صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۰۲۷۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۳۱ - ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - 14 June 2026

امروز با سعدی: چه خوش بود... به هم نشستن و حلوای آشتی خوردن

چه شکر گویمت ای باد مشک‌بوی وصال / که بوستان امیدم بخواست پژمردن

چه خوش بود دو دلارام دست در گردن
به هم نشستن و حلوای آشتی خوردن

به روزگار عزیزان که روزگار عزیز
دریغ باشد بی‌دوستان به سر بردن

اگر هزار جفا سروقامتی بکند
چو خود بیاید عذرش بباید آوردن

چه شکر گویمت ای باد مشک‌بوی وصال
که بوستان امیدم بخواست پژمردن

فراق روی تو هر روز نفس کشتن بود
نظر به شخص تو امروز روح پروردن

کسی که قیمت ایام وصل نشناسد
ببایدش دو سه روزی مفارقت کردن

اگر سری برود بی‌گناه در پایی
به خرده‌ای ز بزرگان نشاید آزردن

به تازیانه گرفتم که بی‌دلی بزنی
کجا تواند رفتن کمند در گردن

کمال شوق ندارند عاشقان صبور
که احتمال ندارد بر آتش افسردن

گر آدمی صفتی سعدیا به عشق بمیر
که مذهب حیوان است همچنین مردن

ارسال به تلگرام