صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۱۰۶۷
تاریخ انتشار: ۰۶:۳۰ - ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - 17 June 2026

ایستگاه تحلیل(۲)/ تکلیف ما با قلعه نویی مشخص نیست

تساوی مقابل نیوزیلند هنوز به معنای پایان امیدهای ایران نیست، اما زنگ خطری جدی برای ادامه مسابقات محسوب می‌شود. مسئله اصلی این نیست که ایران برابر نیوزیلند دو امتیاز از دست داد؛ مسئله این است که پس از ۹۰ دقیقه هنوز مشخص نیست تیم ملی دقیقاً چگونه می‌خواهد بازی کند.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - هیچ‌کس منکر شرایط دشوار تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی نیست. از کمبود بازی‌های تدارکاتی باکیفیت گرفته تا مشکلات ویزا و حواشی خارج از زمین، همه عواملی بودند که کار کادر فنی را سخت کردند. اما مسئله اینجاست که وقتی عملکرد فنی تیم قابل دفاع نیست، ارجاع مداوم به مشکلات بیرونی نمی‌تواند پاسخگوی پرسش‌های فنی باشد. تساوی ۲-۲ مقابل نیوزیلند در نخستین مسابقه جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه نتیجه‌ای ناامیدکننده باشد، نشانه‌ای از سردرگمی تاکتیکی تیم ملی بود. تیمی که دو بار از حریف عقب افتاد و هر دو بار به بازی برگشت، اما هرگز نتوانست کنترل مسابقه را در اختیار بگیرد.

مشکل اصلی برای بسیاری از منتقدان نه نتیجه، بلکه فقدان منطق مشخص در تصمیمات کادر فنی است. اگر فلسفه بازی بر استفاده از مهاجم هدف و ارسال‌های مستقیم بنا شده، انتخاب مغانلو در ترکیب اصلی قابل درک است. مغانلو مهاجمی است که می‌تواند پشت به دروازه بازی کند، توپ را نگه دارد و زمینه اضافه شدن بقیه تیم را به فاز حمله فراهم کند. اما سوال اینجاست که اگر چنین پلنی وجود داشته، چرا در ادامه علی علیپور جانشین او شد؟ علیپور اساساً مهاجمی با ویژگی‌های متفاوت است و در بازی هوایی و نبردهای فیزیکی مشابه مغانلو عمل نمی‌کند. در حالی که دنیس اکرت با مشخصات فیزیکی نزدیک‌تر به مغانلو روی نیمکت حضور داشت، این تعویض بیشتر نشانه تغییر ناگهانی ایده‌ها بود تا اجرای یک برنامه از پیش تعیین‌شده.

ابهام بزرگ‌تر در خط دفاعی دیده شد. نیوزیلند با حضور مهاجمی مانند کریس وود، یکی از قدرتمندترین مهاجمان هوایی فوتبال انگلیس، کاملاً قابل پیش‌بینی بود که بخش مهمی از حملاتش را روی ارسال‌ها و توپ‌های بلند بنا کند. با این حال، امیر قلعه‌نویی ترجیح داد از زوج شجاع خلیل‌زاده و علی نعمتی استفاده کند و مدافعان فیزیکی‌تر مانند حسین کنعانی‌زادگان و روزبه چشمی را روی نیمکت بنشاند.

 نتیجه این تصمیم در چندین صحنه دوئل هوایی و روی هر دو گل دریافتی کاملاً قابل مشاهده بود. دفاع ایران نه در پوشش عمق موفق بود و نه در مهار ضربات اول مهاجمان حریف. بسیاری از تحلیل‌ها نیز به ضعف ساختار دفاعی و آشفتگی خط عقب ایران اشاره کرده‌اند.

در میانه میدان نیز مشکلات ایران کاملاً مشهود بود. سامان قدوس بازیکنی است که در سال‌های اخیر بخش مهمی از نظم و گردش توپ تیم ملی را بر عهده داشته است. وقتی او نتوانست جریان بازی را کنترل کند، انتظار می‌رفت کادر فنی به سراغ گزینه‌ای با انرژی و دوندگی بیشتر برود. اما استفاده از احسان حاج‌صفی در این سن و با شرایط فعلی، نتوانست مشکل را حل کند. هافبک‌های نیوزیلند با عبور از لایه اول پرس ایران به فضای پشت خط میانی برسند و همین مسئله فاصله خطوط را افزایش داد. البته نباید انکار کرد که قدوس در فاز تهاجمی شب بدی نداشت و زمین ساز گل دوم تیم ایران شد. پاس قطری او به رضاییان رسید و ستاره اصلی تیم ملی با سانتری دیدنی محمد محبی را صاحب موقعیت کرد و در نهایت محبی هم ایران را به گل رساند.

یکی دیگر از سوالات مهم مربوط به سعید عزت‌اللهی است. او یکی از ضعیف‌ترین نمایش‌های خود در ماه‌های اخیر را ارائه داد و در انتقال توپ و پوشش دفاعی موفق نبود. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که آیا رزاق‌نیا واقعاً می‌توانست عملکردی ضعیف‌تر از آنچه در زمین دیدیم داشته باشد؟ جام جهانی جایی برای محافظه‌کاری بیش از حد نیست و گاهی استفاده از بازیکنان جوان‌تر می‌تواند انرژی تازه‌ای به تیم بدهد.

البته تمام مشکلات به کادر فنی محدود نمی‌شود. کمبود مسابقات تدارکاتی باکیفیت و ناهماهنگی ناشی از شرایط پیش از مسابقات واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان نادیده گرفت.  با این حال، تیم ملی ایران از نظر فردی همچنان کیفیت بالایی دارد. در همین مسابقه رامین رضاییان بارها خطر ایجاد کرد و روی گل‌های ایران نقش کلیدی داشت، اما اتکا به درخشش فردی نمی‌تواند جایگزین ساختار تاکتیکی شود.

تساوی مقابل نیوزیلند هنوز به معنای پایان امیدهای ایران نیست، اما زنگ خطری جدی برای ادامه مسابقات محسوب می‌شود. مسئله اصلی این نیست که ایران برابر نیوزیلند دو امتیاز از دست داد؛ مسئله این است که پس از ۹۰ دقیقه هنوز مشخص نیست تیم ملی دقیقاً چگونه می‌خواهد بازی کند. آیا قرار است با ارسال‌های مستقیم و مهاجم هدف پیش برود؟ آیا قرار است مالکانه بازی کند؟ آیا قرار است روی ضدحملات حساب باز کند؟ وقتی پاسخ این سوالات در زمین دیده نمی‌شود، طبیعی است که انتقادات متوجه کادر فنی شود. در نهایت تمام مشکلات در یک جمله خلاصه می شود، تکیلف ما با قلعه نویی در فازهای مختلف بازی مشخص نیست.

ارسال به تلگرام