عصر ایران؛ محمد نصیری کلیان- دوازدهم تیرماه- روز خیاط- فرصتی است برای تأمل در معنایی عمیقتر از یک پیشه؛ معنایی که در سنت دینی و ادبی ما با «نصیحت» گره خورده است.
آنجا که پیامبران میفرمایند: «وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحین»[ اعراف/۷۹]، مقصود از نصیحت نه خطابه است و نه اندرزِ صرف، بلکه کنشی از سنخ دوختن و ساختن است.
در این دستگاه معنایی، «نَصاح» نخِ استوار، «مِنصِحه» سوزن، و «ناصح» خیاطی است که جامهٔ تقوا را بر تنِ خود و جامعه مینشاند.
نصیحت، اگر به حقیقت خود بازگردد، نه دریدن است و نه رسوا کردن؛ بلکه پوشاندنِ کاستیها و آراستنِ حیات جمعی است.
جامعهٔ عاری از عدالت و تقوا، جامعهای عریان است و این عریانی با انباشتِ کلمات پوشیده نمیشود.
خیاطی، برخلاف گفتارهای بی پروا، نیازمند مهارت، صبر و تعهد است؛ سوزنی میطلبد که دقیق بدوزد و نخی که تابِ گسستن نداشته باشد.
در همین افق، عطار نیشابوری با زبانی فشرده و ژرف هشدار میدهد:
خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد
هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق
اینکه عقل هر چه بخواهد حکیمانه و فیلسوفانه بیندیشد و خیاطی کند، قبایی که به اندام رسای عشق باشد نمی تواند بدوزد شاید به این دلیل باشد که عقلِ تهی از مهر، هرچند در ظاهر به ترمیم بپردازد، از آفرینش جامهای شایستهٔ کرامت انسانی ناتوان است.
امروز، در میانهٔ هیاهوی گفتارها و فزونیِ نقدهای بیحاصل، نیاز به «خیاطان» بیش از هر زمان احساس میشود؛ آنان که بهجای افزودن بر شکافها، در پی ترمیماند و بهجای توقف در سطح بیان، به میدان عمل قدم میگذارند. دوازدهم تیرماه، دعوتی است به این عرصه و فراتر از یک صنف که در جای خود محترم است.