صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۱۰۷۵
تاریخ انتشار: ۰۷:۵۰ - ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - 17 June 2026

امروز با حافظ: باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی

در تیره‌شَبِ هِجْرِ تو، جانَم به لَب آمَد / وَقْت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی

اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآیی
هر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی

هُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوش
آدَم‌صِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی

شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیرد
گر تِشْنِه‌لَب از چَشْمِهٔ حِیوان به دَرآیی

جان می‌دَهم از حَسْرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْح
باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی

چَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّت
کز غُنْچِه چو گُل، خُرَّم و خَنْدان به دَرآیی

در تیره‌شَبِ هِجْرِ تو، جانَم به لَب آمَد
وَقْت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی

بَر رَهْگُذَرَت بَسْتِه‌ام از دیده، دو صَد جوی
تا بو که تو چون سَرْوِ خُرامان به دَرآیی

حافِظ! مَکُن اَنْدیشِه که آن یوسُفِ مَه‌رو
بازآیَد و از کُلْبِهٔ اَحْزان به دَرآیی!

ارسال به تلگرام