صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۲۸۷۳
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - 08 August 2026
شعر روز

امروز با سعدی : چاه است و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب

چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود / بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش

دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد
با نفس خود کند به مراد و هوای خویش

از دست دیگران چه شکایت کند کسی
سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش

دزد از جفای شحنه چه فریاد می‌کند
گو گردنت نمی‌زند الا جفای خویش

خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش

گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش

چاه است و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش

چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

با دیگران بگوی که ظالم به چَه فتاد
تا چاهْ دیگران نکنند از برای خویش

گر گوش دل به گفتهٔ سعدی کند کسی
اول رضای حق طلبد پس رضای خویش

ارسال به تلگرام