگر غیر از این است که انتظار می رود خبرهای ایران را رسانه های ایرانی و مقامات ایران زودتر از دیگران منتشر کنند؟
این در حالی است که سفری در سطح قالیباف و عراقچی به یک کشور منطقه، قطعا نمی توانست محرمانه باشد و خبر آن دیر یا زود منتشر می شد.
ایا بهتر نبود مقامات ایرانی، خود خبر را زودتر منتشر می کردند تا خبرهای داخل ایران، به دست سازمان های داخلی منتشر شود؟
چرا مقامات ایرانی قبل از سفر، هنگام سفر و زمان رسیدن به قطر، خبر سفر خود را منتشر نکردند و اجازه دادند رسانه خارج از ایران، این خبر مهم را زودتر از همه آنها منتشر کند.
آیا اگر رویترز منتشر نمی کرد مقامات ایرانی نمی خواستند چنین خبر مهمی را منتشر کنند؟
اینکه هیچ رسانه ایرانی نتوانست زودتر و به عنوان اولین رسانه، خبر را کسب و منتشر کند نشانه ای از ضعف کنونی رسانه های ایرانی است؟ آیا این ضعف، نگران کننده نیست؟
این حادثه دوباره نگاه ها را به سمت خبر و جایگاه خبر در رسانه هم جلب کرد.
این ماجرا نشان داد خبر همچنان به عنوان خون رسانه، نقش محوری را در یک رسانه به ویژه خبرگزاری بازی می کند. این برخلاف تحلیل ها و نگاه هایی است که می گویند عصر خبر و خبررسانی گذشته و تمرکز بر تحلیل است.
علاوه بر این، قدرت نمایی رویترز بود. اینکه یک خبرگزاری اروپایی بتواند با استفاده از منابع آگاه یک خبر مهم خاورمیانه را منتشر کند نشانه از توانمندی های آن است در حالی که هیچ رسانه ای در ایران و قطر نتوانست قبل از انتشار خبر رسمی ، این خبر را کسب و منتشر کنند.
همچنین یک هشدار به رسانه ها و مقامات ایرانی است. ادامه انتشار خبرهای داخلی ایران از سوی رسانه های خارجی، هم به اعتبار این رسانه خارجی کمک می کند هم تاخیر مقامات و رسانه های ایرانی در اطلاع رسانی مورد توجه قرار می گیرد.