صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۹۹۴۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۹ - ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - 13 June 2026
نقدی بر مقاله «از چهره‌ آرایی سروش غافل نشوید»

نگذاریم تکفیر جای نقد را بگیرد

این نوشته، درصدد دفاع مطلق از آرای عبدالکریم سروش نیست؛ چرا که برخی دیدگاه‌ های او در حوزه وحی، شریعت، معرفت دینی و نسبت دین و قدرت، قابل نقد و محل مناقشه ‌اند. سخن اصلی آن است که نقدِ فکری باید بر پایه استدلال، سند و اخلاق باشد، نه توهین، تهمت و تخریب.

عصر ایران؛ یادداشت مهمان؛ حسین حدیدی (استاد دانشگاه) -  در سال‌ های اخیر، فضای فکری و رسانه‌ای ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفت‌ و گوی عالمانه، انصاف در داوری و تفکیک میان «نقد اندیشه» و «تخریب شخصیت» است.

 مقاله ‌ای با عنوان «از چهره ‌آرایی سروش غافل نشوید» که در برخی سایت ها منتشر شده*، نمونه ‌ای روشن از آمیختگی نقد سیاسی با ادبیات احساسی و اتهام ‌محور است؛ متنی که بیش از آنکه به تحلیل علمی آراء عبدالکریم سروش بپردازد، بر برچسب‌ زنی، هیجان‌ سازی و القای فضای امنیتی تکیه کرده است.

این نوشته، درصدد دفاع مطلق از آرای عبدالکریم سروش نیست؛ چرا که بسیاری از دیدگاه‌ های او در حوزه وحی، شریعت، معرفت دینی و نسبت دین و قدرت، قابل نقد و محل مناقشه ‌اند. سخن اصلی آن است که نقدِ فکری باید بر پایه استدلال، سند و اخلاق باشد، نه توهین، تهمت و تخریب.

مقاله «از چهره ‌آرایی سروش غافل نشوید» از چند نظر مورد نقد و اشکال است:

۱. غلبه ادبیات تخریبی بر منطق استدلال یکی از آشکارترین ضعف‌های مقاله مورد بحث، استفاده گسترده از تعابیر تحقیرآمیز و غیر علمی است؛ واژگانی نظیر:«خائن»، «مکار»، «متعفن»، «کفتار»، «صهیون‌پناه»، «دجال ‌گونگان» و مانند آن. چنین زبانی، زبان تحقیق و نقد علمی نیست، بلکه ادبیات تبلیغاتی، احساسی و هیجانی است. در سنت اسلامی، حتی در مواجهه با مخالفان عقیدتی نیز رعایت عدالت و اخلاق ضروری دانسته شده است.

قرآن کریم می ‌فرماید: وَ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.(مائده/۸)«هرگز دشمنى با قومى، شما را به بى عدالتى وادار نكند. به عدالت رفتار كنيد كه به تقوا نزديك تر است». همچنین امیرالمؤمنین علی (علیه‌ السلام) در جنگ صفین، هنگامی که برخی یارانش به دشنام‌گویی روی آوردند، فرمود: إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ. (بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۵۶۱)«من دوست ندارم شما دشنام ‌دهنده باشید». بنابراین، حتی اگر کسی اندیشه ‌های سروش را خطا یا خطرناک بداند، این امر مجوز خروج از اخلاق اسلامی و انصاف علمی نخواهد بود.

۲. تفاوت میان نقد فکری و اتهام امنیتی مهم ‌ترین مسئله در این مقاله، خلط میان «اختلاف فکری» و «خیانت امنیتی» است. نویسنده، بدون ارائه سند معتبر، سروش را به همکاری با بیگانگان، وابستگی به سازمان «سیا»، جیره‌ خواری پنتاگون و مشارکت در پروژه‌های براندازانه متهم می ‌کند. این در حالی است که در هر نظام حقوقی و اخلاقی، اتهام نیازمند دلیل روشن است. قرآن کریم دستور می‌دهد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَي مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ.  (حجرات/۶)«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد تحقيق كنيد، مبادا (از روى زود باورى و شتاب زدگى تصميم بگيريد و) ناآگاهانه به گروهى آسيب رسانيد، سپس از كرده خود پشيمان شويد». و نیز: وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً. (اسراء/۳۶) «و از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن، چون گوش و چشم و دل، همه اينها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت».

صرف مخالفت با برخی سیاست‌ های حکومت، یا زندگی در غرب، یا انتقاد از ساختار قدرت، دلیل بر جاسوسی و خیانت نیست. اگر چنین منطقی پذیرفته شود، هر منتقدی را می‌توان به ‌آسانی با برچسب «عامل بیگانه» حذف کرد و این دقیقاً آغاز مرگ گفت‌ و گوی علمی در جامعه است.

۳. تناقض‌ های آشکار در متن مقاله نویسنده مقاله از یک سو سروش را هم ‌سو با آمریکا، اسرائیل، سلطنت‌ طلبان و گروه‌های برانداز معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر، خود اذعان دارد که سروش با بسیاری از همین جریان‌ها اختلاف دارد و حتی در مواردی از دخالت خارجی یا پروژه‌های سلطنت‌ طلبانه انتقاد کرده است. این تناقض نشان می‌دهد که هدف اصلی مقاله، تحلیل دقیق مواضع سروش نیست، بلکه قراردادن همه مخالفان سیاسی ذیل یک عنوان کلی به نام «دشمن» است؛ روشی که معمولاً در فضای تبلیغاتی به‌کار می‌رود، نه در پژوهش تاریخی و فکری.

۴. جای خالی نقد علمی اندیشه ‌های سروش نکته قابل توجه آن است که مقاله تقریباً هیچ‌گونه نقد عمیق معرفتی و فلسفی نسبت به اندیشه‌ های سروش ارائه نمی ‌دهد. در حالی که اگر نویسنده واقعاً دغدغه دفاع از دین و تشیع داشت، می ‌توانست درباره موضوعاتی چون:

- نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت،

- تلقی سروش از وحی،

- بحث تجربه نبوی،- پلورالیسم دینی،

یا نسبت دین و دموکراسی به‌ صورت استدلالی سخن بگوید. بسیاری از اندیشمندان مسلمان، اعم از حوزوی و دانشگاهی، نقدهای جدی و علمی بر آرای سروش نوشته ‌اند، اما تفاوت آنان با مقاله مورد نظر در آن است که به‌جای توهین و هیجان، استدلال و تحلیل عرضه کرده ‌اند.

۵. خطر رواج فرهنگ حذف و تکفیر ادبیاتی که در این مقاله به‌کار رفته، در نهایت به رواج فرهنگ حذف می ‌انجامد؛ فرهنگی که در آن، هر منتقد یا مخالفی نه یک «صاحب‌نظر»، بلکه «خائن»، «فتنه‌گر» و «عامل دشمن» تلقی می ‌شود. تجربه تاریخی نشان داده است که جوامع، با سرکوب اندیشه و حذف گفت‌وگو به ثبات پایدار نمی ‌رسند. حتی اگر اندیشه ‌ای نادرست باشد، راه مقابله با آن، پاسخ علمی و اقناع فکری است، نه تخریب شخصیت.

قرآن کریم می‌فرماید:فَبَشِّرْ عِبَادِ • الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ. (زمر/۱۷ـ۱۸) «پس بندگان مرا بشارت ده.آنان كه سخن را با دقّت مى شنوند و بهترين آن را پيروى مى كنند». یعنی بندگان خدا کسانی ‌اند که سخنان مختلف را می ‌شنوند و بهترین را برمی ‌گزینند. جامعه ‌ای که از شنیدن صدای مخالف هراس داشته باشد، به‌تدریج قدرت تفکر نقادانه و اعتماد به‌ نفس علمی خود را از دست می‌ دهد. در نتیجه می توان گفت: مقاله «از چهره‌ آرایی سروش غافل نشوید» بیش از آنکه یک نقد علمی باشد، متنی احساسی و امنیتی است که در آن، استدلال جای خود را به برچسب‌زنی داده است. در این نوشته:

- اتهامات سنگین بدون سند مطرح شده.

- مرز میان نقد فکری و خیانت سیاسی از میان رفته.

- و زبان توهین ‌آمیز جای تحلیل علمی را گرفته است.

بی ‌تردید عبدالکریم سروش، مانند هر متفکر دیگری، قابل نقد است و بسیاری از دیدگاه ‌های او نیز محل مناقشه‌ اند؛ اما دفاع از دین و انقلاب، با بی‌اخلاقی، تهمت و حذف اندیشه سازگار نیست. راه درست، همان راه قرآن و اهل ‌بیت (علیهم‌السلام) است: گفت‌ وگوی مستدل، انصاف در داوری، و مقابله فکری با فکر؛ نه تخریب انسان‌ ها و مصادره اخلاق به نام دفاع از حقیقت.

 به امید جامعه ای به دور از تعصب و تخریب بلکه استدلالی و برهانی ان شاء الله.

*مقاله «از چهره ‌آرایی سروش غافل نشوید» به قلم "مجتبی سلطانی" در سایت پژوهشکده تاریخ معاصر منتشر شده است.

ارسال به تلگرام