صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۹۸۰۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۷ - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - 11 June 2026

مرثیه ای برای تهران

با تجربه ی دو جنگ خارجی و یک حادثه ی امنیتی اخیر و نیز بسیاری از مشکلات سکونت در کلانشهر تهران، از جمله ترافیک و آلودگی و … بنظر می رسد دولت نیازمند یک بازنگری در سیاست های تسهیلاتی -نظارتی خود است.

عصر ایران؛ شاهرخ خان بیگی - مدتی است بدلیل شغلم از یک شهرستان خیلی کوچک، از آن شهرها که فقط یک چراغ قرمز دارد و یک داروخانه شبانه روزی!! به پایتخت پر جلال و جبروت کشور، «تهران بزرگ» کوچیده ام.

دست بر قضا زد و نقل و انتقال ما مصادف شد با شروع جنگ ۴۰ روزه. و منی که جنگ ۱۲ روزه را در شهر محل زندگی قبلی ام تجربه کرده بودم، تجربه ی این جنگ اخیر، که در تهران ساکن بودم و باز بدلیل شغلم غالب روزهای جنگ را می بایست سر کارم باشم، تجربه ای کاملا متفاوت و پر استرس بود.

هر آن چه که می دیدم و لمس‌ مبکردم هیچ شباهتی به جنگ قبلی نداشت، نه زمین مثل جنگ قبلی بود نه هوا. نه خیابان نه درخت، نه روز نه شب، نه حس نه حال. نه هیچ چیز!!

هول و هراسی که مخصوصا شبها در دل‌خانواده می افتاد، غیر قابل وصف بود. شنیدن صدای پرواز جنگنده و انفجار و پدافند، بخشی از هراس روزمره ی ما شده بود و شاید بتوان گفت این اواخر جزو «عادت» ما. چیزی که در جنگ قبل برای ما اگر نگویم بی معنی، بسیار دور و کم اهمیت بود.

تهران، طبق آمارهای رسمی، هدف بیش از نیمی از اصابت های دشمن متجاوز بود و حجم حملات علیه مراکز، ساختمان ها و اهداف مستقر در تهران از جمله ساختمان های مسکونی بیش از حد تصور بود.

در‌ اذهان عمومی مردم هم همین تصور شکل گرفته بود و خروج مردم از تهران در زمان جنگ، بعنوان نمادی از این ذهنیت، تقریبا برای هر مخاطبی، قابل پذیرش و اعتنا بوده و هست. آمارها و شاخصهای اجتماعی اقتصادی و هم چنین تصاویر منتشر شده در فضاهای مجازی نیز بر این واقعیت صحه می گذارند.

از آنجا که تهران، پایتخت کشور و محل تجمع و تمرکز وزارتخانه ها و ارگانهای حاکمیتی و هم چنین مراکز تفریحی ورزشی درمانی است، در افکار عامه و نیز در قوانین و مقررات، سکونت در کلانشهر تهران بخودی‌خود به عنوان یک «مزیت» تلقی می شود. مزیتی که باعث شده در حقوق ‌و مزایای کارمندان و کارگران دولت و حتی برخی مجموعه های بخش خصوصی، تسهیلاتی که در سایر شهرها بعنوان دوری از مرکز، پرداخت می شود، برای این دسته از اقشار، موضوعیتی نداشته باشد.

در بخش صنوف و بازاریان نیز برخی هزینه های مترتبه از جمله قیمت خرید و فروش و نیز اجاره حجره و مغازه، صرفا بخاطر «در تهران بودگی»(۱)، ناعادلانه بنظر می رسد. اتفاقی که باعث می شود بنکداران و صاحبان مشاغل، این موضوع را در قیمت تمام شده ی کالاها و خدمات خود لحاظ نموده و بعضا دور از چشم ناظران و بازرسان، این هزینه مضاعف را بر مشتریان تهرانی تحمیل کنند.

طرفه آنکه همه می‌دانیم که بازار شب عید سال گذشته و نیز بازارهای زمان جنگ خرداد و حوادث دی نیز در اختیار استانها و شهرستانها بود و گردش مالی ای که در حالت عادی باید منطقا در اقتصاد شهر تهران اتفاق می افتاد، به استان، شهرستان و بلکه روستاها اصطلاحا «شیفت» نمود.

امروز دیگر برای هر ناظری مسلّم است که وقتی حادثه ای امنیتی-سیاسی پدید می آید، اولین تازیانه ی آن بر پیکر شهروندان تهران فرود می آید و تهرانی های نگران از جان خویش، در یک «عادت اجبار گونه» شهر و دیارشان را ترک گفته و برای روزها و هفته ها عازم استانها و شهرهای دیگر می‌شوند و بار این «مهاجرت موسمی» بر گرده ی خرده فروش و اصناف تهرانی سنگینی‌می کند و اجاره ی مغازه برای مغازه دار و مزایای کارمندی برای کارمند همه و همه بر سنگینی این بار می افزایند.

نهایتا باید گفت،‌ با تجربه ی دو جنگ خارجی و یک حادثه ی امنیتی اخیر و نیز بسیاری از مشکلات سکونت در کلانشهر تهران، از جمله ترافیک و آلودگی و … بنظر می رسد دولت نیازمند یک بازنگری در سیاستهای تسهیلاتی -نظارتی خود است. قبل تر از آن، مجلس شورای اسلامی باید این موضوع را در فرآیندهای تقنینی خود بگنجاند.

بسیاری از اقشار ساکن در تهران، مخصوصا این یکی دو سال اخیر با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارند و از «نجابت» و «رعایت» شان نباید برداشت اشتباه کرد.

دولت نباید اسیر جنگ روانی «آنتی‌ تهرانیسم» برخی از ذهنیت های موجود شود و روی‌ زمین‌واقعیت بازی نموده و به تهران و تهرانی «بها» بدهد. این ساکنین تهران اند که بار اصلی فشار و سختی جنگ و حوادث امنیتی را بر دوش ‌می کشند.

تيتر، اصطلاحی برگرفته از «در جهان بودگی» فیلسوف معروف آلمانی، مارتین هایدگر که برای انسان ساکن در جهان ابداع کرد.

ارسال به تلگرام