عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- مراسم تشییع رهبر فقید، فرآیندی چندمرحلهای است و اینک در مرحلۀ پایانی قرار دارد. پیکر ایشان برای وداع عمومی در مصلای تهران قرار گرفت و مراسم سوگواری و حضور مردم برگزار شد. این مرحله بیشتر جنبه آیینی و مردمی داشت. مرحلۀ اصلی تشییع در پایتخت انجام شد؛ مسیر مراسم در تهران با جمعیت گسترده و پوشش رسانههای داخلی و خارجی همراه بود. رسانههای بینالمللی این مرحله را مهمترین بخش تصویریِ مراسم قلمداد کردند.
تهران مرکز سیاسی ایران است و پیام اصلیِ این رویداد را منتقل میکند. پس از تهران، برنامههای تشییع و بزرگداشت در قم (مرکز مهم حوزههای علمیۀ شیعه) برگزار شد. این مرحله از اهمیت مذهبی و حوزوی برخوردار است. پس از آن، طبق برنامۀ اعلامشده، بخشی از آیینها در شهرهای مقدس شیعی عراق، از جمله نجف و کربلا، برگزار میشود. مرحلهٔ پایانی هم، انتقال پیکر به مشهد و خاکسپاری در حرم امام رضا (ع) است.
تشییع آیتالله سیدعلی خامنهای بهعنوان یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی منطقه در کانون توجه رسانههای بینالمللی است؛ هر رسانه، بهفراخور زاویۀ نگاه، گرایش سیاسی و منافع منطقهای، روایتی متفاوت ارائه کرده است.
برخی رسانهها بر ابعاد جمعیتی و نمادینِ مراسم تمرکز کردند، برخی آن را نشانۀ تلاش حکومت برای نمایش انسجام و تداوم قدرت دانستند و گروهی دیگر، نگاه خود را به پرسشهای آینده معطوف کردند؛ از جانشینی و ساختار قدرت گرفته تا سیاست خارجی، روابط ایران با غرب و معادلات خاورمیانه. در این پروندهٔ جامع، بازتاب این رویداد را در رسانههای مهم جهان بررسی میکنیم.
رسانههای آمریکایی از منظرهای متفاوت به مراسم تشییعِ آیتالله خامنهای پرداختند، اما تقریباً همهٔ آنها بر یک نکته اتفاقنظر داشتند؛ این مراسم آزمونی برای نمایشِ انسجامِ ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، سنجش میزان همراهیِ افکار عمومی و ارسال پیام به بازیگران خارجی است. تفاوت اصلی، در نحوهٔ تفسیر پیام است؛ برخی آن را نشانهٔ تثبیتِ حاکمیت و برخی دیگر حاکی از آغاز دورهای پرابهام در سیاست ایران ارزیابی کردهاند.
1- نیویورکتایمز؛ تمرکز بر «مرحلهٔ پساخامنهای»
(گرایش: لیبرال، میانهچپ)
پوشش خبریِ نیویورکتایمز بر پیامدهای سیاسی معطوف است. این روزنامه، مراسم را سرآغاز مرحلهای نوین در سیاست ایران دانسته و نوشته است: "نگاه ناظران بینالمللی اکنون بیش از هر چیز متوجه نحوۀ توزیع قدرت، آیندهٔ مذاکرات هستهای و نقش بازیگرانِ نظامی و سیاسی در ساختار جدید است. ستوننویسانِ این روزنامه در بخش نقد و نظر معتقدند تشییع میلیونی، صرفنظر از ارزیابیِ میزان مشارکتِ خودجوش یا سازمانیافته، برای حکومت کارکردی نمادین دارد و نمایش استمرار حکومت است، آن هم در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران غربی انتظار بیثباتی و آشوب را دارند."
2- واشنگتنپست؛ ثبات یا آغاز رقابت قدرت
(گرایش: لیبرال، منتقد جریان محافظهکار آمریکا)
واشنگتنپست مراسم را از زاویۀ «انتقال قدرت» بررسی کرده است. این روزنامه نوشت مراسم تشییع، علاوه بر جنبۀ مذهبی، تلاش برای نمایش انسجام نهادهای حکومتی است؛ اما همزمان این پرسش مطرح است که آیا این انسجام در ماههای آینده نیز حفظ خواهد شد یا رقابتِ نهادهای مختلف قدرت آشکارتر میشود؟ تحلیلگران این رسانه تأکید کردهاند که رفتار بازیگران منطقهای و نتیجه مذاکراتِ تهران و واشنگتن، بیش از هر عامل دیگری بر آیندهٔ فضای سیاسی ایران اثر خواهد گذاشت.
3- سیانان؛ نمایش اقتدار در برابر فشار خارجی
(گرایش: لیبرال)
شبکهٔ CNN در گزارشهایش، تصاویر گستردهٔ مراسم، حضور جمعیت، تدابیر امنیتی و هیئتهای خارجی را برجسته کرد. در تحلیل این شبکه، تشییع آیتالله خامنهای «نمایش تداوم ساختار قدرت» توصیف شد و واجد پیام مهمی برای مخاطبان داخلی، مخالفان خارجی و آمریکا و اسرائیل است. این شبکه میگوید همزمانی مراسم با مذاکرات هستهای، باعث شده هر تصویر و پیامِ منتشرشده از تهران، در مذاکرات نیز معنادار باشد.
4- پالتیکو؛ سیاست داخلی آمریکا در سایۀ تحولات ایران
(گرایش: میانه، متمرکز بر سیاستِ واشنگتن)
پالتیکو بر تأثیر این رویداد بر دولتِ دونالد ترامپ تمرکز دارد. تحلیلگران این رسانه نوشتند کاخ سفید اکنون باید میان حفظِ روند مذاکرات و پاسخ به فشارهای کنگره و متحدانِ منطقهای توازن برقرار کند. به اعتقاد نویسندگان پالتیکو، مراسم تشییع نشان میدهد برخلاف برخی پیشبینیهای اولیه، ساختار حکمرانی ایران دچار فروپاشی نشده و همین موضوع محاسباتِ دولت آمریکا را پیچیدهتر کرده است.
5- وُکس؛ پرسش دربارهٔ آیندهٔ رهبری
(گرایش: لیبرال، تحلیلی)
سایت خبری و تحلیلیِ Vox زاویۀ متفاوتی برگزید و بیش از مراسم، بر غیبتِ چهرههای کلیدی و ابهام دربارهٔ آرایش جدید قدرت تمرکز کرد. این رسانه نوشت: "پرسش اصلی این نیست که مراسم چگونه برگزار میشود؟ موضوع مهمتر این است که «چه کسی ایران را در سالهای آینده هدایت خواهد کرد؟» این پرسش، بیش از نحوهٔ برگزاری مراسم، مورد توجه تحلیلگران قرار دارد."
با وجود تفاوتهای سیاسی، تقریباً همۀ رسانههای آمریکایی در سه محور اشتراکنظر دارند:
۱) مراسم را رویدادی صرفاً آیینی و مذهبی نمیدانند، بلکه آن را دارای پیامهای راهبردی و سیاسی ارزیابی میکنند.
۲) آیندهٔ مذاکرات هستهای را مهمترین پیامدِ بینالمللی این تحول میدانند.
۳) بر این باورند که ایران در تلاش است با استفاده از این مراسم، تصویر ثبات، تداوم و انسجام را به جهان مخابره کند، هرچند دربارهٔ میزان موفقیتِ این راهبرد دیدگاههای متفاوتی ارائه شده است.
در بخش دوم به سراغ رسانههای اروپایی (گاردین، اکونومیست، رویترز، یورونیوز، بیبیسی، فرانس۲۴ و ...) میرویم و علاوه بر گزارشها، مهمترین تحلیلها و یادداشتهای منتشرشده و گرایشِ هر رسانه را بهصورت تطبیقی بررسی میکنیم.
اگر رسانههای آمریکایی عمدتاً مراسم تشییع آیتالله شهید سیدعلی خامنهای را از دریچۀ سیاست داخلی آمریکا و مذاکرات هستهای تحلیل کردهاند، رسانههای اروپایی بیش از هر چیز به پیامدهای ژئوپلیتیکی، ثباتِ داخلی ایران و تأثیر این رویداد بر آیندهٔ خاورمیانه پرداختهاند. در میان آنها، تفاوت رویکرد میان رسانههای خبری، تحلیلی و مجلات راهبردی کاملاً مشهود است؛ برخی بر روایت میدانیِ مراسم تمرکز کردند و برخی دیگر آن را نقطهٔ عطفی در آیندهٔ جمهوری اسلامی دانستند.
۱- گاردین؛ «پیام مقاومت» در برابر جهان
(گرایش: چپ میانه، لیبرال)
روزنامۀ گاردین که با اعزام خبرنگار به تهران، پوشش میدانیِ گستردهای از مراسم ارائه کرد، مراسم تشییع را «نمایشی بزرگ برای انتقال پیام مقاومت به جهان» توصیف کرد. در گزارشهای پاتریک وینتور، خبرنگار دیپلماتیکِ این روزنامه، تأکید شده است که "حکومت ایران تلاش میکند از مقیاس مراسم، حضور گستردهٔ جمعیت و پوشش بینالمللی برای ارسال این پیام استفاده کند که جمهوری اسلامی پس از جنگ همچنان پابرجاست و فشار نظامی نتوانسته ساختار سیاسی کشور را متزلزل کند."
گاردین در عین حال به شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی، حضور صدها خبرنگار خارجی و غیبتِ رهبر جدید در بخشهایی از مراسم اشاره کرده و نوشته این جزئیات، پرسشهایی دربارهٔ نحوهٔ انتقال قدرت به ذهن متبادر میکند. تحلیل این روزنامه بر این نکته استوار است که نفسِ برگزاری آرام و گستردهٔ مراسم، اهمیت نمادین دارد.
۲- اکونومیست؛ نمایش قدرت یا آزمون مشروعیت؟
(گرایش: لیبرال کلاسیک، اقتصادی، محافظهکار میانه)
اکونومیست، مراسم تشییع را بخشی از راهبرد سیاسی جمهوری اسلامی برای بازسازی اقتدار پس از جنگ توصیف کرده است. این هفتهنامه نوشته: "حکومت میکوشد مراسم را در امتداد روایت شیعی از «شهادت و استمرار» قرار دهد و از آن برای تقویت انسجام داخلی بهره بگیرد." و هشدار داده که نمایش خیابانی
۳- رویترز؛ «بقای جمهوری اسلامی» محور اصلی روایت
(گرایش: خبرگزاری بینالمللی با رویکرد حرفهای و نسبتاً بیطرف)
برخلاف بسیاری از رسانهها که بر ابعاد احساسیِ مراسم تمرکز داشتند، رویترز تلاش کرد میان گزارش میدانی و تحلیل سیاسی تعادل برقرار کند. این خبرگزاری نوشت: "حکومت ایران مراسم را به نمایش ایستادگی تبدیل کرده و میکوشد این پیام را منتقل کند که جمهوری اسلامی از جنگ جان سالم به در برده و اکنون در موقعیتی قرار دارد که با اهرمهایی مانند تنگۀ هرمز، دست بالاتری در مذاکرات آینده دارد." رویترز در گزارش تحلیلی دیگری یادآور شده حضور گستردهٔ مردم الزاماً به معنای حمایت یکپارچه از حکومت نیست.
به نوشتۀ این خبرگزاری، "بخشی از شرکتکنندگان با انگیزههای مذهبی، سنتی یا ملی در مراسم حضور یافتهاند و در پسِ نمایش وحدت، همچنان مشکلات اقتصادی، خاطرۀ اعتراضات و شکافهای اجتماعی وجود دارد."
۴- بیبیسی؛ تمرکز بر آیندۀ ساختار رهبری
(گرایش: رسانۀ عمومی بریتانیا)
پوشش بیبیسی بیش از هر چیز بر پیامدهای سیاسیِ پس از مراسم متمرکز است. گزارشگران این رسانه با اشاره به نحوهٔ انتقال قدرت، این پرسش را مطرح کردهاند که "آیا جمهوری اسلامی وارد دورهای متفاوت خواهد شد یا ساختار موجود با کمترین تغییر ادامه مییابد؟" در تحلیلهای بیبیسی، مراسم تشییع، پایان یک دورهٔ سیاسی و آغاز مرحلهای نوین برای نظام سیاسی ایران ارزیابی شده است.
۵- فرانس۲۴ و یورونیوز؛ تمرکز بر دیپلماسی و امنیت منطقه
(گرایش: رسانههای اروپایی با رویکرد بینالمللی)
فرانس۲۴ و یورونیوز در گزارشهایشان بر تأثیر این رویداد بر مذاکرات هستهای، امنیت انرژی و روابط ایران با کشورهای منطقه پرداختهاند. این دو رسانه معتقدند مراسم تشییع، علاوه بر اهمیت داخلی، حامل پیامی برای بازیگران خارجی است؛ پیامی مبنی بر اینکه تهران قصد ندارد پس از جنگ، موقعیت منطقهایاش را واگذار کند. این رسانهها به حضور هیئتهای خارجی و بازتاب گستردهٔ مراسم در کشورهای منطقه پرداختهاند.
بررسی گزارشها و تحلیلهای رسانههای اروپایی نشان میدهد برخلاف رسانههای آمریکایی، کمتر بر رقابتهای سیاسیِ واشنگتن تمرکز دارند و بیشتر به سه محور توجه کردهاند:
۱) مراسم تشییع را نمایش تداوم و انسجام حکومت، پس از جنگ میدانند.
۲) بر این موضوع اتفاقنظر دارند که تأثیر واقعی این رویداد در ماههای آینده و در روند جانشینی، مذاکرات هستهای و مدیریت بحران اقتصادی مشخص خواهد شد.
۳) تقریباً همه رسانههای اروپایی تأکید کردهاند که این مراسم، رخدادی با پیامدهای منطقهای و بینالمللی است و بر موازنۀ قدرت در خاورمیانه و روابط ایران با غرب اثر خواهد گذاشت.
در بخش بعدی، به رسانههای اسرائیلی و عربزبان میپردازیم؛ در این بخش، تفاوت روایتها چشمگیر است. تحلیلهای امنیتیِ هاآرتص و جروزالم پست، پوششِ الجزیره، العربیه و دیگر رسانههای منطقه را بررسی میکنیم.
اگر رسانههای آمریکایی و اروپایی عمدتاً از زاویۀ دیپلماتیک، انتقال قدرت و آیندهٔ مذاکرات به مراسم تشییعِ رهبر شهید پرداختهاند، رسانههای خاورمیانه تقریباً به دو اردوگاه کاملاً متفاوت تقسیم میشوند. رسانههای اسرائیلی این مراسم را از دریچۀ امنیت ملی اسرائیل، آیندهٔ برنامه هستهای ایران و جانشینی رهبری تحلیل کردهاند؛ در مقابل، رسانههای عربزبان، بهویژه الجزیره، بیش از همه بر ابعاد مردمی مراسم، حضور هیئتهای خارجی و پیام منطقهای آن تمرکز دارند. این تفاوت، بازتابی از شکاف ژئوپلیتیکی موجود در منطقه است.
۱- الجزیره؛ یکی از بزرگترین آیینهای تشییع در تاریخ معاصر ایران
(گرایش رسانه: نزدیک به سیاست خارجی قطر، با تمرکز بر تحولاتِ جهان عرب و اسلام)
شبکهٔ الجزیره، پوشش بسیار گستردهای از مراسم ارائه داد؛ از گزارشهای زنده، تصاویر هوایی و گزارشهای میدانی گرفته تا معرفی مقامهای خارجیِ حاضر در مراسم. این شبکه، تشییع را «یکی از بزرگترین مراسمهای دولتی و مردمیِ ایران در دهههای اخیر» توصیف کرد و نوشت: "هیئتهایی از بیش از ۱۰۰ کشور برای شرکت در این آیین دعوت شدهاند." در گزارشهای الجزیره، علاوه بر تأکید بر ابعاد جمعیتیِ مراسم، به پیوند آن با ایام محرم و مفاهیم «شهادت» و «مقاومت» نیز اشاره شده است. این شبکه معتقد است جمهوری اسلامی تلاش کرده این دو روایت را در کنار یکدیگر قرار دهد تا مراسم، صرفاً سوگواری سیاسی نباشد و از نمادهای مذهبی و هویتی نیز برخوردار گردد.
۲- العربیه؛ تمرکز بر آیندۀ رهبری و موازنۀ منطقهای
(گرایش: نزدیک به سیاستهای عربستان سعودی)
العربیه در گزارشهایش بیش از هر چیز بر پیامدهای سیاسیِ مراسم متمرکز است. این شبکه ضمن پوشش مراسم، این پرسش را مطرح کرده که "انتقال رهبری چه تأثیری بر سیاست منطقهای ایران، روابط تهران با کشورهای عربی و روند مذاکرات هستهای خواهد داشت؟" در تحلیلهای این رسانه، آیندۀ سپاه پاسداران، روابط ایران با گروههای همپیمانِ منطقهای و مسیر سیاست خارجیِ جمهوری اسلامی، مهمترین محورها هستند. العربیه برخلاف الجزیره، کمتر بر جنبههای احساسی مراسم تمرکز دارد و بیشتر به پیامدهای راهبردی پرداخته است.
۳- هاآرتص؛ «ثبات ظاهری، ابهام راهبردی»
(گرایش: چپ لیبرال، منتقد بسیاری از سیاستهای دولت اسرائیل)
روزنامۀ هاآرتص در تحلیلی نوشته: "برگزاری مراسم بدون آشفتگی و با حضور گستردهٔ جمعیت، برخلاف برخی پیشبینیها، نشان میدهد ساختار سیاسی ایران در کوتاهمدت دچار فروپاشی نشده است." با این حال، نویسندگان این روزنامه معتقدند آرامش ظاهری لزوماً به معنای حل اختلافاتِ درون ساختاری نیست و مهمترین موضوعِ پیش روی ایران، نحوهٔ مدیریتِ کشور پس از روزهای تشییع و وداع است؛ در روزهای اینده، تصمیمات راهبردی، سیاست هستهای و روابط منطقهای اهمیت فراوانی مییابند.
4- جروزالم پست؛ تمرکز بر امنیت و بازدارندگی
(گرایش: محافظهکار، نزدیک به جریان راستِ اسرائیل)
جروزالم پست، مراسم را در چارچوب رقابت امنیتی ایران و اسرائیل تحلیل کرده است. این روزنامه نوشته: "تشییع گسترده، از نگاه تهران، پاسخی نمادین به عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل است و میکوشد این پیام را منتقل کند که فشار نظامی، موجب فروپاشی حکومت نشده است." این روزنامه بر سخنان مقامهای ایرانی دربارهٔ «ادامهٔ مسیر مقاومت» تمرکز کرده و نوشته: "از نگاه تلآویو، مهمترین مسئله نه ابعاد مراسم، که سیاستهای رهبری جدید در قبال برنامۀ هستهای و نیروهای همپیمانِ منطقهای است."
5- تایمز آو اسرائیل؛ نگاه به آینده، نه گذشته
(گرایش: میانه، تحلیلی)
این رسانه نیز بیش از آنکه به جزئیات مراسم بپردازد، به وضعیت رهبریِ جدید و تغییر آرایش قدرت در ایران پرداخته است. تحلیلگرانش معتقدند در هفتههای آینده، انتصابها، ترکیب نهادهای تصمیمگیر و روند مذاکرات هستهای اهمیت بیشتری نسبت به تصاویر مراسم خواهند یافت.
در مجموع، رسانههای عربزبان را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
۱- رسانههایی مانند الجزیره که بر ابعاد میدانی، حضور مردم، هیئتهای خارجی و پیام سیاسی مراسم تأکید دارند و آن را یکی از بزرگترین رویدادهای سیاسیِ منطقه در سال ۲۰۲۶ توصیف کردهاند.
۲- رسانههایی مانند العربیه و اسکاینیوز عربی که بیش از هر چیز بر آیندهٔ ساختار قدرت، روابط ایران با همسایگان عرب و تأثیر این تحول بر توازن منطقهای متمرکزند.
با وجود اختلافات سیاسی میان رسانههای اسرائیلی، تقریباً همۀ آنها بر یک موضوع اتفاق نظر دارند: تشییع آیتالله خامنهای، آغاز مرحلهای جدید در رقابت راهبردیِ ایران و اسرائیل است. از نگاه این رسانهها، تعیینکنندهترین مسائل در ماههای آینده، تصمیمات رهبر جدید دربارهٔ پروندهٔ هستهای، توان موشکی، روابط با محور مقاومت و نحوهٔ تعامل با آمریکا هستند.
رسانههای غربی، مراسم تشییع رهبر را عمدتاً از زاویۀ انتقال قدرت، آیندهٔ مذاکرات هستهای و آرایش سیاسی جمهوری اسلامی تحلیل کردهاند، ولی رسانههای آسیایی اولویتهای متفاوتی دارند. در چین، هند، ژاپن و روسیه، این رویداد بیش از هر چیز با امنیت انرژی، ثبات منطقه، تجارت و آیندهٔ روابط ایران با شرق گره خورده است. این تفاوت نشان میدهد فاصلهٔ جغرافیایی و منافع راهبردی، روایت رسانهها را تغییر میدهد.
۱- رسانههای چینی؛ ثبات ایران، اولویت نخست است
(رسانههای رسمیِ چین مانند شینهوا و گلوبال تایمز معمولاً بازتابدهندۀ دیدگاههای رسمیِ پکن هستند.)
پوشش رسانههای چینی بر دو محور استوار است: نخست، برگزاری گستردهٔ مراسم و حضور میلیونی مردم و دوم، ضرورت حفظ ثبات ایران برای جلوگیری از گسترش بحران در خاورمیانه. تحلیلگران چینی کمتر وارد مباحث مربوط به جانشینی یا اختلافات داخلی شدهاند و بیشتر بر تأثير این رویداد بر ابتکار «کمربند و جاده»، صادرات انرژی و امنیت مسیرهای تجاری متمرکزند. در گزارشها، بارها بر این نکته تأکید شده که هرگونه بیثباتی در ایران میتواند زنجیرهٔ تأمینِ انرژی
۲- رسانههای هندی؛ هرمز، مهمتر از هر موضوع دیگر
(گرایشها: متنوع؛ از رسانههای مستقل تا رسانههای نزدیک به دولت)
تایمز آو ایندیا و هندو مراسم را علاوه بر پوشش خبری، از منظر منافع اقتصادیِ دهلینو تحلیل کردهاند. محور اصلی گزارشها، آیندهٔ صادرات نفت، امنیت تنگهٔ هرمز و روابط سنتیِ هند با ایران است. تایمز آو ایندیا علاوه بر گزارش مراسم، به شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی در میان بخشی از شرکتکنندگان نیز پرداخته و نوشته: "فضای مراسم بازتابدهندۀ احساسات تندِ ضدغربی پس از جنگ اخیر است." برخی تحلیلگران هندی نیز هشدار دادهاند که "اختلال در روابط ایران با غرب، مستقیماً بر قیمت انرژی و اقتصاد آسیا اثر خواهد گذاشت."
۳- رسانههای ژاپنی؛ نگاه اقتصادی و دیپلماتیک
(رسانههای ژاپنی مانند NHK و Nikkei Asia بیش از هر چیز بر پیامدهای اقتصادی این تحول متمرکزند.)
در گزارشهای آنها، ایران همچنان یکی از بازیگران کلیدی امنیت انرژی آسیا معرفی شده و مراسم تشییع نیز نشانهای از آغاز مرحلهای تازه در سیاست ایران توصیف شده است. در تحلیلهای نیکی آسیا، آیندهٔ مذاکرات هستهای و احتمال کاهش یا تشدید تحریمها مهمتر از خود مراسم ارزیابی شده است.
۴- رسانههای روسی؛ تأکید بر همگراییِ تهران و مسکو
(گرایش: رسانههای دولتی و نزدیک به کرملین)
خبرگزاری تاس و شبکه راشاتودی (RT)، مراسم را نمادی از «مقاومت ایران در برابر فشارهای غرب» قلمداد کردهاند. رسانههای روسی ضمن پوشش حضور مقامات خارجی، بر این نکته تأکید کردهاند که روابط تهران و مسکو پس از این تحول ادامه خواهد یافت و تغییر رهبری، به معنای تغییر اساسی در جهتگیری سیاست خارجی ایران نیست.
شبکهٔ اسکاینیوز با اعزام خبرنگار از تهران گزارشهای میدانی متعددی منتشر کرد. این شبکه از مراسم با عنوان «مادر همهٔ تشییعها» یاد کرد و تصاویر گستردهای از خیابانهای مملو از جمعیت، تدابیر امنیتی و فضای سوگواری پخش کرد. در گزارشهای اسکاینیوز، علاوه بر ابعاد مردمی مراسم، به اهمیت آن در روند انتقال قدرت نیز اشاره شده است.
مرور پوشش رسانههای آسیایی نشان میدهد برخلاف رسانههای آمریکایی و اروپایی، آنها کمتر دربارهٔ مشروعیت سیاسی یا آرایش داخلی قدرت در ایران بحث کرده اند. در مقابل، ۳ موضوع بیش از همه مورد توجه آنهاست:
۱- امنیت صادرات نفت و تنگهٔ هرمز
۲- ثبات سیاسی ایران بهعنوان بازیگری مهم در منطقه
۳- آیندهٔ روابط اقتصادی و دیپلماتیک ایران با آسیا.
به بیان دیگر، اگر غرب بیشتر به «سیاست ایران» نگاه میکند، شرق بیشتر به «کارکرد ایران در اقتصاد و امنیت منطقه» توجه دارد. بررسی رسانههای آسیایی نشان میدهد این کشورها، برخلاف رسانههای غربی، مراسم تشییع را کمتر از منظر تقابلِ ایدئولوژیک ارزیابی کردهاند. برای پکن، دهلینو، توکیو و مسکو، مهمترین پرسش این نیست که چهکسی قدرت را در دست میگیرد؛ این است که آیا ایران پس از این تحول، همچنان ثبات لازم برای ایفای نقش خود در بازار انرژی، کریدورهای تجاری و معادلات امنیتی منطقه را حفظ خواهد کرد یا خیر؟
پوشش گستردهٔ این مراسم سیاسی و مذهبی در ایران از سوی رسانههای بینالمللی، نشان میدهد اهمیت این رویداد صرفاً به ابعاد داخلی محدود نمیشود. ایران در چهار دههٔ گذشته یکی از بازیگران اصلیِ پروندههای امنیتیِ خاورمیانه، بازار انرژی، سیاستهای منطقهای و مناسبات ایران و غرب بوده است. به همین دلیل، هر تحول مهم در ساختار سیاسیاش، بهسرعت به موضوعی فراتر از مرزهای داخلی تبدیل خواهد شد.
رسانههای جهان معمولاً چنین رخدادهایی را از چند زاویه بررسی میکنند: میزان انسجام داخلی، آیندۀ ساختار قدرت، تأثیر بر سیاست خارجی، روابط با قدرتهای جهانی و پیامدهایش برای کشورهای منطقه. مرور پوشش رسانههای بینالمللی نشان میدهد مراسم تشییع آیتالله شهید در چارچوب گستردهتری از سیاست، امنیت و آیندهٔ خاورمیانه تحلیل شده است.
ایران در نگاه جهان، تلاقیگاه چند مسئلهٔ جهانی است: انرژی، امنیت، رقابتِ قدرتهای بزرگ، آیندهٔ خاورمیانه و نظم بینالمللی. به همین دلیل، هر تحول بزرگ در ایران، در رسانههای جهان به موضوعی برای بازخوانی آینده تبدیل میشود.