صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۰۷۸۱
تاریخ انتشار: ۱۹:۵۱ - ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - 28 July 2026
گفت‌و‌گو با مهدی ذاکریان تحلیل‌گر مسایل بین‌الملل

گفتمان ترامپ ترکیبی است از راست و ناراست به خاطر مخاطبان چند وجهی

سیاست ترامپ و همچنین گفتمان او از جنس ترکیبی - چند وجهی است. به این معنی که در گفتارش هم با رای دهندگان خویش صداقت دارد و هم راست نمی‌گوید....

عصر ایران؛ الناز چراغی- «دونالد ترامپ با پیروزی در ایالت پنسیلوانیا و کسب ۲۰ رأی الکترال و رسیدن به حد نصاب ۲۷۰ رأی الکترال رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا شد.» وقتی این تیتر در 10 نوامبر 2016 در رسانه ها منتشر شد و خبر از پیروزی دونالد ترامپ برابر هیلاری کلینتون داد، نظام بین الملل می‌دانست که به استقبال رییس جمهوری در آمریکا رفته است که به لحاظ رفتاری و گفتاری و در نتیجه تصمیم گیری خیلی به قاعده‌های عرفی کاری ندارد. بنابراین هم دوره اول کاخ سفیدنشینی و هم در این 2 سالی که بعد از شکست برابر بایدن در انتخابات 2020 از قدرت کنار رفته بود، رویکردی کاملا بی مثال و دور از استانداردهای ریاست جمهوری کشور در سطح مقتدری چون ایالات متحده آمریکا از خود بروز می دهد. سؤال این است، تکلیف متحدان و مخالفان آمریکا با رییس جنجالی دولت فدرال ایالات متحده چیست؟

مهدی ذاکریان، تحلیل‌گر مسائل بین‌‍الملل در گفت وگو با «عصرایران» به بررسی شخصیت فردی و سیاسی او پرداخته و با گفتن اینکه «کیش شخصیت ترامپ به گونه‌ای است که با ادعای کمترین هزینه، بیشترین فایده را متوجه ایالات متحده و البته مردم کشور خود می کند » به پرسش های مطرح شده پاسخ داده است:

*تکلیف نظام بین الملل با رویکرد متفاوت و عجیب دونالد ترامپ که او را در میان روسای دیگر دنیا متمایز کرده است، چیست؟

-مسئولان و تصمیم گیران کشورهای توسعه یافته و پیشرفته رفتارهای عجیب و غیرمتعارف از خودشان نشان نمی دهند. اساساً کشورهایی که مشروعیت مردمی دارند و طبعا به دلیل کارآمدی های اقتصادی - صنعتی از GNP یا همان تولید ناخالص ملی بالایی بهره می برند، تصمیم هایی صحیح و کارآمد اتخاذ می کنند. به همین دلیل به لحاظ اقتصادی و سیاسی موفق هستند که این موفقیت ریشه در روابط صحیح و منطقی با نظام بین الملل نیز دارد.

همچنین رهبران چنین کشور هایی هم درصدد حفظ و نگهداری موفقیت های کشور و البته افزایش دست آوردها هستند و همه سعی شان را در این مسیر به کار می گیرند. درباره کارنامه ترامپ در دوران ریاست جمهوری آمریکا آنچه که عیان است، چیزی جز این نیست که در دوره اول کاخ سفید نشینی و مخصوصا دولت فعلی آمریکا، نشان از این دارد که تحلیل رفتار او بر مبنای سطح تحلیل کیش شخصیت امکان پذیر است و این ویژگی یکی از مولفه های اصلی در تحلیل های روابط بین الملل به شمار می رود.

در واقع کیش شخصیت ترامپ به گونه ای است که با کمترین هزینه ، بیشترین فایده را متوجه ایالات متحده و البته مردم کشورش می کند. بنابراین اگر شما به عنوان روزنامه نگار درباره دونالد ترامپ به عنوان رهبر یک کشور بزرگ که عضو دائم شورای امنیت است، نگاه می کنید، برنامه هایش به هزینه پایین و منفعت بالا برای کشورش منجر شده است.

در این باره تاکید این است، از آنجایی که قدرت نظامی و البته قدرت اقتصادی ایالات متحده آمریکا همچنان با فاصله زیادی از رقبا در دوران قدرت داری ترامپ نه تنها کم نشده ، بلکه روندی افزایشی هم گرفته است. دقیقا به همین دلیل سایر کشورها برای اینکه بتوانند از رابطه با آمریکا فرصت و امتیازهایی را دست بیاورند، به نوعی به رضایت شخصی ترامپ روی آورده اند.

به طوریکه منتقدین بسیار جدی دوره اول تصمیم گیری ترامپ که در آن موقع اظهارات و رفتار متناقضی با او داشتند، امروز سعی می کنند با ادبیات آرام تری با ترامپ صحبت کنند و پیشنهادهای خود را بعد از تعریف و تمجید به رییس جمهور آمریکا ارائه می کنند. با این توضیح که این تغییر رفتار در اجلاس چند وقت پیش سران ناتو در آنکارا بسیار ملموس و واضح بود. اکنون دنیا با ترامپ به نرمی سخن می گوید.

*این ذهنیت که «ترامپ کاسب است» چقدر عینیت دارد و اینکه کاسب بودن رییس جمهور کشوری در جایگاه آمریکا چه تبعات مثبت و منفی ای را برای این کشور می تواند داشته باشد؟

-دونالد ترامپ پیش از به قدرت رسیدن فردی ثروتمند بود و الان هم ثروتمند است. بنابراین کسی نمی تواند بگوید، از جایگاهی که دارد برای مال اندوزی خودش و خانواده اش بهره می برد. این در حالی است که خیلی ها در کشورهای مختلف قدرت را فرصتی برای ثروتمند شدن خود و بستگان می دانند. یعنی از فقر به ثروت دست پیدا می کنند و هیچ نهادی هم نمی تواند، فعالیت اقتصادی شان را کنترل کند. لذا ملزم به توضیج درباره مال و اموال شان نیستند.

اما درباره رییس جمهوری آمریکا همه نهادهای حقوقی، قضایی و مالی و همچنین رسانه ها رفتار و تصمیم هایش را به شدت کنترل و رصد می کنند. هر گونه فعالیت و اظهارات او زیر ذره بین رسانه ها، نهادها و البته مجاری قانونی ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد. دونالد ترامپ آدم ثروتمندی بوده و همچنان ثروتمند هم است. او تمنای آن را دارد تا این دستاورد شخصی را در سطح ملی گسترش دهد. بنابراین با به قدرت رسیدن در آمریکا تلاش می کند، ثروت کشور و همینطور ثروت رای دهنده ها را بیشتر و بیشتر کند.

به همین دلیل هر کاری که می کند، در راستای منافع آمریکا و آمریکایی‌ها است. مثلا اینکه مدعی دریافت هزینه در تنگه هرمز است، هدف وسیع تری را دنبال می کند و آن وصول منافع به علت هزینه در منطقه است. با گفتن اینکه «آمریکا نگهبان منطقه است» تنها 20 درصد از سرمایه کشتی هایی که از این تنگه عبور می کنند، را طلب نمی کند بلکه خواهان منافع دایم و دراز مدت از منطقه است تا بهره مادی از این عمل سیاسی به دست بیاورد.

*مباحث اقتصادی پیرامون ترامپ را تمام کنیم. در همه روزهایی که از آتش بس سه ماه پیش می گذرد، به کرات اظهارات و وعده ها و حتی شعارهای ترامپ به طور روزانه نقض می شود یا تغییر می کند. این نوع رویکرد ریشه در دروغگویی دارد یا دلیل دیگری می توان آورد؟

-سیاست ترامپ و همچنین گفتمان او از جنس ترکیبی - چند وجهی است. به این معنی که در گفتارش هم با رای دهندگان خویش صداقت دارد و هم راست نمی‌گوید!

در واقع ترامپ مخاطبانی چند وجهی را برای خود در نظر دارد همراه با راه حل های ترکیبی. یعنی مقابل دموکرات ها که جمعیتی قابل توجه اند، این طور عنوان می‌کند که «دنبال تنش نیستم . دنبال صلح هستم» تا در مواجهه با مخاطبینی که اولویت‌شان جنگ نیست و همچنین کشورهایی را که در جنگ با ایالات متحده همراهی نکردند، قانع کند خواهان صلح و تعامل هستم و آماده مذاکره ام. اما در عمل، ترامپ در مسائل روسیه و اوکراین، در مسائل ایران با آمریکا و اسرائیل و همینطور در مسائل اقتصادی یی که با چین، هند و سایر کشورها دارد، روابط پر تنشی را پشت سر می گذراند.

با این حال تلاش می کند تا موفقیت در تعامل با آنان را عمیق و دامنه دار معنا کند تا حداکثر امتیاز را از آنِها برای کشورش به دست آورد. این هنر بیزینس ترامپ است. البته با این توضیح که هنگام رویارویی با چالش یا مقاومت یکی از این کشورها سیاست «تسلیم محض» را هدف قرار می دهد تا در تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به عنوان پیروزی بزرگ ثبت شود. نمونه آن ونزوئلا است. سوریه است. و ... بنابراین صحبت هایش، صحبت هایی کاملا چند وجهی و ترکیبی اند که البته به نظر برخی متناقض است. برای بار چندم تاکید می کنم، هدف اول و آخر دونالد ترامپ چیزی جز بیشترین دست آورد با کمترین هزینه نیست.

*تکلیف نظام حکم رانی ایران با ترامپ که به قاعده می توان او را پدیده خاص نظام بین الملل دانست، چیست؟

-درباره سیاست های نظام حکمرانی ایران در مواجهه با ترامپ اظهارنظر نمی کنم. اما این را به جرأت می گویم، تمام نظام‌های حکمرانی دنیا که دنبال مصالح ملی و البته منفعت مردم خود هستند، سعی می کنند در رودرویی با ترامپ با توجه به کیش شخصیت او و نیازهای کشور خود برنامه ریزی کنند. بنابراین، چنین کشورهایی از رویافروشی و توهم گریزان اند.

آنها با قبول و درک واقعیت موجودی خودشان و اینکه به هیچ عنوان نباید خودشان را از آنچه هستند، بزرگ تر و قوی‌تر ببینند، تصمیم گیری می کنند. همچنین در تلاش اند تا از رابطه با ایالات متحده آمریکا منافع و معیشت مردم را تامین کنند. بنابراین آقای مکرون، آقای شی در چین یا نارندرا دامورداس مودی نخست وزیر هند یا تصمیم گیران پاکستان همه تلاش شان را می کنند تا از بستر تعامل با ترامپ بیشترین دست آورد را برای کشورشان و ملت خویش رقم بزنند.

بنابراین، پیمان های امنیتی شان را با آمریکا یا بهتر است، گفته شود با آمریکایِ ترامپ به شدت تحکیم می کنند. همچنین روابط اقتصادی با ایالات متحده را نه تنها محدود یا کاهش نمی دهند، بلکه با گسترش معامله های مالی با ترامپ مقدمات توسعه اقتصادی کشورشان را فراهم می کنند که این نوع سیاست، گام برداشتن در مسیر کسب منافع بیشتر و در نتیجه تزریق آرامش به جامعه به شمار می رود.

*این نوع سیاست چطور و با چه رویکردی امکان پذیر است؟

-برای پاسخ به این پرسش به چند نکته مهم اشاره می کنم. نکته اول چیزی جز این نیست، که در رویارویی با سیاست هایی که فکر می کنند ترامپ در نظام بین الملل چالش ایجاد می کند، وارد فضای واکنش و درگیری نمی شوند. اجتناب از درگیری تا به بازی او ورود نکنند و برنامه ریزی خودشان را مدنظر قرار دهند تا بتوانند، با چنین رهبری روابط اقتصادی با تعرفه های پایین را ادامه بدهند.

همچنین برای این کشورها مهم است، با ترامپ طوری رفتار کنند تا بشود، امنیت جهانی با هزینه های پایین تامین شود و همچنین مخالفان امنیت کشور خودشان را مهار کنند. بنابراین در قدم اول باتوجه به کیش شخصیت ترامپ و البته مطالبه های مردم شان برنامه ریزی می کنند.

در قدم دوم معیارهای مشترک با ترامپ را مدنظر قرار می دهند تا بهره روی بیشتر حاصل شود.

نکته سوم و آخر هم این است اگر نتوانند چالش و تعارض با ترامپ را متوقف کنند، خود را درگیر با نهادهای چند جانبه در موضوعات حساس نظام بین‌الملل نمی کنند. یعنی پرونده سیاهی برای خود در سازمان ملل متحد نمی گشایند. چرا که در چنین شرایطی، ترامپ به اضافه بسیاری دیگر از کشورها در یک جبهه بر علیه آن کشور متحد خواهند شد که نتایج فاجعه باری را برای آن کشور رقم خواهد زد.

ارسال به تلگرام