صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۷۲۱۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۹ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - 01 June 2026

«هدیه»ی بدنام به لعیا زنگنه!

زنگنه در «بدنام» توانسته بخش های کمتر دیده شده ی و بخش های پخته شده ی بازی اش را در قالب نقشی ارائه دهد که با ظرافت و آرامی در حال پررنگ شدن و تاثیرگذاری بیشتر است و بعید نیست غافلگیری های بیشتری هم از هدیه در انتظار مخاطب باشد.

عصر ایران؛ مهیار رحمانی- این روزها که «بدنام» تبدیل به پرمخاطب ترین سریال ایرانی شده بیشتر تحسین ها سمت بازی بازیگرانی چون ستایش رجایی نیا، سینا مهراد یا حس پورشیرازی رفته اما این وسط یکی از غافلگیری های اساسی سریال بازی لعیا زنگنه در نقش هدیه است. نقشی بسیار متفاوت با بیشتر کارنامه ی کاری زنگنه طی سال های گذشته. هم از نظر کیفیت نقش و هم از نظر اجرای خود زنگنه.

یکی از آفت های درصد قابل توجهی از کارگردان‌ها و نویسندگان ایرانی حاضری‌خور است، به این معنی که به هر بازیگر نقشی را می‌سپارند که مخاطب از قبل آمادگی پذیرش آن را دارد، مثلا اگر نوید محمدزاده یا حامد بهداد چند باری نقش آدمی عاصی و عصبی را بازی کرده اما باز هم همان نقش عصبی را برای او کنار می‌گذارند.

یا در آثار کمدی این آفت به وفور یافت می شود، نمونه هایش همین الان هم زیادند، پژمان جمشیدی، بهرام افشاری، سام درخشانی و ... در واقع بازیگران به واسطه راحت‌طلبی کارگردان‌ها و نویسندگان، از شخصیت‌سازی دور می‌شوند و به تیپ‌سازی می‌رسند، پس یک‌سری الگوهای تکراری شکل می‌گیرد که برای مخاطب جذاب است و دائماً تکرار می‌شود اما خب فاقد کار خلاقانه و هنری است.

در «بدنام» اما لعیا زنگنه این فرصت را پیدا کرده تا از قالب همیشگی اش در سال های اخیر فاصله ی معناداری بگیرد. زنی غیر سنتی که مطابق با کلیشه‌های ذهنی مخاطب از او نیست.

زنگنه در بدنام یک زن مستقل، تنها، رنج کشیده، قوی، سیاس و با گذشته ای مبهم است که محافظه کاری و رفتار مبتنی بر عقلش باعث شده به نوعی تبدیل به عقلِ سرد شخصیت اصلی سریال یعنی یلدا شود. یلدایی که به خاطر گرفتار شدن در یک دومینوی انتقام به‌ شدت گرم و هیجان‌زده رفتار می‌کند. اما عقلِ سردش همان هدیه است که دائماً به او هشدار می‌دهد، دائماً به او انذار می‌دهد تا بتواند به نوعی منطقی‌تر و عقلانی‌تر رفتار کند.

رابطه ی ایجاد شده بین یلدا و هدیه سبقه ی دراماتیکی دارد. هدیه که مسئول بزرگ کردن یلدا به عنوان یک بچه یتیم بوده حالا شبیه خواهر بزرگتری است که می خواهد در جهان گرگ ها بره اش را نجات دهد اما وقتی با سویه ی تاریک یلدا مواجه می شود نگرانی و اضطرابش از سرنوشتی که در انتظار اوست دو صد چندان می شود و احتمالا در ادامه داستان هدیه نقش جدی تری برای رها کردن یلدا از بند این بلای محتومی که در انتظارش است بازی خواهد کرد.

زنگنه در «بدنام» توانسته بخش های کمتر دیده شده ی و بخش های پخته شده ی بازی اش را در قالب نقشی ارائه دهد که با ظرافت و آرامی در حال پررنگ شدن و تاثیرگذاری بیشتر است و بعید نیست غافلگیری های بیشتری هم از هدیه در انتظار مخاطب باشد.

اگر دست فرمان داستان به همین شکل پیش برود، بدنام احتمالا یک خوشنامی برای کارنامه کاری زنگنه خواهد شد.

ارسال به تلگرام