سمیرا محمدی
عصر خبر
همزمان با شیوع ویروس کرونا سبک مصرف محصولات تصویری در سراسر جهان دستخوش تغییر شد. تعطیلی سینماها و محدودیتهای اجتماعی باعث شد میلیونها نفر تماشای فیلم و سریال را از پردههای نقرهای به صفحه نمایش تلفنهای همراه، تبلتها و لپتاپهای خود منتقل کنند. این تغییر در ابتدا پاسخی به یک بحران جهانی بود اما با پایان همهگیری نیز از میان نرفت و به تدریج به بخشی از سبک زندگی مخاطبان تبدیل شد.
همین موضوع سینماگران و تهیهکنندگان را با چالشی جدی روبهرو کرد، بسیاری از آنها بارها نسبت به کاهش مخاطبان سالنهای سینما هشدار دادند، برخی از تغییر عادت تماشاگران ابراز نگرانی کردند و عدهای نیز تلاش کردند راهی برای بازگرداندن مخاطب به سالنهای نمایش پیدا کنند اما واقعیت این است که فناوری مسیر تازهای را پیش روی صنعت سرگرمی باز کرده و دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
در دل همین تغییرات قالبی تازه از روایت تصویری متولد شد، قالبی که امروز با نام «میکرودراما» شناخته میشود. میکرودراما در حقیقت نوعی داستانگویی سریالی است که برای نمایش روی تلفن همراه طراحی شده است. هر قسمت معمولاً بین ۶۰ تا ۱۲۰ ثانیه زمان دارد اما مجموعهای از این قسمتهای کوتاه روایتی کامل و پیوسته را شکل میدهد. اغلب این آثار به صورت عمودی تولید میشوند تا مخاطب بدون نیاز به چرخاندن تلفن همراه، تجربهای روان و جذاب از تماشای داستان داشته باشد.
یکی از مهمترین مزیتهای میکرودراما، کاهش هزینه تولید و کوتاهتر شدن مسیر رسیدن ایده به مخاطب است. این قالب فرصتی را فراهم کرده تا فیلمسازان جوان و صاحبان ایده، بدون نیاز به تولید آثار بلند و پرهزینه، توانایی خود را در روایت داستان محک بزنند. از سوی دیگر مخاطبان نیز در میان مشغلههای روزمره راحتتر میتوانند در چند دقیقه یک داستان را دنبال کنند و همین ویژگی محبوبیت آن را افزایش داده است.
چین زادگاه اصلی میکرودراماهای مدرن به شمار میرود و همچنان بزرگترین بازار این صنعت را در اختیار دارد. از سال ۲۰۲۲ به بعد دهها پلتفرم تخصصی در این کشور فعالیت خود را گسترش دادند و میکرودراما را به صنعتی چند میلیارد دلاری تبدیل کردند. تنها در سال ۲۰۲۵ درآمد این بازار از ۵۰ میلیارد یوان فراتر رفت رقمی که حتی از فروش سالانه گیشه سینمای چین نیز بیشتر بود.
اگرچه بازار آمریکا نیز با سرعت در حال ورود به این عرصه است اما همچنان چین سهم اصلی درآمد جهانی میکرودراما را در اختیار دارد. این موج تازه حالا به ایران رسیده است. میکرودراماها به تدریج در برخی پلتفرمهای داخلی دیده میشوند و فعالان بخش خصوصی نیز نگاه ویژهای به سرمایهگذاری در این حوزه پیدا کردهاند. از زمستان 1404 «میکرودراما» در فیلمیو پنجرهای جدید برای مخاطبان ایجاد کرده و حالا هم برای گسترش این ژانر جدید، جشنوارهای طراحی کردند تا هم استعدادهای نو را جذب کنند هم این قاب جدید را مهمان موبایلهای ایرانیان؛ تا حداقل جدای مصرف دراماتیک اینترنت در اینستاگرام، سرگرمی و سینما را اینبار در قاب موبایل اما در قالب سریال از پلتفرمها تماشا کنیم؛ اقدامی که «امید و دلواپسی» توامانی را برای مخاطب سینما، و عامه مردم به همراه دارد، امید به تماشای سریالهای جذاب جوانانه و خلاق و دلواپسی از هرزرفتن ایده جذاب سریالسازی عمودی بخاطر ذائقه فروکاستهشده در اینستاگرام!
بسیاری معتقدند این قالب میتواند فرصتی برای کشف استعدادهای تازه و تجربه شیوههای نوین روایت باشد اما پرسش مهم اینجاست که آیا سینماگران این بار نیز مانند سالهای نخست گسترش پلتفرمهای آنلاین، با دیده تردید به این جریان نگاه خواهند کرد یا میکرودراما را به عنوان بخشی از آینده صنعت تصویر خواهند پذیرفت؟