صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۴۵۳۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۴ - ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - 15 August 2026

دلسردی ملی از دیپلماسی

محمد محمودی ؛ خبرآنلاین - این روزها قاطبه مردم یعنی همان مردمی که فقط می خواهند زندگی کنند، دیگر به حرفها و مواضعی که از سوی وزارت امور خارجه اعلام می شود، کمتر اعتنایی دارند و اخبار مذاکرات بیشتر به عنوان شوخی در میان مردم کوچه و بازار دست به دست می شود.

سوال این است که چرا به این دلسردی ملی از دیپلماسی رسیدیم و آیا چاره ای برای درمانش وجود دارد یا خیر؟. پاسخ کوتاه من در چند محور مختصر اینهاست:

۱- درباره تعریف دیپلماسی تعاریف متعددی وجود دارد از جمله این تعریف کلی ولی مبنایی که می گوید: «دیپلماسی فن و هنر به‌کارگیری مسالمت‌آمیز قدرت برای تأمین منافع ملی و اهداف مطلوب کشورهاست»، خب اگر در عصر تفوق رسانه بر ترکیب افکار عمومی، یک نفر از آحاد مردم- البته همان اکثریت مردمی که فقط می خواهند زندگی کنند- وزیر امور خارجه ما را ببیند و به سادگی بپرسد: جای من و زندگی من در کارکرد شما برای تأمین منافع ملی کجاست؟. چه پاسخی خواهد شنید؟ آیا پاسخی قانع کننده و دلگرم کننده؟. یا جوابی کلی و مایه دلسردی؟.

۲- سال‌های زیادی است که دستگاه دیپلماسی از حجم تضعیف ها و تخریب‌های روزافزون می نالد، ولی چرا یکبار از خود نپرسیده که سهم دستگاه دیپلماسی از دلسردی ملی نسبت به خودش چه میزان بوده؟. صدها و شاید هزاران دیپلمات در رده های مختلف از دوران سرپرستی محمد هاشمی بر وزارت امور خارجه تا امروز، آمده و رفته اند، ولی واقعا چند درصد آنها را امروز، مردم می شناسند؟  چند درصدشان پای دفاع از دیپلماسی ایرانی مانده اند؟. آیا این بی صدایی آنها، تاثیری در پُر صدایی جریان تخریب، تضعیف و حتی ابتذال تدریجی دیپلماسی در میان اکثریت مردم، نداشته است؟.

۳- در نقطه مقابل شاید تاریخ دیپلماسی جهان نمونه ای از کاری که ظریف در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ انجام داد را به خود ندیده باشد. که یک دیپلمات عالیرتبه بین المللی، راه بیفتد در میان مردم کوچه و بازار تا راه انتخاب یک نفر را به نفع منافع همان مردم باز کند و تازه به سهم هیچش هم از دولتی که خودش بر سرکار آورده، نه تنها اعتراضی نکند بلکه باز هم برای زندگی مردم و آینده ایران بایستد و بجنگد؟

 الگوی بقیه دیپلمات‌های ما چه کسی می تواند بهتر از ظریف باشد؟. البته که ظریف یک قهرمان ملی نیست ولی لااقل یک دیپلمات متعهد به منافع ملی و ملتش که هست. چون اگر نبود که دلیلی نداشت هنوز هم دنبال کور سوی امیدی برای دلگرم کردن مردم به کارآمدی دیپلماسی باشد؟. واقعاً الباقی دیپلمات‌های ۴۷ سال گذشته کجا هستند؟. اینهمه سکوت نشانه چیست؟. نکند همه به این نتیجه رسیدند که دیپلمات خوب، دیپلمات ساکت است!. چرا امروز تن و بدن عراقچی باید بلرزد از شعارهای شبانه چند نفر پشت در وزارت خارجه علیه خودش، آنوقت صدها دیپلمات بازنشسته یا بر سرکار، به اندازه دادن یک پیام علنی و رسانه ای یا امضای یک بیانیه جمعی، قدرت دفاع از دستگاه دیپلماسی خود را نداشته باشند؟.

۴- ختم کلام اینکه امروز دفاع از دیپلماسی، یک دفاع ملی می خواهد، نه برای دفاع از یک وزیر یا یک مذاکره کننده، بلکه دفاع از مردمی است که فقط می خواهند زندگی کنند. عواقب دلسردی ملی از دیپلماسی را جدی باید گرفت. چون دودش به چشم همه خواهد رفت. از اصل نظام و دولت گرفته تا دیپلمات‌های ساکت و اکثریت مردمی با فریادهای خاموش. امروز دیگر وقت ایستادن و نظاره کردنِ انحطاط تدریجی دیپلماسی در میان افکار عمومی نیست. امروز زمان حرکت است، یک حرکت جمعی و متعهدانه. برای فردای ایران و برای نجات دیپلماسی از باتلاق دلسردی ملی.

 

ارسال به تلگرام