تانک ذوالفقار ایران، یک شاهکار مهندسی نظامی در دوران تحریمها، از ترکیب اجزای تانکهای آمریکایی و روسی برای پاسخگویی به نیازهای دفاعی کشور پدید آمد.
به گزارش گجتنیوز، ایران پس از پایان جنگ تحمیلی و مواجهه با محدودیتهای بینالمللی، به فکر خودکفایی در تولید تجهیزات نظامی افتاد. در این میان، پروژه توسعه یک تانک بومی که بتواند نیازهای عملیاتی را برطرف سازد، اهمیت ویژهای یافت. این پروژه جاهطلبانه با استفاده از قطعات و دانش فنی موجود، به ساخت تانکی منحصربهفرد منجر شد که آن را «ذوالفقار» نامیدند.
تانک اصلی میدان نبرد ذوالفقار ایران، پروژهای مهندسیشده در دوران تحریمها بود که از ترکیب فناوریهای قابل نگهداری آن زمان بهره میبرد. این تانک، ایدههای تعلیق و مکانیک خودرویی مربوط به تانکهای M48 و M60 پاتون آمریکایی را با توپ ۱۲۵ میلیمتری بدون خان و گلولهگذار خودکار تانک T-72 شوروی ترکیب کرد. این پروژه امکان تولید تانک داخلی را در دوران محدودیت دسترسی به سیستمها و قطعات یدکی خارجی فراهم آورد.
ریشههای این پروژه به خسارات و انزوای پس از جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) بازمیگردد. ایران پیش از انقلاب اسلامی، تعداد زیادی تانک پاتون آمریکایی و چیفتن بریتانیایی خریداری کرده بود که نگهداری آنها پس از جنگ و تحریمها دشوار شد. ایران بعدها تانکهای T-72 را به دست آورد و با مونتاژ مدل T-72S، مهندسان ایرانی با توپ ۱۲۵ میلیمتری شوروی و آرایش سه نفره خدمه آن آشنا شدند. ارتش آمریکا تاریخ ارزیابی اولین نمونههای اولیه تانک ذوالفقار را سال ۱۹۹۳ میلادی ثبت کرده است. این تانک در سال ۱۹۹۴ بهطور عمومی ظاهر شد و ۶ نمونه نیمهصنعتی آن در سال ۱۹۹۷ تولید و آزمایش شدند. نام آن از شمشیر ذوالفقار برگرفته شده اما هدف عملی آن ساخت تانکی بر اساس مهارتها و قطعات صنعتی موجود در داخل ایران بود.
گزارشها حاکی از آن است که تانک ذوالفقار-۱ حدود ۳۶ تن وزن دارد و از یک موتور دیزل ۷۸۰ اسب بخاری استفاده میکرد. این تانک سه خدمه داشت و نسبت قدرت به وزن آن تقریبا ۲۱.۷ اسب بخار بر تن بود. سلاح اصلی آن یک توپ ۱۲۵ میلیمتری بدون خان از خانواده 2A46 بود که با تیربارهای ۷.۶۲ میلیمتری و ۱۲.۷ میلیمتری پشتیبانی میشد. در حالی که همه سیستمهای اصلی آن از T-72 مشتق نشده بودند، مدلهای اولیه از سیستم کنترل آتش EFCS-3 اسلوونیایی بهره میبردند، در حالی که نسخههای بعدی از سامانههای دید، پایداری و کنترل آتش توسعهیافته در ایران استفاده کردند.
ذوالفقار-۲ عمدتا بهعنوان یک نمونه توسعهای با شاسی کشیدهتر و موتور قدرتمندتر عمل کرد. ذوالفقار-۳ بلندپروازانهترین نسخه شد که تغییراتی در برجک، شاسی، موتور، حفاظت و تجهیزات کنترل آتش اعمال کرد، در حالی که توپ ۱۲۵ میلیمتری و گلولهگذار خودکار را حفظ کرد.
مقامات ایرانی اعلام کردند که تولید انبوه تانک ذوالفقار در سال ۱۹۹۶ آغاز شد. در ژوئیه ۱۹۹۷، رئیسجمهور وقت، اکبر هاشمی رفسنجانی، خط تولید تانکهای ذوالفقار و نفربرهای زرهی را در مجتمع صنعتی شهید کلاهدوز افتتاح کرد. این رویداد نشاندهنده ظرفیت تولید واقعی بود، اما تعداد دقیق تانکهای تحویل داده شده از کارخانه را مشخص نکرد.
قابل دفاعترین آمار عمومی، یک دهه قدمت دارد؛ یک گزارش تهدید ارتش آمریکا در سال ۲۰۱۶، تعداد ۱۵۰ دستگاه از تانکهای ذوالفقار را در خدمت ایران ذکر کرد. این گزارش به تقسیمبندی بر اساس مدل یا وضعیت عملیاتی آنها اشارهای نداشت و ارقام بسیار بزرگتر که در فضای آنلاین تکرار میشوند، اغلب بدون پشتوانه قراردادها یا سوابق یگانها هستند.
در ژانویه ۲۰۱۳، سردار سرتیپ احمد رضا پوردستان، فرمانده وقت ارتش، اظهار داشت که تانک ارتقا یافته ذوالفقار دارای سیستم تثبیتکننده و کنترل آتش جدیدی است، اما تنها پس از تایید ستاد کل وارد تولید انبوه خواهد شد. در سال ۲۰۱۶، ایران از آزمایش یک سیستم حفاظت فعال (APS) توسعهیافته داخلی بر روی این تانک خبر داد، اما شواهد عمومی هرگز نصب این سیستم را در تمام ناوگان نشان نداده است. ابهامات مشابهی در مورد ترکیب زره، کیفیت تصویربرداری حرارتی و توانایی تولید انبوه پرتابههای نفوذگر مدرن وجود دارد؛ برجکی با ظاهر مشابه آبرامز (M1 Abrams) بهمعنای حفاظت برابر نیست.
هیچ گزارش عمومی معتبری، حضور تانک ذوالفقار را در یک نبرد تایید شده با تانک دیگر قرار نداده است. این طراحی پس از جنگ ایران و عراق ظاهر شد و تصاویر از سوریه نیز استقرار یگانهای ایرانی مجهز به آن را تایید نکردند. در درگیریهای سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، حملات بر موشکها، پدافند هوایی، نیروی هوایی، نیروهای دریایی و زیرساختهای نظامی متمرکز بودند، نه تهاجم زمینی پایدار. ایران تانکهای ذوالفقار را در رژهها و تمرینها به نمایش گذاشته است، اما هیچ پیروزی یا تلفات میدانی تایید شدهای به این نوع تانک نسبت داده نشده است؛ این عدم حضور، مهمترین ویژگیهای آن را بدون آزمایش باقی میگذارد. عملکرد تانکهای مدرن به عوامل متعددی از جمله آموزش خدمه، اپتیک، مهمات، ارتباطات، نگهداری و حفاظت در برابر موشکها و پهپادهای حملهکننده از بالا بستگی دارد، نه صرفا قطر توپ.
نیروی زمینی بزرگ ایران، تانکهای T-72، پاتون و چیفتن و همچنین چندین مدل بازسازیشده داخلی را اداره میکند که بار سنگینی از نظر لجستیک و آموزش ایجاد کرده است.