صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۴۲۲۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۸ - ۰۹ تير ۱۴۰۵ - 30 June 2026
عمارت های تهرون

از دختر ناکام تا رضا موتوری/ یادگاری از وارطان

از همان روز که رضا موتوری پله های سینما را یکی دو تا بالا رفت تا پول های دزدیده شده لعنتی را به پلیس برساند اما اسیر چاقو بچه محل ها شد تا جای لکه دست به خون آغشته اش بر روی دیوار نقره سینما تابستانی تبدیل به یکی از ماندگارترین قاب های سینمای ایران شود.

عصر ایران ؛ علی نجومی _ ده دوازده سال بیشتر سن نداشتم که موعد جشنواره فیلم فجر فرارسید و پدرم باید به قول خودش وفا می کرد و من را به تماشای لااقل یک فیلم جشنواره می برد. خلاصه یک روز جمعه سرد زمستانی راه افتادیم پیاده خیابان ولی عصر و انقلاب را گز کردن که در یکی از این سینماهای انبوه جشنواره ای لااقل بتوانیم به دیدن یک فیلم مفتخر شویم، اما چشمتان روز بد نبینید ازدحام صفوف عشاق سینما مگر به ما امان خرید بلیط می داد.

دیگر کاملا ناامید شده بودیم که پرسیدیم جلوی سینما سپیده و من خیلی خسته و دل شکسته سعی کردم برای آخرین بار شانس خودم را امتحان کنم رفتم جلوی گیشه دیدم پرنده پر نمی زند. به پرده سینما نگاه کردم آرم جشنواره بزرگتر از آن بود که نشود دید. اما برخلاف انتظارم فیلمی که نمایش می دادند یک فیلم کاراته ای هنگ کنگی بود که اصلا اسمش را یادم نیست. ما البته پر رو تر از این حرف ها بودیم و رفتیم فیلم را ببینیم. فیلم تا جایی که یادم است پر بود از صحنه های مهیج و یک کاری کرد سینما سپیده را در لیست خوب ها در قلبم بنویسم.

وارطان هوانسیان

بعدها که بیشتر فیلم دیدم و سینما را شناختم فهمیدم که از همان روز که رضا موتوری پله های سینما را یکی دو تا بالا رفت تا پول های دزدیده شده لعنتی را به پلیس برساند اما اسیر چاقو بچه محل ها شد تا جای لکه دست به خون آغشته اش بر روی دیوار نقره سینما تابستانی تبدیل به یکی از ماندگارترین قاب های سینمای ایران شود، سینما سپیده به شکل غریبی وارد حافظه سینمایی چند نسل از تهرونی جماعت شد.

اما این همه ماجرای این سینمای قدیمی نبود. رضا موتوری که ساخته شد تقویم سال 1349 را نشان می داد و این یعنی سینما سپیده در آن موقع نزدیک 30 سالش بوده است. بله درست خواندید این سینمای قدیمی تهرون درست وسط سال های اشغال ایران توسط قوای متفقین در میانه جنگ جهانی دوم در سال 1322 افتتاح شد.

اما خود ساختن این سینما و فلسفه ساختنش هم برای خودش حکایتی است. داستان گویا از این قرار بوده است که یک تاجر ارمنی اهل تبریز به نام ساناستار خاچاطوریان دختری داشته به اسم دیانا که او را در یک حادثه از دست می دهد بنابراین تصمیم می گیرد تا یک سالن سینما به یاد این دختر ناکامش بسازد و اسم آن را هم دیانا می گذارد، اسمی که بعد از انقلاب به سپیده تبدیل شد.

بته داستان به این سادگی ها و خنکی ها هم نیست مرحوم خاچاطوریان برای ساختن این سینما به سراغ یکی از نوابغ معماری معاصر ایران می رود با نام وارطان هوانسیان که او هم اتفاقا از ارامنه اهل تبریز بود. وارطان به عنوان یکی از سردمداران معماری مدرن در ایران شناخته می شود. شاید بزرگتریم مشخصه آثار او علاقه خاصه اش به عدم تقارن باشد که در شاهکارش ساختمان جیپ در خیابان اکباتان تهران در نزدیکی میدان توپخانه سابق( امام خمینی فعلی) به وضوح دیده می شود.

می شود تا صبح نشست و از دلایل اهمیت این سینمای نوستالژیک نوشت اما شاید یکی از مهم ترین خاطرات این سینما در میان عشق فیلم ها برگردد به فیلم های نمایش داده شده توسط خانه فرهنگ در سال های آخر دهه 1360 و اوایل دهه  1370.

 این خانه فرهنگ که دفترش بالای سینما آفریقا در خیابان ولی عصر بود چند روز در هفته در چند سالن سینما در تهران فیلم های درجه یک خارجی را با کیفیت عالی به شکل عموما 35 میلی متری نمایش می داد که یکی از این سالن ها سینما سپیده جان بود.

نسلی از سینما رو ها با دیدن فیلم هایی مثل سابرینا، دختری با روبان زرد، محله چینی ها، رود سرخ و اتللو در سالن 600 نفری سینما سپیده به عشق به سینما دچار شدند.  شاید قرار گرفتن سینما سپیده در حاشیه خیابان انقلاب که فرهنگی ترین خیابان تهرونه وزن و اهمیت آن را برای هنردوستان تهرونی بیشتر کرد که انگاری این معبد تاریک و جادویی در کنار کتابفروشی های ریز و درشت خیابان انقلاب چیز های زیادی برای عرضه به مخاطب دارد.

این سینما حالا حدودا 20 سالی می شود که یک سالن کوچک 80 نفری هم در طبقه دوم خودش دارد که البته طرح ذوزنقه ای اش اصلا در شان وارطان خدابیامرز نیست که اگر زنده بود بنده خدا معلوم نبود چه حالی بهش دست می داد.

ارسال به تلگرام