صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۰۸۰۴
تاریخ انتشار: ۲۱:۵۴ - ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - 28 July 2026

چرا بخش خصوصی سینمای ایران دیگر فیلم نمی‌سازد؟

تماشاگر نگران، سرمایه‌گذار را نگران می‌سازد و سرمایه‌گذار نگران، پروژه‌ای کلید نمی‌زند. این حلقه‌ای است که به‌سادگی نمی‌توان از آن گریخت، مگر آنکه ثبات نسبی به کشور بازگردد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - سخنان سیدجمال ساداتیان، تهیه‌کننده با سابقه سینمای ایران، در گفتگوی اخیرش با همشهری تصویری روشن و در عین حال نگران‌ کننده از وضعیت کنونی صنعت فیلم‌سازی در ایران به دست می‌دهد. 

ساداتیان که فیلم «زن و بچه» را با اکرانی آنلاین و پر بازتاب تجربه می‌کند، وقتی از آینده حرف می‌زند، لحنش به‌کلی تغییر می‌کند، از رصایت به تردید، از موفقیت به احتیاط. این تضاد میان استقبال از یک اثر مشخص و بلاتکلیفی درباره پروژه‌های آینده، خود گویای عمق بحرانی است که سینمای ایران این روزها با آن دست‌به‌گریبان است.

نخستین لایه این بحران را باید در فضای عمومی و روانی جامعه جست‌وجو کرد. ساداتیان به‌صراحت از سایه جنگ سخن می‌گوید، از فضایی که هنوز از آن عبور نکرده‌ایم و همچنان بر تصمیم‌های اقتصادی و فرهنگی سایه انداخته است.

وقتی جامعه‌ای در وضعیت التهاب و بی‌ثباتی به سر می‌برد، طبیعی است که فعالیت‌هایی مانند سینما که نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری سنگین و اطمینان به آینده‌اند، نخستین قربانیان این بی‌ثباتی باشند.

تماشاگر نگران، سرمایه‌گذار را نگران می‌سازد و سرمایه‌گذار نگران، پروژه‌ای کلید نمی‌زند. این حلقه‌ای است که به‌سادگی نمی‌توان از آن گریخت، مگر آنکه ثبات نسبی به کشور بازگردد.

لایه دوم، و شاید ملموس‌ترین وجه ماجرا برای اهالی سینما، مسئله هزینه‌های سرسام‌آور تولید است. رقم هشتاد تا نود میلیارد تومان که ساداتیان از آن یاد می‌کند، دیگر رقمی نیست که هر تهیه‌کننده‌ای بتواند بی‌محابا وارد آن شود.

این افزایش هزینه، محصول مستقیم تورم عمومی اقتصاد ایران است، تورمی که نه‌تنها دستمزد عوامل و بازیگران را بالا برده، بلکه قیمت تجهیزات، لوکیشن، پس‌تولید و حتی هزینه‌های اداری و مجوزها را نیز به‌شدت افزایش داده است. در چنین شرایطی، فیلم ساختن دیگر صرفا یک تصمیم هنری نیست، یک قممار مالی بزرگ است که بازگشت سرمایه آن به‌هیچ‌ وجه تضمین‌شده نیست.

از دل همین مسئله، بحث سوم بیرون می‌آید: ریسک سرمایه‌گذاری. تهیه‌کننده‌ای که باید سرمایه‌ای کلان را وارد پروژه‌ای کند، پیش از هر چیز به دو پرسش نیاز دارد: آیا فیلم اکران خواهد شد؟ و اگر اکران شود، آیا فروش گیشه جبران هزینه‌ها را ممکن می‌سازد؟

ساداتیان به هر دو پرسش‌ با تردید نگاه می‌کند. وضعیت نامنظم اکران در سینمای ایران، تعطیلی‌های گاه‌ و بی‌گاه سینماها به دلایل مختلف، رقابت با پلتفرم‌های آنلاین، و افت مستمر تعداد تماشاگران سینماها، همگی دست‌ به‌ دست هم داده‌اند تا معادله سود و زیان برای تهیه‌کننده به معادله‌ای مبهم و پرخطر بدل شود.

نکته‌ای که ساداتیان به‌درستی به آن اشاره می‌کند اما شاید نیازمند بسط بیشتری باشد، مسئله جبران‌ناپذیری شکست مالی است.

در اقتصادهای باثبات، یک پروژه سینمایی ناموفق می‌تواند با پروژه‌های بعدی جبران شود، صندوق‌های حمایتی، بیمه‌های تولید، و جریان منظم سرمایه در بازار این امکان را فراهم می‌کنند. اما در اقتصاد ایران، که بانک‌ها تمایلی به تامین مالی سینما ندارند و نهادهای حمایتی دولتی نیز کارکرد محدود و مشخصی دارند، هر تهیه‌کننده عملا با سرمایه شخصی یا سرمایه‌گذاران خصوصی وارد میدان می‌شود.

شکست یک پروژه در چنین ساختاری می‌تواند به معنای پایان کار یک تهیه‌کننده یا حتی ورشکستگی کامل او باشد. این عدم وجود شبکه ایمنی مالی، یکی از دلایل اصلی احتیاط شدید تهیه‌کنندگان باسابقه‌ای همچون ساداتیان است.

در نهایت، باید به بعد نسلی و ساختاری این بحران نیز اشاره کرد. وقتی تهیه‌کنندگان باتجربه‌ای که سرمایه و شبکه ارتباطی لازم را دارند، ترجیح می‌دهند دست نگه دارند، این خلا یا با پروژه‌های کم‌هزینه و کم‌ریسک پر می‌شود، یا با ورود سرمایه‌های ناشناخته و گاه غیرحرفه‌ای که هدف اصلی‌شان لزوما کیفیت هنری نیست.

نتیجه این روند، در بلندمدت، افت کیفیت عمومی آثار تولیدی و کاهش تنوع موضوعی سینمای ایران است، زیرا که پروژه‌های پرمخاطره اما ارزشمند هنری، نخستین قربانیان چنین فضایی هستند.

آنچه از مجموع این سخنان برمی‌آید، تصویری از سینمایی است که در تنگنای همزمان سیاست، اقتصاد و روان جمعی گرفتار شده است.

راه‌حل این معضل صرفا در دست اهالی سینما نیست، بلکه نیازمند ثبات کلان اقتصادی، بازگشت اعتماد عمومی، و طراحی ساز و کارهای حمایتی واقعی برای صنعتی است که همچنان یکی از مهم‌ترین بازتاب‌ دهنده‌های فرهنگ و هویت این سرزمین به شمار می‌رود.

ارسال به تلگرام