صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۰۵۰۲
تاریخ انتشار: ۰۷:۲۸ - ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - 16 June 2026

مهاجران و دوگانگی هویت در جام جهانی

وقتی بازیکنی پیش از مسابقه سرود ملی کشوری را می‌خواند که در آن متولد نشده، یا وقتی نام خانوادگی‌اش به سرزمینی دیگر اشاره دارد، در واقع داستانی فراتر از فوتبال را روایت می‌کند؛ داستان جابه‌جایی انسان‌ها در جهانی که مرزهایش همچنان پابرجاست اما زندگی مردمانش بیش از هر زمان دیگری درهم تنیده شده است.

    عصر ایران؛ احمد فرتاش - در گذشته، پاسخ به این پرسش ساده بود: یک بازیکن برای کشوری بازی می‌کند که در آن متولد شده است. اما جام جهانی امروز دیگر چنین دنیای ساده‌ای نیست. در بسیاری از تیم‌های ملی، بازیکنانی حضور دارند که در کشوری متولد شده‌اند، در کشوری دیگر بزرگ شده‌اند و ریشه‌های خانوادگی‌شان به سرزمینی سوم بازمی‌گردد. آنها گاه بیش از یک گذرنامه دارند و گاهی باید میان چند هویت متفاوت یکی را برای حضور در تیم ملی انتخاب کنند.

   جام جهانی ۲۰۲۶ نیز مانند دوره‌های اخیر، صحنه حضور ده‌ها بازیکنی است که زندگی‌شان بازتابی از جهان مهاجرپذیر معاصر است. مثلا لامین یامال یا امین جمال، ستارۀ فوتبال اسپانیا، مهاجرزاده است. پدر اول اهل مراکش و مادرش اهل گینۀ استوایی است. این بازیکنان تنها فوتبالیست نیستند؛ آنها روایتگر داستانی بزرگ‌تر درباره جهانی شدن، مهاجرت و پیچیدگی هویت در قرن بیست و یکم‌اند.

  در بین ۱۲۴۸ بازیکن حاضر در ۴۸ تیم، ۲۸۹ نفر برای کشوری بازی می‌کنند که در آن متولد نشده‌اند. آماری که نشان می‌دهد فوتبال ملی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر مهاجرت، دوتابعیتی‌ها و جابه‌جایی نسل‌ها قرار گرفته است.

  بر اساس آمار منتشرشده از فهرست نهایی تیم‌های حاضر در جام جهانی، ۴۰ تیم از ۴۸ تیم مسابقات حداقل یک بازیکن متولد خارج از کشور در ترکیب خود دارند. این یعنی تنها هشت تیم تمام بازیکنان خود را از میان متولدین همان کشور انتخاب کرده‌اند.

   برزیل، سوئد، عربستان سعودی، اتریش، کلمبیا، پاناما، آفریقای جنوبی و جمهوری چک تنها تیم‌هایی هستند که هر ۲۶ بازیکن فهرستشان در خاک همان کشور متولد شده‌اند. به عبارتی چهل تیم دیگر حداقل یک بازیکن دو ملیتی را در فهرست خود دارند، حتی ژاپن و کره جنوبی.

  آمارها نشان می‌دهد جام جهانی ۲۰۲۶ فاصله زیادی با دوره‌های قبلی دارد. در جام جهانی ۲۰۰۲ تنها ۶۳ بازیکن برای کشوری غیر از محل تولدشان بازی می‌کردند. این عدد در سال ۲۰۰۶ به ۶۴ نفر، در ۲۰۱۰ به ۷۵ نفر، در ۲۰۱۴ به ۸۴ نفر و در ۲۰۲۲ به ۱۳۷ نفر رسید. حالا در جام جهانی ۲۰۲۶ این رقم به ۲۸۹ نفر افزایش یافته که معادل ۲۳.۱۵ درصد کل بازیکنان مسابقات است.

  در گذشته، ملت‌ها اغلب به عنوان جوامعی نسبتاً همگن تصور می‌شدند. بسیاری از مردم در همان کشوری زندگی می‌کردند که والدین و اجدادشان در آن زیسته بودند. اما طی دهه‌های اخیر، مهاجرت گسترده این تصویر را تغییر داده است. میلیون‌ها نفر خانه و سرزمین خود را ترک کرده‌اند و در کشورهای دیگر ساکن شده‌اند. فرزندان آنان نیز در محیطی رشد کرده‌اند که میان دو یا چند فرهنگ قرار دارد.

دیدار مسعود اوزیل با اردوغان در آستانۀ جام جهانی 2018 برای اوزیل در آلمان دردسرساز شد. اوزیل متولد آلمان است ولی خانواده‌اش ترک‌تبارند. او شخصا مسلمانی معتقد است و همیشه قبل از ورود به زمین بازی، آیاتی از قرآن را زیر لب زمزمه می‌کرد.

  برای این نسل جدید، هویت اغلب مفهومی چندلایه است. جوانی که در فرانسه متولد شده اما والدینی الجزایری دارد، ممکن است هم خود را فرانسوی بداند و هم الجزایری. بازیکنی که در آلمان بزرگ شده اما ریشه‌های ترکی دارد، می‌تواند به هر دو فرهنگ احساس تعلق داشته باشد. این افراد الزاماً میان دو هویت یکی را انتخاب نمی‌کنند؛ بلکه هر دو را بخشی از شخصیت خود می‌دانند. اما فوتبال گاهی آنها را ناچار به انتخاب می‌کند.

   قوانین فوتبال ملی بر مبنای مرزهای سیاسی بنا شده است. بازیکن باید تصمیم بگیرد پیراهن کدام کشور را بر تن خواهد کرد. این انتخاب گاه صرفاً یک تصمیم ورزشی به نظر می‌رسد، اما در بسیاری موارد بار عاطفی و هویتی سنگینی دارد. زیرا انتخاب یک تیم ملی ممکن است از سوی بخشی از افکار عمومی به عنوان انتخاب یک هویت تلقی شود.

   مشکل از همین جا آغاز می‌شود. بسیاری از هواداران هنوز با نگاهی سنتی به مفهوم ملت می‌نگرند. از نظر آنان، تعلق ملی باید روشن، قطعی و یگانه باشد. در حالی که تجربه میلیون‌ها مهاجر و فرزندان مهاجران نشان می‌دهد هویت می‌تواند همزمان چندگانه و پیچیده باشد.

  بازیکنی که برای کشور محل تولدش بازی می‌کند، ممکن است از سوی برخی در سرزمین نیاکانش مورد انتقاد قرار گیرد. برعکس، بازیکنی که کشور ریشه‌های خانوادگی خود را انتخاب می‌کند، گاه در کشور محل زندگی‌اش با پرسش‌هایی درباره میزان وفاداری‌اش روبه‌رو می‌شود. گویی جامعه از او می‌خواهد میان دو بخش از وجودش یکی را برگزیند.

   اما واقعیت زندگی مدرن پیچیده‌تر از این دوگانه‌هاست. هویت دیگر الزاماً یک انتخاب صفر و صدی نیست. فرد می‌تواند همزمان به بیش از یک فرهنگ، زبان یا سنت تعلق خاطر داشته باشد. همان‌گونه که یک نفر می‌تواند به زادگاه، شهر محل زندگی و کشور خود به طور همزمان احساس وابستگی داشته باشد، مهاجران نیز اغلب چندین لایه هویتی را با خود حمل می‌کنند و به قول داریوش شایگان، فیلسوف ایرانی، هویت چهل‌تکه دارند.

زلاتان ابراهیموویچ که سال‌ها در تیم ملی سوئد بازی کرده بود، در این جام جهانی طرفدار بوسنی است.

 او متولد سوئد است ولی پدرش مسلمانی اهل بوسنی بوده و مادرش هم یک کروات کاتولیک.

  از این منظر، تیم‌های ملی امروز تصویری جالب از تحولات اجتماعی جهان ارائه می‌دهند. آنها نشان می‌دهند که ملت‌ها برخلاف تصور رایج، پدیده‌هایی ایستا و تغییرناپذیر نیستند. هویت ملی در طول زمان دگرگون می‌شود و افراد جدیدی را در خود جای می‌دهد. بسیاری از کشورهایی که امروز خود را ملت‌های واحد می‌دانند، در واقع محصول موج‌های متعدد مهاجرت و ادغام فرهنگی در طول تاریخ معاصر هستند.

  جام جهانی همچنین یادآور این نکته است که مهاجرت صرفاً یک موضوع اقتصادی یا سیاسی نیست؛ پدیده‌ای انسانی است که با احساس تعلق، خاطره و هویت گره خورده است. وقتی بازیکنی پیش از مسابقه سرود ملی کشوری را می‌خواند که در آن متولد نشده، یا وقتی نام خانوادگی‌اش به سرزمینی دیگر اشاره دارد، در واقع داستانی فراتر از فوتبال را روایت می‌کند؛ داستان جابه‌جایی انسان‌ها در جهانی که مرزهایش همچنان پابرجاست اما زندگی مردمانش بیش از هر زمان دیگری درهم تنیده شده است.

   شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های جام جهانی همین باشد. هویت در جهان معاصر الزاماً یک پرچم، یک زبان یا یک ریشه واحد نیست. بسیاری از انسان‌ها میان چند جهان زندگی می‌کنند و تعلقات گوناگونی را با خود حمل می‌کنند. فوتبال اگرچه آنها را وادار می‌کند یک پیراهن را انتخاب کنند، اما نمی‌تواند پیچیدگی تجربه انسانی را به یک انتخاب ساده تقلیل دهد.

   جام جهانی امروز تنها رقابت ملت‌ها نیست؛ نمایش جهانی است که در آن مرزها هنوز وجود دارند، اما زندگی انسان‌ها بیش از گذشته از مرزها عبور کرده است. مهاجران و فرزندان مهاجران، با حضور خود در زمین فوتبال، هر چهار سال یک بار این واقعیت را به ما یادآوری می‌کنند.

 

ارسال به تلگرام