فرزین عمویی
عصر خبر
دو روز قبل در موزه سینما بخشی مغفول از سامانه سمفا افتتاح و رونمایی شد؛ سامانهای که حدود 7 سال قبل راه اندازی شد و شاید مهمترین سند عملیاتی مهندسی فرهنگی در کشور باشد؛ چرا که اسناد در کشور ما نوشته میشوند تا اجرا نشوند؛ اما سمفا یعنی سامانه مدیریت فروش و اکران سینما، نوشته و اجرا شد تا بخشی از مسائل مهندسی فرهنگی در کشور را حل یا قابل بررسی کند.
حسین انتظامی، مبدع سمفا درباره این سامانه در کتاب «پرگار» نوشته است: در اولین هفتههای تصدی سازمان سینمایی، فروش هفته گذشته سینمای ایران را جویا شدم. مؤسسه سینماشهر یک عدد اعلام کرد، انجمن سینماداران عدد دیگر و اداره کل نظارت بر نمایش فیلم، عددی دیگر. شاید هر سه با توجه به مبانی محاسباتی متفاوت، درست میگفتند. در آن زمان اطلاعات «یکپارچه» و «سراسری» از وضعیت فروش سینما وجود نداشت، اطلاعات «برخط» از وضعیت فروش سینما وجود نداشت، دو سامانه مستقل از همدیگر (فروش برخط و فروش گیشه) وجود داشتند که برای آمار نهایی، باید تجمیع میشدند. ضمن آنکه سینماهای شهرهای دورافتاده هم به آن دو سامانه متصل نبودند، همچنین بهدلیل نبود قابلیت راستیآزمایی برای مخاطب، عملیات روانی صورت میگرفت. مثلاً فیلمی که حتی ۱۰۰ میلیون تومان هم فروش نکرده بود، اعلام میکرد فروش ما میلیاردی شد! محاسبه میزان مصرف فرهنگی براساس شاخصهای گوناگون (شهر، استان، موضوع فیلم، دوره زمانی، تعداد مخاطب، سالنها و سینماهای پرمخاطب و...) قابل محاسبه با شاخصهای بهروز نبود.
پرداخت حقالسهم مالکان آثار در طی چند دهه گذشته همواره با اختلاف مواجه بود. راستیآزمایی ارقام اعلامی سینماداران برای شرکتهای پخش (به نمایندگی از تهیهکنندگان و مالکان آثار) ممکن نبود و خود این، مجادلهای مزمن و بینتیجه را رقم زده بود. تسویه حسابها با تأخیر چندماهه انجام میشد. تأخیر در پرداخت سهم مالکان آثار، اولاً سبب گرانشدن قیمت تمامشده میشد و ثانیاً برگشت سرمایه به جریان تولید (برای ساخت فیلم بعدی) با سکته مواجه بود. شورای صنفی نمایش، بیجهت متورم شده بود و ظرفیت داشت که محل فساد شود؛ از جمله در تعیین سرگروه و کف فروش. در خرید الکترونیکی بلیت یا خرید از گیشه، امکان انتخاب صندلی نبود. و...
با پیگیریهای صورتگرفته، سمفا متولد شد. سمفا تقریباً تمام مسائل یادشده را حل کرد و توانایی خود را در اجرای دقیق و سریع سیاستها به اثبات رساند و در موضوعاتی مثل انتخاب بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، سرآمدی خود را ثابت کرد. خود من بیش از ۳۰۰ ساعت برای تولد آن و رفع اشکالات وقت گذاشتهام و در مسیر بالندگی آن، جلسات متعددی با تیم برنامهنویس، مدیران ذیربط و صنوف سینمایی داشتهام. این پدیده در حال حاضر تنها سامانهای است که مصرف فرهنگی کشور را نشان میدهد و بهترین ابزار برای سیاستگذاران، مجریان، منتقدان و فعالان کسبوکار است. ایکاش در حوزههایی مثل کتاب، رسانه، تئاتر، موسیقی و... هم مثل آن را داشته باشیم...
ابتدا پنج فروشنده برخط به سمفا وصل شدند. ولی دو تا از آنها که عملکرد موفق نداشتند (کمتر از یک درصد فروش سینمای ایران از طریق آنان صورت میگرفت) حذف شدند و در دولت سیزدهم یک فروشنده دیگر (مؤسسه سینماشهر) اضافه شد. البته من مخالف رقابت مؤسسه دولت، بهویژه مقرراتگذار، با بخش خصوصی هستم و اگر در سازمان سینمایی بودم مانع این کار میشدم.