عصر ایران؛ دکتر مجید ایرانشاهی - این یادداشت کوتاه را در روزهایی مینویسم که برای ایران عزیز پر از ابهام است. روزهایی که رفتار سیاسی و شیوهٔ حکمرانیمان بیش از پیش به فوتبال شبیه شده: فضایی پر از رقابت هواداری دو تیم، بدون آنکه تأثیری واقعی بر نتیجهٔ بازی داشته باشد.
یک طرف مشغول شعارهای جنگطلبانه و غافل از واقعیتهای میدانی و قدرت دشمن است؛ طرف دیگر هم مدام به روشهای تکراری و ایدههای کهنه تکیه میکند. خطر اصلی اما آنجا است که این دوقطبی در لایهٔ تصمیمسازی و تصمیمگیری حکمرانی هم بهوضوح دیده میشود (نمونهاش برخوردهای اخیر صداوسیما و دولت).
این عدم هماهنگی، آسیب خود را در اضلاع دیگر حکمرانی — مردم، جامعهٔ مدنی و بخش خصوصی — نشان داده است: فعال شدن گسلهای اجتماعی، بیبرنامگی و ابهام اقتصادی ناشی از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و فشارهای تورمی مداوم.
در میدان هم، جز ایدهٔ بستن تنگهٔ هرمز (که البته نگارنده تخصص نظامی ندارد)، عملاً هیچیک از دو طیف مؤثر حکمرانی، پلن B قابل اتکا ارائه نکردهاند. اگر خدای ناکرده پلن فعلی به اندازهٔ کافی موفق نشود، واقعاً چه نقشهٔ جایگزینی داریم؟
برای جلوگیری از حادتر شدن وضعیت، ضروری است هرچه سریعتر نقش نخبگان و اندیشکدههای مستقل در تصمیمسازی حکمرانی و کاهش گسلهای اجتماعی تقویت شود. نباید مثل بازی فوتبال باشیم که وقتی عقب میافتیم، معمولاً نقشهٔ روشنی برای بازگشت نداریم.
القصه، مراقب باشیم. با دشمنی قدرتمند طرف هستیم که ساده نمیتوان با او بازی کرد.