امیر قلعهنویی از حاکمیت خواسته منتقدانش را سرکوب کند.
به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران پس از حذف زودهنگام از رقابتهای جام جهانی در پی «دستاوردسازی» است؛ اگرچه چنین خواستهای نزد همه افراد حاضر و شاغل در این مجموعه دیده نمیشود، اما مهدی تاج به عنوان رئیس فدراسیون و امیر قلعهنویی در قامت سرمربی تیم، به این مورد حسابی دل بستهاند.
آنها برای حفظ جایگاه و صندلیشان هم که شده، نیازمند وارونه جلوه دادن واقعیت هستند؛ به این منظور که کسب 3 امتیاز از 3 بازی در مرحله گروهی را «تاریخی» توصیف کنند، به این امید که موقعیتشان متزلزل نشود.
البته که چنین پروژهای نیاز به بازوی رسانهای هم دارد؛ اینکه آنها هم، در این واقعیت وارونه بدمند و بگویند نتایج تیم ملی در جام جهانی 48 تیمی بینظیر بوده و مجموعه کنونی شایسته تقدیر و تمجید هستند.
از این زاویه، هم تمدید قرارداد توجیهپذیر میشود و هم دریافت پاداش 140 میلیارد تومانی. با این حال، قرار نیست جامعه برای همیشه خودش را به خواب زده و هرچه که به خوردش دهند، چشموگوش بسته بپذیرد.
به همین دلیل است که تلاش این مجموعه در میانه راه متوقف شده و تیغ انتقادات، علیه آنها، تیزتر شده. دقیقا از همان زمان به بعد است که تلاش قلعهنویی و مهدی تاج برای دستاوردسازی بینتیجه مانده و ادعایشان مبنی بر کسب نتایج درخشان در جام جهانی، خریداری ندارد؛ مگر نزد جریان خودی.
طرح مجموعه تیم ملی و اطرافیانش شکست خورده؛ استقبال صوری در فرودگاه، تهیه خوراک رسانهای یکطرفه و زدن برچسبهای زننده به منتقدان، برایشان نتیجهای نداشته است. آنها دیگر به خوبی پی بردهاند «وطنفروش» خطاب کردن منتقد جواب نمیدهد. از این رو، قلعهنویی به عنوان سرمربی و فردی که باید مسئولیت ناکامی تیم ملی در جام جهانی را بپذیرد، وارد بازی عجیب و جدیدی میشود.
اگرچه «جدید بودن» این حربه جای بحث دارد؛ اما ماجرا از این قرار است که سرمربی تیم ملی در تازهترین اظهاراتش، به جای عذرخواهی بابت ثبت چنین ناکامیای، حالتی تهاجمی به خود گرفته و در اقدامی ناباورانه از حاکمیت طلب کرده با منتقدان تیم ملی برخورد کند!
این یکی شاهکار نادری است؛ اینکه سرمربی تیم ملی دست به دامان حاکمیت شود تا برای بقا روی صندلی تیم ملی، منتقدان را ساکت کند.
از این زاویه، «علی»نام سابق که در کنفرانس خبری باید خبرنگاری که سؤالات ناخوشایند از قلعهنویی میپرسید را توجیه کند، جایش را به «حاکمیت» داده است. در واقع، قلعهنویی همان نگاه همیشگی و سابق را به منتقدان دارد: به سکوت وادار کردن آنها؛ اما آیا حاکمیت برای رضایت فردی سرمربی، باید به منتقدان تیم ملی هشدار دهد؟
درخواست جدید قلعهنویی برای دعوت از حاکمیت به سرکوب منتقدان، مسیر تازهای در فوتبال ایران باز کرده است. در واقع در این بین، پرسشها به طور مکرر از راه میرسند؛ آیا واقعا سرمربی تیم ملی جایگاه مقدسی برای خودش در نظر گرفته که نیاز به حمایت حاکمیت برای بقا دارد؟
سؤال مهمتر اینکه تیم ملی و سرمربی آن چه زمانی تبدیل به خط قرمزهای نظام شدهاند که از گل نازکتر به آنها گفتن، نیازمند برخورد چکشی و سرکوب است؟ اصولا در فضایی که حاکمیت هم، درها را به روی نقد سازنده نمیبندد، جایگاه سرمربیگری در تیم ملی تا چه اندازه، با توهم، بالا گذاشته شده که نباید مورد نقد قرار بگیرد؟
فضای تیم ملی در سالهای اخیر به اندازه کافی خاکستری شده. همین حالا کم نیستند نظریاتی که فاصله گرفتن مردم از تیم ملی را خطرناک توصیف میکنند.
همزمان، ادعای «میلی» بودن این تیم یا وابستگی بیش از اندازهاش به «حکومت» هم از سوی برخی مطرح میشود. جالب آنکه بهجای فراهم کردن بستری امن برای عبور از چنین مواردی، اظهارات امیر قلعهنویی، به مصادره کردن بیش از اندازه این تیم میانجامد؛ اینکه دولتمردان در اداره و امورات آن ایفای نقش میکنند.
پرسش اما فراتر از این مسائل است؛ آیا دولت دغدغهای مهمتر از فوتبال ندارد؟ جواب این پرسش مشخص است؛ ولی اظهارات قلعهنویی به این معنی است که او و مجموعهاش برای ادامه حضور در تیم ملی نیازمند قدرتی بالاتر از نهادهای ورزشی هستند.
این همان بحث خبرسازی است که اجازه نمیدهد فوتبال مسیر عادیاش را طی کند و مصادره نشود. اتفاقا نه حاکمیت و دولتمردان، بلکه درخواستهای عجیب قلعهنویی است که تیم را از حالت «ملی» بودن به «مصادرهای» سوق میدهد.