چرا سواحل «موری» در اسکاتلند، به مکانی ایدهآل برای فیلمبرداری «ادیسه» تبدیل شد؟ جستجوگران برای یافتن پاسخ این سوال به این نتیجه رسیدند که به نظر میرسد، افسانهها همچون صدفهای چسبیده به بدنه کشتی، به این سواحل چنگ زدهاند.
به گزارش ایسنا، وقتی مد دریا بالا میآید، ساحل را به هزارتویی پیچیده تبدیل میکند. جویبارهای نقره رنگ آب روی شنها جاری میشوند تا به گلزارهای ساحلی برسند و همین باعث میشود مسیر پیادهروی هر لحظه پرپیچوخمتر شود.
در این بخش همواره دگرگونشونده از ساحل «موری» (Moray) در شمالشرقی اسکاتلند، خبری از انسان نیست و گویی هیچ چیز با دنیای مدرن پیوندی ندارد. بنابراین بهآسانی میتوان تصور کرد که کشتیهای بلند وایکینگی، جنگجویانی خسته را به ساحل میآورند یا گروهی از غولهای آدمخوار از دل جنگل به تاخت بیرون میآیند و دقیقا همین اتفاق است که در نسخه سینمایی «ادیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان روی پرده رخ میدهد.
«گاردین» نوشت، در نگاه نخست، شاید اسکاتلند انتخاب بدیهیای برای پسزمینه یک حماسه یونانی حدودا سه هزار ساله نباشد. هرچند این منظومه، سرگردانی «اودیسه»، پادشاه «ایتاکا» و یارانش را در سواحل اسرارآمیز و دوردست روایت میکند، اما جغرافیای خیالی آن در اصلدر مدیترانه است. (به همین دلیل، «سیسیل»، مراکش و شبهجزیره پلوپونز نیز از دیگر لوکیشنهای فیلم هستند.)
کمتر کسی در منطقه «موری» انتظار داشت تابستان گذشته ستارگان هالیوود مانند مت دیمون، زندایا و تام هالند به سواحل محلی و روستاهای آرام ماهیگیری این منطقه بیایند.
ساحل «موری» حتی در داخل خود بریتانیا نیز چندان شناختهشده نیست و معمولا زیر سایه مقاصد مشهورتری مانند جزیره «اسکای» و مسیر جادهای معروف «North Coast ۵۰۰» واقع در ارتفاعات اسکاتلند است. اما با تماشای دقیق این ساحل به نظر میرسد که تصمیم «کریستوفر نولان»، کارگردان پرآوازه برای فیلمبرداری فیلم سینمایی «اودیسه» در این مکان، تصمیمی منطقی بوده است.
این خط ساحلی که درست در شرق شهر «اینورنس» امتداد دارد، از رشتهای از تپههای شنی عظیم، باریکههای سنگریزهای، مردابهایی که با جنگلهای کاج محصور شدهاند و صخرههای ماسهسنگی پراکنده در دریا تشکیل شده است و در نتیجه هم کاملا سینمایی است و هم تنوع طبیعی کمنظیری دارد. نبود ازدحام گردشگران و ساختوسازهای ساحلی نیز بدون شک برای فیلمسازان یک امتیاز بزرگ به شمار میآید.
اما شباهتهای میان دنیای «ادیسه» و این جوامع دریانورد اسکاتلندی، بسیار فراتر از منظرههاست. افسانهها مانند صدفهایی که به بدنه کشتی میچسبند، به سواحل «مورِی» چسبیدهاند. خرافات در کنار روایتهای واقعی از محاصرهها و تراژدیهای تاریخی نیز با هم درآمیختهاند. برای مثال، نقطه «Atlantis of the North» در محوطه «کالبین» را درنظر بگیرید که امروز یک ذخیرهگاه طبیعی متعلق به انجمن سلطنتی حفاظت از پرندگان (RSPB) و جنگلی وسیع است و در فیلم، شخصیت «اودیسه» در آنجا با غولهای آدمخوار، روبهرو میشود.
تا سال ۱۶۹۴ میلادی، در این محل یک روستا و یک ملک کشاورزی پررونق وجود داشت، اما یک طوفان شنی غیرعادی، ظرف یک شب، تمام آن سکونتگاه را زیر شن مدفون کرد. مردم محلی این فاجعه را یا نتیجه نفرین یک جادوگر یا حاصل معامله ارباب بیپروای آن منطقه با شیطان میدانستند.
«وی. جی. رندل» (VJ Randle)، نویسنده و پژوهشگر ادبیات کلاسیک که در منطقه «موری» زندگی میکند و رمان «قتلهای آتنی» نوشتۀ او از اسطورههای یونانی الهام گرفته شده است، گفت: «افسانههایی که در امتداد این ساحل میشنوید، شایسته یک حماسه هومری هستند.»
«وی. جی. رندل» درباره یک شکاف در صخرههای طلاییرنگ ماسهسنگی در روستای ماهیگیری «هوپمن» میگوید: «این غار همیشه مرا به یاد خانه شخصیت کالیپسو میاندازد. البته در افسانههای محلی میگویند موجود دریایی بسیار ترسناکتری اینجا زندگی میکند.»
منظور این نویسنده از آن موجود ترسناک، «گرین آیرون وایف» (Grin Iron Wife) است که در افسانههای محلی جادوگری با پوست سبز کمرنگ، دندانهایی به رنگ آهنزنگزده و موهایی از جنس جلبک دریایی است که کودکان و سالمندان را به لانه زیرآبی خود میکشاند.
«ون دن هاوت» با اشاره به اینکه این داستانها هرگز صرفا برای ترساندن مردم روایت نمیشدند، میگوید: «برای جوامع منزوی ساحلی، قصهگویی راهی برای انتقال درسهایی درباره بقا، احترام به طبیعت و شیوه رفتار با غریبهها بود.»
البته تهدیدهایی که از دریای شمال میآمدند، همیشه هم افسانهای نبودند و گاهی کاملا واقعی و از جنس گوشت و خون بودند.
در شهر «بورگهد» (Burghead)، سال گذشته میلادی، گروه فیلمبرداری «اودیسه» کشتی بلندی به طول ۳۵ متر را درست در همین بندر، کنار قایقهای ماهیگیری معمولی، پهلو داد.
بقایای یکی از بزرگترین دژهای قوم «پیکتها» که تاکنون ساخته شده است، در همین بندر قرار دارد. این دژ در قرن دهم میلادی، به احتمال زیاد در جریان یکی از یورشهای وایکینگها، به آتش کشیده و ویران شد.
در امتداد ساحل مجاور به نام «Roseisle»، دهها بلوک بتنی و سنگرهای کوچک پوشیده از صدف دریایی، که بخشی از آنها دفن شده است، در شنها گیر افتادهاند. گویی بقایای تمدنی فراموششده هستند، اما این بقایا متعلق به دوران باستان نیستند. آنها بخشی از سامانه دفاعی عظیمی هستند که در طول جنگ جهانی دوم ساخته شد؛ زمانی که منطقه «موری» به یک پایگاه محرمانه برای آموزش نیروهای شرکتکننده در عملیات (D-Day) تبدیل شده بود.
سمت شرق این محوطه، صخرهها شیب تندتری پیدا میکنند و بیرونزدگیهای ناهموار آنها از مدتها قبل الهامبخش افسانههایی درباره دگردیسی و تغییر شکل بودهاند. برای نمونه، طاق دریایی «بو فیدل راک» در افسانههای محلی غولی است که به زیر امواج سقوط کرده است. چند کیلومتر آن طرفتر، ویرانههای قلعه فایندلیتر (Findlater Castle) وجود دارد.
این مکان، با گذشتهای آشفته و پرحادثه یعنی از اشغال وایکینگها گرفته تا محاصره شدن به دست نیروهای وفادار به ملکه اسکاتلند، کاملا شایسته آن است که «نولان» آن را به محل زندگی جادوگری به نام «سِرسی» تبدیل کند.