عصرایران- وقتی صحبت از حوادث و فاجعههای هستهای میشود، بلافاصله نام چرنوبیل یا فوکوشیما در ذهن نقش میبندد. اما در سال ۱۹۸۷، در شهر گوویانیا برزیل، حادثهای رخ داد که سازمان بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) آن را یکی از بدترین فاجعههای پرتوی تاریخ نامید؛ فاجعهای که نه ناشی از انفجار نیروگاه، بلکه حاصل جهل، فقر و یک غفلت ساده بود.
در سپتامبر ۱۹۸۷، یک بیمارستان خصوصی درمان سرطان به نام Instituto Goiano de Radioterapia در شهر گوویانیا تغییر مکان داد. با این حال، بخشی از تجهیزات پزشکی قدیمی در ساختمان قبلی باقی ماند. در میان این وسایل، یک دستگاه پرتوپزشکی قرار داشت که حاوی یک کپسول سزیوم-۱۳۷ بود؛ مادهای بهشدت رادیواکتیو.
دو جوان ضایعات جمع کن به نامهای روبرتو دوس سانتوس و واگنر موتا، وارد این ساختمان متروکه شدند. آنها که از خطرناک بودن این دستگاه هیچ اطلاعی نداشتند، کپسول سنگین آن را جدا کرده و با چرخدستی به خانه بردند تا آن را به عنوان ضایعات فلزی بفروشند.
آنها موفق شدند کپسول سنگین سزیم را بشکنند. داخل این کپسول، مادهای باقیمانده بود که در تاریکی نور آبی شگفتانگیزی از خود ساطع میکرد!
آنها کپسول را به یک ضایعاتفروش به نام دِوایر دو فرداس فروختند. دوایر که مسحور این نور آبی و درخشان شده بود، آن را به خانه برد. او تصور میکرد این ماده جادویی است!
او تکههایی از این پودر را به دوستان و خانوادهاش هدیه داد.
دختربچه ۶ سالهاش (لئیده) با دستان آلوده به سزیوم غذا خورد.
برخی افراد این پودر درخشان را مثل اکلیل روی پوست و لباس خود مالیدند تا در تاریکی بدرخشند!
طی چند روز، افرادی که با این ماده در تماس بودند دچار تهوع، استفراغ، اسهال شدید و سوختگیهای پوستی عجیب شدند. در ابتدا پزشکان تصور کردند این یک بیماری ویروسی یا ناشی از مسمومیت غذایی ساده است.
تا اینکه همسر دوایر (ضایعاتفروش)، که شک کرده بود این بیماریها به پودر درخشان ربط دارد، باقیمانده کپسول را داخل یک کیسه ریخت و با اتوبوس شهری به یک درمانگاه برد. این اقدام او، مانع از یک فاجعه بسیار بزرگتر شد، هرچند خودش بعداً جانش را از دست داد.
یک فیزیکدان هستهای که به درمانگاه احضار شده بود، با استفاده از دزیمتر متوجه میزان وحشتناک پرتوزایی شد و بلافاصله وضعیت اضطراری اعلام کرد.
وقتی حکومت برزیل از موضوع مطلع شد، استادیوم بزرگ شهر به یک کمپ قرنطینه و تست پرتوسنجی تبدیل شد.
آمار تلخ حادثه:
۱۱۲,۰۰۰ نفر تحت آزمایش پرتوسنجی قرار گرفتند.
۲۴۹ نفر دچار آلودگی شدید رادیواکتیو شدند.
۴ نفر در هفتههای اول جان باختند (از جمله لئیده ۶ ساله و زن ضایعاتفروش).
دهها خانه بهطور کامل تخریب و ویران شدند.
خاک منطقه تا عمق چند متری برداشته شد و به عنوان زباله هستهای نگهداری شد.
حادثه گوویانیا نشان داد که خطرات هستهای فقط محدود به بمبها یا نیروگاهها نیستند. نفع بزرگ این حادثه تلخ، سختگیرانهتر شدن قوانین بینالمللی برای نگهداری، ردگیری و انهدام تجهیزات پرتوپزشکی در سراسر جهان بود.
امروزه تمام دستگاههای حاوی مواد رادیواکتیو در بیمارستانها دارای شناسنامه دقیق هستند تا دیگر هیچ کپسول مرگباری در یک بیمارستان متروکه به حال خود رها نشود.
حادثه گوویانیا یادآور این واقعیت است که «ناآگاهی» میتواند به اندازه نیتهای مجرمانه خطرناک باشد. پودر آبیرنگی که روزی به عنوان یک اسباببازی جادویی دستبهدست میشد، نهایتاً زندگی دهها خانواده را نابود کرد و نام گوویانیا را برای همیشه در تاریخ فاجعههای پرتوی ثبت ساخت.