عصر ایران؛ مهرداد خدیر- تعبیر "پوششهای ناهنجار" به جای "بیحجابی" یا " بدحجابی" در نوشتۀ اخیر آقای علی مطهری و تقبیح آنچه سید محمد باقر خرازی در این باره گفته بود نشان میدهد عرف جامعه چنان تعیینکننده است که میتواند بر چهرهای مانند علی مطهری تأثیر بگذارد که در عین باور به آزادیهای سیاسی با آزادی اجتماعی و پذیرش تنوع سبک زندگی در نسل جدید کنار نیامده است.
آقای مطهری نوشته: "صحبتهای جناب حجتالاسلام محمد باقر خرازی درباره مبارزه با بیحجابی، به جای آن که در بهبود پوششهای ناهنجار مفید باشد، خواست مروّجان خارجی و داخلی بیحجابی را تأمین میکند.
جلوگیری از پوششهای ناهنجاری که اخیراً باب شده است، خواست اکثریت قاطع مردم حتی بسیاری از کم حجابهاست و این وظیفه دولت چهاردهم است که در ایجاد این پدیده، خواسته یا ناخواسته نقش داشته است، ولی مبارزه نه با روش آقای خرازی، بلکه با برنامه و تدبیر، و البته کار سختی هم نیست، فقط اراده مبتنی بر عقیده و مسئولیت میخواهد که متأسفانه در دولت چهاردهم به دلیل نفوذ فرهنگی برخی اصلاحطلبان ضعیف است.
در این خصوص نامهای برای رئیس جمهور ارسال کردهام."
با این حال و به این بهانه 10 نکته را میتوان یادآور شد:
1. از شهادت دکتر علی لاریجانی رییس شورای عالی امنیت ملی با سابقۀ 12 سال ریاست مجلس شورای اسلامی و 10 سال ریاست صدا و سیما و یک بار نامزدی تأیید و دو بار رد شدۀ ریاست جمهوری کمتر از 5 ماه میگذرد. او داماد خانوادۀ مطهری یا همسر خواهر علی آقای مطهری بود که همراه فرزند خود یا خواهرزادۀ علی مطهری در 25 اسفند 1404 هدف ترور اسراییلیها قرار گرفت و همچنان روشن نیست موفقیت عملیات تروریستی ناشی از بیاحتیاطی و تماس تلفنی فرزندشان بوده (حسب ادعای سردار کوثری) یا به خاطر تعقیب خود آقای لاریجانی از روزراه پیمایی روز قدس یا احتمالا به سبب تماس همسایهای در لو دادن محل زندگی پنهان در شرق تهران یا شناسایی بر اساس پلاک خودرو یکی از محافظان به خاطر دسترسی به دوربینهای ترافیکی تهران.
من و شما شهروند عادی اگر شوهر خواهر یا اصطلاحا دامادی با این اهمیت و شهرت داشتیم که قربانی عملیاتی تروریستی در این سطح و به بهای شهادت خود او و محافظان و شهروندانی در نقاط دیگر به ظن اقامت در آنجا شده بود تا مدتها به هیچ موضوع دیگری نمیاندیشیدیم و تنها به لحاظ عاطفی و احساسی درگیر او و فرزند تحصیل کرده و جوان او و آن حفره امنیتی بودیم که موجب حادثه شد چه رسد به این که چنین نسبت نزدیکی هم با آن صاحب منصب میداشتیم.
کما این که آیتالله دکتر محقق داماد که به رغم اختلافات سیاسی با این خانواده به خاطر آن که داماد خاندان است هنوز در شوک پدر و پسر است و بیش از لاریجانیِ پدر از لاریجانیِ پسر یاد می کند که چون فرزند خود دوستش میداشت.
علی آقای مطهری اما چندان دغدغهمند پوشش زنان و دختران است که آن را بر هر امر دیگر مقدم میداند یا ترجیح میدهد آن سوگ را در خفا بگذراند و در علن درباره حجاب تذکر دهد.
۲. آقای علی مطهری که در آخرین انتخابات سرد مجلس در اسفند 1403 از راهیابی به مجلس بازماند، چگونه از جانب اکثریت قاطع مردم و حتی بسیاری از کمحجابها سخن میگوید و آنان چنین نمایندگییی را کی و کجا به ایشان دادند؟
اگر منظور عرف رایج است که اتفاقا همه داریم می بینیم و نیاز به یادآوری نیست و آنان که عرف را انکار میکردند دیگران بودند. جدای این دولت دقیقا چگونه "جلوگیری" کند؟ خرازی و امثال او البته شیوۀ خودشان را دارند ولی به نظر ایشان دولت چگونه جلوگیری کند؟
در دهۀ 60 استخدام دولتی در کار بود و خانوادهها گاهی به نمار جمعه هم میرفتند تا مأمور تحقیقات که آمد و از همسایه پرسید در گزینش مردود نشوند؟ استخدام دارید؟ زمین میدهید؟ تسهیلات میدهید؟ وقتی همه امکانات و تسهیلات در انحصار خودیهاست با چی میخواهید تهدید کنید و آن جلوگیری چگونه است؟
3. علی مطهری کتاب " مسألۀ حجاب" استاد شهید را به قانون اساسی خود بدل کرده و انتظار دارد جامعه 50 سال بعد از آن کتاب مانند آن بپوشد و بیندیشد. حال آن که به وضوح پیداست دختران جوانی بر اساس اعتقاد و باور شخصی
یا تعلقات خانودگی یا به قصد پیام سیاسی چادر پوشاند و حضور آنان طی چند ماه بعد از 9 اسفند در اجتماعات مختلف محسوس بوده و دیگرانی هم نیستند و دولت در هر دو نقشی نداشته است.
دولت اگر بتواند خدمات خود را در وضعیت محاصره دریایی و زد و خوردهای نظامی بعد از آتش بس ادامه دهد و کمی از روند تصاعدی قیمت ها جلوگیری کند احساس فتح وظفر دارد و به برخورد با زنانی نمیرسد که پوشش کمتری به نسبت مجریان صدا و سیما دارند و به این مقوله باور هم ندارد و این به نفوذ فرهنگی برخی اصلاح طلبان ربطی ندارد.
البته تعبیر اخیر آقای مطهری کژتابی دارد چون مشخص نیست مراد از نفوذ، تأثیرگذاری است یا پروژه نفوذ؟ توصیف است یا طعنه؟
4. نامۀ آقای مطهری سربسته است و نمیدانیم چی نوشته اما اگر مانند پدرشان به نامۀ چارلی چاپلین به دخترش یا قصۀ آندولس اشاره کردهاند باید یادآوری کرد آن نامه و آن داستان هیچ یک واقعی نیست. اولی زادۀ ذهن روزنامهنگاری به نام فرج الله صباست در نشریۀ روشنفکر و گویا شهید مطهری آن را واقعی پنداشته و در مقدمه نقل کرده و ماجرای آندلس هم بر اساس تحقیق دکتر رسول جعفریان محتوای یک رمان از نویسندۀ مصری است که در ایران واقعۀ تاریخی تصور شده است.
5. باور شخصی مسعود پزشکیان مشخص است و از چادر دختر او پیدا و خود گفته همسر خود را از میان دانشجویان انتخاب کرد در حالی که چادری بود اما این به معنی تحمیل به دیگران نیست. در باور او وظیفۀ اصلی دولت تأمین معیشت است و تبلیغ دین کار روحانیون است و یکی دوبار گفته 85 هزار روحانی داریم و 85 هزار مسجد. هر یک در هر مسحد می تواند برای هزار نفر دین را تبلیغ کند. آقای مطهری هم میتواند این کار را در مسجد قبای خیابان شریعتی انجام دهد هر چند مساجد از مسجدرو جوان اغلب خالی شده و تدبیر پخش مستقیم نماز جماعت از تلویزیون هم کارگر نیفتاده و بیشتر پیرانی نشسته بر صندلی و خلوتی صفها در شهرهای غیر زیارتی و مساجد کمتر مشهور جلب توجه میکند.
هر قدر علی مطهری دنبال ظواهر دین است و خصوصا حجاب پزشکیان تشنه عدالت است هر چند گرفتار جنگ و مدیریت تنگه هرمز و هزار گرفتاری غیر متعارف شده چندان که به جای جستوجوی آرمانهای خود از بام تا شام باید به فکر تأمین کالابرگ باشد چون چند برابر شدن اقلام اساسی با وعدۀ جبران در کالابرگ صورت پذیرفت و اخلاقا و شرعا در انجام این امر متعهد است و دختران و زنان ایرانی یا خود به آن درجه از آگاهی رسیدهاند که کجا چی بپوشند و کجا نه یا پدر و برادر و همسر و دوستی دارند که در قبال آنها حساساند و نوبت به علی آقای مطهری نرسد.
6. این اشاره هم خالی از لطف نیست که هر دو نمایندۀ منتقد و متفاوت مجلس بودند که در عین وفاداری به نظام و رهبری از جنس دیگر نمایندگان نبودند. هیچ یک اصلاح طلب در معنی تراز آن نبودند اما از اصولگرایان هتاک به خاتمی و روحانی و هاشمی هم فاصله داشتند و به خاطر همین در مجلس دهم که کمی فضا بازتر شده یا مردم مشارکت کردند و همان نمایندگان باقی مانده از قلع و قمعهای آقای جنتی را برگزیدند این دو نایب رییس مجلس شدند.
با این حال راهی که هر دو بعدتر پیمودند متفاوت بود. شاید به این خاطر که پزشکیان از لاک دهههای 60 و 70 بیرون آمد و علی مطهری نه و تفاوتشان به رغم شباهتهای قبلی بعد از جنبش مهسا در 1401 بیشتر خود را نشان داد.
خود ساخته بودن یکی و آقازادگی دیگری یا سر و کار داشتن پزشکیان پزشک با واقعیتها و علی مطهری فلسفهخوانده با امور انتزاعی هم در این تفاوت البته بیتأثیر نبود.
7. این که امام جمعهها دوباره سراغ سوژۀ حجاب رفتهاند دلیل روشنی دارد. احتمالا از اظهار نظر دربارۀ مذاکره و انتقام و تنگه هرمز منع شدهاند یا خوراک سیاسی و تبلیغی دریافت نکردهاند. آقای مطهری اما نیاز به تکرار رفتار آنها ندارد خاصه این که طرفدار مذاکره است و به شکل متعارف ضد آمریکایی نیست.
8. درست است که به لطف نهادهای متعدد بودجه گیر و بودجه خوار کتاب "مسأله حجاب" شهید مطهری همچنان چاپ و فروخته میشود ولی اگر ما در نوجوانی از کتاب فروشی محمدی شاه آباد خریدیم اکنون بعید است مشتریان عادی دنبال آن باشند و چاپ 130 و بیشتر به خاطر قراردادهای تکرار شونده با نهادها و دانشگاهها و پادگانهاست. در کنار برخی اجبارها پارهای رفع محدودیت در توصیف کنیز هم آمده. آیا این بخش ها را هم در جامعۀ امروز قابل اجرا میدانند؟
انگار هر چه "مسألۀ حجاب" برای تأکین مطالبۀ نهادها و ارگان و دستگاه ها و ادارت بودجه بگیر تجدید چاپ میشود این تجدید در ذهن ایشان هم انجام می پذیرد و مدام به آن میپردازد.
9. خیابان در اختیار دولت نیست ولی در مدرسه و اداره و دانشگاه همچنان مانتو و مقنعه را شاهدیم. آقای مطهری دقیقا چی را از دولت آقای پزشکیان مطالبه کرده در حالی که تبدیل کم حجابی به بدحجابی در دولت مرحوم رییسی اتفاق افتاد و از 1401 به بعد که اصلاح طلبان نفوذ فرهنگی در آن نداشتند. این نکته هم در نوشتۀ ایشان لحاظ نشده و شاید در نامۀ سرناگشوده آمده باشد.
10. خوشا به حال آقای مطهری چون اغلب مردم در تأمین معاش روزانه ماندهاند و چهار قلم خرید از سوپری سر خیابان سر به میلیون می زند و به خاطر همین به آنچه از ذهن ایشان و هم فکرانشان می تراود بیاعتنایند.
به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی که مورد علاقۀ ایشان و پدرشان نبود و اخیرا اقتصاددان لیبرالی گوی انتقاد از او را از ایشان ربوده " خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت." دولت و حکومت زندگی عادی مردم را تأمین کند چگونه پوشیدن را خود میدانند. هر چند اولویت انگار وارونه شده و صبح تا شب درباره چگونه مردن و نه چگونه زیستن گفته میشود.
در چند پیام رهبری جدید نظام هم آمد تفاوتهای اجتماعی باید به رسمیت شناخته شود.
روشن است که آقای مطهری خواهد گفت من از تفاوتها ننوشتم بلکه از برهنگی و ناهنجاری نوشتم اما این چه برهنگی و ناهنجاری یی است که به چشم او میآید و مردم غافلاند؟
بی هیچ تردیدی متوسط هوش مردم خاصه طبقۀ متوسط درگیر با کاهش قدرت خرید از متوسط هوش کاربهدستان بالاتر است و نیاز به تذکر آنان ندارند. اگرچه اظهار نظر حق همه است اما این که برای دولت مأموریت و وظیفه تعریف کنی امری است جداگانه و خوشبختانه پزشکیان راه خود را میرود.