صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۱۴۰۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۴ - ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - 18 June 2026

 توافق امضا شده در یک برگه / چرا کاغذ برهنه بی‌پوشینه و چرمینه؟

کافی است دو تصویر مسعود پزشکیان و شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان را با هم مقایسه کنیم. چقدر شکیل و تمیز خودنویس به دست امضا می‌کند و درون پوشه می‌گذارد و با پوشش نشان می‌دهد 

   عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ( قبل التحریر: این یادداشت شاید مصداق مته به خشخاش گذاشتن باشد ولی اگر هم باشد باید نوشته می‌شد!)

   برخی از اطرافیان رسانه‌ای آقای رییس جمهور از بهترین دوستان رسانه‌ای نویسندۀ این سطورند اگرچه در این دو سال تقریبا ارتباطی نداشته‌ایم  مگر به تصادف جایی هم دیگر را دیده باشیم و سلامی و علیکی و سؤالی درگوشی برای کسب خبری محرمانه که غالبا هم اطلاع ویژه نداشته‌اند یا بروز نداده‌اند! برخی تصور می‌کنند هر چه رازآلودتر در نظر آیند مهم‌ترند! یا هر خبری را محرمانه می‌دانند در حالی که سال 67 آقای محسن رضایی بعد از ختم جنگ می‌گفت شب عملیاتی با لباس مبدل به حمامی در اهواز رفتم و مرد دلاک (ماساژورهای نسل قدیم!) درِگوش من گفت: آقا محسن! امشب عملیاته؟! ایرانی و محرمانگی؟! به قول اقای مهاجری خوب شد در طول مذاکرات مجلس تعطیل بود وگرنه نمایندگان دهان لقی بودند که لو می‌دادند!

  آن دوستی و علاقه که اشاره شد اما مانع آن نیست که انتقاد کنیم آخر چرا رییس جمهوری باید کاغذ امضا شده را بالای دست بگیرد بی‌هیچ پوششی و بی آن که در پوشینه یا چرمینه‌ای باشد  یا مگر تصویر برداری زنده و مستقیم بوده و چرا دوباره و سه باره نگرفته‌اند تا شکیل تر باشد؟ خود او که هزار صنم دارد و نمی تواند فکر یاسمن باشد.  دیگران چه؟

  کافی است دو تصویر مسعود پزشکیان و شهباز شریف نخست وزیر پاکستان را با هم مقایسه کنیم. چقدر شکیل و تمیز خودنویس به دست امضا می کند و درون پوشه می‌گذارد و با پوشش نشان می‌دهد.

آخر خودنویس که تجمل نیست. چرا با خودنویس امضا نمی‌کنند؟ ( روان‌نویس مشهوری در دست دارد که قیمت آن 15 سال قبل هزار تومان بود و با دلار بالا و بالا رفت و به 85 هزار تومان که رسید دیگر نخریدم!)

  بزرگان قدیم ما اهل خواندن و نوشتن با خط خوش بودند و انصافا روحانیون سنتی هم به قلم و نوع قلم بها می‌دادند و این سنت نیکو از هویدا به بعد از بین رفت.

بله. می‌دانیم که آقای شریف به خانواده‌ای سیاسی و ملّاک تعلق دارد و اساسا سیاست در این کشور یا در دست خانواده‌های زمین دار است یا نظامی‌ها و در ایران به خاطر سه اتفاق این انحصار شکسته شده:

 اولی اصلاحات ارضی شاه در اوایل 42 و گسترش دانشگاه‌ها و گرنه قبل از آن تنها فرزندان زمین‌داران و افرادی معدود مرتبط با دربار مناصب را در اختیار داشتند و دومی که بسیار  مهم‌تر است انقلاب 57 است که اساسا ساختار را زیر و زبر کرد و سومی جنگ به خاطر آن که از سال سوم به بعد بیشتر روستاییان در جنگ شرکت داشتند و بعد از شهادت آنان بستگان‌شان با سهمیه به دانشگاه و ادارات راه یافتند و اینها البته نافی صلاحیت‌های فردی نیست و چه بسا زمینه‌ساز شکوفایی استعدادهایی هم شد.


  اما آخر در آن دم و دستگاه عریض و طویل ریاست جمهوری یکی نبوده بگوید بهتر است کاغذ را لای یک پوشۀ شکیل و چرمی گذاشت و این همه کارتابل برای چیست؟

   خود آقای پزشکیان هم 16 سال مجلس بوده که مرکز انواع تشریفات زاید است و بیش از هر پارلمان دیگر مانیتور دارد و گلدان! مقایسه کنید با مجلس انگلستان! و 4 سال قبل از آن وزیر و چند سال پیش از آن معاون و باز قبل تر رییس دانشگاه و ناگهان از راه نرسیده.

    بهانه نیاورند و توجیه نکنند. مشکل در صرفه‌جویی و ساده‌پسندی نیست. یک جور بی‌سلیقگی خاصی در غالب کار به دستان ما دیده می‌شود.  در حالی که دو رهبر جمهوری اسلامی چه امام خمینی و چه آیت‌الله خامنه‌ای در عین سادگی بسیار پیراسته و آراسته بودند و در فقره رهبر شهید هر چه سن ایشان بالاتر رفت به جزییات بیشتر توجه نشان می‌داد اما ساده.

   شک ندارم با خط خوش خودنویس را بر خودکار و روان‌نویس ترجیح می‌داده ولی چون بر استفاده از کالای ایرانی مُصر بودند ودروبین ها روی برند خودنویس زوم می‌کردند خوب نبود و شوربختانه خودنویس مرغوب داخلی هم نداریم. ( بعد از حادثه 6 تیر 1360 هم طبعا چون با دست چپ می نوشتند شاید مانند تسلط با دست راست نبود).

   پس اولا بهتر بود  با خودنویس امضا می‌کرد نه با روان‌نویس و دومی که مهم‌تر است کاغذ را لخت و عور نشان نمی‌داد بلکه در پوشینۀ چرمینه‌ای می‌گذاشت در برابر دیدگان قرار می‌داد.

   سال‌ها طول کشید مقامات ما یاد بگیرند وقتی می‌ایستند دگمۀ کت خود را ببندند شاید بعدها که از این دست توافقات بیشتر شود این موارد را هم یاد بگیرند چون سال هاست توافق مهمی با جهان بیرون نداشته‌ایم و نهایتا ادارات داخلی با هم قرار و مدار داشتند.

   هیچ یک از اینها نافی زحمات شخص پزشکیان و شخص قالیباف نیست. شکر خدا که گرفتار جریان تندرویی نشدیم که در هیچ قالبی نمی‌گنجند و چون پزشکیان جراح قلب است کسی به حساب ناآگاهی نمی گذارد. بیشتر ناشی از روحیات دهۀ شصتی است.
 

ارسال به تلگرام