سالهای ۹۵ و ۹۶، جمعیت قابلتوجهی از زوجهای جوان توانستند بعداز ۳ تا حداکثر ۵ سال صاحبخانه شوند؛ اتفاقی که برای زوجهای جدید تقریبا غیرممکن است. ۱۰سال پیش، شرایط چگونه بود که خانوارها براحتی میتوانستند صاحب «مسکناول» یا با تبدیل مسکن اول خود، صاحب «مسکنبهتر» شوند؟
به گزارش عصر ایران، بررسیهای کانال «رصدخانه بازار مسکن» برای پاسخ این پرسش نشان میدهد:
فضای اقتصاد ایران برای خانهدارشدن در نیمه دهه۹۰ از ۵ بابت مساعد بود.
اول اینکه، وضعیت درآمدی خانوارها به مراتب مناسبتر از الان بود.
در سال ۹۵ درآمدسرانه ایرانیها به قیمت ثابت سال ۱۴۰۰، حدود ۱۰۰ میلیون تومان بود که ۷.۵ درصد بیشتر از سال ۹۲ بود. الان اما درآمد سرانه نسبت به ۸ سال گذشته حدود ۱۲ درصد افت کرده است.
دوم اینکه، شبکه بانکی در آن مقطع هنوز به «فکر ابزارآفرینی و نوآوری برای تقویت نظام تامین مالی مسکن» بود؛
امروز بانکها تقریبا تامین مالی مسکن را کنار گذاشتهاند. سهم مسکن از کل تسهیلات بانکی به ۲ تا ۳ درصد سقوط کرده است.
کارشناسان اقتصادی، علت این اتفاق بد را «ویروس ویرانگر تسهیلات تکلیفی» عنوان میکنند.
سوم اینکه، سال۹۵ یک وام خرید مسکن به اسم «مسکنیکم» تصویب شد که ۸۰ میلیون تومان تسهیلات در اختیار زوجهای فاقد مسکن قرار میداد.
چهارمین عنصر «فضای مساعد»، این بود که قیمت مسکن در آن زمان مترمربعی ۴ میلیون تومان بود و ۴ سال همین رقم تقریبا ثابت ماند.
یعنی خریداران مسکن با وام «یکم» میتوانستند بهای ۲۰ مترمربع آپارتمان در تهران را تامین کنند؛ رقم قابلقبولی که امروز به ۲ مترمربع سقوط کرده است.
پنجم؛ و اما رمز آخر «خانهدار شدن راحت» نیمه دهه۹۰ «توان بالای بازپرداخت وام مسکن» بود.
اگر قرار باشد امروز معادل ۲۰ مترمربع از بهای خرید یک واحدمسکونی در تهران «وام خرید» داده شود، رقم آن باید چیزی حدود ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیوپ تومان باشد.
قسط این تسهیلات ماهانه حداقل ۸۵ میلیون تومان خواهد بود. مبلغی که دستکم ۲ برابر «متوسط دستمزد ماهانه یک شاغل جوان در تهران» است و چنین معادلهای یعنی «سلب توان وامپذیری برای خانهدارشدن».
آنچه باعث شده در این دهه، «۵ فاکتور مناسب نیمه دهه۹۰ برای خانهدار شدن» به عناصر کمیاب بدل شوند، مجموعهای از ریسکهای اقتصادی و غیراقتصادی هستند.