صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۱۶۸۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۵ - ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - 24 July 2026
باب پنجم حکایت سوم

با سعدی در گلستان : ور هنری داری و هفتاد عیب / دوست نبیند به جز آن یک هنر (+صدا)

یکی را از متَعَلّمان کمالِ بَهجتی بود و معلّم از آن جا که حسِّ بشریّت است با حُسنِ بَشَرهٔ او معاملتی داشت و وقتی که به خلوتش دریافتی.
این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر این‌جا بشنوید
عصر ایران ــ یکی را از متَعَلّمان کمالِ بَهجتی بود و معلّم از آن جا که حسِّ بشریّت است با حُسنِ بَشَرهٔ او معاملتی داشت و وقتی که به خلوتش دریافتی، گفتی:
 
نه آن چنان به تو مشغولم ای بهشتی‌روی
که یادِ خویشتنم در ضمیر می‌آید
 
ز دیدنت نتوانم که دیده دربندم
و گر مقابله بینم که تیر می‌آید
 
باری پسر گفت: آن چنان که در آدابِ درس من نظری می‌فرمایی در آدابِ نفسم نیز تأمّل فرمای، تا اگر در اخلاقِ من ناپسندی بینی که مرا آن پسند همی‌نماید، بر آنم اطْلاع فرمایی تا به تبدیلِ آن سعی کنم.
 
گفت: ای پسر! این سخن از دیگری پرس که آن نظر که مرا با توست، جز هنر نمی‌بینم.
 
چشمِ بداندیش که برکنده باد
عیب نماید، هنرش در نظر
 
ور هنری داری و هفتاد عیب
دوست نبیند به جز آن یک هنر
ارسال به تلگرام