صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۴۰۳۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۷ - ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - 12 August 2026

سیدجلال حسینی، پژوهشگر فلسفۀ اسلامی درگذشت

دکتر بدخشانی، با اقدامات خود پلی استوار میان فرهنگ ایرانی و پژوهش‌های بین‌المللی ایجاد نمود. برخی آثار فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی را تصحیح و بعضاً به انگلیسی ترجمه کرد. از جمله تصحیح و ترجمهٔ انگلیسیِ «سیر و سلوک» و «روضهٔ تسلیم» نصیرالدین طوسی و نیز تصحیح و ترجمهٔ سه رسالهٔ طوسی (آغاز و انجام، تولا و تبرا، و مطلوب المؤمنین) از منشورات میراث مکتوب، که هر یک گوهر گران‌بهایی است که از تیزبینی و ژرف‌نگری این محقق فقید حکایت دارد.

سیدجلال حسینی بدخشانی، پژوهشگر فلسفۀ اسلامی از دنیا رفت.

به گزارش ایسنا، اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در سوگنامه‌ای برای این پژوهشگر فلسفه اسلامی نوشته است:  «درگذشت اندوه‌بارِ دانشمند ارجمند، پژوهشگر برجستۀ فلسفۀ اسلامی و مطالعات اسماعیلی، جناب دکتر سید جلال حسینی بدخشانی، ضایعه‌ای عمیق و جان‌سوز برای حلقه‌های علمی ایران و جهان اسلام است.

اینجانب درگذشت دوست دیرین خود، این دانشمند کوشا، ایران‌دوست و نیک‌سرشت را به خانوادۀ ایشان، مؤسسۀ مطالعات اسماعیلیه و جامعۀ دانشگاهی تسلیت می‌گویم.

دکتر بدخشانی در دیزباد نیشابور در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد. او تحصیلات اولیۀ خود را در شهر مشهد گذراند و دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس را نیز در مشهد ادامه داد. در اولین دورۀ ارشد دانشکدۀ الهیات از محضر استاد سید جلال‌الدین آشتیانی فلسفه و حکمت اسلامی را فراگرفت. چندی معاون مدیر کتابخانۀ مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد شد.

سپس به لندن رفت و به عنوان کتابدار در مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی شروع به کار کرد و در آنجا به تدریس علوم قرآنی و الهیات مشغول شد. در همان زمان برای ادامۀ تحصیل به دانشگاه آکسفورد رفت. استاد راهنمای او پرفسور ویلفرد مادلونگ بود و دکترای خود را در فلسفۀ اسلامی گرفت و تخصص خود را روی آثار اسماعیلی خواجه نصیرالدین طوسی بنا نهاد. موضوع رسالۀ دکتری او تصحیح متن روضۀ تسلیم بود.

او در سال ۱۹۷۹ مجدداً به لندن بازگشت و برای راه‌اندازی کتابخانۀ مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی به آن مؤسسه دعوت و سپس عضو هیأت علمی آن مؤسسه شد.

دکتر بدخشانی، با اقدامات خود پلی استوار میان فرهنگ ایرانی و پژوهش‌های بین‌المللی ایجاد نمود. برخی آثار فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی را تصحیح و بعضاً به انگلیسی ترجمه کرد. از جمله تصحیح و ترجمهٔ انگلیسیِ «سیر و سلوک» و «روضهٔ تسلیم» نصیرالدین طوسی و نیز تصحیح و ترجمهٔ سه رسالهٔ طوسی (آغاز و انجام، تولا و تبرا، و مطلوب المؤمنین) از منشورات میراث مکتوب، که هر یک گوهر گران‌بهایی است که از تیزبینی و ژرف‌نگری این محقق فقید حکایت دارد.

از خدمات دیگر ایشان، مشارکت در انتشار آثار ارزشمندی چون: زاد المسافر، استاد بشر، شرح اشارات خواجه طوسی، اثبات عقل مجرد، کتاب المباحث و الشکوک، علی‌نامه، تفسیر شهرستانی، جامع‌التواریخ(بخش اسماعیلیان) و مساعدت در دریافت تصویر نسخهٔ خطی «دستور المنجمین» (کتابت ۵۰۰ هجری) از کتابخانه ملی فرانسه که چاپ عکسی آن توسط مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب با مقدمۀ انگیسی ایشان انجام شد و دریچه‌ای نو به تاریخ اسماعیلیان گشود.

دستورالمنجمین نخستین کتابی است که در الموت یعنی ۱۱ سال پیش از فوت حسن صباح نوشته شده و این اثر به خط مؤلف آن است و خوشبختانه در دانشگاه پاریس محفوظ مانده و اگر پیگیری دکتر بدخشانی نبود، حصول به این نسخه ممکن نمی‌شد.

مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب به لطف ایشان و حمایت دکتر فرهاد دفتری تاکنون حدود بیست اثر از آثار خواجه نصیر طوسی، عبدالکریم شهرستانی، ناصر خسرو و … را با همکاری و مشارکت مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی در لندن منتشر کرده‌ است. این همکاری برکاتی هم داشته، از جمله موجب شد که مؤسسۀ انتشارات بریل در لیدن (هلند) با میراث مکتوب قرارداد توزیع آثار و منشوراتش را منعقد کند. و دکتر بدخشانی در وقت امضای قرارداد همکاری با بریل حضور فعال داشت.

اثر دیگر دکتر بدخشانی تصحیح «دیوان قائمیات» است که بیشترین اشعار آن سرودۀ حسن محمود کاتب از سرایندگان اسماعیلی مذهب سدۀ هفتم هجری است. این دیوان که با مقدمۀ مفصل استاد شفیعی کدکنی منتشر شد، از جمله آثار نویافته‌ای است که ظهور آن در عرصۀ نشر برای فرهنگ ایرانی و زبان فارسی یک واقعۀ بزرگ ادبی به‌شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که در میان ادبیات منظوم اسماعیلی تنها می‌توان آن را با دیوان ناصرخسرو مقایسه کرد.

شاید ارزشمندترین میراث دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی، ایجاد پیوند نهادینه میان مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب و مؤسسۀ مطالعات اسماعیلیه در لندن باشد. این همکاری به انتشار تحقیقات نخبگان ایرانی و رساله‌های دکتری فارسی دانشجویان علاقه‌مند به تاریخ فاطمیان مصر و اسماعیلیان ایران انجامید. خدمت ارزشمند دیگر دکتر بدخشانی زمینه‌ساز چاپ نسخهٔ انگلیسی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی تا جلد ششم شد.

در طول این ۲۵ سال آشنایی با زنده‌یاد دکتر بدخشانی این نیکبختی را داشتم که در سفرهای متعددی در خدمت ایشان باشم. سفر به دیزباد زادگاهش، بارها به مشهد و بعد به تربت جام و الموت و تبریز، دامغان و تاجیکستان و ... و از دانش و تجارب ایشان بسیار آموختم.

حسن خلق و فروتنی و بی‌ریایی و عدم تعلق به مادیات و خوش‌رویی از اوصاف نیک او بود. او از بانیان انجمن پیوند در تاجیکستان بود و برای تقویت ارتباطات جوامع فارسی‌زبان کوشش بسیار کرد. از این رو سهم او در گسترش زبان فارسی/تاجیکی درخور تحسین است. به همین دلیل محترم امام علی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان و دیگر مقامات فرهنگی و سیاسی برای او احترام خاص قائل بودند و تلاش او را در تقویت وحدت ملی تاجیکستان ارج می‌نهادند.

بنده این موضوع را در سفری که دو سال پیش با جمعی از بزرگان فرهنگ از جمله دکتر ژاله آموزگار و دکتر علی‌اشرف صادقی و ... در معیت ایشان به تاجیکستان داشتم، پی بردم. آشنایی اینجانب با ایشان از سال ۱۳۸۰ در کتابخانه آستان قدس رضوی، سرآغاز همکاری‌های ماندگاری شد که همواره با تواضع و اشتیاق ایشان توأم بود.

حضور ایشان در جشن سی‌سالگی میراث مکتوب در تهران، خاطره‌انگیز بود و دفتر یادگاری آن روز که اکنون به یادبود بدل شد، با قلم شیوای خود چنین نوشت:

«بعضی از خاطرات کودکی، نمی‌دانم به چه دلیل، هرگز فراموش نمی‌شوند. در دورۀ دبستان معلمی داشتیم که اصرار داشت هر قرن سی سال است و هر کس تا سی سالگی زنده بماند عمرش طولانی می‌شود، حال آنکه هر قرن صد سال است و به همین دلیل برای تبریک سی‌سالگی میراث مکتوب که امیدوارم عمرش طولانی شود به عرض می‌رسانم «صد سال به این سال‌ها». مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب با توجهات و مدیریت تحسین‌برانگیز جناب دکتر ایرانی و تلاش‌های صادقانه و خستگی‌ناپذیر همکاران ارجمند – که شاهد آن هستیم – با خدمات ذی‌قیمت، حضور ارزشمند خود را در اعتلاء و بازشناسی میراث مکتوب ایران و اسلام به اثبات رسانیده است. با آرزوی موفقیت‌های روزافزون.»

سیدجلال حسینی بدخشانی

موسسۀ مطالعات اسماعیلی، لندن

دغدغۀ مدام ایشان بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. در سه ماه اخیر که متوجه بیماری حادّ کبدی شده بود، تلفن کرد و از وخامت حالش مرا خبر کرد. در این ایام بسیار اندوهگین بودم و هر هفته از همسر مهربانشان جویای احوالشان می‌شدم و یاد این شعر سعدی می‌افتادم که:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

گز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد قطع امیدواران

چه خوش‌ ایامی بود که در واپسین روزهای حیات پربرکتشان، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینه‌شان بود، از زبان اینجانب شنیدند و شادمانی‌شان در آن لحظات، گواه عشق بی‌پایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود.

روح بلند این استاد فرزانه روز سه‌شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، در جوار رحمت الهی آرام گرفت.

یادش گرامی و نام و آثارش ماندگار.

جامعهٔ علمی ایران، همیشه وامدار زحمات بی‌ریای آن یگانهٔ نسخه‌پژوه است.»

ارسال به تلگرام