عصر ایران؛ مهرداد خدیر- مخالفت صریح و سنگاندازی جریان رادیکال مخالف دولت با بازگشت اینترنت به زندگی مردم ولو نه به صورت کامل که به همان شکل و شمایل پیشا دی 1404 این پرسش را ایجاد میکند که چرا اینان این گونهاند خاصه بخشی که با عنوان نماینده مردم در مجلس هم توصیف میشوند؟ در این یادداشت به صورت گذرا 25 دلیل یا گمانه دربارۀ چرایی رفتار این گونۀ سیاسی را برمیشمرم با این یادآوری که چه بسا همه آنها درباره تمامشان صدق نکند ولی به طور میانگین چنین است و چون 25 مورد است مجال تفصیل هر یک میسر نیست هر چند نیاز هم نیست زیرا صابون این جماعت در عرصههای مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به تن اکثریت مردم ایران خورده است:
1. اصطلاح سواره از پیاده خبر ندارد سیر از گرسنه را همه شنیدهایم. اینترنت بینالملل به روی خودشان بسته نبوده تا احساس کاستی و فقدان کنند و کافی است از آنان پرسیده شود خودشان دسترسی دارند یا نه تا میزان صداقتشان روشن شود. البته در این پرسش مجال توضیح و توجیه به آنان نباید داد و تنها باید پرسید دارید یا نه؟ چون اگر بنا باشد توضیح دهند هر یک قصههای حسین کُرد زیادی برای توصیف دارند!
2. وقتی جریانی با کلیت آزادی مخالف باشد طبعا با مصادیق آن هم مخالفت میکند. دسترسی به اینترنت یکی از نشانههاست و برنمیتابند. اسلاف اینان در مجلس پنجم قانون محدویت مطبوعات را تصویب کردند و حالا که روزنامههای چاپی رونق گذشته را ندارند و جای خود را به اطلاع رسانی در فضای مجازی دادهاند همان محدودیتها را میخواهند در اینجا اعمال کنند و این گونه خود را به روز کردهاند!
3. گاه برای فریب افکار عمومی به محدودیتها در کشورهای دیگر اشاره میکنند در حالی که بازگشت به اینترنت پیش از دی 1404 به معنی حذف فیلترینگ نیست و به تعبیر دکتر داریوش رحمانیان استاد تاریخ، تازه به "فیلترنت" برمیگردیم! ولی همان را هم تحمل نمیکنند و ژست اخلاق میگیرند حال آن که فیلترینگ گسترده کماکان برقرار است و اتفاقا وقتی قبح استفاده از فیلترشکن بریزد دسترسی به سایتهای فیلتر شده میسرتر میشود.
4. انتخاب مسعود پزشکیان در 1403 روند خالص سازییی را که از 1400شروع شده بود تا اندازهای متوقف کرد و البته اگر دو جنگ درنگرفته بود و رییس جمهور بیش از حد مماشات و مدارا نمیکرد آن سازه بیشتر ترک برمیداشت ولی اینان همچنان در همان حال و هوا به سر میبرند و نمیخواهند مسعود پزشکیان که با همه فرصتسوزیها و قدرندانستن موقعیتها نسبتی با آن روند ندارد مسیری متفاوت را طی کند.
5. این جماعت دولت را در حد تدارکاتچی و فحشخور معضلات اقتصادی و معیشتی میخواهد نه بیشتر و دوست ندارد هیچ موفقیتی به نام آن ثبت شود. از این رو از تشکیل ستادی با حکم رییس جمهوری و با عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی به ریاست معاون اول و با نقشآفرینی وزیر ارتباطات ناخرسندند. در چشم اینان دولت باید مجری تصمیمات بیرون از خود باشد حال آن که در این قصه مثلث رییس جمهوری و معاون اول و وزیر ارتباطات نقشآفریناند.
6. بخشی از این پروژه را صدای و سیمای انحصاری مدیریت میکند. اینان خود را مالک هر صدا و تصویری میدانند و توجیه شان برای ساترا همین است. در اینترنت طبعا صوت و تصویر خارج از کنترل آنان رد و بدل میشود و صدا و سیما این را نمیپسندد.
7. بیم دارند موفقیت ستاد ویژه راهبری و ساماندهی فضای مجازی شورای عالی فضای مجازی را عملا به حاشیه براند در حالی که اقتدارگرایان اراده خود را از طریق همین شوراهای عالی اعمال می کنند. شگفتا که در سال 68 مهم ترین بازنگری در قانون اساسی سال 58 حذف شوراهایی چون شورای رهبری (مگر در حالت موقت) و شورای سرپرستی صدا و سیما و شورای عالی قضایی بود و به مرور انواع شوراهای عالی دیگر ایجاد شدند که در رقابت با دولت و قوه مقننه اند حال آن که شوراها نه دولت را تضعیف می کردند و نه قوه قانون گذاری را.
8. یکی از دلایل مخالفت و اصرار بر غیر قانونی دانستن ستاد ویژه با هدف بازگشایی اینترنت اختلاف در تعریف "مردم" است. هر وقت اینان از تعبیر مردم استفاده میکنند منظور حامیان و هواداران است و نصف جمعیت غایب در انتخابات تیر 1403 و اکثریت رأی دهنده به مسعود پزشکیان را مردم نمیدانند!
9. نقش وزیر ارتباطات در بازگشایی اینترنت و مواضع صریح او به کامشان خوش نمینشیند و بهانۀ مناسبی برای استیضاح و برکناری هم نیست. چون انتظار مخالفت وزیر ارتباطات با ارتباطات مثل نکوهش وزیر خارجه بر سر استفاده از راهکارهای دیپلماتیک است! آنها وزیر ارتباطات را مطیع شورای عالی فضای مجازی میخواهند نه مجری رییس جمهوری. همان طور که در دولت مرحوم رییسی چنین بود و محدود به وزارت ارتباطات هم نیست. وزیر کشور را هم مطیع شورای نگهبان و وزیر علوم را نیز مجری شورای عالی انقلاب فرهنگی میخواهند. دوست دارند کل وزیران موقعیتی شبیه وزیران دادگستری و دفاع داشته باشند.
10. مسعود پزشکیان با سه وعده فضای مجازی و مذاکره و توقف برخورد در موضوع حجاب پیروز شد و اینها با هر سه مخالفاند منتها زورشان به دو مورد دیگر نرسیده و حالا تمام همت خود را صرف اینترنت خواهند کرد و اگر در اینجا شکست بخورند به مذاکره یا حجاب شیفت خواهند کرد.
11. پایداری شبکه داخلی در فضای جنگ و تامین نیازهای اولیه این سوء تفاهم را ایجاد کرده که همین کافی است حال آن که شبکه داخلی در امتداد شبکه جهانی قابل تعریف است. همانگونه که پرواز تهران - مشهد جای پرواز شیراز- دوبی را نمیگیرد و لیگ برتر در داخل ما را از آسیا و جام جهانی بینیاز نمی کند شبکه داخلی هم رفع کننده نیاز به اینترنت بینالملل نیست ولی نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند.
12. ذهنیت بخشی از مخالفان دیجیتال نیست و به عصر آنالوگ تعلق دارند. طبعا با ذهنیت آنالوگ از درک مناسبات اقتصاد دیجیتال و کسب و کارها در فضای مجازی غافلاند و به نظر میرسد وزیر اقتصاد وظیفه داشت پا به پای وزیر ارتباطات ضرورت اتصال را از منظر اقتصاد دیجیتال یادآوری کند ولی آن قدر شخصیت آکادمیک او میچربد که در این زمینه مگر این اواخر فعال نبود. کاری که وزیر علوم به شایستگی انجام داد تا تمام فشار بر دوش وزیر ارتباطات نباشد.
13. اینترنت و اطلاع رسانی آزاد نور میتاباند و نور فاشگوییها و افشاگریها کسانی را آزار میدهد. بدون اینترنت و فضای مجازی همچنان شاهد اشکهای آقای کاظم صدیقی در نماز جمعه تهران بودیم و چه بسا اتفاق دیگری برای آن قطعه زمین رخ میداد. مشخص است که امثال او دل خوشی از اینترنت نداشته باشند.
14. جنگ 40 روزه همگرایی در سطح اول حاکمیت را افزایش داده و گزاف نیست اگر گفته شود تا کنون چنین سابقه نداشته و نمایشی و صوری هم نیست. اختلاف بر سر اینترنت اما میتواند این همگرایی را با اختلال و مشکل رو به رو کند و این باب میل کسانی نیست که نانشان در اختلافافکنی است.
15. یکی از استدلالات وزیر این است که استمرار این وضعیت میل به استفاده از اینترنت ماهوارهای را به رغم تمام تهدیدات افزایش میدهد و در این صورت نظام حکمرانی بر فضای مجازی به محاق میرود. جماعت مخالف اما با این پیشبینی موافق نیستند چون فاقد دانش فنی لازماند یا دوست دارند انکار کنند.
16. بخشی از کارکرد اینترنت سرگرمی است و سرگرمی در دنیای امروز به یک صنعت و اشتغال بدل شده است. در نگاه مخالفان اما سرگرمی جز لهو و لعب نیست هر چند اگر لهو ولعب هم تلقی شود بخشی از دنیا مطابق آیۀ قرآن لهو و لعب است و در ادامه تفاخر و تکاثر و ذات دنیاست و انکار نشده بلکه به باطن آن یا آخرت توجه داده شده است. اینان تصور می کنند با محدودیت در اینترنت کاربران را از لهو و لعب نجات دادهاند!
17. افزایش مشکلات معیشتی برخی را به این صرافت انداخته که حکومت بر مردم فقیر آسانتر است از حکومت بر شهروندان توانمند و اینترنت یکی از ابزارهای توانمند سازی است. در واقع مشکلشان با شهروند توانمند است. کما این که در آموزش و پرورش هم باید هدف توانمند سازی باشد نه تحمیل مخفوظات. با اینترنت مخالفاند چون توانمند سازی را بر نمیتابند.
18. بخشی از این افراد از تحولات و اصلاحات اساسی در عصر جمهوری اسلامی سوم که قاعدتا باید پس از توافق با آمریکا آغاز شود نگراناند و اینترنت برای آنان الفِ این داستان است و دوست ندارند در بر پاشنههای جدید بچرخد.
19. اگر پزشکیان توافق نامه را امضا کند و اینترنت را هم بازگرداند و پیشتر هم قانون حجاب را کنار زده بود به سه وعده اصلی ولو نه کامل عمل کرده هر چند هر یک پرهزینه بوده است. آن گاه نوبت به دو کار دیگر میرسد که تغییر رویه صدا و سیما و ساختار گزینش است و نمیخواهند آن دو اتفاق بیفتد.
20. در فضای پساجنگ و با اینترنت متصل و در پی توافق، بازی تغییر خواهد کرد در حالی که اینان بازیگران بازیهای گذشته و کنونیاند و نگران ناتوانی در بازیگری جدید و محکوم شدن به تماشاگری. به تعبیر استاد ملکیان رفتارهای ما یا فعل است یا انفعال. یا بازیگری است یا تماشاگری و اینان نگراناند در فضای متصل مجال فعل و بازیگری نداشته باشند. رفتارشان شبیه مخالفت آژانسهای کرایه اتومبیل با راه اندازی اسنپ و تاکسی اینترنتی است اگرچه رانندگان دریافتند برای صاحبان آژانسها بد است ولی برای رانندگان و دارندگان خودرو درآمد زاست و به سودشان است. دست و پا زدن رقتآور این جماعت یادآور آن صاحب آژانسهایی است که دوست داشتند رانندگان تحت امرشان باشند و بخشی از کرایه به جیب آنها برود به صرف این که تلفن را آنها جواب میدهند!
21. اینترنت با هوای آزاد و فضای شاد نسبت دارند و این جماعت انگار با آزادی و شادی مشکل دارد. کافی است از این شاکیان یا مخالفان اینترنت بپرسید آخرین بار کی از گلفروشی گلی خریدهاند یا آخرین کتابی که خواندهاند چه بوده یا چند بیت شعر از بر دارند و شاید باور نکنند خیلیها درتلگرام دروس قرائت قلبی دکتر سروش و مدرسه تردید آرش نراقی را دنبال می کنند. تفاوت دو طیف عمیقتر از این حرفهاست. گرفتار آدمهایی شدهایم که انگار با زندگی مشکل دارند!
22. شهرهای ما پر از ساختمانهای اداری بی مصرف و بودجه هدر دِه است که با تصمیم دولت برای صرفه جویی در مصرف برق و آب و گاز ساعت یک بعد از ظهر تعطیل میشوند و اتفاق خاصی هم نمیافتد. گسترش فضای مجازی و اینترنت این فضاهای خارج از خدمترسانی مستقیم به مردم را آزاد میکند و به انحصار یک مافیای پنهان پایان میدهد و این هم باب میل برخی نیست که در این قصه اتفاقا کارشناس و متخصص هم هستند اما نانشان در کندی و استمرار روابط قبل است.
23. قرار مردم با پزشکیان البته اینترنت فیلتر شده نبود. آزادی پیام رسانها بود. بازگشت اینترنت به وضع پیش از دی ماه ایدهآل نیست و گام بعدی همچنان مطالبۀ رفع فیلترینگ از پیامرسانهاست و این هم باب میل شان نیست خاصه این که منافع کلان در آن مستتر باشد.
24. مقصر جلوه دادن اینترنت و فضای مجازی در ترور سران و فرماندهان بهانۀ مناسبی شد برای انکار شبکه نفوذ تا جایی که برای ترور یک مقام ارشد امنیتی در یک شب که اینترنت هم قطع بود تمام نقاط محتمل را هدف قرار دادند و دهها نفر را به شهادت رساندند تا آن مقام هم طبعا یکی از آنها باشد. سادهانگاری است اگر قصه را به اینترنت تقلیل دهیم ولی برخی به این سادهسازی و غفلت از شبکۀ نفوذ و عوامل دیگر علاقۀ وافری دارند.
25. سرانجام این که شرایط این گونه نمیماند و با عادی شدن اوضاع در گام اول باید انتخابات شوراها برگزار شود و هر چه مردم خستهتر و دل سردتر و مشارکت کمتر بخت اقلیت برای پیروزی در آن انتخابات که در کلان شهرها به منزله دست یافتن به منابع درآمدی فراوان است بیشتر است. اصرار بر این که اینترنت به حالت فیلتر شده هم بازنگردد برای آن است که پیروزی خود در آن انتخابات را از حالا تضمین کنند هر چند که اینترنت هم برای ایجاد شوق در مردم کلافه از گرههای متعدد کافی نیست و به تدابیری بس بیشتر نیاز است.