صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۵۸۷۱
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۵ - ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - 26 May 2026

روزهایی از ماه که فقط زنان درد آن را می‌فهمند

اولین پریودش را پارسال تجربه کرده بود؛ درست وسط کلاس ریاضی، درد غریبی به جانش افتاده بود و ماهیچه‌های تحتانی شکمش را می‌فشرد. اما آن‌قدر صبر کرد تا زنگ تفریح بخورد و به دستشویی برود. همان روز، در سرویس بهداشتی مدرسه فهمید که چه اتفاقی افتاده است.

نیلوفر حامدی

روزنامه شرق

از «آیناز» که به وقت شنیدن زنگ تفریح از کلاس درس خارج نمی‌شود، مبادا لکه خون روی مانتویش را کسی ببیند، تا «سمیه» که به عنوان یک کارگر، حتی فرصتی برای تعویض لوازم بهداشتی ندارد و حتی «شیما» که مدت‌هاست تصمیم گرفته درباره قاعدگی در محیط کارش حرف بزند؛ دوران قاعدگی روزهایی از ماه هستند که انگار باید پنهان شوند. ترسی بی‌نام که از نیمکت مدرسه شروع می‌شود و سال‌ها بعد، در سکوت زنانی ادامه پیدا می‌کند که پشت خط تولید، درد را قورت می‌دهند و کار می‌کنند. برای آنهایی که حرف می‌زنند هم البته تجربه شرم و درد توأمان، کماکان جاری است. از دانش‌آموزانی که نخستین پریود را با بیماری اشتباه می‌گیرند تا زنانی که به دلیل گرانی محصولات بهداشتی سلامتشان به خطر می‌افتد، قاعدگی همچنان یکی از پنهان‌ترین بحران‌های اجتماعی زنان باقی مانده است. در آستانه 28 می، روز جهانی بهداشت قاعدگی، این گزارش نگاهی انداخته است به جدی‌ترین مناقشات و مخاطرات، درباره موضوعی که نه‌فقط یک رخداد زیستی، بلکه تجربه بدن‌مندی چندوجهی و پیچیده‌ در ساحت اجتماعی زنان است.

پشت مانتوی «آیناز»

صدای زنگ تفریح که می‌آید، همه دخترها از کلاس بیرون می‌روند. «آیناز» اما روی صندلی‌ چسبیده؛ دانش‌آموز سال ششم مدرسه کوچکی در یکی از روستاهای «میاندوآب» که از نگاه خودش «حسابی بدشانس» بوده که زودتر از سایر هم‌کلاسی‌هایش قاعدگی را تجربه کرده است. در طول روز مانتویش را مدام عقب می‌کشد و آنقدر خجالت می‌کشد که حتی نمی‌تواند از صمیمی‌ترین دوستش بخواهد لک خون پشت لباسش را چک کند. اولین پریودش را پارسال تجربه کرده بود؛ درست وسط کلاس ریاضی، درد غریبی به جانش افتاده بود و ماهیچه‌های تحتانی شکمش را می‌فشرد. اما آن‌قدر صبر کرد تا زنگ تفریح بخورد و به دستشویی برود. همان روز، در سرویس بهداشتی مدرسه فهمید که چه اتفاقی افتاده است. پیش‌تر چیزهایی از پچ‌پچ‌های در گوشی مادر و زن‌دایی‌اش شنیده بود. با وجود این، چند ماه زمان برد تا بالاخره جرئت کند و ماجرا را به مادرش بگوید. تا آن روز، با پنبه و دستمال کاغذی کارش را پیش می‌برد اما قبل از آن، هیچ‌کس برای آیناز توضیح نداده بود که قرار است چه اتفاقی برای بدنش رخ دهد.

در مدرسه هم فقط یک مرتبه درباره «بلوغ» برایشان حرف زده بودند بدون اشاره به خون‌ریزی، درد جسمانی و نیاز به نوار بهداشتی. دوست دیگرش هم که امسال پریود شده، اولین بار فکر کرده «سرطان» گرفته است. بعدتر هم که فهمیده ماجرا از چه قرار است، تا پایان دوره خون‌ریزی، از شدت خجالت به مدرسه نرفته؛ تصمیم رایجی که بسیاری از دختران در مواجهه با قاعدگی می‌گیرند. این را «نازنین» می‌گوید که معلم مدرسه غیرانتفاعی در تهران است و سال‌ها در شهرستان‌های مختلف کار کرده است: «غیبت از مدرسه و کلاس درس، یکی از نخستین تصمیمات دختران نوجوان در مواجهه با قاعدگی است. میزان آگاهی آنها درباره پریود و چنین تصمیمی کاملا رابطه مستقیم با هم دارند. یعنی هر سالی که شاگردان من از خانواده‌هایی بودند که اطلاعات کمتری درباره پریود به آنها داده می‌شد یا شهر کوچک‌تری بود، این رفتار هم بیشتر دیده می‌شد. اوایل خودم هم متوجه نمی‌شدم ماجرا از چه قرار است اما به مرور زمان علت آن را یافتم و همین هم شد که از آن روز تاکنون حتما در کلاس‌هایم درباره پریود با بچه‌ها حرف می‌زنم.

با اینکه معلم ادبیات هستم، اما با یک بهانه سعی می‌کنم از این موضوع بگویم تا اگر حتی یک نفر بی‌اطلاع در کلاس باشد، از این راه بتواند با موضوع آشنا شود. شاید تصور کنید این روزها دیگر همه از چنین چیزهایی آگاه هستند اما حقیقت جامعه چیز دیگری را نشان می‌دهد». تجربه نخستین پریود برای بسیاری از دختران ما، مساوی است با یک نوع شرمساری و خجالت: «حتما شنیده‌اید درباره رسمی که دختری را که اولین‌بار پریود می‌شود، نیشگون می‌گیرند. یا افکاری قدیمی وجود دارد مبنی بر اینکه زنی که در دوران قاعدگی به سر می‌برد، ناپاک و نحس است. همه این افکار به‌ظاهر قدیمی هنوز در برخی مناطق حاکم هستند؛ بنابراین نخستین قاعدگی برای دختران ما در بسیاری از شهرها، خانواده‌ها و گروه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، مساوی با احساس شرمساری و خجالت است؛ نه یک بلوغ و رشد بدنی».

نگاهی به عملکرد سایر کشورها در زمینه افزایش آگاهی در حوزه بهداشت قاعدگی راهکارهای مختلفی را مقابل تصمیم‌گیرندگان امر قرار می‌دهد. برای مثال، اسکاتلند‌ نخستین کشوری بود که محصولات قاعدگی را به‌صورت رایگان در فضاهای عمومی عرضه کرد. همچنین در مدارس، آموزش درباره قاعدگی را به بخش عادی آموزش سلامت اضافه کرد و آموزش به پسران را هم در دستور کار خود قرار داد تا تابوی اجتماعی در این زمینه کاهش پیدا کند. یا در «هند» که سال‌ها با بحران «فقر قاعدگی» و تابوهای شدید آن مواجه بود، در برخی مناطق دختران هنگام پریود اجازه ورود به آشپزخانه را نداشتند. اما در سال‌های اخیر کمپین‌های اجتماعی، فیلم‌ها و استارتاپ‌های حوزه سلامت زنان باعث ارتقای فرهنگ پریود در جامعه شد.

سکوت سرخ

«اینجا کسی از آدم نمی‌پرسد حالت خوب است یا نه؛ فقط می‌پرسند چرا این‌قدر کند شده‌ای؟». این را «سمیه» می‌گوید؛ زنی ۳۸ساله که در یک کارگاه بسته‌بندی مواد غذایی، حوالی «شهریار» کار می‌کند. شیفتش از هفت صبح شروع می‌شود و تا ساعت پنج عصر که کارش تمام می‌شود، فقط در وقت ناهار‌خوردن است که فرصت نشستن پیدا می‌کند. او که به خاطر غلظت خون بالا، دردهای مقطعی شدیدی را در دوران عادات ماهانه‌اش تجربه می‌کند، کارکردن در روزهای قاعدگی را مصداق بارز شکنجه می‌داند. درد کمر و پا امانش را می‌بُرد اما حتی نمی‌تواند به سرکارگر بخشش چیزی بگوید: «اینجا سر کار دعواست. هرچقدر هم که درد بکشم چیزی نمی‌گویم، چون نمی‌خواهم کارم را از دست بدهم». سمیه بارها به خاطر محدودبودن زمان مراجعه به سرویس بهداشتی، مجبور شده ساعت‌های طولانی نوار بهداشتی‌اش را تعویض نکند. البته عامل دیگری که این کار را به تعویق می‌اندازد، قیمت بالای این محصول بهداشتی است که البته هر چندوقت یک‌بار هم گویی بالاتر می‌رود: «وقتی مجبور باشید بین خرید غذا برای خانه و نوار بهداشتی برای خودتان انتخاب کنید و مادر هم باشید، انتخاب شما خرید غذای بچه‌ها می‌شود».

موضوع قیمت بالای این محصولات اما در بخش‌های حاشیه‌ای شهرها و مناطق کم‌برخودار، بیشتر خود را نشان می‌دهد. «محیا واحدی»، فعال اجتماعی و روان‌شناس بالینی که از نزدیک با خانواده‌های زیادی از این دست در ارتباط است، از بیماری‌هایی می‌گوید که به دنبال نبود پول کافی برای خرید نوار بهداشتی رخ می‌دهد: «کشاله‌های ران برخی از زنان به دلیل حساسیت به پارچه‌ای که به‌جای نوار بهداشتی استفاده می‌کنند زخم می‌شود و به دلیل تکرار زخم و معالجه‌نکردن، حتی دچار عفونت می‌شوند. یا اندام داخلی دختر نوجوان دیگری به دلیل عدم شست‌وشو در دوران عادت ماهانه دچار عفونت می‌شود و درمانش با توجه به محیط آلوده زندگی‌شان چالشی جدی برای مددکاران به حساب می‌آید.

همچنین، مادران جوان زیادی هستند که دچار بیماری و عفونت در اندام داخلی هستند و درد قاعدگی زیادی را همراه با تب و لرز تحمل می‌کنند. به‌طور کلی بسیاری از خانواده‌های ساکن حاشیه شهر، توان تهیه مایحتاج روزانه را ندارند و خرید وسایل بهداشتی، دیگر تجملی و غیرضروری به حساب می‌آید. این در شرایطی است که باید بدانیم اساسا استفاده از لباس زیر هم در بسیاری از محله‌های فقیرنشین کشور ما جایگاهی ندارد». اینها در شرایطی است که در ایران، نوار بهداشتی هنوز اصلی‌ترین محصول مصرفی دوران قاعدگی است و گزینه‌هایی مثل تامپون یا کاپ قاعدگی سهم کمی از بازار دارند. در چنین موقعیتی، افزایش قیمت محصولات بهداشتی باعث شده بعضی خانواده‌ها مصرف را محدود کنند یا به گزینه‌های غیربهداشتی روی بیاورند.

همچنین در مدارس، دانشگاه‌ها یا سرویس‌های عمومی، دسترسی رایگان به محصولات قاعدگی تقریبا وجود ندارد. ضرورتی که بسیاری از سایر کشورها، مدت‌هاست به آن پی برده‌اند و لوازمی مانند دستمال توالت و نوار بهداشتی را جزء اقلام ضروری سرویس‌های بهداشتی‌ عمومی می‌شناسند. برخی کشورها حتی پیش‌تر رفته و در سیاست‌های اقتصادی خود، این مهم را گنجانده‌اند. به طور نمونه، «آلمان» و «فرانسه»، مالیات محصولات قاعدگی را کاهش داده‌اند و در بعضی مدارس و دانشگاه‌ها دستگاه‌های توزیع رایگان نصب کرده‌اند. «نیوزلند» از سال ۲۰۲۱ توزیع رایگان محصولات قاعدگی در مدارس را آغاز کرده است. «کنیا» نیز یکی از نخستین کشورهای آفریقایی بود که مالیات نوار بهداشتی را حذف کرد. دلیلش ساده بود: بسیاری از دختران به‌خاطر نداشتن محصولات قاعدگی مدرسه را ترک می‌کردند.

 تن زنانه در مقابل ساختار کار صرفا مردانه

هرچقدر حرف‌زدن از پریود برای «سمیه» در محل کارش دشوار است، «شیما» مدت‌هاست تصمیم گرفته در محیط کاری از ضرورت آگاهی‌بخشی دراین‌باره بگوید. از نگاه او، بیشتر دانستن درباره این تجربه زنانه، به درک عمومی بهتر می‌انجامد: «پریود یک تجربه کاملا زنانه است. طبیعی است که باید زن بود تا فهمید چقدر ابعاد مختلف این تجربه بدن‌مند دشوار است. اما هرچقدر بیشتر درباره این موضوع حرف بزنیم، به درک عمومی بیشتری نسبت به یکدیگر می‌رسیم». او همچنین از طرفداران جدی «مرخصی پریود» است. موضوع پرمناقشه‌ای که سال‌هاست در جهان در جریان است.

خیلی از کشورها یا شرکت‌های خصوصی به آن تن داده‌اند، اما هنوز بسیاری دیگر نسبت به آن نقد دارند: «به نظر من مرخصی پریود هم باید مثل مرخصی زایمان در قانون کار لحاظ شود. چطور ممکن است یک ‌بخشی از نیروی کار ما چند روز از ماه را با درد و خون‌ریزی کار کند و هیچ تفاوتی بین و او و سایرین وجود نداشته باشد؟». «آنیشا اسداللهی»، کارشناس اقتصاد سیاسی و فعال صنفی، با اشاره به مسئله مرخصی عادت ماهانه به ‌عنوان یکی از نقاط تلاقی مطالبه برابری جنسیتی با واقعیت‌های سخت بازار کار به «شرق» می‌گوید: «برخی در حوزه مناسبات کار بر این نظرند که این مرخصی از منظر فمینیستی باید بخشی از حقوق به رسمیت شمرده زنان محسوب شود، اما آیا در بستر ساختاری-نهادی اقتصاد ایران، اعطای حق مرخصی عادت ماهانه به زنان می‌تواند بدون تشدید تبعیض در عمل پیاده شود. ساختار کنونی روابط کار در ایران با ویژگی‌هایی از جمله قدرت چانه‌زنی ضعیف اتحادیه‌ها، نظارت ناکارآمد بر اجرای قوانین کار، کسری مزمن سازمان تأمین اجتماعی و مهم‌تر از همه، بازار کار و ارتش ذخیره در آن همراه است.

از منظر اقتصاد سیاسی، در چنین بستری، نگرانی اصلی این است که اعطای هر حق هزینه‌بر اضافی به زنان مانند مرخصی عادت ماهانه شاید اثر معکوس داشته باشد». او با یادآوری یک نمونه مشابه، توضیحاتش را ادامه می‌دهد: «به عنوان مثال، تجربه قانون کاهش ساعات کاری زنان در ایران در سال 1395 سبب شد کارفرمایان با افزایش هزینه نسبیِ نیروی کار زن، به سمت استخدام بیشتر مردان روی آوردند و همراه با آن درصد زنان مشمول قانون که اخراج شدند نیز افزایش یافت. منطق این رفتار در بازار ساده است: اگر بهره‌وری نهایی زنان و مردان را برابر در نظر بگیریم، مردان با هزینه جانبی کمتر اولویت خواهند داشت. از سوی دیگر، کسری بودجه تأمین اجتماعی، پرداخت غرامت دستمزد را بدون پرداختن به ابعاد دیگر این معضل، تقریبا ناممکن ساخته است.

در این شرایط، قانونی که به نفع زنان فقط روی کاغذ می‌آید، در نبود تشکیلات صنفی مستقل و نیز تهدید و ارعاب فعالان، از مطالبه‌گری جمعی و قدرت کافی برای چانه‌زنی محروم خواهد بود. بنابراین منتقدان اعطای این حق استدلال می‌کنند در ساختار فعلی، بدون اصلاح هم‌زمان نهادهای نظارتی و منبع تأمین مالی، نه‌تنها این خواست زنان در روابط کار محقق نمی‌شود، بلکه دسترسی آنان به بازار کار رسمی را کاهش می‌دهد و تبعیض ساختاری را تشدید می‌کند». این کارشناس اقتصاد سیاسی، در دفاع از حق مرخصی عادت ماهانه نیز استدلال‌هایی را مطرح می‌کند: «به‌رسمیت‌شمردن هر حقی نوعی آگاهی را در جامعه تقویت می‌کند، حتی اگر امکان تحقق کامل آن در ابتدا ضعیف باشد. عادت ماهانه یک پدیده بیولوژیک است که نزدیک به نیمی از جمعیت شاغل را درگیر می‌کند. نادیده‌گرفتن آن در نظام مناسبات کار، به معنای پذیرش ضمنی بدن مردانه به عنوان الگوی پیش‌فرص کارگر است.

اما نکته کلیدی در دفاع از این حق، رد این گزاره نادرست است که می‌گوید: «چون ممکن است برعکس تبعیض تشدید شود، پس حق را ندهیم». مدافعان این حق در پاسخ استدلال می‌کنند حتی در شرایط فعلی باید به‌جای صرف‌نظرکردن از یک حق، برای دگرگون‌کردن ساختار فعلی قدم‌های مؤثر برداشت. تجربه کشورهایی مانند ژاپن یا اسپانیا نشان می‌دهد با طراحی «صندوق عدالت جنسیتی» (تأمین هزینه از محل مالیات عمومی یا حق بیمه جداگانه)، می‌توان انگیزه تبعیض را کاهش داد؛ بنابراین دفاع از حق مرخصی به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات اجرایی نیست، بلکه تأکید بر این است که راه‌حل، عقب‌نشینی از حقوق زنان نیست، بلکه اصلاح هم‌زمان نهادهای نظارتی، تأمین منابع مالی پایدار و اجرای تدریجی آن است. حذف حق به‌ دلیل ترس از تبعیض، نوعی تسلیم در برابر منطق رسمی کارفرمایی و تضعیف عاملیت و اراده زنان در برابر ساختارهای ناعادلانه است. ضمن اینکه آگاهی بر هر حقی آن را نازدودنی خواهد کرد.

ارسال به تلگرام