یک تقاضا از شما قبل از آغاز درس امروز:
اگر این مجموعه را مفید می دانید، لطفا دیدگاه و تجربه شخصی تان را در این باره بنویسید تا در یک پست مستقل به اسم خودتان (اگر اسم تان را بنویسید) خطاب به بقیه مخاطبان منتشر کنیم تا افراد بیشتری از این امکان بهره مند شوند. این کار ، کمک به عصر ایران هم هست و از این بابت از شما متشکریم.
لطفا یادتان نرود و همین الان زیر همین پست و در بخش "نظر شما" بنویسید؛ باز هم ممنونیم.
***
آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با علی نجومی - در این هفته همچنان جمله ها در حال ساده و در سطح a1 هستند اما جملات کمی پیشرفته تر می شوند.
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
جدول کلمات، جمله ها و معنی آن به همراه تلفظ با سه سرعت مختلف:
|
|||||
|
پنجره را ببند هوا سرد است. |
Close the window it is cold. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
من هرگز شراب نمی نوشم. |
I never drink wine. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
زمستان ها هوا در اینجا خیلی سرد است. |
Winters are bitterly cold here. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
برنج و گوشت گاو غذای مورد علاقه من است. |
Rice with beef is my favorite dish. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
من بدون همسرم نخواهم آمد. |
I will not come without my wife. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
آیا زنی را با نام هیلاری می شناسی؟ |
Do you know a woman called Hillary؟ |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
فیلم فوق العاده بود. |
The movie was wonderful. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
کلمات این کتاب مشکل هستند. |
The words in this book are difficult. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
تو باید کار را ساعت 7 آغاز کنی. |
You have to start work at 7. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
پدر او یک کارگر سخت کوش است. |
His father is a hardworking worker. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
جولیان پاتریک بارنز نویسنده و منتقد ادبی انگلیسی است. او در ۱۹ ژانویه سال ۱۹۴۶ در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد و از کالج مگدالن آکسفورد در سال ۱۹۶۸ فارغالتحصیل شد. او به مدت سه سال، فرهنگنویس واژهنامه انگلیسی آکسفورد بود و بعد از آن در نیو استیتسمن و آبزرور نقد مینوشت. او دلبسته ادبیات فرانسه و عاشق فلوبر است.
در سال ۲۰۱۱ میلادی، کتاب وی به نام درک یک پایان برنده جایزه ادبی من بوکر شد. او در همین سال جایزه ادبی دیوید کوهن را به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد. سه کتاب دیگر او هم پیش از آن نامزد جایزه من بوکر شده بودند: طوطی فلوبر (۱۹۸۴)، انگلیس، انگلیس (۱۹۹۸) و آرتور و جرج (۲۰۰۵). او همچنین تحت اسم مستعار دَن کاوانا چندین رمان جنایی هم نوشتهاست. علاوه بر رمان، بارنز چندین مجموعه مقالات و داستان کوتاه هم منتشر کردهاست.
از جمله کتابهای او میتوان به دیار مترو (۱۹۸۰)، درک یک پایان، قبل از آشنایی او با من (۱۹۸۲)، دربارهاش حرف بزنیم، مجموعه داستان عبور از کانال، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد (۲۰۰۸)، هیاهوی زمان، تنها داستان (۲۰۱۸) و… اشاره کرد.
کتاب «آرتور و جورج» اثر جولیان بارنز که در لیست نهایی جایزه منبوکر سال ۲۰۰۵ و لیست نهایی جایزه جایزه ایمپک دوبلین ۲۰۰۷ قرار گرفت نیز شرحی بر زندگی آرتور کانن دویل خالق داستان های شرلوک هولمز است.