عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- بیایید روراست باشیم. وقتی خودِ بزرگترها کتاب نمیخوانند، چرا از بچهها توقع داشته باشیم؟ عادت به مطالعه یک مشکل فردی نیست؛ یک مشکل خانوادگی است. و وقتش رسیده که صادقانه با آن روبرو شویم.
دکتر ماری کاربو، متخصص برجسته " مطالعه کردن" و " کتاب خواندن" در آمریکا، میگوید: «خواندن باید برای کودک حس خوبی داشته باشد. وقتی این اتفاق بیفتد، خودبهخود خواننده میشوند.» اما سوال اینجاست: وقتی خودِ ما بزرگسالان این حس خوب را تجربه نکردهایم، چطور میتوانیم آن را به فرزندانمان منتقل کنیم؟
اگر شما هم از آن والدینی هستید که عادت دادن بچه ها به مطالعه و کتاب خواندن برای شان دغدغه است. شاید با این صحنه مواجه شده باشید که وقتی کتابی دست فرزندتان می دهید هر چند دقیقه یک بار بلند میشود، نق میزند، بهانه میآورد و بالاخره ول می کند و می رود سراغ کار دیگری.
بیشتر والدین در این لحظه فکر میکنند: « عجب بچه تنبلی!» یا «چه بچه بی حوصله ای!».
اما دکتر کاربو میگوید قضیه کاملاً چیز دیگری است.
به گفته او، «وقتی بچهای از خواندن متنفر است، تقریباً هیچوقت تنبلی یا لجبازی در کار نیست. مشکل همیشه یک چیز است: کتابی که میخواند، با روحیات و سلایقش جور در نمیآید.»
این کشفی ساده اما واقعاً بزرگ است. چون اگر مشکل را درست تشخیص ندهید، راهحل اشتباه میدهید.
گرفتن تبلت، تنبیه کردن، یا داد زدن «بخوان دیگه!» نه تنها کمکی نمیکند، بلکه این پیام را به بچه میدهد: «خواندن یک شکنجه است، اما باید تحملش کنی.»
نتیجه؟ تا بزرگسال شود، دیگر حتی اسم کتاب هم حالش را به هم میزند.
دکتر کاربو یک قانون طلایی دارد که اگر فقط همین یک قانون را یاد بگیرید، زندگی شما و فرزندتان متحول میشود: «خواندن باید حس خوبی داشته باشد. وقتی این اتفاق بیفتد، بچه خودبهخود خواننده میشود.»
حالا سوال این است:
اول: سبک خواندن بچه را پیدا کنید.
بعضی بچهها در سکوت مطلق بهتر میخوانند. برخی با موسیقی آرام پسزمینه.
گروهی با دیدن کلمات یاد میگیرند، بعضی با شنیدن. و بسیاری عاشق کتابهای مصور هستند، و برخی کتابهای بدون عکس.
هیچکدام از این سبکها «غلط» نیستند، فقط «متفاوت» اند.
دوم: سطح کتاب را درست انتخاب کنید.
نه خیلی سخت، نه خیلی آسان. کتابی که خیلی سخت باشد، بچه را خسته و ناامید میکند.
اگر خیلی آسان باشد، حوصلهاش را سر میبرد. کتابی که «دقیقاً به اندازه» باشد، همان جادویی را میکند که یک بازی ویدیویی خوب میکند: چالش دارد، اما نه آنقدر که زمین بزند.
سوم: حق انتخاب بدهید.
شاید مهمترین نکته. بچهها وقتی خودشان انتخاب میکنند، مسئولیت آن را هم میپذیرند. حتی اگر کتاب کمیک به نظرتان «ادبی نیست» یا کتاب داستان خیلی «ساده» است، بگذارید بخواند.
هدف این نیست که بچه شما حتماً شاهکارهای ادبیات جهان را بخواند. هدف این است که عاشق خواندن شود. بقیه اش بعداً خودش درست میشود.
نکته جالب این است که همه این اصول برای بزرگسالان هم کار میکند.
شاید شما هم جزو آن دسته از آدمها هستید که از دوران مدرسه از کتاب و کتاب خواندن و کلا مطالعه متنفر شدهاید. شاید همیشه به خودتان گفتهاید «من آدم کتابخوانی نیستم.»
تحقیقات نشان میدهد مهمترین عاملی که تعیین میکند یک بزرگسال اهل مطالعه باشد یا نه، این است که آیا در کودکی «خواندن لذتبخش» را تجربه کرده یا نه.
اما این یعنی همه چیز تمام شده است و دیگر کار از کار گذشته؟ خیر، به هیچ وجه.
راهحل برای بزرگسالان دقیقاً همان سه قدم ساده است: سبک خودت را پیدا کن، سطح مناسب را انتخاب کن، و به خودت اجازه انتخاب بده.
یعنی اگر از رمان خوشت نمیآید، مجله علمی-تخیلی بخوان.
اگر کتاب تاریخی کسلکننده است، زندگینامه خواندن ورزشکار محبوبت را امتحان کن.
اگر حوصله متن بلند نداری، با داستانهای کوتاه شروع کن.
قانون طلایی فراموش نشود: خواندن باید حس خوبی داشته باشد.
مهم نیست با چه چیزی شروع میکنی. مهم این است که شروع کنی. روزی ۵ دقیقه. بدون اجبار. بدون عذاب وجدان.
اگر فرزند دارید، از امشب یک کار ساده بکنید: به جای اینکه بگویید «برو کتاب بخوان»، خودتان یک کتاب بردارید و جلوی او شروع کنید به خواندن. بلندبلند. با لذت. با هیجان. بچهها از شما تقلید میکنند، نه از حرفهایتان.
و چنانچه خودتان میخواهید عادت به مطالعه را در زندگیتان شروع کنید، از همین الان یک تعهد کوچک بدهید: «من هر شب قبل از خواب، ۵ صفحه از هر چیزی که دوست دارم میخوانم. بدون استثنا.» بعد از یک هفته، خودتان شگفتزده خواهید شد.
عادت به مطالعه را نباید با زور و اجبار ساخت. کتابخوانی مثل عشق میماند: وقتی خوب باشد، خودت دنبالش میروی. وقتی بد باشد، ازش فرار میکنی.
پس بیایید بس کنیم این جنگ بینتیجه را. بیایید مطالعه را دوباره به چیزی تبدیل کنیم که حس خوبی دارد. برای بچهها. خودمان و همه.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@