عصر ایران ؛ نهال موسوی - چند روز پیش، پستی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد با این مضمون که «یکی فیلم کامل «اودیسه» را در ایکس آپلود کرده، باورتان میشود؟» این پیام یک نسخه کامل و با کیفیت بالا از تازهترین ساخته کریستوفر نولان را همراه داشت، فیلمی که هنوز در اوج اکران جهانی خود بود.
در عرض دو ساعت و نیم، این پست بیش از دو میلیون و صد هزار بازدید گرفت، پیش از آنکه سرانجام پخش فیلم متوقف شود، اخطار حذف جایگزین آن گردد و حساب کاربری منتشرکننده به حالت تعلیق درآید.
یونیورسال پیکچرز در بیانیهای اعلام کرد که از انتشار غیرمجاز فیلم مطلع شده و بلافاصله پروتکلهای حذف را آغاز کرده است، استودیو تأکید کرد که نقض حق نشر را جدی میگیرد و تمام راهحلهای قانونی لازم را برای محافظت از دارایی فکری خود دنبال خواهد کرد.
آنچه این نشت را از یک رخداد معمول قاچاق سینمایی متمایز میکند، بستری است که در آن رخ داد: ایکس، شبکهای که مالکیت آن در اختیار ایلان ماسک است، همان کسی که ماههاست با نولان و فیلم تازهاش درگیر یک جدال علنی است.
این همزمانی، هرچند به خودی خود دلیلی بر ارتباط مستقیم ماسک با انتشار فایل نیست، اما پرسشی را ناخواسته پیش میکشد: در پلتفرمی که مالکش، خود، منتقد سرسخت این فیلم است و مدعی شده نسخه رقیبی برایش با هوش مصنوعی میسازد، نشت یک نسخه غیرمجاز و پرسرعت از همان فیلم، تا چه اندازه میتواند اتفاقی تلقی شود؟
جالب آنکه این ماجرا کمترین آسیبی به فروش فیلم نرساند، «اودیسه» در همان آخر هفته، هشتاد و هفت میلیون دلار دیگر فروخت و تقاضا برای بلیتهای آیمکس هفتاد میلیمتری آن نیز کاهشی نیافت. با این حال، فارغ از نتیجه گیشه، اصل ماجرا اقدامی نامناسب و نقض آشکار حق مالکیت معنوی بود.
این رخداد تنها بخشی از جدالی گستردهتر میان ماسک و نولان است، جدالی که ریشه در تصمیمی هنری دارد که ماهها پیش از اکران فیلم، خشم ماسک را برانگیخت: انتخاب لوپیتا نیونگو (سیاه پوست) برای ایفای نقش هلن تروا.
مالک ایکس از همان زمان بارها این گزینش را نشانه بیصداقتی و بیاحترامی نولان به متن هومر خوانده و اینبار با لحنی تندتر، کارگردانی را که به گفته او در پی جوایز اسکار بیش از ساختن بهترین فیلم است، «احمق» نامیده است.
نکتهای که این نزاع را از یک کشمکش سلیقهای صرف فراتر میبرد، ادعای ماسک درباره جایگزینی است: او اعلام کرده ابزار هوش مصنوعی «گروک ایمجین» تا پایان سال جاری نسخهای «دقیق از نظر تاریخی» و «وفادار به هنر هومر» از اودیسه خواهد ساخت.
ادعایی که او همراه ویدیویی کوتاه و تولیدشده با هوش مصنوعی منتشر کرد، ویدیویی که در آن تمام شخصیتها را بازیگرانی سفیدپوست ایفا میکردند.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که «اودیسه» هومر یک حماسه اسطورهای است، نه یک روایت مستند تاریخی، و «دقت تاریخی» در جهانی که ایزدان و هیولاها و جزیرههای افسونشده در آن حضور دارند، مفهومی بهغایت لغزنده است.
آنچه ماسک آن را «وفاداری به هومر» میخواند، در عمل چیزی بیش از بازتولید یک تصویر هماهنگ و عادت پیدا کرده از گذشته نیست؛ تصویری که به نام اصالت، از تنوع بازیگری فاصله میگیرد.
اما نزاع میان این دو چهره را نمیتوان تنها در چارچوب یک اختلاف بر سر گزینش بازیگر خلاصه کرد، این جدال، در لایهای عمیقتر، برخورد دو نگاه بنیادین به آینده خلاقیت است، و از اینرو باید آن را جنگی میان دو غول بزرگ جهان رسانه و صنعت سرگرمی دانست:
یکی صاحب یک امپراتوری فناوری و شبکه اجتماعی که مدعی است هوش مصنوعی میتواند جای فیلمساز را بگیرد، و دیگری فیلمسازی که تمام حرفه خود را بر پایه اعتماد به دوربین، بازیگر و لوکیشن واقعی بنا کرده است.
نولان در پاریس، در آستانه اکران «اودیسه»، بهروشنی از این شکاف سخن گفت. او تأکید کرد که «مردم از هوش مصنوعی بیزارند» و این فناوری هرگز نمیتواند جایگزین خلاقیت انسانی شود. به گفته او، هرگز فناوریای را ندیده که با چنین شتابی از سوی والاستریت و سرمایهگذاران پذیرفته شده باشد و همزمان از سوی عموم مردم چنین گسترده و سریع پس زده شود.
نولان با اشاره به تجربه فرزندان خود گفت که قضاوت آنها درباره محتوای بیکیفیت هوش مصنوعی فوری و تند است، آنها خیلی سریع ماهیت این محتوا را تشخیص میدهند، چرا که در دنیای آنلاینی بزرگ شدهاند که آن را بهخوبی میشناسند.
این نسل حتی برای بیان بیزاری خود از این نوع محتوا واژهای ابداع کرده که در فضای مجازی بهسرعت رایج شده است. نولان در گفتوگویی دیگر با شوخطبعی خاص خود، هوش مصنوعی را به اسب تروا تشبیه کرد، همان اسبی که در فیلم تازهاش نیز نقشی محوری دارد.
به گفته او، همه از پیش میدانند یونانیان درون آن پنهاناند، اما باز هم دروازههای شهر را بر رویش میگشایند، استعارهای که بهخوبی نشان میدهد نولان هوش مصنوعی را نه دستاوردی خنثی، بلکه هدیهای مسموم میبیند که با وعده پیشرفت وارد صنعت سرگرمی شده است.
در این میان، ایلان ماسک با اعلام ساخت نسخهای رقیب از «اودیسه» با کمک گروک ایمجین، عملاً وارد میدانی شده که نولان پیشتر آن را به نقد کشیده بود.
اینجاست که ماجرا فراتر از یک کشمکش شخصی میرود و به نمونهای عینی از همان نزاع بزرگتر بدل میشود: نزاع میان کسی که ابزار تولید انبوه محتوا را در اختیار دارد و مدعی است میتواند با یک فرمان متنی، اثری «وفادارتر» از یک فیلم پرهزینه و پرزحمت بسازد، و کسی که همچنان بر این باور است که هیچ الگوریتمی جای تجربه انسانی، بازیگری زنده و تصمیم هنری آگاهانه را نمیگیرد.
شاید بتوان گفت این دعوا در نهایت، آزمونی است برای آینده صنعت سرگرمی، آزمونی که پاسخش را نه در توییتهای تند ماسک، که در واکنش واقعی مخاطبان باید جستوجو کرد.
اگر قضاوت تند و فوری نسلی که نولان از آن سخن میگوید درست از آب درآید، شاید نسخهای که گروک ایمجین قرار است تا پایان سال بسازد، سرنوشتی جز فراموشی نداشته باشد، محصولی که با وجود ادعای «دقت تاریخی»، در برابر تجربه سینمایی واقعی، چیزی بیش از یک اسب تروای شیشهای، شفاف و بیجان نخواهد بود.