صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۰۴۰۷
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۷ - ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - 14 June 2026

نامه سرگشاده گروهی از مخالفان توافق به قالیباف و عراقچی: چه سلامی؟ چه علیکی؟

بروید و به جای امضا، محکم بکوبید توی دهان آن ونس بی همه چیز که فکر می کند با گذاشتن ریش می تواند ما را فریب دهد. می خواهد چه غلطی بکند؟ فوقش جنگ می شود که نظامیان ما می روند می جنگند؛ ما هم درحمایت شان سخنرانی های غرّا می کنیم و حتی توئیت هم می زنیم.

جناب آقای قالیباف 
جناب آقای عراقچی

چه سلامی؟ چه علیکی؟

کار در بازار اقتصاد و میدان سیاست به ما یاد داده که مقدمه چینی نکنیم ؛ بنابراین چون از عمق وجود دغدغه نظام و انقلاب و ایران و مردم را داریم مستقیم می رویم سر اصل مطلب:
اولندش قرار نبود این قدر زود توافق کنید. ما کلی دلار داریم که باید جمع و جور کنیم و توی بازار آزاد بفروشیم. زندگی خرج دارد و ما حساب کرده بودیم که هر چند نفت 200 دلار نشد ولی می توانیم هر دلار را 200 هزار تومان در فردوسی آب کنیم.

حالا وسط کار و کاسبی ما خراب شده اید که داریم توافق می کنیم؟ در همین چند روز، 10 هزار تومان از قیمت هر دلار پایین آمده! حالا این را ضرب کنید در پالت های دلار ببینید چقدر ضرر زده اید به ما؟ 
چه کسی پاسخگوست؟ چه کسی ضرر و زیان ما را جبران می کند؟ واقعاً خدا راضی است؟ این حق الناس نیست؟ باور کنید می خواستیم سودش را در راه منافع مردم خرج کنیم و حتی به فقرا هم کمک کنیم و برای چند دختر دم بخت، جهیزیه بخریم.

دویّماً ما تازه داشتیم با بسته شدن اینترنت و محدود کردن خلق الله حال می کردیم. خودتان که این کاره اید و می دانید جنگ که باشد یا حتی سایه جنگ، هر کاری می شود کرد و اسمش را هم گذاشت شرایط حساس کنونی و وضعیت امنیتی و از این حرف ها. مثلاً همین اینترنت پرو را ببینید که چقدر حال می داد! تازه داشت جان می گرفت که پزشکیان با آن ستاد کذایی اش زد کاسه کوزه اش را شکست؛ خدا ازش نگذرد که نمی گذارد یک لقمه نان حلال از گلویمان پایین برود!

مانده ایم بعد از توافق چطور شرایط حساس کنونی را ادامه دهیم؟ البته یک فکرهایی داریم: حالا که دیگر فراخوان های پهلوی خریداری ندارد، خودمان فراخوان می دهیم و عجالتاً شلوغ می کنیم تا بلکه از این ستون به آن ستون فرجی باشد. ما که بیکار نمی نشینیم به قول شاعر موجیم که آسودگی ما "ضرر" ماست.

سیّماً گیریم که توافق کردید و تحریم محریم هم برداشته شد. به این فکر کرده اید ما و رفقای ما که اتفاقاً خیلی هایشان با خودتان هم سلام و علیکی دارند، چه کار باید بکنیم؟ انصاف نیست که عمری را وقت بگذاریم و زیر و بم کار را یاد بگیریم و بتوانیم تحریم دور بزنیم بعد یکهو در اوج سودآوری کار، شماها به سرتان بزند که بروید سراغ توافق و لغو تحریم! اگر می خواستید تحریم ها را لغو کنید چرا سال های سال ما را علّاف کردید؟

خودتان بگویید! ما دلار ببریم و جنس بیاوریم و سود کنیم بهتر است یا فلان تاجر فکل کراواتی شش تیغ ادکلن زدۀ نمی دانیم چی چی؟!
حالا کمی هم قیمت های ما بالا باشد؛ جای دوری نمی رود که! مگر مثل بعضی ها خرج فسق و فجور می کنیم؟
ناراحت نشوید ولی خیلی رک و پوست کنده می گوییم که اینجا دیگر خط قرمز ماست و لازم باشد چنان با لگد می زنیم زیر توافق که خودتان هم ندانید از کجا خوردید!
 یادمان نمی رود در دوره برجام چقدر زجر کشیدیم و چه تجارت هایی را که می توانستیم با یک دور زدن هنرمندانه تحریم داشته باشیم،جلوی چشم ما، این تاجر و آن بازرگان غیر خودی انجام دادند و خون به دلمان کردند. 

باور کنید ما خیرخواه ایران و مردم ایران هستیم. همین دلار که ذکر خیرش رفت را ببینید! ما که داریم نفت می فروشیم؛ اگر دلارش را در بازار داخل  200 تومان بفروشیم بهتر است یا اگر توافق شود و مثلاً 150 تومان یا خدای ناکرده زبان‌مان لال کمتر؟ می بینید؟ حساب دو دو تا چهار تاست!

اگر ما که خودی هستیم ثروتمند بشویم بهتر است و فردا به درد نظام و انقلاب بیشتر می خوریم یا بقیه مردم که اصطلاحاً عوام اند و نمی شود رویشان حساب کرد؟

اگر همه چیز تحت کنترل باشد برای نظام بهتر است یا این که مثل این کشورهای فاسد غربی هر کسی برای خودش حزب و روزنامه و سایت و خبرگزاری بزند یا در شبکه های منحط اجتماعی هر چه خواست بنویسد و هر عکس و فیلم وقیحانه ای را منتشر کند؟ می دانید که مهم ترین کابرد اینترنت در دنیا نگاه کردن به سایت های مبتذل است که در آن کارهای خاک بر سری نمایش می دهند و دقیقاً به همین دلیل باید جلوی اینترنت پرسرعت و آزاد را بگیریم؛ بنیان خانواده از دست رفت آقایان!

خلاصه این که برادران عزیز! اگر مسلمانید باور کنید که اسلام در خطر است. اگر به نظام معتقدید باور کنید که نظام در خطر است. اگر ایران را دوست دارید، باور کنید ککه ایران در خطر است و اگر حق دوستی سرتان می شود راست و حسینی می گوییم ما هم در خطریم ؛ نکنید با ما این کار را.

 بروید و به جای امضا، محکم بکوبید توی دهان آن ونس بی همه چیز که فکر می کند با گذاشتن ریش می تواند ما را فریب دهد. می خواهد چه غلطی بکند؟ فوقش جنگ می شود که نظامیان ما می روند می جنگند؛ ما هم درحمایت شان سخنرانی های غرّا می کنیم و حتی توئیت هم می زنیم.

 نگران مسائل اقتصادی هم نباشید، خودمان نفت را می بریم و به هر قیمتی شده می فروشیم و هر چه لازم بود را به هر قیمتی بود می خریم و می آوریم و یک کمیسیون و سود مختصری هم این وسط گیر ما می آید که اگر خواستید، خدمت شما هم هستیم، با رضایت کامل هم هستیم.
تازه شما هم به هوای مذاکرات، سال های سال، کل دنیا را می گردید و کلی آدم خارجی از نزدیک می بینید! همین سعید خودمان را ببینید؛ از سفرها و مذاکراتش برای هفت نسل بعدش عکس و خاطره دارد و چقدر خوش به حالش!

از دست ما نرنجید ولی این نامه را برای اتمام حجت نوشتیم که فردا گله نکنید که نگفتید. ما می گوییم اگر نتوانیم از حقوق خودمان دفاع کنیم، چطور می خواهیم از حقوق مردم دفاع کنیم؟ بنابراین، اگر بخواهید با توافق و از این جور چیزها، نان ما را آجر کنید، به خاطر ملت ایران هم که شده، از خودمان  دفاع می کنیم و مقابل تان خواهیم ایستاد؛ کلی هم شعار با قافیه "آف" و "چی" آماده کرده ایم.

از ما گفتن بود!

با تقدیم احترام
هیات مدیره  "شرکت سهامی خاص تحریم گستران پایداری و شرکاء"

ارسال به تلگرام