"اندی برنهام" نخست وزیر جدید انگلیس کار خود را آغاز کرد.
به گزارش عصرایران، این اتفاق پس از استعفای "استارمر کر" از رهبری حزب کارگر ( حزب حاکم) و نخست وزیری رخ داد.
"اندی برنهام" سیاستمدار باسابقه حزب کارگر، دوشنبه ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۹ تیر ۱۴۰۵) پس از پذیرش استعفای کییر استارمر از سوی پادشاه چارلز سوم، مأمور تشکیل دولت شد و رسماً به عنوان نخستوزیر جدید بریتانیا فعالیت خود را آغاز کرد.
رویترز نوشت: با این انتصاب، او هفتمین فردی شد که طی یک دهه گذشته وارد ساختمان شماره ۱۰ داونینگ استریت ( مقر نخست وزیری در لندن) میشود؛ آماری که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانهای از تداوم بیثباتی سیاسی در بریتانیا میدانند.
برنهام هنگام ورود به داونینگ استریت، در نخستین سخنرانی خود وعده داد «بریتانیا را دوباره سیمکشی کند»؛ عبارتی که به سرعت به تیتر نخست رسانههای انگلیسی تبدیل شد.
او گفت دولتش قصد دارد سیاست را به دغدغههای روزمره مردم بازگرداند؛ از مهار هزینههای سرسامآور زندگی گرفته تا اصلاح خدمات درمانی، ساخت مسکن و پایان دادن به بیخانمانی. این سخنان با استقبال بخشی از افکار عمومی روبهرو شد، هرچند مخالفان تأکید کردند اجرای چنین وعدههایی در شرایط دشوار اقتصادی آسان نخواهد بود.
اندی برنهام متولد ۷ ژانویه ۱۹۷۰ (۱۷ دی ۱۳۴۸) در شهر لی (Leigh) در منطقه لنکشایر است؛ شهری کارگری که بعدها نقش مهمی در شکلگیری دیدگاههای سیاسی او ایفا کرد.
پدرش تلفنکار و مادرش منشی بود و خود برنهام بارها گفته است که در خانوادهای از طبقه متوسط رو به پایین بزرگ شده و مشکلات اقتصادی مردم را از نزدیک لمس کرده است. همین پیشینه باعث شد از همان سالهای نخست فعالیت سیاسی، خود را نماینده طبقه کارگر معرفی کند.
او در دانشگاه لیورپول در رشته زبان انگلیسی تحصیل کرد و پیش از ورود به سیاست، مدتی به عنوان پژوهشگر و مشاور پارلمانی فعالیت داشت. برنهام در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) برای نخستین بار به مجلس / پارلمان راه یافت و طی سالهای بعد مسئولیت وزارت فرهنگ، رسانه و ورزش و سپس وزارت بهداشت را در دولتهای حزب کارگر برعهده گرفت.
وی در همان دوران به دلیل حمایت از تقویت خدمات درمانی دولتی (NHS) به یکی از چهرههای شناختهشده جناح میانه حزب تبدیل شد.
با وجود این سوابق، مسیر او برای رسیدن به رهبری حزب کارگر هموار نبود. برنهام در انتخابات رهبری حزب در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) شکست خورد و پس از آن نیز برای سالها از سیاست ملی فاصله گرفت. بسیاری تصور میکردند دوران او به پایان رسیده است، اما تصمیمش برای حضور در انتخابات شهرداری منچستر بزرگ در سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶) نقطه عطفی در زندگی سیاسی او شد.
الجزیره هم نوشت: پیروزی قاطع در آن انتخابات، بار دیگر نام او را در سطح ملی مطرح کرد و رسانهها به تدریج لقب «پادشاه شمال» را برایش برگزیدند؛ لقبی که به نفوذ گسترده او در شمال انگلیس اشاره داشت.
رویترز اضافه کرد: دوران شهرداری منچستر بزرگ، مهمترین سرمایه سیاسی برنهام محسوب میشود. او در جریان همهگیری کرونا، بارها در برابر دولت محافظهکار وقت ایستاد و خواستار اختصاص کمکهای مالی بیشتر به مناطق شمالی انگلیس شد. تصاویر نشستهای خبری او در دفاع از مردم منچستر، بازتاب گستردهای یافت و حتی بسیاری از رسانههای منتقد حزب کارگر نیز از مواضع او تمجید کردند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، محبوبیت امروز برنهام بیش از هر چیز ریشه در همان دوران دارد.
با این حال، شخصیت برنهام تنها به سیاست محدود نمیشود. او از هواداران سرسخت باشگاه فوتبال اورتون است و تقریباً در تمام سالهای فعالیت سیاسی خود ارتباطش را با این باشگاه حفظ کرده است. در بسیاری از مسابقات مهم، در ورزشگاه گودیسون پارک حضور یافته و بارها درباره فوتبال و نقش آن در هویت شهرهای کارگری سخن گفته است. رسانههای بریتانیایی معتقدند همین علاقه باعث شده او برای بسیاری از شهروندان، سیاستمداری «عادی» و نزدیک به مردم به نظر برسد.
اگرچه اندی برنهام به عنوان نخستوزیر بریتانیا شناخته میشود، اما نزدیکانش میگویند او همواره تلاش کرده زندگی خانوادگی خود را از هیاهوی سیاست دور نگه دارد. برنهام با "ماری-فرانس فان هیل"، شهروندی با اصالت هلندی، ازدواج کرده و این زوج دو فرزند دارند. برخلاف بسیاری از همسران نخستوزیران بریتانیا، ماری-فرانس به ندرت در مصاحبههای رسانهای حضور یافته و تقریباً هیچ نقش سیاسی علنی بر عهده نگرفته است.
رسانههای انگلیسی بارها نوشتهاند که او ترجیح میدهد زندگی آرام و دور از دوربینها داشته باشد و همین موضوع سبب شده خانواده برنهام کمتر درگیر حاشیههای رسانهای شوند.
با این حال، خانواده برنهام در شکلگیری دیدگاههای سیاسی او نقش مهمی داشتهاند. نخستوزیر جدید بارها از پدرش که سالهای پایانی عمر خود را با بیماری آلزایمر سپری کرد، به عنوان یکی از مهمترین انگیزههایش برای اصلاح نظام مراقبت اجتماعی بریتانیا یاد کرده است. او در نخستین روز کاری خود نیز گفت تجربه خانوادهاش نشان داده که نظام فعلی مراقبت از سالمندان نیازمند اصلاحات اساسی است و وعده داد از «سرمایه سیاسی» خود برای حل این بحران استفاده کند.
یکی از مشهورترین لقبهای برنهام، "پادشاه شمال" است؛ لقبی که رسانههای بریتانیایی پس از عملکرد او در دوران شهرداری منچستر بزرگ به وی دادند. این عنوان بیش از هر چیز به مواضع سرسختانه او در دفاع از شهرهای شمال انگلیس در برابر دولت مرکزی بازمیگردد.
در دوران همهگیری کرونا، زمانی که دولت محافظهکار وقت قصد داشت محدودیتهای سختگیرانهای را بدون اختصاص بودجه کافی به شمال انگلیس اعمال کند، برنهام آشکارا با لندن وارد تقابل شد. او در نشستهای خبری متعدد اعلام کرد که مردم منچستر نباید بهای تصمیمهای دولت مرکزی را بپردازند و خواستار حمایت مالی بیشتر شد. همین موضعگیری، محبوبیت او را به شکل قابل توجهی افزایش داد و بسیاری او را صدای مناطق شمالی کشور دانستند.
یکی از مهمترین حاشیههای سیاسی برنهام، رابطه پرتنش او با کییر استارمر، نخستوزیر پیشین و رهبر سابق حزب کارگر، بود.
رسانههای بریتانیایی گزارش دادهاند که در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵)، هنگامی که برنهام تلاش کرد از طریق انتخابات میاندورهای دوباره به مجلس عوام بازگردد، کمیته اجرایی حزب کارگر با حمایت استارمر با نامزدی او مخالفت کرد. این تصمیم خشم بسیاری از اعضای حزب را برانگیخت و حتی برخی چهرههای ارشد کارگر از جمله آنجلا رینر و صادق خان از برنهام حمایت کردند.
تحلیلگران معتقدند همین اختلافها باعث شد فاصله میان دو سیاستمدار به تدریج افزایش یابد. با این حال، پس از استعفای استارمر، دو طرف در دیداری خصوصی روند انتقال قدرت را هماهنگ کردند و برنهام تلاش کرد از ایجاد شکاف عمیق در حزب جلوگیری کند.
یکی دیگر از ویژگیهای نخستوزیر جدید، رابطه محتاطانه او با رسانههاست. برخلاف سیاستمدارانی که حضور دائمی در شبکههای تلویزیونی دارند، برنهام معمولاً ترجیح میدهد کمتر مصاحبه کند و سیاستهایش را در زمان مناسب اعلام کند.
روزنامه گاردین نوشته است این رویکرد اگرچه باعث شده او فردی آرام و حسابشده به نظر برسد، اما برخی خبرنگاران و حتی نمایندگان حزب کارگر از محدود بودن دسترسی رسانهها به نخستوزیر جدید انتقاد کردهاند.
برنهام در دوران شهرداری منچستر بزرگ دستور بازبینی نحوه رسیدگی به پروندههای تاریخی سوءاستفاده از کودکان در منچستر، راچدیل و اولدهام را صادر کرد. این اقدام با استقبال بسیاری از خانوادههای قربانیان روبهرو شد، هرچند برخی منتقدان معتقد بودند روند رسیدگی با سرعت کافی پیش نرفته است. در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۳) نیز او از برگزاری یک تحقیق ملی درباره این پروندهها حمایت کرد.
یکی از انتقادهایی که از زمان انتخاب برنهام مطرح شده، تجربه محدود او در سیاست خارجی است. بیشتر سوابق اجرایی او به حوزههای داخلی مانند سلامت، حملونقل، مدیریت شهری و خدمات عمومی مربوط میشود و اکنون باید درباره جنگ اوکراین، روابط با آمریکا، اتحادیه اروپا و بحرانهای خاورمیانه تصمیمگیری کند.
کارشناسان میگویند موفقیت یا شکست دولت جدید تا حد زیادی به توانایی برنهام در انتقال تجربه مدیریت محلی به عرصه سیاست ملی و بینالمللی بستگی خواهد داشت.