صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۶۱۱۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۹ - ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - 27 May 2026

 ابراهیم، شهسوار ایمان/ اگر جای او بودید به خاطر یک خواب، فرزند را به قربان‌گاه می‌بردید؟

آیه ۱۰۵ سوره صافات را اندک مترجمانی این گونه برگردانده‌اند: تو راستی راستی باور کردی که آنچه را که در خواب دیدی باید انجام دهی! به زبان امروزی: تو دیگر که هستی که خواب از طرف ما را هم باور کردی! این نگاه با ایمان سازگارتر است و گویا باز «کی‌یرکه گور »بوده که گفته چون با عقل یا اخلاق مورد انتظار از کسی که نیای سه دین بوده سازگار نیست کار او جز با کلمه «ایمان» قابل توجیه نیست؛ خاصه این که در خواب دیده باشد...

   عصر ایران؛ مهرداد خدیر- داستان «ابراهیم و اسماعیل» به روایت مسلمانان و «ابراهیم و اسحاق» در باور یهودیان، جدای جنبه های دینی مورد توجه روشن‌فکران غیرمذهبی هم بوده است تا جایی که «کی‌یر که‌گور» پایه گذار «اگزیستانسیالیسم» از ابراهیم به عنوان «شوالیه یا شهسوار ایمان» یاد می‌کند و در فارسی البته این تعبیر رایج‌تر شده است: ابراهیم، پدر ایمان.
 
   «ابراهیم، پدر ایمان» سینمادوستان ایرانی را  به یاد فیلم «هامون» ساختۀ «داریوش مهرجویی» کارگردان دانش‌آموختۀ فلسفه می‌اندازد که زندگی درخشان هنری او با آن قتل فجیع پایان یافت.

 آنجا که حمید هامون با بازی ماندگار خسرو شکیبایی با اشاره به کتاب «ترس و لرز» اثر «کی‌یر که‌گور» می‌گوید:

     «به کتاب "ترس و لرز" فکر می‌کردم و راستش خودمم دچار ترس و لرز شده بودم. چون تو اون کتاب ... ببینین، من می‌خواستم ببینم چرا ابراهیم پدر ایمانه؟ می‌خواستم به عمق عشق ابراهیم به اسماعیل پی ببرم. می‌خواستم ببینم آیا واقعاً ابراهیم از فرط عشق و ایمان خواسته اسماعیل رو بکشه؟ اسماعیل، پسرشو، بزرگ‌ترین عزیزشو، عشق شو. آخه این یعنی چی خانم سلیمانی؟ آدم به دست خودش سر پسر شو ببره؟ خُب ابراهیم می تونست نره. می‌تونست بگه نه. اما رفت و اسماعیل رو زد زمین. گفت همینه، همینه، همینه ...»

      راز ستایش ابراهیم نزد کی‌یر که‌گور به خاطر ایمانی که اسحاق (‌وبه باور مسلمانان اسماعیل) را به قربان‌گاه می‌برد این است:

     «‌دستاوردِ او و کار فروتنانه اوست، این خدمت صادقانه او در خانۀ قهرمان است. اگر بدین‌گونه به عشق خویش وفادار بماند، اگر شب و روز در برابر ترفندهای نسیان، که او را با حیله از قهرمانش دور می‌کند، ایستادگی کند، رسالت خویش را انجام داده است و با قهرمان متحد است…»

   در ادامه از خواننده کتاب می‌پرسد: «اگر جای ابراهیم بودی، چه می‌کردی؟ آیا به کوه‌ها بانگ نمی‌زدی که بر من بیفتید؟ و به تل‌ها که مرا پنهان کنید؟ اما ابراهیم با شادمانی و سرفرازی و اطمینان، با بانگ بلند گفت: این‌جایم.»

   کی‌یر که‌گور می‌گوید انگار ابراهیم به جشن می‌رود و سپس به مقایسه رفتار پدران مختلف در موقعیت‌های حساس پرداخته و از لفظ «بسا پدرانی که…» در چند فراز استفاده می‌کند. او ابراهیم را بالاتر از همه این‌پدران مثالی می‌بیند و می‌گوید «برای او آزمایشی دشوارتر مقدر شده بود.» از نظر کی‌یر که‌گور امتیاز ابراهیم نسبت به دیگر پدران و البته انسان‌های دیگرِ در معرض امتحان، این است که در آزمون ایمان شک نکرد.

   به باور او «آن که ایمان دارد، جاودانه جوان می‌ماند. پس ستایش بر این داستان باد!». در نگاه فیلسوفی در اندازه و آوازۀ او ایمان ابراهیم فقط به زندگی اخروی نبود، بلکه به زندگی دنیوی و خوشبختی و سعادت این‌جهانی نیز ایمان داشت. به تعبیر علی اشرف فتحی -دین‌پژوه معاصر-  داستان باشکوه قربانی کردن ابراهیم، متألهان مسیحی را به واکاویدن مکرر داستان غریب و قریب «ایمان» برانگیخته است؛ ایمانی که اگرچه رابطه خصوصی فرد با خداست، اما زندگی او و جامعه‌اش را تحت تأثیر قرار می‌هد.
   در تحلیل این دین‌پژوه معاصر، «ایمان ابراهیم» در قرآن، ابعاد افزون‌تری هم دارد. نام ابراهیم 69 بار در قرآن آمده و علاوه بر داستان ذبح در سوره صافات، در آیه ۲۶۰سوره بقره نیز با پیامبری روبه‌رو هستیم که از خدا می‌خواهد زنده شدن مردگان را به او نشان دهد و در پاسخ به این پرسش که مگر ایمان نیاورده‌ای، می‌گوید: «بله ایمان دارم، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد». گویا که اطمینان قلبی مرحله‌ای فراتر از ایمان است و ابراهیم به این مرحله نیز نایل می‌شود؛ اطمینانی که بی‌شک دستاورد ایمان است.

   به فیلم هامون بازمی‌گردم. آنجا که هامون در تشریح وضعیت زندگی خود با «مهشید» بعد از رخدادهای دادگاه نزد مادر مهشید از دغدغه‌هایش پرده بر می‌دارد. در صفحه 94 فیلم‌نامه از زبان هامون می‌خوانیم: امر، امر خداست و کارد رو کشید.

   ادیان ابراهیمی یا سامی در عین اشتراک بر سر ابراهیم البته اختلاف هم دارند و مهم‌ترین آنها بر سر این است که «ذبیح» یا قربانی کیست. مسلمانان، از اسماعیل سخن می‌گویند و یهودیان از اسحاق.

       با این همه برای خوانندۀ امروزی و فارغ از جنبه های دینی و ایمانی قربانی کردن فرزند به خاطر آنچه در خواب دیده با معیارهای مدرن عقلانی نیست و اگر هم باشد اخلاقی نیست و چون حدس می‌زنم نزد برخی از خوانندگان این یادداشت که موضوع را فرادینی تحلیل کنند این ابهام یا اتهام شکل بگیرد اشاره به دیدگاه دکتر آرش نراقی خالی از لطف نیست:

    ماجرا باید در زمینۀ فرهنگی عصر ابراهیم تحلیل کرد که فرزندان را برای خدا یا خدایان قربانی می‌کردند تا بر آنان خشم نگیرد. جدای جنبه های آسمانی و در قانون حمورابی (پیش از عهد عتیق و 10 فرمان موسی و حاکم بر بین‌النهرین) مجازات‌ها شامل فرزندان هم می‌شد.

   فی‌المثل اگر معماری خانه‌ای می‌ساخت و خانه آوار می‌شد هم معمار را می‌کشتند و هم فرزند او را. با این روایت اما عهد عتیق از عصر حمورابی جدا می‌شود چون با اعلام پایان قربانی کردن فرزند، او را از مالکیت پدر به درمی‌آورد و با این نگاه به این نتیجه می‌رسد که فهم ابراهیم از فرمان اگرچه درست بود اما کامل نبود چون قرار نبود واقعا فرزند را قربانی کند و «غرض، آزمایش خلوص ایمان بود» و می‌بینیم که در دستگاه تحلیلی او هم که بر تفکیک قانون حمورابی از عهد عتیق و عهد عتیق از عهد جدید استوار است باز به «ایمان» می‌رسیم تا بهنرین توصیف برای ابراهیم/آبراهام/ براهم/ پرهام ( نام های گوناگون در فرهنگ‌های متفاوت) همان باشد: شهسوار/شوالیه/ پدر ایمان...

برای این که این یادداشت کامل باشد اشاره ای به آیه ۱۰۵ سوره صافات هم خالی از لطف نیست: قد صدقت الر‌ویا...

ترجمه این آیه بسیار متفاوت و متنوع است. خانم صفار‌زاده این گونه برگردانده: ماموریتی را که در خواب دیده بودی تحقق بخشیدی. در حالی که نه کلمه ماموریت آمده نه تحقق! دیگری ترجمه کرده: به راستی که خواب را محقق کردی. یا خواب را به حقیقت پیوند دادی.

   اندک مترجمانی اما این گونه برگردانده‌اند: تو راستی راستی باور کردی که آنچه را که در خواب دیدی باید انجام دهی!

    به زبان امروزی و صمیمانه‌تر: تو دیگر که هستی که خواب از طرف ما را هم باور کردی! این نگاه با ایمان سازگارتر است و گویا باز کی‌یرکه گور بوده که گفته چون با عقل مورد انتظار از کسی که نیای سه دین بوده سازگار نیست جز با کلمه «ایمان» قابل توجیه نیست؛ خاصه این که در خواب دیده باشد...

ارسال به تلگرام