روزنامه جمهوری اسلامی مهمترین ارزش توافق را خارج شدن کشور از وضعیت بلاتکلیفی و انتظار فرساینده دانست.
به گزارش عصر ایران، این روزنامه نوشت: «مسئله اصلی ایران در این مقطع تاریخی، پایان دادن به بلاتکلیفی استراتژیکی است که طی سالهای گذشته همچون سایهای سنگین بر تصمیمگیریهای کلان کشور افتاده و قابلیت پیشبینی، برنامهریزی و امید به آینده را از اقتصاد، جامعه و حتی سیاست سلب کرده است.»
- سالهاست که فعال اقتصادی، سرمایهگذار، کارآفرین، دانشگاهی و حتی پدر یک خانواده، برای ترسیم آینده با دشواری مواجه است، زیرا تصویر روشنی از مسیر پیشرو وجود ندارد.
- یکی از مهمترین درسهای این روزهای سخت آن است که ریشه بسیاری از مشکلات کشور در فقدان یک اجماع راهبردی نهفته است.
- ایران بارها ثابت کرده که در شرایط بحرانی توان بسیج منابع، مدیریت میدان و عبور از تهدیدها را دارد، اما همچنان در تعریف یک استراتژی و تدوین افق مشترک و پایدار برای آینده با مشکل مواجه است.
- امروز زمان آن رسیده است که به جای مدیریت روزمره و واکنش به تحولات، افقهای بلندمدت مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
- آنچه کشور به آن احتیاج دارد، یک تصمیم روشن درباره جهت حرکت خود است که بتواند میان الزامات امنیت ملی، ضرورت توسعه اقتصادی، نقشآفرینی منطقهای و تعامل سازنده با اقتصاد جهانی توازن برقرار کند.
- در چنین شرایطی، برخی اقدامات میتواند بهسرعت پیام تغییر و آغاز یک دوره تازه را به جامعه منتقل کند.بازنگری جدی در سیاستهای رسانهای کشور نیز یک ضرورت انکارناپذیر است.
- ترمیم اعتماد عمومی بدون اصلاحات رسانهای ممکن نیست و هیچ سرمایهای برای دوران پساجنگ ارزشمندتر از احیای سرمایه اجتماعی و بازسازی پل اعتماد میان حاکمیت و جامعه نخواهد بود.
- اگر توافق احتمالی ژنو به امضا برسد، ارزش واقعی آن نه در بندهای متن توافق و نه در میزان منابع آزادشده، بلکه در میزان توانایی آن برای خارج کردن کشور از چرخه فرساینده ابهام و انتظار سنجیده خواهد شد.
- امروز، بیش از هر زمان دیگری، فرصت آن فراهم شده است که مقاومت ملی در میدان، به گشایش در عرصه اقتصادی و معیشتی تبدیل شود و دستاورد امنیت، به رفاه و امید اجتماعی پیوند بخورد.
متن کامل یادداشت قادر باستانی تبریزی در روزنامه جمهوری اسلامی را در ادامه بخوانید.
قادر باستانی تبریزی
روزنامه جمهوری اسلامی
نشانههای موجود، از پیغام پسغامهای دیپلماتیک تا گمانهزنیهای فزاینده درباره احتمال امضای توافقی مهم در ژنو طی روزهای آینده، حکایت از آن دارد که ایران ممکن است در آستانه عبور از یکی از پُرتنشترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته باشد. اگر چنین توافقی به سرانجام برسد، بیتردید باید آن را محصول مجموعهای از عوامل دانست. این دستاورد آسان به دست نیامده است. مردم در سختترین روزها ایستادند. نیروهای نظامی و امنیتی با جان خود از کشور دفاع کردند. دیپلماسی نیز فرصت تبدیل مقاومت به توافق را فراهم کرد. اما مسئله اصلی این است که ایران پس از عبور از این مرحله، چه تصویری از آینده خود ارائه خواهد کرد و چه تصمیمی برای دهههای پیش رو خواهد گرفت.
حساسترین مقطع تاریخ ایران بعد از انقلاب، همین لحظه است که در آن قرار داریم. مسئله فقط ایران نیست، تمامیت نظام بینالملل در تلاطم و تنش است و هرکس باید جایگاه و آینده خود را از این تاریخ به بعد تعریف کند. ایران الان مرکز توجه و مرکز تحولات است. جایگاه آمریکا به سرنوشت جنگ با ایران گره خورده است. آمریکا بعد از جنگ با ایران، نسبت خود با چین و روسیه و اسرائیل را تعریف خواهد کرد.
مسئله اصلی ایران در این مقطع تاریخی، پایان دادن به بلاتکلیفی استراتژیکی است که طی سالهای گذشته همچون سایهای سنگین بر تصمیمگیریهای کلان کشور افتاده و قابلیت پیشبینی، برنامهریزی و امید به آینده را از اقتصاد، جامعه و حتی سیاست سلب کرده است. این بلاتکلیفی فقط در سیاست خارجی دیده نمیشود، آثار آن در اقتصاد، فرهنگ، آموزش، سرمایهگذاری، تولید، بازار کار و حتی در ذهن و زندگی روزمره شهروندان نیز قابل مشاهده است. سالهاست که فعال اقتصادی، سرمایهگذار، کارآفرین، دانشگاهی و حتی پدر یک خانواده، برای ترسیم آینده با دشواری مواجه است، زیرا تصویر روشنی از مسیر پیشرو وجود ندارد. جامعه بیش از هر چیز به قابلیت پیشبینی نیاز دارد و فقدان همین قابلیت، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است.
یکی از مهمترین درسهای این روزهای سخت آن است که ریشه بسیاری از مشکلات کشور در فقدان یک اجماع راهبردی نهفته است. ایران بارها ثابت کرده که در شرایط بحرانی توان بسیج منابع، مدیریت میدان و عبور از تهدیدها را دارد، اما همچنان در تعریف یک استراتژی و تدوین افق مشترک و پایدار برای آینده با مشکل مواجه است. توسعه، محصول مجموعهای از تصمیمات هماهنگ و بلندمدت است و بدون توافق بر سر اولویتهای ملی، امکان دستیابی به آن وجود ندارد. امروز زمان آن رسیده است که به جای مدیریت روزمره و واکنش به تحولات، افقهای بلندمدت مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
کشور عزیزمان، امروز با مجموعهای از مسائل انباشته مواجه است که لابد هیچکدام با یک توافق محدود یا تزریق چند میلیارد دلار منابع مالی حل نخواهد شد. مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، بیکاری، بحران آب، تغییرات اقلیمی، فرسودگی برخی زیرساختها و کاهش امید اجتماعی، محصول سالها انباشت مسئله هستند و برای حل آنها به چیزی فراتر از دیپلماسی سنتی و توافقهای مقطعی نیاز است. آنچه کشور به آن احتیاج دارد، یک تصمیم روشن درباره جهت حرکت خود است که بتواند میان الزامات امنیت ملی، ضرورت توسعه اقتصادی، نقشآفرینی منطقهای و تعامل سازنده با اقتصاد جهانی توازن برقرار کند.
در این میان، نکته مهم آن است که جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «نتایج ملموس» نیاز دارد. مردم در روزهای سخت نشان دادند که در بزنگاههای تاریخی کنار کشور میایستند. اکنون نوبت سیاستگذاری است که این سرمایه اجتماعی را به فرصتی برای بازسازی و توسعه تبدیل کند. نخستین نشانههای این رویکرد نیز باید در تصمیمات عملی و قابل لمس دیده شود.
در چنین شرایطی، برخی اقدامات میتواند بهسرعت پیام تغییر و آغاز یک دوره تازه را به جامعه منتقل کند. بازگشایی فضای ارتباطی و دسترسی پایدارتر و گستردهتر به اینترنت، یکی از نخستین نشانههای مثبت روزهای اخیر بود که با استقبال افکار عمومی نیز مواجه شد. تثبیت آتشبس و توقف درگیریها درکنار حفظ آمادگی و تقویت جدی بازدارندگی دفاعی، گام ضروری دیگری است که امکان تمرکز کشور بر اولویتهای اقتصادی و اجتماعی را فراهم میکند. در کنار این موارد، بازنگری جدی در سیاستهای رسانهای کشور نیز یک ضرورت انکارناپذیر است. صداوسیما اگر میخواهد به رسانه ملی تبدیل شود، ناگزیر است از رویکردهای محدودکننده و یکسویه فاصله بگیرد و به بازتابدهنده تنوع دیدگاهها، مطالبات و واقعیتهای جامعه ایرانی بدل شود. ترمیم اعتماد عمومی بدون اصلاحات رسانهای ممکن نیست و هیچ سرمایهای برای دوران پساجنگ ارزشمندتر از احیای سرمایه اجتماعی و بازسازی پل اعتماد میان حاکمیت و جامعه نخواهد بود.
اگر توافق احتمالی ژنو به امضا برسد، ارزش واقعی آن نه در بندهای متن توافق و نه در میزان منابع آزادشده، بلکه در میزان توانایی آن برای خارج کردن کشور از چرخه فرساینده ابهام و انتظار سنجیده خواهد شد. ایران کشوری بزرگ با ظرفیتهای انسانی، اقتصادی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی عظیم است و بیش از این نمیتواند در وضعیت تعلیق و انتظار باقی بماند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، فرصت آن فراهم شده است که مقاومت ملی در میدان، به گشایش در عرصه اقتصادی و معیشتی تبدیل شود و دستاورد امنیت، به رفاه و امید اجتماعی پیوند بخورد.