عصر ایران؛ مهرداد خدیر- همه روزه از چهرههای گوناگون سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در داخل و خارج ایران، سخنانی نقل و منشر میشود و حجم عظیمی از اخبار یا محتوای فضای مجازی را هم به خود اختصاص میدهند.
کاربهدستان ومقامات علاقۀ مفرطی به طرح سخنان تکراری دارند و ظاهرا روی گزارۀ کمحافظه بودن خلقالله زیاده حساب کردهاند و برخی مدام باید و نباید میکنند و البتۀ تأکید بر این و توصیه به آن چندان که میتوان ادعا کرد متنی که در آن کاربهدستی باید و نباید کرده یا خبری که در آن آمده فلان مقام بر این موضوع یا آن مقوله تأکید کرد ارزش خبری ندارد چون خبر باید از وقوع امری حکایت کند نه تأکید بر بدیهیاتی که رعایت نمیکنند.
با این حال از برخی نقل قولها و جملاتی که منتشر میشود نمیتوان گذشت و گاه ارزش پرداختن در حد یک یادداشت را دارند منتها چون اخبار هم دیگر را میبلعند و مثلا کافی است تا جنگی دیگر درگیرد تا بر تمام خبرهای گذشته سایه اندازد چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.
از این رو برآنم هر از گاهی مواردی از این نقل قولها را که یادداشت کردهام تا به آنها به عنوان یک موضوع قابل تأمل بپردازم اما شتاب خبرها یا پرداختن به امور دیگر مجال نداده و از این رو گذرا بر هر یک ولو کوتاه درنگ میکنیم تا فراموش نشوند و به بهانۀ آن بتوان نکتهای را هم یادآور شویم و در هر نوبت ۵ یا10 جمله که بعضا شایستهٔ صفت "طلایی"اند اما بیم تصور ارزش گذاری اجازه نمیدهد همواره این گونه یاد شوند:
1. تناقض است اگر زیر بار ظلم دشمنان نرویم ولی به مردم خودمان ظلم کنیم« - رییس جمهور پزشکیان»
این جمله به رغم ظاهر ساده و بدیهی آن بیانگر یکی از مهم ترین پارادوکسهاست. آقای پزشکیان بر جای درستی انگشت گذاشته که به چشم میآمد ولی گفته نمیشد. به تعبیر حافظ: کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم.
در نگاه اقتدارگرایان داخلی اما برخی کارها را اگر دیگران انجام بدهند بد است ولی خودشان مرتکب شوند بد نیست. مصادیق آن چندان در دور و بر ما مشهود است که شاید نیاز به توضیح بیشتر نباشد.
۲. اکبر عبدی یک استعداد ویژه بود که باید مراقب او میبودند تا در ۶۶ سالگی از دست نرود.«- مجتبی راعی، کارگردان سینما»
بخش اول را همه گفتهاند و قسمت دوم مد نظر است. این همه نهاد و دم و دستگاه تنها برای این نیست که به سود خودشان مراقبت و کنترل کنند. باید به فکر حفظ سرمایهها هم باشند. وقتی بازیگری در آن سطح گرفتار موردی میشود یا ناگزیر از تن دادن به بازی در فیلمی که در خور نام او نیست یکی و جایی باید باشد تا به مثابه هشدار تلقی کند و حمایت کند اما این کار را انجام نمیدهند و سرمایه ها از بین میرود.
۳. کشتیهای کوچک یا ناوگان دریایی پشهای ایران میتواند الگویی برای نوع مواجهه باشد.«- ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه»
هر چند به آنچه رهبران روس میگویند چندان نمیتوان نگاه مثبت داشت و مشخص نیست این را برای خوشآیند ما گفته تا از انجام تعهدات سرباز بزند یا یا واقعی است اما یادآور گزارهٔ مشهور است: کوچک، زیباست. مصادیق هم بسیار است: اگر صدا و سیما این قدر حجیم نبود کارآمدتر بود. اگر به جای ورزشگاه آزادی چند ورزشگاه جمعوجورتر داشتیم فوتبال ما لنگ زمین نبود. اگر ساختمان مجلس را این قدر بزرگ و در دسترس حملات موشکی و پهپادی نمیساختند و مثل بریتانیا در سالنی جمعوجور مینشستند از همان بالا می رفتند زیر زمین و ناگزیر نبودند از بیم حمله دشمن به فضای مجازی پناه ببرند. بزرگی ساختمان و تشریفات شاید شکوه ظاهری بیاورد ولی گاه از چابکی میاندازد و آقای پوتین به همین اشاره کرده. چابکی و فرزی قایقهای ایرانی در مقابل کشتیهای بزرگ و نفتکش در تنگهٔهرمز. این گزاره را در جاهای دیگر هم تعمیم داد.
۴. باید از نخست وزیر اسراییل بپرسیم آیا از تاریخ معاصر ایران چیزی میدانی؟ تا کنون نام محمد مصدق را شنیدهای؟ نخست وزیر منتخب مردم ایران که از ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ بر سر کار بود و پس از ملی کردن صنعت نفت ایران در کودتایی با طراحی و اجرای سازمان سیا و امآیسیکس از قدرت برکنار شد و زخمی که آن کودتا بر جای گذاشت هنوز در جان بسیاری از ایران زنده است.«- توماس فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز»
دو هفتهٔ دیگر ۲۸ مرداد است و سالگرد همین کودتای سیاه که روزنامهنگار مشهور به آن اشاره کرده ولی هنوز بعد از بیش از ۷۰ سال عدهای در ایران با مدعای روشن فکری ذهن مردم را مشوش میکنند که کودتا بود یا نبود و به جای واژهٔ کودتا از کلمهٔ واقعه استفاده میکنند تا مبادا در فضای مجازی هدف حملات سلطنتطلبان قرار بگیرند و مدعیاند برکناری دکتر مصدق از اختیارات شاه بوده و نمیگویند اگر چنین بود چرا حکم را روز روشن ابلاغ نکرد و سرهنگ بدنامی چون نصیری را شبانه فرستاد و چرا خود بعد از برکناری از کشور گریخت؟ اگر معیارشان قبل مشروطه و رفتار ناصرالدین شاه قاجار است پس چرا انقلاب مشرطه برپا شد که ۱۴ مرداد ۱۲۰ ساله میشود. ناصرالدین شاه هم حکم برکناری امیر کبیر را صادر کرد هم حاجبالدوله را فرستاد تا امیر را راحت کند« و به کلاردشت و بغداد و رم نرفت. نکند توماس فریدمن هم معنی کودتا را نمیداند! »
۵. شاه اسماعیل اول در ۱۶ سال اول توانست ایران را یک پارچه و هنصر هویت ایرانی را احیا کند. انتخاب نام ۴ فرزند شاه اسماعیل از شخصیت های شاهنامه نشاندهنده توجه او به فرهنگ و تاریخ ایران است.«- سید عباس صالحی وزیر فرهنگ»
شنیدن این سخنان از زبان وزیر فرهنگ جای امیدواری دارد و کاش نام وزارتخانه متبوع هم به فرهنگ و هنر تغییر یابد. چون بخش »ارشاد اسلامی« واقعا نقض غرض است. تغییر نام وزارتخانه به ابتکار دکتر میناچی در سال ۵۸ به ارشاد ملی تحت تأثیر حسینیهٔ ارشاد بود و بعدتر یادآور »گشت ارشاد« است و مناسبتی ندارد و همه هم هم ذیل جمهوری اسلامی ایراناند و همانگونه که وزارتخانه های دیگر اسلامی« ندارند اینجا هم ضرورتی ندارد و سازمان تبلیغات اسلامی کفایت می کند با ۸ هزار میلیارد تومان بودجه خود و سازمانهای اقماری.»
آن ۴ نام هم اینهاست: تهماسب، سام، رستم و بهرام.
با این حال هر وقت نام شاه اسماعیل به میان میآید و نام فرزندان او نمیتوان از همسر و محبوبهٔ او نگفت که در جنگ چالدران به اسارات عثمانیها در آمد (بهروزه خانم) و چون جنگ خود را میان اسلام و کفر میدانستند بهروزه خانم را به عنوان کنیز تلقی کردند که میتواند در عقد دیگری درآید و همین اتفاق رنجی عظیم را بر دل شاه صفوی نشاند و حتی گفتهاند وقتی شنید باردار است کم مانده بود دق کند و البته آن اتفاق توش و توان او را گرفت.