شفق محمدحسینی
روزنامه اعتماد
ویراژش فرق باد را میشکافد. با سری بالا و رو به آسمان، آنقدر با ظرافت میراند که اوایل همه زل میزدند که این زن را نگاه کنید، سوار موتور است. حالا باد هم جا میماند از دستفرمان زنانی که در خیابانهای ایران، از کوچههای پهن تهران گرفته تا روستاهای دورافتاده و جادههای باریک، دلشان خوش است به موتوری که سوار بر آن به کار و زندگیشان میرسند. کاری با کسی ندارند، حواسشان به خودشان است و علاقهای که در همه جای دنیا، معمول است، اما برای زنان این سرزمین، همچنان با کمی تردید و شک، با قضاوتهای ریز و درشت همراه است. تعداد قابل توجه زنان موتورسوار، حتی در همین یکی، دو سال اخیر سبب شده است که دیگر به چشم همه عادیتر از قبل باشند و از آن زل زدنها و خیره شدنها و متلکها کم شود. آنها تنها خواستهشان این است که به جای نگاه جنسیتی، مهارت و احترامشان به قوانین و رعایت آن را در نظر بگیرند و بتوانند با دریافت گواهینامه، درکنار مردان موتورسواری کنند.
بهمن ماه سال گذشته بود که زهرا بهروز آذر، معاون زنان و امور خانواده ریاستجمهوری، از مصوبه هیات دولت برای فراهم شدن شرایط صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان خبر داد. همان خبرکوتاهی که بهمن ماه گذشته اعلام شد، آنهم پس از دی ماه سختی که همه پشت سرگذاشتیم، سبب شد برخی تصور کنند که زنان دیگر میتوانند گواهینامه موتورسیکلت را دریافت کنند. بعد از چندماه بیخبری، روز چهارشنبه گذشته بود که بهروزآذر اعلام کرد تمامی تشریفات صدور گواهینامه بانوان انجام شده است اما به دلیل جنگی که درگیر آن شدیم، آموزشگاهها نتوانستند خدمات صدور گواهینامه را ارایه دهند. او گفته است طبق قولی که به ما داده شده، کمتر از یک ماه دیگر گواهینامه صادر میشود. گواهینامهای که به گفته او، ابتدا برای علاقهمندان به آموزش موتورسواری به زنان، که از ظرفیت زنانی که در فدراسیونها و هیاتهای موتورسواری هستند استفاده خواهدشد، صادر میشود.
بهروزآذر با اشاره به اینکه امروز نگران سلامتی و بیمه دخترانی هستیم که در میدانها هستند، سن دریافت گواهینامه زنان را هجده سال اعلام کرد. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم درنهایت تا یک ماه آینده گواهینامه موتورسواری برای زنانی که سالهاست در انتظار دریافت آن هستند، صادر خواهد شد یانه.
برخی موتورسیکلتهایی که حجم موتور آنها زیر 125سیسی است یا برقی هستند، مانند انواع اسکوترها که سرعت راندن آنها هم محدود است و در سطح شهر برای تردد استفاده میشوند، به نظر میرسد اصلا نیازی به دریافت گواهینامه ندارند و فرقی ندارد راکب زن باشد یا مرد. اما آنچه در عرف وجود دارد، کمی متفاوت و پیچدهتر از قوانین است. زنان درحالی برای خواستههای بحق و اغلب قانونی خود میجنگند که بعضی افراد با نگاه سنتی و جهتدار، آنها را از حضور در جامعه منع میکنند. این نوع نگاه در دهههای گذشته بیشتر از امروز بوده است. امروز اما به خصوص زنان نسل زد، با پافشاری بر خواستههای خود، درنهایت آنچه بخواهند از خانواده و جامعه میگیرند. دیگر دوره امر و نهی و تحکم گذشته است.
«میثم میرزایی»، وکیل و مدرس دانشگاه، با اشاره به اینکه مباحث اجتماعی حالت نسبی دارد و به موتورسواری زنان باید از چند زاویه نگریست، به «اعتماد» گفت: «از نگاه برخی افراد جامعه که به حقوق برابر بین زن و مرد معتقدند، این حق زنان است که بتوانند موتورسواری کنند. از نگاه قانون سمت و سویی دیگر دارد و از نگاه شریعت و عرف هم که یک قاعده وسیع و مبسوطی است و میشود گفت هزار فاکتور مختلف درون خود دارد نیز بحث را باید تعریف کرد. جامعه متقاضی این است که زنان بتوانند با رعایت قانون، سوار موتورسیکلت شوند. امروز نهتنها در کلانشهرها که در تمام ایران دختران جوان که الفبای رانندگی را آموختهاند، پشت موتورسیکلت مینشینند و طبق آنچه مشاهدات خود من بوده است، اکثریت آنها تبعیت از قانون دارند. اغلب کلاه ایمنی و به علایم رانندگی توجه دارند و اغلب هم رانندگان خوبی هستند.»
به عقیده این وکیل، میان آنچه در جامعه مشاهده میکنیم و آنچه در قانون آمده است، تفاوتهایی وجود دارد: «از نگاه قانون کمی با آنچه در کوچه و خیابان میبینیم، تفاوت وجود دارد. ماده دو قانون مجازات اسلامی عبارتی دارد مبنی بر اینکه «هر فعل و ترک فعلی که در قانون برای آن کیفری درنظر گرفته شده باشد و جزا و مجازاتی داشته باشد، این عمل جرم است.» درخصوص موتورسواری زنان قانونی به این شکل وجود ندارد. یک نگاه مبتنی بر عوامانه بودن حقوق کیفری این است که ما باید هر عملی را که از نگاه افراد صاحبنفوذ، به یک دلیل تعصبآمیز نادرست است، برای آن مقرره کیفری در نظر بگیریم و با مجازات با آن برخورد کنیم که این ایده مطرود است، اما درخصوص حقوق کیفری به هیچ عنوان موتورسواری زنان جرم نیست و برای این عمل مجازاتی درنظر نگرفته شده است و نباید هم بگیریم، زیرا به نظرمیرسد که این خود یک اجحاف قانونی به افراد خواهد بود.»
این حقوقدان به دو شاخص برای قانون اشاره کرد و گفت: «قوانین باید کارآمد و عدالتمحور باشند. در برههای از زمان معتقد بودند که قانون بد بهتر از نداشتن قانون است، اما امروز میگویند که باتوجه به اینکه در همه علوم پیشرفت داشتیم، قانون هم باید رو به جلو و مترقی باشد. در قانون اساسی اصل بیستم وقتی میگوید تمامی زنان و مردان در حقوق مساوی قرار دارند و از همه حقوق برابر هستند، این عمومیت داشتن لفظ همه، بیانگر این است که همه زنان و مردان میتوانند از آن استفاده کنند.»
میرزایی همچنین گفت: «وقتی تبصره ماده بیست قانون رسیدگی به تخلفات سال 89 که در سال 90 هم ابلاغ شده است را بررسی میکنیم، یک مادهای است و تبصره واحدی دارد با این محتوا که موتورسیکلت گواهینامهاش را با شرایط آزمونی برای مردان صادر میکند. یعنی تذکر به جنس مذکر میدهد. اما آن چیزی که در ماده میبینیم با تبصره همخوانا نیست. ما همیشه میگوییم صدر و ذیل قواعد و ماده و تبصره باید همسوی هم باشند. یعنی محتوای تبصره باید از درون ماده آمده باشد. درون ماده میگوید اگر شخصی با موتور سیکلت مارپیچ برود، تک چرخ بزند، کلاه کاسکت نداشته باشد، در مسیر عابرپیاده موتورسواری کند، با آن برخورد میشود. سپس در تبصره میگوید گواهینامه موتورسیکلت برای مردان صادر میشود. این تبصره با آن ماده همسو و هماهنگ نیست. این تبصره از ماده بیست آییننامه یا قانون رسیدگی به تخلفات، با اصل قانون اساسی که آن هم اتفاقا اصل شماره بیست است، در تناقض است. پس من حاکمیت قانون را در اینجا نمیبینم. همین تبصره سبب شده است که عدهای افراد در مسیر اجرا بگویند ما مامور هستیم و معذور و گواهینامه را تنها برای مردان صادر میکنیم،به همین خاطر زنان نمیتوانند گواهینامه دریافت کنند. از آن طرف شریعت نیز همراستا با این قانون قرار میگیرد و به یک دلایلی میگوید که درست نیست زنان موتور برانند.»
آنچه در کوچه و خیابان مشاهده میکنیم، زنان بسیاری هستند که موتورسواری را همراه با رعایت قانون، حق خود میدانند. هر چند عدهای با آن مخالف هستند. همین خلأ قانونی این میان سبب شده تا زنان نادیده گرفته شوند و این جمعیت قابل ملاحظه موتورسوار، حقوقشان نادیده گرفته شود. میرزایی میگوید نادیده گرفتن این زنان تبعات متعددی دارد: «شما نمیتوانید جلوی یک جمعیت وسیعی در داخل ایران را بگیرید، اگر نصف جمعیت ایران را زنان تشکیل دهند و از میان آنها نیز نصف جمعیتشان متقاضی موتورسواری باشند را نمیتوانید منع کنید. همچنانکه مشاهده میکنیم تعدادی از زنان که تعداد قابلتوجهی هم هستند، موتورسوار هستند. همانگونه که بسیاری از مردان هم با وجود سن بالا و نداشتن گواهینامه سوار موتور میشوند و متاسفانه تصادف هم میکنند. تصادف و عواقب آن هم این است که بیمه پاسخگو نیست.
پلیس در سرصحنه ممکن است حاضر نشود و موتورسیکلت هم با سند رسمی به مدت زیاد توقیف شود و چه بسا حتی مصادره شود. بین محاکم و آرای محاکم تناقض به وجود میآید و یک بام و دوهوا میشود و از همه بدتر برچسب تبعیض اجتماعی باعث شکاف و دودستگی میشود. همچنین عدم استماع متقاضیان و مالکان در مراجع قضایی و از همه مهمتر تناقض در اصول قانون اساسی نیز مطرح است. وقتی صحبت از قانون اساسی میکنیم یک حاکمیت کلی را لحاظ میکنیم و همه قوانین باید همسو با قانون اساسی باشد. به نظر میرسد که مجلس شورای اسلامی به عنوان تنها مرجع تصویب قانون و قانونگذاری در کشور باید تدبیری بیندیشد و تا زمانی که این مساله حل نشود، ما طبیعتا در جامعه دچار تنش و شوکهایی خواهیم بود که مفید به حال جامعه نخواهد بود.»
زنان موتورسوار تنها مطالبهشان این است که به آنها نگاه جنسیتی نشود و بتوانند مانند مردان گواهینامه دریافت کنند. میرزایی با توجه به خواستههای این زنان میگوید که جامعه و قانون باید پاسخی برای سوالات آنها داشته باشد: «طبیعتا باید انتظار این را داشته باشیم که افراد سوالاتی بپرسند و این سوالات را چگونه میخواهیم پاسخ دهیم؟ اینکه چگونه است در ایران خلبان زن، راننده خودروهای سنگین، کامیون، کامیونت، اتوبوس، مینیبوس، لیفتراک زن، پاراگلایدر زن داریم، اما موتورسوار زن نداریم؟ چگونه است که یک زن پشت یک راننده موتورسیکلت مرد میتواند بنشیند، اما پشت فرمان نمیتواند بنشیند؟ اختلاف در چند سانت است؟ چگونه برای زنان پیست موتورسواری داریم ولی داخل شهر نمیگذاریم موتور سوار شوند؟ چگونه اصل قانون اساسی را ندید میگیریم؟ آیا در شرع مقررهای مبنی بر حرام بودن موتورسواری زنان داریم؟ آیا در قوانین پیشین ممنوع بودن موتورسواری زنان را داریم؟ آیا قبل از انقلاب موتورسواری زنان ممنوع بوده است؟ پاسخ به همه این موارد منفی است و در بسیاری مواقع توام با کنشگری است.»
او با اشاره به لزوم قوانین جدید و ایجاد الحاقیه به قوانین فعلی هم میگوید: «ما نیاز داریم تبصره ماده بیست قانون تخلفات راهنمایی و رانندگی یک الحاقیه پیدا کند مبنی بر اینکه زنان هم میتوانند با طی شرایطی از برخی موتورسیکلتهایی که در این فهرست قرار میگیرند که میشود پیشبینی کرد، استفاده کنند. نمونه آن همین موتورسیکلتهای اسکوتری است و راندنش نیز آسان است.»
میرزایی میگوید حتی در احکام شرعی هم ممنوعیتی برای موتورسواری زنان وجود ندارد: «مبنای شریعت این مساله، هر چند به نظر وسیع است، اما در شرع هم ممنوعیتی نداریم و زنان چه بسا در گذشته هم به آموزش با شترسواری و اسبسواری دعوت میشدند که بتوانند از آنها به عنوان تسهیل در امورات روزانه خود استفاده کنند.»
«مریم» حدود یک دهه است که موتورسواری میکند، آنهم با موتوری که دندهای است. هر چند ابتدا سخت بود و مسائل مختلفی را از سر گذرانده، اما حتی حالا که در یکی از شهرهای شمالی ایران است و با من تلفنی صحبت میکند، میگوید: «بیش از 7زن موتورسوار را امروز دیدم که موتورسیکلتهایشان هم دندهای بود. موتورسواران اتومات تعدادشان بسیار بیشتر است. زنان خودشان به داد هم میرسند و به تازهکارها از تجربههایشان میگویند تا این خلأهای موجود را چه در نگاه جامعه و چه در قانون، برای یکدیگر پر کنند. هرچند نگاه عرف و اغلب افراد جامعه در شهرهای بزرگ به زنانی که سوار بر موتور در خیابانها و بیابانها ویراژ میدهند، عادیتر شده، اما جمعیت روبه افزایش زنان جوانی که گرایش به موتورسواری دارند و تاکید آنها برخواستهشان سبب شده تا نگاه جامعه در روستاها و شهرهای کوچک هم به این مساله عادیتر شود.»
مریم میگوید: «در طول این ده سال همه موانع را یکییکی رد کرده است، اما مهمترین مشکل و چالش همه زنانی که موتور میرانند، همچنان نداشتن گواهینامه است که این مساله در زمان وقوع تصادف میتواند به ضرر آنها تمام شود. به گفته او متاسفانه مردانی که با زنان موتورسوار تصادف میکنند، از این مساله به نفع خود استفاده میکنند. هر چند به قول او با وجودی که جامعه زنان را از داشتن گواهینامه موتورسواری منع کرده است، بسیاری از مردانی که در سطح شهر مشاهده میکنید نیز نهتنها گواهینامه ندارند که حتی قوانین را هم رعایت نمیکنند.»
او میگوید نباید نگاه جنسیتی داشته باشیم. از نظر قانون کسی که گواهینامه ندارد، مرتکب خلاف شده است. این در مورد آن دسته از مردانی صدق میکند که به اختیار تصمیم به بیقانونی و عدم رعایت قوانین گرفتهاند، در صورتی که زنان اتفاقا همه به قوانین احترام میگذارند و اگر نگاهی به حضور آنها در خیابان و هنگام موتورسواری بیندازید، اغلبشان کلاه به سر دارند. زنان موتورسوار تنها خواستهشان این است که با نگاه جنسیتی آنها را نبینند و تنها مهارت آنها درنظر گرفته شود تا بتوانند پس از طی کردن مراحل آزمون، مانند امتحان رانندگی با خودرو، به آنها گواهینامه موتورسواری داده شود.
حالا بعد از افزایش قابل توجه موتورسواران زن، خیلی از زنان برای یادگیری موتورسواری به کلاسهای آموزشی میروند تا بتوانند راندن موتور را به صورت حرفهای و با رعایت کامل قوانین بیاموزند. یک مربی که خودش هم زن است و موتورسوار حرفهای است، گفت: برای یک کارآموز مبتدی، یک دوره کوتاه یادگیری موتورسواری، باتوجه به میزان یادگیری متوسط هر زن، حدود ده میلیون تومان هزینه اولیه میشود. البته این هزینهها در هر فردی متفاوت است. در تماس با یکی از آموزشگاههای موتورسواری زنان در غرب تهران نیز برای آشنایی ابتدایی با آموزش، پنج جلسه درنظر گرفته شده است که هر جلسه یک ساعته، یک میلیون تومان هزینه دارد. البته برخی زنان که سالهای قبلتر اقدام به موتورسواری کردند، از پدر و برادر و اقوام مرد نزدیک خود یاد گرفتند و برای آموزش هزینهای پرداخت نکردند.
اما امروز اگر بخواهی به صورت حرفهای موتورسواری را یاد بگیری، حداقل همان ابتدای کار باید ده میلیون تومان هزینه کنی. این غیر از هزینه خود موتور و تجهیزاتی نظیر کلاه و دستکش و لباس است که برخی با همان لباس معمولی سوار میشوند و برخی هم ترجیح میدهند لباس کاملتری با پوشش خاص داشته باشند. با احتساب همه این هزینهها، آنچه سبب شده است بسیاری از زنان به سمت موتورسواری بروند، هزینه کمتر آن به نسبت استفاده از خودروی شخصی و رفتوآمد سریعتر در داخل شهر است. مثل زنی که صبح فرزندش را به مدرسه یا کلاسهای آموزشی میبرد و سر راه خرید خانه را هم انجام میدهد و باز فرزندش را از کلاس برمیدارد و به خانه میرود. همین رفتوآمد را اگر بخواهد با خودرو انجام دهد، حداقل دوبرابر طول میکشد و حالا احتساب هزینه بنزین و پیدا کردن جای پارک و ... بماند.
زن ابتدای گزارشم بار دیگر از کنارم چون باد عبور میکند. اینبار اما من و دیگر عابران خیابان کمتر به زن بودنش توجه میکنیم و تسلط و اعتمادبهنفس و کنترل وسیلهای که با آن میراند را در نظر داریم. خودش اما، همه قضاوتها را پشت سرگذاشته است، تنها با رعایت قوانین و حواس جمع، میخواهد زودتر به مقصدش و به زندگی روزمرهاش، فارغ از اینکه با چه میراند، برسد. انتظاری که زیاد نیست، اما برای برخی زنان دیر و کمی دور است. هر چند مثل همه این سالها و دههها، این موانع را هم پشت سرخواهند گذاشت و دیر یا زود، خبر خوش گواهینامه موتورسواری برای زنان را هم خواهیم شنید و چشمهای همه ما، به زودی به دیدار مجدد و آشنای زنان از پشت چراغ قرمز گرفته تا پارکینگهای محل سکونتمان خو خواهد گرفت. باشد که نگاه قانون گستردهتر و نگاه تکتک ما منصفانهتر شود. چیز زیادی نمیخواهند؛ تنها همان یک تکه کاغذ پرس شدهای که مهر تایید میزند بر مهارت و احترامشان به قوانین سرزمینی که بسیار دوستش میدارند.