عصر ایران؛ احمد فرتاش - فوتبال در یک قرن گذشته، بیش از آنکه فقط یک ورزش باشد، تجربهای جمعی بوده است. میلیونها نفر در ورزشگاهها، کافهها، خانهها و خیابانها کنار یکدیگر مسابقه میدیدند (یا میشنیدند)، شادی میکردند، غصه میخوردند و خاطره میساختند. هواداری، پیش از آنکه یک هویت مجازی باشد، یک تجربه اجتماعی بود؛ تجربهای که در آن، انسانها حضور یکدیگر را احساس میکردند.
اما در دو دهه اخیر، با گسترش تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، شکل هواداری نیز دگرگون شده است. هنوز هم استادیومها پر از تماشاگر میشوند، اما بخش بزرگی از زندگی فوتبالی، دیگر روی سکوها جریان ندارد؛ در صفحههای کوچک تلفن همراه شکل میگیرد. بسیاری از هواداران، مسابقه را همزمان با صدها پیام، تصویر، تحلیل، شوخی و ویدئوی کوتاه دنبال میکنند. گویی یک مسابقه، دیگر فقط نود دقیقه فوتبال نیست، بلکه رویدادی رسانهای است که ساعتها پیش از آغاز بازی شروع میشود و تا مدتها پس از پایان آن ادامه پیدا میکند.
در گذشته، هواداران بیشتر با تیم خود زندگی میکردند؛ امروز بسیاری از آنها با جریان بیپایان اطلاعات زندگی میکنند. پیش از آغاز مسابقه، ترکیب احتمالی تیمها، شایعات نقلوانتقالات، تحلیل کارشناسان و پیشبینی کاربران فضای مجازی منتشر میشود. در جریان بازی، هزاران نفر همزمان درباره هر صحنه اظهار نظر میکنند و چند ثانیه بعد از پایان مسابقه نیز موجی از تحلیلها، میمها، ویدئوها و بحثهای پایانناپذیر آغاز میشود. در واقع، فوتبال از یک رویداد محدود به نود دقیقه، به تجربهای بیستوچهارساعته تبدیل شده است.
این تحول، رابطه هوادار با باشگاه و بازیکنان را نیز تغییر داده است. زمانی، هواداران تنها عملکرد بازیکن را در زمین مسابقه میدیدند. امروز اما زندگی شخصی فوتبالیستها نیز بخشی از تجربه هواداری شده است. آنها هر روز عکسهای سفر، تمرین، خانواده، تعطیلات و حتی دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود را منتشر میکنند. در نتیجه، هوادار نه فقط با یک فوتبالیست، بلکه با یک شخصیت رسانهای روبهروست.
شاید مهمترین تغییر، جابهجایی مرکز ثقل هواداری باشد. در گذشته، وفاداری بیشتر به باشگاه تعلق داشت؛ باشگاه، هویت اصلی هوادار بود. اما امروز، بهویژه در میان نسل جوان، گاهی این وفاداری از باشگاه به بازیکن منتقل شده است. بسیاری از نوجوانان، با انتقال ستاره محبوبشان، علاقه خود را نیز از یک باشگاه به باشگاهی دیگر منتقل میکنند. این پدیده نشان میدهد که شبکههای اجتماعی، شخصیتهای فوتبالی را بیش از خود باشگاهها برجسته کردهاند.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی هواداری را به امری دائمی تبدیل کردهاند. در گذشته، رقابت میان هواداران عمدتاً به روز مسابقه محدود میشد. امروز اما این رقابت هرگز پایان نمییابد. هواداران در تمام طول سال در حال دفاع از تیم خود، مقایسه بازیکنان، بازنشر آمار، پاسخ دادن به رقیبان و شرکت در بحثهای مجازی هستند. گویی سوت پایان مسابقه، پایان رقابت نیست؛ آغاز مرحلهای تازه از آن است.
این وضعیت البته پیامدهای دوگانهای دارد. از یک سو، هواداران در هیچ دورهای از تاریخ تا این اندازه به اطلاعات دسترسی نداشتهاند. آنها میتوانند مسابقات، آمار، تحلیلها و حتی تمرینات تیم محبوب خود را از هر نقطه جهان دنبال کنند. اما از سوی دیگر، همین وفور اطلاعات، گاه فرصت لذت بردن از خود مسابقه را از آنها میگیرد. بسیاری از تماشاگران، هنگام تماشای بازی، بیش از آنکه چشم به زمین داشته باشند، به صفحه تلفن همراه خود نگاه میکنند؛ واکنش دیگران را میخوانند، پیام میفرستند یا صحنهها را دوباره مرور میکنند.
حتی خودِ ورزشگاه نیز تغییر کرده است. زمانی، هواداران برای دیدن مسابقه به ورزشگاه میرفتند؛ امروز بسیاری از آنها علاوه بر تماشای مسابقه، در حال فیلمبرداری، عکاسی و انتشار لحظهها در شبکههای اجتماعی هستند. گویی تجربه کردن یک مسابقه، تا زمانی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته نشود، کامل نیست. تلفن همراه، به بخشی از آیین تماشای فوتبال تبدیل شده است.
از سوی دیگر، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولاً محتواهای احساسی، جنجالی و دوقطبی را بیشتر منتشر میکنند. به همین دلیل، گاه هواداری از یک علاقه ورزشی، به نوعی نبرد هویتی تبدیل میشود؛ جایی که هدف، نه لذت بردن از فوتبال، بلکه شکست دادن هواداران تیم رقیب در میدان مجازی است. در چنین فضایی، هیجان جای گفتوگو را میگیرد و تعصب بیش از علاقه به خود بازی دیده میشود.
با این همه، نمیتوان این تحول را صرفاً منفی دانست. شبکههای اجتماعی، فوتبال را بیش از هر زمان دیگری جهانی کردهاند. امروز یک نوجوان در تهران، توکیو، نایروبی یا بوئنوسآیرس میتواند همزمان یک مسابقه را ببیند، درباره آن نظر بدهد و با هوادارانی از کشورهای دیگر گفتوگو کند. این ارتباط جهانی، تجربهای است که نسلهای پیشین هرگز در اختیار نداشتند.
شاید بزرگترین تحول فوتبال در قرن بیستویکم، نه ورود فناوری کمکداور ویدئویی باشد و نه قراردادهای میلیاردی بازیکنان؛ بلکه تغییر جایگاه هوادار باشد. هواداری که زمانی روی سکوها فریاد میزد، امروز بیش از هر جا پشت صفحه تلفن همراه از تیمش طرفداری میکند. فوتبال همچنان روی چمن بازی میشود، اما بخش مهمی از هیجان، روایت و حتی حافظه آن، در صفحههای کوچک تلفنهای همراه شکل میگیرد.
شاید به همین دلیل، اگر روزگاری ورزشگاه خانۀ اصلی فوتبال بود، امروز فوتبال دو خانه دارد؛ یکی زمین سبز مسابقه و دیگری صفحه روشن تلفن همراه میلیونها هوادار در سراسر جهان.