صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۴۹۷۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۷ - ۱۳ تير ۱۴۰۵ - 04 July 2026
رضا غبیشاوی کارشناس رسانه:

بسیاری از مسوولان ایرانی درک واقعی از توییتر ندارند / با نگاه سنتی نمی تواند از ابزار مدرن توییتر استفاده کرد

رضا غبیشاوی کارشناس رسانه: بسیاری از مقامات ایرانی همان متن‌های خشک، طولانی و رسمی را به فضای توییتر منتقل می‌کنند. برخی مسوولان ایرانی، به دلیل سن بالا و سبک زندگی غیردیجیتالی، همچنان نگاهی سنتی به توییتر دارند و تصور می‌کنند در این فضا نیز می‌توانند به همان شیوه سنتی موضع‌گیری کنند؛ بنابراین، در بسیاری از موارد نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود.

 شفقنا رسانه ؛ زهرا حکیمی - امروزه بخش مهمی از رقابت‌ها و تعاملات سیاسی کشورها نه در اتاق‌های مذاکره، بلکه در شبکه‌های اجتماعی جریان دارد. پلتفرم ایکس (توییتر سابق) به فضایی تبدیل شده که مقام‌های سیاسی از آن برای اعلام مواضع، واکنش به تحولات، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و روایت‌سازی در بحران‌ها استفاده می‌کنند.

به همین دلیل، «دیپلماسی توییتری» به یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی در عصر دیجیتال تبدیل شده است. لذا بررسی ابعاد مختلف این پدیده، نقاط قوت و ضعف آن و جایگاه ایران در این عرصه ضرورت می یابد.

رضا غبیشاوی کارشناس شبکه های اجتماعی می گوید: زمانی می‌توان دیپلماسی توییتری را موفق دانست که حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی به دستاوردهایی فراتر از فضای مجازی منجر شود و بر افکار عمومی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سطح بین‌المللی تأثیر واقعی بگذارد.

گفتگوی شفقنا رسانه با رضا غبیشاوی کارشناس شبکه های اجتماعی را در ادامه بخوانید. 

  • از نظر شما «دیپلماسی توییتری» دقیقاً چه تعریفی دارد و چه تفاوت‌های بنیادینی با دیپلماسی سنتی پیدا می‌کند؟

    دیپلماسی توییتری، استفاده بازیگران دولتی و غیردولتی عرصه دیپلماسی از ابزار توییتر، یا همان ایکس، برای کمک به اجرای برنامه‌های خود و رسیدن به اهداف از پیش تعیین‌شده در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی است. این بازیگران شامل دولت‌ها، وزارت‌ خارجه‌ها، سفارتخانه‌ها، دیپلمات‌ها، رهبران سیاسی، سازمان‌های غیردولتی، گروه‌های فشار، رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران، کارشناسان، فعالان و دیگر نقش‌آفرینان هستند. در دیپلماسی توییتری، دولت‌ها و سایر بازیگران دیپلماسی علاوه بر ابزارها و کانال‌های سنتی و رسمی، یا در کنار آن‌ها، از ابزار و کانال توییتر نیز برای انجام فعالیت‌های دیپلماتیک، اعلام موضع و ارسال پیام، استفاده می‌کنند.

    موضع‌گیری و ارتباط‌گیری فوری و تأثیرگذار، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تعامل با رسانه‌ها و شهروندان عادی، از جمله مزیت‌ها و اهداف دیپلماسی توییتری است. اشاره به این نکته هم مهم است. در میان شبکه های اجتماعی، توییتر/ ایکس نسبت به دیگران از جمله اینستاگرام و فیس بوک، شبکه ای نخبگانی به شمار می آید که چهره های موثر و تصمیم ساز و تصمیم گیر بیشتری در این فضا حضور دارند که تاثیر می گذارند و تحت تاثیرند. در کل، دیپلماسی توییتری در مجموع به افزایش قدرت نرم طرف استفاده‌کننده منجر می‌شود
  • مهم‌ترین ویژگی‌های دیپلماسی توییتری که آن را از کانال‌های رسمی و پشت‌درهای بسته متمایز می‌کند، کدام‌اند؟

    از مهم‌ترین قابلیت های دیپلماسی توییتری می‌توان به تأثیرگذاری بالا بر افکار عمومی، ارتباط مستقیم، سرعت بالا، شخصی‌شدن، کاهش محدودیت‌های زبان، مکان و زمان و… اشاره کرد.

    در توضیح مزیت تأثیرگذاری بالا بر افکار عمومی باید گفت چون متن‌ها کوتاه هستند و به‌صورت فوری در فضای عمومی منتشر می‌شوند، بسیاری از مردم امکان دریافت سریع این پیام‌ها را دارند. به همین دلیل، نسبت به ارسال و انتشار پیام در فضای رسمی و سنتی، از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار هستند.

    در رابطه با قابلیت سرعت بالا و فوری بودن نیز باید گفت که موضع‌گیری‌ها و پیام‌ها را می‌توان به‌سرعت و بدون گرفتار شدن در چارچوب‌های دست‌وپاگیر اداری و کاغذبازی سنتی منتشر کرد.

    خصوصیت بعدی، ارتباط مستقیم است. در این شیوه، پیام‌ها و موضع‌گیری‌ها به‌صورت مستقیم و شفاف منتشر می‌شوند و مخاطبان اصلی و فرعی به‌سرعت می‌توانند آن‌ها را دریافت کنند. حذف بسیاری از واسطه‌های اداری و سنتی، به سود فرستنده و انتقال پیام اوست.

    کارکرد دیگر دیپلماسی توییتری، کاهش محدودیت‌های زبان، مکان و زمان است. در موضع‌گیری و ارسال پیام در فضای توییتر، کاربران فراتر از محدودیت‌های جغرافیایی، زبانی و زمانی می‌توانند پیام خود را منتشر کنند و به همین دلیل، نسبت به شیوه سنتی و کلاسیک، مخاطبان گسترده‌تری خواهند داشت. در توضیح امتیاز شخصی‌شدن باید گفت که علاوه بر سازمان‌ها و نهادها، خودِ مقامات نیز در دیپلماسی توییتری اهمیت پیدا می‌کنند و به بازیگران فعال تبدیل می‌شوند.

    حضور در فضای توییتر برای سازمان‌ها، مقامات و دیگر بازیگران این امکان را فراهم می‌کند که به‌سرعت از خبرهای جعلی، اطلاعات نادرست، ابهام‌ها، ادعاها، پرسش‌ها و موضع‌گیری‌های مثبت و منفی آگاه شوند و در صورت نیاز، به‌سرعت و با شیوه‌ای مناسب، در همان فضای توییتر پاسخ دهند و واکنش نشان دهند. همچنین، پیام‌ها در توییتر نسبت به روش سنتی، غیررسمی‌تر، صمیمانه‌تر، انسانی‌تر، گویاتر، هدفمندتر و شفاف‌تر است. دیپلماسی توییتری، شفافیت و پاسخ‌گویی را افزایش می‌دهد و همزمان باعث افزایش مسئولیت‌پذیری می‌شود. علاوه بر آن، این نوع دیپلماسی تعاملی است و روند ارتباط با گروه‌های مختلف، از مردم عادی گرفته تا رسانه‌ها، خبرنگاران و دیگر بازیگران دیپلماسی را تقویت می‌کند. همچنین، امکان مقایسه و قضاوت موضع‌گیری‌ها و پیام‌های منتشرشده توسط افکار عمومی، ناظران و رسانه‌ها را آسان‌تر می‌سازد.

  • برای سنجش «موفقیت» در دیپلماسی توییتری چه شاخص‌هایی پیشنهاد می‌دهید؟

    برای ارزیابی موفقیت دیپلماسی توییتری، صرفاً نباید به تعداد دنبال‌کنندگان یا میزان لایک و بازنشر یک پیام توجه کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، میزان تأثیر این پیام‌ها بر مخاطبان، رسانه‌ها و روندهای سیاسی و نزدیک شدن به تحقق اهداف است. شاخص‌هایی مانند میزان تعامل کاربران، تعداد بازدیدها، افزایش دنبال‌کنندگان و بازنشر محتوا نشان می‌دهد که پیام تا چه اندازه توانسته توجه مخاطبان را جلب کند.

    همچنین باید بررسی کرد آیا این پیام‌ها بر برداشت افکار عمومی، روایت رسانه‌ها یا تصویر بین‌المللی یک کشور اثر گذاشته‌اند یا خیر. در نهایت، مهم‌ترین معیار، نتایج عملی در عرصه سیاست خارجی عبارت است از واکنش رسمی دولت‌ها، تغییر مواضع، پیشرفت مذاکرات، کاهش تنش‌ها یا ترغیب طرف مقابل به تغییر رفتار. در واقع، زمانی می‌توان دیپلماسی توییتری را موفق دانست که حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی به دستاوردهایی فراتر از فضای مجازی منجر شود و بر افکار عمومی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سطح بین‌المللی تأثیر واقعی بگذارد. 

  • براساس شواهد، مهم‌ترین نقاط ضعف ایران در دیپلماسی توییتری نسبت به آمریکا چیست؟  

    تفاوت اصلی ایران و آمریکا در دیپلماسی توییتری، ناآگاهی بسیاری از مسئولان ایرانی از فضای توییتر است. صرف استفاده از توییتر به معنای متناسب بودن پیام با منطق این شبکه اجتماعی نیست.

     بسیاری از مقامات ایرانی همان متن‌های خشک، طولانی و رسمی را به فضای توییتر منتقل می‌کنند. برخی مسوولان ایرانی، به دلیل سن بالا و سبک زندگی غیردیجیتالی، همچنان نگاهی سنتی به توییتر دارند و تصور می‌کنند در این فضا نیز می‌توانند به همان شیوه سنتی موضع‌گیری کنند؛ بنابراین، در بسیاری از موارد نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود. تفاوت، بیش از آنکه به میزان حضور در شبکه اجتماعی توییتر یا همان ایکس مربوط باشد، به نحوه استفاده از این ظرفیت ارتباطی بازمی‌گردد.

    یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایران، نبود هماهنگی کامل در پیام‌رسانی است. گاهی نهادهای مختلف درباره یک موضوع واحد، پیام‌ها یا ادبیات متفاوتی به کار می‌برند که می‌تواند برداشت مخاطبان خارجی از موضع رسمی کشور را با ابهام روبه‌رو کند. همچنین، بارها شاهد تناقض و تضاد در محتوای پیام‌های توییتری مقامات ایرانی درباره یک رویداد واحد بوده‌ایم. مقامات و نهادهای ایرانی نیز در واکنش، موضع‌گیری و پیام‌رسانی در توییتر، با تأخیر قابل‌توجهی عمل می‌کنند. علاوه بر این، واکنشی بودن، ویژگی اصلی آن‌هاست؛ یعنی ابتدا دیگران کنش نشان می‌دهند یا خبر، ادعا یا اتهامی را برای نخستین بار مطرح می‌کنند و سپس مقامات ایرانی برای پاسخ، تکذیب یا رد آن‌ها دست به انتشار توییت می‌زنند.

    در مقابل، دستگاه دیپلماسی آمریکا معمولاً تلاش می‌کند پیام‌های خود را با انسجام بیشتری منتشر کند. موضوع مهم دیگر، سرعت واکنش است. در بحران‌ها و تحولات بین‌المللی، آمریکا معمولاً در کوتاه‌ترین زمان ممکن موضع خود را از طریق بیانیه، ویدئو یا محتوای چندرسانه‌ای منتشر می‌کند تا در شکل‌دهی به روایت اولیه نقش داشته باشد. در مقابل، واکنش حساب‌های رسمی ایران در برخی موارد با تأخیر همراه است و همین مسئله می‌تواند فرصت بیشتری برای گسترش روایت‌های رقیب فراهم کند.

    از نظر دسترسی به مخاطبان جهانی نیز تفاوت قابل‌توجهی وجود دارد. وزارت خارجه آمریکا و بسیاری از سفارتخانه‌های این کشور به زبان‌های مختلف محتوا تولید می‌کنند، در حالی که فعالیت چندزبانه ایران محدودتر است و بیشتر بر زبان‌های فارسی و انگلیسی متمرکز است. همچنین، حساب‌های رسمی آمریکا به دلیل مخاطبان گسترده، استفاده حرفه‌ای از محتوای تصویری و تعامل مستمر با رسانه‌ها و کاربران، بازتاب بیشتری در فضای بین‌المللی پیدا می‌کنند.

    ناگفته نماند که توییتر یا همان ایکس در ایران فیلتر است و این موضوع مانع از فعالیت حداکثری و کامل بازیگران ایرانی، به‌ویژه بازیگران غیردولتی و مردم عادی، در عرصه دیپلماسی عمومی می‌شود.

     به عنوان مثال، در جنگ ۴۰ روزه، با قطع اینترنت، عملاً جز مقامات ایرانی و معدودی از خبرنگاران، سایر بخش‌های جامعه از جمله شهروندان عادی، امکان حضور مؤثر در توییتر را نداشتند. به همین دلیل، انتقال روایت ایران در عرصه جهانی با محدودیت روبه‌رو شد؛ به‌ویژه در حوادثی مانند حمله به مناطق مسکونی، حمله به مدرسه میناب و مراکز شهری لامرد یا بازتاب مواضع انتقادی جامعه ایرانی نسبت به جنگ و حملات نظامی اسرائیل و آمریکا.
  • به نظر می‌رسد آمریکا از توییتر هم به عنوان ابزار فشار (تهدید مستقیم) و هم به عنوان ابزار دیپلماسی عمومی (دسترسی به مردم ایران) استفاده می کرد. این تفاوت چه پیامدی برای ایران داشته است؟

    مهم‌ترین پیامد آن، قرار گرفتن کشور در وضعیت رویارویی و تنش در فضای افکار عمومی جهانی است. از این منظر، این وضعیت به ضرر ایران است و کشور را آسیب‌پذیرتر می‌کند، زیرا ریسک تعامل با ایران را افزایش می‌دهد.

    به همین دلیل، آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند سطح نزاع و درگیری با ایران را از کانال‌های سنتی به عرصه عمومی و شبکه اجتماعی توییتر نیز گسترش دهند. به‌ویژه آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، خود از فعال‌ترین سیاستمداران حاضر در ایکس است و با فرصت‌ها و ظرفیت‌های این ابزار به‌خوبی آشناست و از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی خود و دولت آمریکا بهره می‌گیرد.
  • برای بهبود دیپلماسی توییتری ایران، سه توصیه فوری و غیرفوری چیست؟

    برای بهبود دیپلماسی توییتری می‌توان به مواردی مانند لغو فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها، از جمله فیس‌بوک، یوتیوب، تلگرام و توییتر، افزایش آزادی و مصونیت فعالان توییتری و روزنامه‌نگاران ایرانی، و همچنین افزایش پاسخ‌گویی و شفافیت مسئولان سیاست خارجی کشور و سایر بازیگران دولتی و حاکمیتی در حوزه سیاست خارجی ایران اشاره کرد.
ارسال به تلگرام