عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه)- ایران در حساسترین پیچ تاریخی خود ایستاده. کشور از نبرد نظامی جان سالم به در برده و حالا با واقعیت عریانِ آسیب ساختاری و دشمنی بیرحمتر به نام «بحران داخلی» روبهروست.
گزارش گاردین تصویری قابل تأمل از میراث سنگین جنگ ترسیم میکند: انقباض ۱۰ درصدیِ اقتصاد، تورمِ ۱۳۰ درصدیِ مواد غذایی و ناترازیِ فلجکنندۀ انرژی.
در این میان، مسعود پزشکیان برآن است تا در فضای ملتهبِ ناشی از فشار تندروها و جنجالِ فیلترینگ، چرخهای زنگزدۀ بوروکراسی را به حرکت درآورد. آیا توافق احتمالی با دونالد ترامپ و تزریق دلارهای مسدود، میتواند مرهمی بر این زخمهای عمیق باشد یا با چربش برخی نهادهای قدرت بر شفافیت اقتصادی بلعیده خواهد شد؟
گاردین می نویسد: صلح بدون انبساط سیاسی و لغو واقعی محاصره، گسل اجتماعی و فقر نهادینه به بار میآورد. در چنین بستری، این پرسشها خودنمایی میکنند: آیا متبحران سازماندهیِ جنگ، اساساً طرحی برای عقبنشینی از اقتصاد دستوری و سازماندهی برای صلح دارد؟ در شرایطی که ابرتورم سفرهها را کوچک کرده، عقبنشینیهای تاکتیکی مثل رفع فیلترینگ میتوانند سدی در برابر اعتراضاتِ ناشی از گرسنگی باشند؟ آیا «وفاق ملی» در کلام رئیسجمهور، رمزی برای تسهیم قدرت بین جناحهای بالادستی است یا به بازگشتِ صدای مردم به کریدورهای تصمیمگیری میانجامد؟
جامعهای که لایههای مختلفش در فشار بیسابقۀ بحران معیشتی و معضلات اجتماعی به «انفجار عاطفی» رسیده، دیگر با اصلاحات قطرهچکانی اقناع نمیشود. مطالبۀ اصلی مردم، «کارآمدی ساختار» و برخورداری از زندگی معمولی است.
به باور نویسندگان این گزارش اگر نتوانند بین بقای خود و ضرورت تغییرِ رویکرد به نفع عدالت اجتماعی تعادل پایدار ایجاد کند، صلح با خارج الزاما به ثبات داخلی منجر نمیشود و ممکن است به شکاف ها دامن بزند.
*************************************
گاردین (پاتریک وینتور، دَن صَبّاغ و اِما گراهام هریسون):
ایران در آستانۀ گذاری پرمخاطره --از اتحاد اجتنابناپذیر دوران جنگ به صلحی متلاطم-- قرار دارد؛ وضعیتی بحرانی که با ابرتورم، انقباض اقتصادی و فروپاشی زیرساختهای انرژی، موجودیت جامعه را تهدید میکند.
در شرایطی که هنوز توافقی شکل نگرفته و صلحی پدید نیامده، بخشهای مختلف بر پرسشی کلیدی متمرکزند: «چگونه میتوان بر صلحِ مخاطرهآمیزِ پساجنگ فائق آمد؟»
در فضاهای عمومی دو دیدگاه متضاد وجود دارد: عدهای خواهان بازگشایی فضای سیاسیاند و در مقابل افرادی چون سعید آجرلو با تکیه بر پایان افسانۀ ایرانِ ضعیف بر طبل خودکفایی و توسعه در سایۀ استقلال سیاسی میکوبند. جدال اصلی در تقابل این دو دیدگاه نهفته است: یکی بر ضرورتِ «تغییر ساختاری» تمرکز دارد و دیگری بر «تداوم استقلال پرهزینه» پای میفشارد.
[سعید آجورلو تحلیلگر سیاسی اصولگرا، مدرس دانشگاه و مدیرمسئول روزنامۀ «صبحنو» است. او که به طیف محمدباقر قالیباف نزدیک است، در تحلیلهایش بر مفاهیمی چون «نواصولگرایی»، «عقلانیت انقلابی» و قدرت توازنبخش ایران در منطقه تأکید دارد و معتقد به پیشبرد سیاست خارجی از موضع قدرت و تثبیت دستاوردهای راهبردی است.]
تحقق این برنامهها در گرو تصمیم دونالد ترامپ برای پایاندادن به محاصرۀ اقتصادی است. با این همه، حتی لغو تحریمها هم بهسختی میتواند بخشی از خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاریِ واردشده به زیرساختها، مدارس و صنایع را جبران کند.
فؤاد حبیبی (جامعهشناس) هشدار میدهد «ریشههای اعتراضات دیماه در پی جنگ عمیقتر شده است. به گفتۀ او، محاصره دریایی و فیلترینگ اینترنت، افزون بر جهش قیمتها، دستکم 2 میلیون نفر را بیکار کرده است. در جامعهای که کانال رسمی برای بیان اعتراض وجود ندارد، هر رویدادی میتواند به بحرانی تبدیل شود.»
[فؤاد حبیبی، جامعهشناس، مترجم و پژوهشگر سیاسی و اجتماعی است. شهرت او بیشتر به خاطر تألیف و ترجمۀ آثار کلیدی در زمینۀ فلسفه سیاسی (بهویژه آراء اسپینوزا، آلتوسر و نگری) و تحلیل تضادهای طبقاتی است. او بر مفاهیمی چون قدرت تودهها، دموکراسی رادیکال و نقد ساختارهای سلطه تمرکز دارد.]
حتی اگر جنگ پایان یابد، اقتصاد ایران با مشکلاتی کمسابقه مواجه خواهد شد؛ تورم مواد غذایی در اردیبهشت به ۱۳۰ درصد رسید که سنگینترین جهش قیمت از زمان جنگ جهانی دوم توصیف میشود.
بهای گوشت و مرغ نیز ۱۷۶ درصد افزایش یافته و کارشناسان هشدار میدهند حذف لبنیات از سبد خانوار میتواند به گسترش سوءتغذیه و اختلال در رشد کودکان منجر شود.
محمدجواد آذری جهرمی در کانال تلگرامیاش نوشته: «بمب بعدیِ ترامپ و نتانیاهو، باروت نیست؛ تورم است که سفرۀ مردم را هدف میگیرد. آیا پدافند اقتصادی کشور آماده است؟»
همزمان، مسعود پزشکیان مأموریت یافته امور داخلی دولت را سروسامان دهد و پیوسته دربارۀ ضرورت حفظ انسجام و وحدت اجتماعی هشدار میدهد. در کنار فشارهای اقتصادی، بحران انرژی نیز ابعاد نگرانکنندهای یافته است؛ بهگونهای که با وجود تکذیبهای رسمی، آرش نجفی (رئیس کمیسیون انرژیِ اتاق بازرگانی) از شهروندان خواسته خود را برای دو ساعت خاموشی روزانه آماده کنند.
[موضوع خاموشی 2ساعته تکذیب نشده و هشداری جدی است. آرش نجفی صراحتاً اعلام کرده به دلیل ناترازی شدید و نیاز به تأمین برقِ پتروشیمیهای آسیبدیده از جنگ، احتمالاً تابستان امسال شاهد قطعیهای مستمر و روزی ۲ ساعته در بخشهای خانگی، تجاری و اداری خواهیم بود. البته مقامات دولتی (مانند معاون برق و انرژی وزارت نیرو) معمولاً با لحنی ملایمتتر صحبت میکنند و میگویند «سعی میکنیم محدودیتها را کاهش دهیم» اما خود معاون وزیر نیز گفته: «با اطمینان نمیتوانم بگویم خاموشی نخواهیم داشت».]
رفع تدریجی فیلترینگ، صدای اعتراضات را بازگردانده و تندروهای مجلس را برای استیضاح وزیر ارتباطات (سید ستار هاشمی) به صف کرده است.
در این فضای پرتنش، رحیم قمیشی (فعال سیاسی) مینویسد: «ما از قایقی شکسته نجات یافتهایم، اما نمیتوانیم به فقر، برخوردهای سیاسی و سلبِ حق تعیین سرنوشت تن بدهیم؛ سیر کردن شکم نباید بزرگترین دغدغۀ زندگی باشد.»
[رحیم قمیشی، از رزمندگان و آزادگان جنگ تحمیلی، فعال سیاسی و دیدهبان حقوق بشر است که عمدتاً بر محورهای عدالتخواهی، مبارزه با اعدامهای سیاسی و حق تعیین سرنوشت تمرکز دارد.]
در جبهۀ اقتصاد نیز آلبرت بغزیان هشدار میدهد «تزریق ۱۲ تا ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای آزادشده، در ساختاری چنین ناکارآمد، معجزه نخواهد کرد؛ چرا که بدون برنامهریزی و مبارزه با فساد، این منابع نیز مانند گذشته هدر خواهند رفت.»
[دکتر آلبرت بغزیان، اقتصاددان و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران (پردیس بینالمللی کیش) است. او در تحلیلهایش عمدتاً بر موضوعات تورم، فقر، ناترازی بودجه و نقد سیاستهای «شوکدرمانی» تمرکز دارد و بر لزوم شفافیت در ردیفهای بودجهای و مهار تورم برای حمایت از اقشار کمدرآمد تأکید میکند.]
موسی غنینژاد، اقتصاددان در هفتۀ جاری به این معضل اشاره کرد و گفت: «مشکل اصلی اقتصاد ایران، سیطرۀ حکمرانی دستوری بر حکمرانی قانونمدار است؛ یعنی تصمیمات نه بر اساس قوانین شفاف و پایدار، که بر مبنای مصلحتسنجیهای کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی اتخاذ میشوند.»
در همین راستا، حزب اتحاد ملت (از جریانهای اصلی اصلاحطلب) با انتشار نامهای سرگشاده به دکتر پزشکیان، خواستار گشایش فضای سیاسی شد.
سپاه و رهبری سیاسی ایران در فاصلۀ جنگِ ۱۰ روزۀ ۱۴۰۳ تا شروع مجددِ نبرد در بهمن ۱۴۰۴، نشان دادند قادرند برای جنگ سازماندهی مجدد کنند. اما اکنون آزمونی حیاتی در پیش است. آیا توان سازمان دهی برای حل مشکلات داخلی و بینالمللی برای «صلحِ پساجنگ» هم هست؟ اگر پس از پایان جنگ، محاصرۀ اقتصادی ادامه یابد و راهی برای ورود سرمایه، تکنولوژی و منابع بازسازی گشوده نشود، مشکلات ترمیم نخواهند شد؛ بلکه به بخشی از زندگی روزمره بدل میگردند.