صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۷۲۵۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۵ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - 01 June 2026

مطبوعات در نخستین روز بعد از توقیف فله ای خرداد ۲۲

رفع توقیف از روزنامه‌های «مهر ایران»، «اقدام»، «کیهان»، «خورشید ایران»، «مرد امروز» و «باختر» در دهم خرداد ماه 1322 شمسی باعث شده از ۱۱ خرداد ۸۳ سال قبل به عنوان نخستین روز بهار تازه مطبوعات یاد شود.

عصر ایران؛ باران ستوده -رفع توقیف از روزنامه‌های «مهر ایران»، «اقدام»، «کیهان»، «خورشید ایران»، «مرد امروز» و «باختر» در دهم خرداد ماه 1322 شمسی باعث شده از ۱۱ خرداد ۸۳ سال قبل به عنوان نخستین روز بهار تازه مطبوعات یاد شود.

در فهرست نارضایتی‌های بلندبالای دولت علی سهیلی (بهمن 1321 تا اسفند 1322) علیه مطبوعات آن روز، مواردی همچون انتقاد از وضعیت معاش و بهداشت مردم در دوران اشغال در سال ۱۳۲۲به چشم می‌خورد. اتهاماتی که موجب توقیف ده روزنامه در 30 فرودین ماه 1322 شد.

البته روزنامه باختر و مرد امروز با اتهامات سنگین‌تری همچون پرداختن به زندگی سهیلی در مقام نخست‌وزیر هم مواجه بودند.

نامه‌ سرگشاده محمد مسعود در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۲ خطاب به علی سهیلی هم ره به جایی نبرد، زمانی که سهیلی را خطاب قرار داد که عوامل توقیف را معرفی کند تا در محاکم کشور مجازات شوند.

اقدام دولت سهیلی در توقیف فله‌ای روزنامه‌ها موجب شد تا روزنامه اطلاعات که سنتا به دربار نزدیک بود، نسبت به این تصمیم موضع گرفته و از آن ابراز تاسف کند. اقدامی که در دوره پس از سقوط رضاشاه تا آن روز سابقه نداشت.

راحتی خیال سفیر انگلستان عامل توقیف روزنامه‌های ایران

با توجه به حاکمیت فضای نسبتا باز رسانه‌ای پس از برکناری رضاشاه ، این توقیف‌ها را باید بیشتر مورد مداقه قرار داد.  ابوالحسن عمیدی‌ نوری در کتاب‌ «یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار» در صفحه 201 ،توقیف روزنامه‌ها توسط فرمانداری نظامی را به تصویر کشیده وبه نقل از علی سهیلی نوشته است:« سر ریدر بولارد، سفیرکبیر انگلیس، دو روز پیش آمد نزدم و از روزنامه‌های داد، اقدام، ستاره، باختر و چند روزنامه دیگر نسخه‌ای روی میز من گذارده با عصبانیت اعتراض کرده...

من که دیدم سفیرکبیر خیلی سفت گرفته است او را دلداری داده امیدوار به قدرت دولت نموده گفتم: این روزنامه‌ها ناشر افکار اشخاص معینی هستند که از حق آزادی عقیده استفاده می‌نمایند، به‌هیچ‌وجه ناشر عقاید ملت ایران که نیستند؛‌ زیرا نه نشریه حزبی هستند و نه دولتی. بنابراین من الان دستور می‌دهم فرماندار نظامی جلوی نشر همه آنها را بگیرند که دیگر از فردا منتشر نگردند تا خیال شما راحت و آسوده باشد. سر ریدر بولارد با شنیدن این حرفم آرام گرفته راضی از نزدم برگشت. من هم به وعده خود وفا نموده صلاح مملکت را در این دانستم که عجالتا با این اقدام آبی روی آتش ریخته باشم تا بعد که آب از آسیاب افتاد در فرصت مناسب از روزنامه‌هایتان رفع توقیف به عمل آورم.»

توقیف پس از تجربه آزادی مطبوعات

این توقیف‌ها درست در شرایطی رخ داد که روزنامه‌ها توانسته بودند، آزادی گسترده‌ای را تجربه کنند. آن روزی که رضاشاه به حکم کشورهای اشغالگر ایران نامه استعفا نوشت و ناچار به ترک ایران شد. هرگز باور نداشت که تبعیدش به یک نقطه عطف در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران بدل شود. در آن زمانه ، محمدرضا پهلوی جوان که در اروپا درس خوانده بود و با وساطت محمدعلی فروغی بر تخت سلطنت تکیه زده بود، یا نمی‌خواست و یا نمی‌توانست سیاق پدر در حکمرانی را تداوم بخشد.

به همین رو، مطبوعات در سال‌های آغازین سلطنت محمدرضاشاه دوران نسبتا آزادی را تجربه کردند. دوران محمدرضا پس از دوران بگیر و ببند پهلوی اول آنقدر برای جامعه ایران متفاوت بود که جامعه نمی‌دانست چطور این همه حرفی را که فروخورده بود بیرون بریزد!

انتقام از دستور من حکم می‌کنم

از سوم اسفند 1299 که رضاخان کودتا کرد و با صدور اطلاعیه‌ای که بعدها موسوم به متن «من حکم می‌کنم» شد؛ تمام مطبوعات را توقیف کرد تا روزهای انتهایی شهریور ماه 20 که به اجبار استعفای خود را نوشت. وضعیت روزنامه‌ها در بدترین شرایط ممکن قرار داشت. روزنامه‌ها تحت شدیدترین سانسور بوده و امکان انتقاد از موسس سلسله پهلوی وجود نداشت. تیغ سانسور در این دوره به قدری شدید بود که تعداد اندک جرایدی که امکان نشر پیدا می‌کردند بایستی از «اداره راهنمایی نامه‌نگاری» که وظیفه سانسور مطبوعات را برعهده داشت «مهر روا» را دریافت می‌کردند.

میزان حساسیت نسبت به مطالب روزنامه‌ها به گونه‌ای بود که «حسین فاطمی» در سال 1317 به دنبال نوشتن مطلب «ای کبوترها» در روزنامه «ستاره» به شهربانی احضار شد تا توضیح دهد که منظورش از اینکه نوشته:"کبوتر بدون اعتنا به مال غیرآزادانه صبح زود پرواز کرده در آسمان قهقهه ذوق و نشاط برآورده هر کجا دانه‌ای دیر فرود آمده به اندازه کافی سدّجوع‌می‌کند"چیست؟

گنگی که زبان باز کرد!

دستگاه سانسور با خروج رضاشاه از کشور تا حدود زیادی فروریخت. با مرور مطبوعات آن روز می توان این گونه تحلیل کرد که به نظر می‌رسد رفتن پهلوی اول موجب شد تا مردم استبدادزده که به تازگی طعم آزادی را چشیده بودند ندانند که چگونه باید از این موهبت بهره بگیرند. مهدی محسنیان‌راد استاد علوم ارتباطات وضعیت مردم ایران را پس از رفتن رضاشاه را شبیه انفجاری بزرگ ارزیابی می‌کند. انفجاری که به دنبال آن تعداد زیادی روزنامه روی کیوسک رفت.

این دوره میزان آزادی به حدی رسید که به هتاکی نزدیک شد. این رویکرد به نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات ایران تبدیل شد. محسنیان‌راد وضعیت آزادی بیان را شبیه فرد گنگی می‌داند که به تازگی بعد از بیست سال زبان بازکرده و می‌خواهد در آن واحد هر چه در دل دارد بگوید. تنها بررسی آمار نشریات منتشر شده در دهه بیست نشان می‌دهد که رقابت سختی برای دریافت مجوز روزنامه و انتشار آن شکل گرفت.

بر اساس آمار منتشر شده در فاصله دوازده سال یعنی 1320 تا 1332 بیش از چهارهزار امتیاز نشریه صادر شد که حدّاقل 1162 تحت عنوان روزنامه چاپ شد که از آن میان تنها 20 روزنامه به طور مرتّب منتشر می‌شد. مهمترین دلیل شکل‌گیری این رقابت به این خاطر بود که در این مدت بیش از شصت و پنج حزب و جمعیّت به وجود آمد و طبیعی بود که هم احزاب و هم دارودسته‌ها برای ابراز وجود و تظاهر به شخصیت متوسّل به چاپ روزنامه شوند.

شهریور بیست برای ایران نقطه تحولی بود تا تغییرات شگرفی در ایران حاصل شود به محض سقوط قدرت متمرکز شاه ،مردم ایران اندکی آزادی را تجربه کردند این دوران را مرحوم جلال آل احمد به خوبی به تصویر می‌کشد.

وی در کتاب سه مقاله از در هم ریختگی این دوران سخت گلایه می‌کند و بر این باور است حکومت در این دوران گیج شده است زیرا در این زمان بندها می‌گسلد و مردمی که از فشار سکوت نزدیک بود لال شوند با عجله هر چه گفتنی است بیرون می‌ریزند. آل احمد این دوران را تقسیم‌بندی می‌‌کند، در دوره اول استقبال از هر مطبوعه ای که هرزه‌تر فحش می‌دهد رواج می‌یابد تا سال 24نمونه بارز این شتاب در گفتن و هر چه بدتر گفتن است و این انتقامی است که از سکوت می‌گیرند.(آل احمد، 1363: 27)

بقالانی که روزنامه‌نگار شدند!

به نظر آل احمد در این دوره هر بقال تازه امتیازی گرفته و سر گروهبان اخراج شده‌ای از قشون دارد متن فراموش شده قانون اساسی را در مجله‌اش چاپ می‌کند و هر کارمند دون‌پایه اداری مدیر محترم روزنامه ایست حسابی جا سنگین .چراکه زیرا اسم و عنوانش برروی کارت ویزیت عناوین تازه‌ای سنگینی می‌کند. (آل احمد، 1363: 30)

مرحوم آل احمد دوره مطبوعاتی 1320 تا 1332 را دوره پیوسته و در عین حال دارای تمایزهایی در حدّ دو زیرمجموعه مشخّص می‌داند. از سال 1320 تا حدود سال 24 و 25 «دوره رواج مطبوعات دهن‌دریده» است.

هادی خانیکی استاد علوم ارتباطات، در تحقیقی که بر روی روزنامه‌های دوره نهضت ملی انجام داده براین باور است که مرحله دوّم این دوره با تفاوت‌هایی نسبت به مرحله پیشین شکل می‌گیرد. در این دوره دعواها و ادّعاهای مطبوعات اغلب و دست کم به ظاهر اصولی است و حزبی و حتّی اختلافات و اغراض شخصی را هم باید به رنگ هدف‌های عمومی درآورد.

شدّت هتّاکی تا حدود زیادی کاهش یافته و ساخت مطبوعاتی از ساختار و حزبی تأثیر پذیرفته است. احزاب و مطبوعات کوچک در امواج فزاینده پیدایش قدرت احزاب و مطبوعات بزرگ حلّ می‌شوند و درنتیجه کم‌کم نقش مطبوعات و سرمایه‌های بزرگ و اتّحادها و اتّحادیه‌ها حزبی و مطبوعاتی آشکار می‌گردد. (خانیکی ،1373: 12) به نظر آل احمد مطبوعات این دوره از نظر وضع ظاهر اگرچه تا اندازه‌ای به نسبت گذشته بهتر شده‌اند، امّا کمتر بر این عنصر تأکید دارند.

«وقتی محتوا صورت جدّی‌تری به خود گرفت ناچار به سروپز کمتر پرداخته می‌شود»، امّا از طرفی دیگر چون محتوای مطبوعات هر حزب و دسته‌ای یکسان است، ناچار باید تنوّعی در شکل و ظاهر آنها داده بشود، روزنامه و مجلّه برای جوانان، برای روشنفکران، برای زن‌ها، برای کارگران، برای کارمندان دون‌پایه و غیره از در و دیوار می‌بارد، به این طریق اصل انتشار مطبوعات به اقتضای سنّ خوانندگان، به اقتضای فصل، به اقتضای معلومات هر کس دارد پایه‌گذاری می‌شود.» (ال احمد، 1363 : 32-31)

سخن پایانی

تنها گذشت دو سال کافی بود تا کام روزنامه‌نگاران با توقیف تلخ شود. توقیفی که نشان داد قرار نیست آزادی روزنامه‌ها در بیان واقعیت مستدام بماند و با خط و نشان سفیر انگلستان در بازنمایی دقیق جنگ جهانی دوم باید توقیف شده و صدای مخالفی تحمل نشود. در این دوسال تندروی روزنامه‌نگاران در کنار تمایل استبداد داخلی و خشم اشغالگران ایران، مثلثی شد برای نخستین تجربه‌های سرکوب رسانه‌ها در دوران جانشین رضاشاه.

ارسال به تلگرام