صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۷۵۱۷۰
تاریخ انتشار: ۰۴:۵۷ - ۱۴ تير ۱۴۰۵ - 05 July 2026
برای بازی فرانسه و مراکش

خانه دقیقا کجاست؟

وقتی بازی تمام شد، تصویر همیشگی تکرار شد؛ امباپه، دمبله، اولیسه، کاماوینگا، سالیبا و دیگر ستاره‌هایی که هر کدام ریشه‌ای در گوشه‌ای از آفریقا، کارائیب یا دیگر نقاط جهان دارند، پیروزی دیگری را برای فرانسه جشن گرفتند. اما پشت این قاب آشنا، نبردی جریان دارد که شاید از هر مسابقه‌ای سخت‌تر باشد؛ نبرد برای تعریف دوباره «فرانسوی بودن».

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - گل کیلیان امباپه کافی بود تا فرانسه با برتری یک بر صفر برابر پاراگوئه از سد سرسخت‌ترین شگفتی‌ساز جام جهانی ۲۰۲۶ عبور کند و راهی یک‌چهارم نهایی شود؛ جایی که باید مقابل مراکش قرار بگیرد. اما داستان فرانسه در این جام، مدت‌هاست دیگر فقط یک داستان فوتبالی نیست.

وقتی بازی تمام شد، تصویر همیشگی تکرار شد؛ امباپه، دمبله، اولیسه، کاماوینگا، سالیبا و دیگر ستاره‌هایی که هر کدام ریشه‌ای در گوشه‌ای از آفریقا، کارائیب یا دیگر نقاط جهان دارند، پیروزی دیگری را برای فرانسه جشن گرفتند. اما پشت این قاب آشنا، نبردی جریان دارد که شاید از هر مسابقه‌ای سخت‌تر باشد؛ نبرد برای تعریف دوباره «فرانسوی بودن».

در ایران معمولاً وقتی درباره تیم ملی فرانسه صحبت می‌شود، اولین جمله این است که «نیمی از بازیکنانش آفریقایی هستند». این جمله از نظر ریشه خانوادگی شاید درست باشد، اما از نظر هویت، ناقص است. تقریباً همه این بازیکنان در فرانسه متولد شده‌اند، در مدارس و آکادمی‌های فوتبال این کشور رشد کرده‌اند و محصول سرمایه‌گذاری عظیم دولت فرانسه روی فوتبال پایه هستند.

فرانسه سال‌هاست فوتبال را فقط یک ورزش نمی‌بیند؛ آن را ابزار سیاست اجتماعی می‌داند. هزاران زمین فوتبال محلی، باشگاه‌های آماتور و سیستم استعدادیابی گسترده باعث شده کشوری با کمتر از ۷۰ میلیون نفر جمعیت، تقریباً در هر نسل چندین فوق‌ستاره تولید کند.

اما این موفقیت، هزینه سیاسی هم دارد.

جامعه فرانسه امروز بیش از هر زمان دیگری بر سر مسئله مهاجرت، هویت ملی و ادغام فرهنگی دچار شکاف است. احزاب راست افراطی با شعارهای ضد مهاجرت محبوبیت بیشتری پیدا کرده‌اند و همزمان، تیم ملی فرانسه بیش از هر کشور دیگری به نماد تنوع قومی و فرهنگی تبدیل شده است.

به همین دلیل است که فیلیپ دیالو، رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه، پیش از آنکه درباره تاکتیک یا سیستم بازی حرف بزند، از بازیکنانش می‌خواهد «فرانسه را متحد کنند».

شاید عجیب به نظر برسد، اما از نگاه مدیران فوتبال فرانسه، وظیفه امباپه فقط گل زدن نیست؛ او باید نماد همزیستی باشد.

به همین دلیل نیز دیالو از بازیکنان خواسته در طول جام جهانی کمتر وارد مجادلات سیاسی شوند. نه به این دلیل که سیاست اهمیت ندارد، بلکه چون معتقد است تیم ملی تنها جایی است که هنوز می‌تواند میلیون‌ها فرانسوی با دیدگاه‌های کاملاً متفاوت را برای ۹۰ دقیقه کنار یکدیگر بنشاند.

این همان تفاوت فوتبال ملی با فوتبال باشگاهی است. باشگاه‌ها برای هوادارانشان بازی می‌کنند، اما تیم ملی قرار است تصویر یک کشور باشد.

از طرف دیگر، چالش فرانسه فقط حفظ اتحاد داخلی نیست. رقابت تازه‌ای هم آغاز شده است؛ رقابت بر سر بازیکنان دو تابعیتی.

سال‌ها کشورهای آفریقایی معمولاً بازیکنانی را جذب می‌کردند که شانس چندانی برای حضور در تیم ملی فرانسه نداشتند. اما حالا معادله تغییر کرده است. مراکش، الجزایر و سنگال تلاش می‌کنند حتی استعدادهای درجه یک فوتبال فرانسه را متقاعد کنند پیراهن کشور اجدادی‌شان را بر تن کنند.

نمونه‌اش ایوب بوعادی؛ کاپیتان تیم زیر ۲۱ سال فرانسه که تصمیم گرفت برای مراکش بازی کند، حالا چند روز دیگر مقابل کشوری قرار بگیرد که خودش را در آن پرورش داده است.

این رقابت، دیگر فقط رقابت فوتبالی نیست؛ رقابت بر سر هویت، تعلق و آینده است.

پیروزی دشوار مقابل پاراگوئه نیز همین واقعیت را یادآوری کرد. فرانسه با تمام ستاره‌هایش، برای شکست تیمی که با دفاعی فشرده بازی می‌کرد به تنها یک گل امباپه نیاز داشت. شاید از نظر فنی این بهترین نمایش خروس‌ها نبود، اما مأموریت آن‌ها هنوز ادامه دارد.

در یک‌چهارم نهایی، فرانسه باید با مراکش روبه‌رو شود؛ تیمی که خودش نماد دیگری از همین داستان پیچیده است؛ کشوری که بخش بزرگی از ستاره‌هایش در اروپا متولد یا بزرگ شده‌اند و حالا با انتخابی آگاهانه، پیراهن سرزمین نیاکانشان را پوشیده‌اند.

به همین دلیل، جدال فرانسه و مراکش فقط یک مسابقه فوتبال نیست. این دیدار، تقابل دو روایت متفاوت از مهاجرت، هویت و ملیت در جهان امروز است؛ دو تیمی که هر دو محصول جهانی‌شدن هستند، اما هر کدام پاسخ متفاوتی به یک سؤال مشترک داده‌اند: «خانه، دقیقاً کجاست؟»

ارسال به تلگرام