روزنامه اعتماد در گفتگو با محسن برهانی حقوقدان، طرح جدید مجلس با عنوان «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی، دولتها و نهادهای بیگانه» را بررسی کرده است. محسن برهانی می گوید:پیشنهاددهندگان این طرح خودشان مصداق ماده ۱ این طرح بوده و در حال آسیب زدن به امنیت استقلال و وحدت ملی كشورند و باید پاسخگو باشند. کلیات این طرح در نشست مجازی 25 مرداد مجلس به تصویب رسیده است.
- در ماده ۸ این قانون، عبارات به گونهای نگارش شده كه گویی هر نوع مراجعهای به سفارتخانههای كشورهای دیگر یا دفاتر سازمانهای غیرایرانی در داخل یا خارج از كشور ممنوع است. به واقع انسان از نگارش چنین موادی متعجب میشود. یعنی اشخاص حقیقی برای ابتداییترین حقوق خود، مثل مراجعه به سفارتخانهها جهت اخذ ویزا، باید اجازه بگیرند؟ اگر اجازه نگیرند، مشمول حبس، جزای نقدی درجه چهار و محرومیت از حقوق اجتماعی میشوند.
- بنابر ماده ۸ این قانون، حتی مراجعه برای گرفتن ویزای ساده را هم در بر میگیرد. مشكل اصلی اینجاست كه این رویكرد به دنبال كنترل همهجانبه شهروندان است؛ به گونهای كه هیچ گونه ارتباطی، حتی در حد گرفتن ویزا، بدون نظارت امنیتی باقی نماند.
- درخصوص رسانهها، ماده ۶ هرگونه مصاحبه و شركت در گفتوگو را مطلقا ممنوع كرده است. قانون گذار درباره رسانههایی كه امریكا و رژیم صهیونیستی تامین مالی میكنند، منع مطلق قائل شده و درباره سایر رسانهها نیز هرگونه اطلاعرسانی را منوط به كسب مجوز كرده است. آیا این اقدام چیزی جز ساكت كردن نیروهای «ایراندوست» و درون نظام نیست؟
- تصور كنید در رسانههای غربی، مواضعی علیه تندرویهای ترامپ و در حمایت از واقعیتهای ایران اتخاذ میشود، تمام اینها در ماده ۶ ممنوع شده و برای آن مجازات سنگین حبس درجه ۶ در نظر گرفته شده است. این یعنی در میدان جنگ رسانهای بینالمللی، خودمان دست خودمان را بستهایم و آسیبهای جدی به كشور وارد خواهیم كرد.
- در ماده ۴ به این حوزه پرداخته شده است. در این ماده، قانونگذار در عمل به جان سازمانهای مردمنهاد (NGOها) افتاده است. عنوان شده این نهادها هیچگونه ارتباطی نباید با خارج داشته باشند مگر با مجوز كارگروه. نه میتوانند كمك بگیرند و نه قراردادی منعقد كنند. این یعنی محدودیت مطلق برای انجیاوها.
- بنا به ماده ۱۴ این قانون،. اگر شما تولید، كارگردانی یا بازیگری فیلم، سریال، مستند یا تئاتر انجام بدهید و تصویر ارائه شده «سیاه» تلقی شود یا «ترویج فرهنگ ضداسلامی» باشد، صادركننده مجوز، تولیدكننده و منتشركننده، همگی به اندازه كل هزینه تولید اثر محكوم میشوند. این یعنی یك اثر هنری میتواند كل شبكه تولید و پخش آن را «كن فیكون» كند. این حجم از مجازات برای مفاهیم غیردقیق و سلیقهای، عملا هنر را در ایران به تعطیلی میكشاند.
- این طرح به انزوای هرچه بیشتر ایران در عرصه بینالمللی كمك میكند و روابط بینالمللی را به شدت تحتتأثیر قرار میدهد كه در بسیاری موارد به مرحله «قطع مطلق» خواهد رسید.
متن کامل این گفنگو را می توانید در ادامه بخوانید.
مهدی بیكاوغلی
روزنامه اعتماد
محسن برهانی ابعاد منفی طرح جدید مجلس درباره جاسوسی را واكاوی میكند
تصویب طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی، دولتها و نهادهای بیگانه» در مجلس، جنجالهای گستردهای را در محافل حقوقی، علمی و اجتماعی برانگیخته است. منتقدان معتقدند این مصوبه نهتنها راه را بر تعاملات طبیعی و ضروری بینالمللی میبندد، بلكه با استفاده از عباراتی مبهم و تفسیرپذیر، امنیت روانی و حقوق شهروندی جامعه را تحتالشعاع قرار میدهد. ضمن اینكه مشكلات متعددی برای دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی همچنین دستگاه قضایی ایجاد میكند.
در همین راستا، محسن برهانی، عضو هیات علمی دانشكده حقوق و جرم سیاسی دانشگاه تهران در گفتوگویی تفصیلی با «اعتماد» پیامدهای اجرایی این طرح را از دریچه حقوقی تحلیل كرده است. وی با هشدار نسبت به «ایزوله شدن» كشور در عرصههای علمی، فرهنگی و رسانهای، این طرح را عاملی برای تضعیف وحدت ملی و آسیبزا برای منافع اصلی نظام میداند. «اعتماد» در گفتوگو با این حقوقدان تلاش كرده مجموعه ابعاد و زوایای منفی این طرح كه در افكار عمومی مطرح است را طرح كرده تا برهانی به آنان پاسخ بدهد.
اخیرا مجلس طرحی را با عنوان «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی، دولتها یا نهادهای بیگانه» تصویب كرده كه بازخوردهای منفی بسیاری در پی داشته است. مردم، حقوقدانان و كارشناسان نگرانند این طرح زمینهای برای برخورد با فعالان مدنی و منتقدان را فراهم سازد. دیدگاه كلی شما نسبت به این مصوبه چیست؟
یكی از حوزههایی كه این طرح به شدت آن را تحت تأثیر قرار میدهد، حوزه ارتباطات علمی میان دانشگاهیان، دانشجویان و دانشگاههای خارج از كشور است. در مرحله اخذ بورسیه، كمك هزینه، انعقاد قرارداد، تفاهمنامه، برگزاری كنفرانس و حتی رویدادهای علمی، این طرح سدی بزرگ ایجاد كرده است. به عنوان نمونه در ماده ۵ این طرح آمده كه وزارت اطلاعات باید سالانه فهرست دولتها، دانشگاهها، موسسات و نهادهای غیرایرانی مجاز را اعلام كند. این مساله از یك سو، بار اجرایی و معضلی بیهوده برای وزارت اطلاعات ایجاد كرده كه باید سالانه فهرست تمام موسسات مجاز را اعلام كند و از سوی دیگر، تمام دانشگاهیان را ملزم میكند كه صرفا با این لیست احصا شده ارتباط برقرار كنند. در غیر این صورت، برای هرگونه ارتباط خارج از این چارچوب، مجازات حبس از ۶ ماه تا دو سال در نظر گرفته شده است. این نگاه، ماهیت پویای فعالیت علمی را نادیده میگیرد.
شما به مسائل دانشگاهی اشاره كردید، اما برخی مواد این طرح دایره شمول وسیعتری دارند و مستقیما با حقوق شهروندی در ارتباطند. در مورد اشخاص حقیقی و مراجعه به نهادهای بینالمللی، وضعیت چگونه است؟
در ماده ۸ این قانون، عبارات به گونهای نگارش شده كه گویی هر نوع مراجعهای به سفارتخانههای كشورهای دیگر یا دفاتر سازمانهای غیرایرانی در داخل یا خارج از كشور ممنوع است. به واقع انسان از نگارش چنین موادی متعجب میشود. یعنی اشخاص حقیقی برای ابتداییترین حقوق خود، مثل مراجعه به سفارتخانهها جهت اخذ ویزا، باید اجازه بگیرند؟ اگر اجازه نگیرند، مشمول حبس، جزای نقدی درجه چهار و محرومیت از حقوق اجتماعی میشوند. اطلاق این ماده، حتی مراجعه برای گرفتن ویزای ساده را هم در بر میگیرد. مشكل اصلی اینجاست كه این رویكرد به دنبال كنترل همهجانبه شهروندان است؛ به گونهای كه هیچ گونه ارتباطی، حتی در حد گرفتن ویزا، بدون نظارت امنیتی باقی نماند.
به عنوان یك فعال رسانهای ،یكی از بخشهای نگرانكننده این طرح، محدودیتهای شدید برای رسانهها است. شما این رویكرد را در فضای جنگ رسانهای چگونه ارزیابی میكنید؟
دقیقا همینطور است. درخصوص رسانهها، ماده ۶ هرگونه مصاحبه و شركت در گفتوگو را مطلقا ممنوع كرده است. قانون گذار درباره رسانههایی كه امریكا و رژیم صهیونیستی تامین مالی میكنند، منع مطلق قائل شده و درباره سایر رسانهها نیز هرگونه اطلاعرسانی را منوط به كسب مجوز كرده است. آیا این اقدام چیزی جز ساكت كردن نیروهای «ایراندوست» و درون نظام نیست؟ اگر شخصی بخواهد در دفاع از ایران در یك اتفاق بینالمللی كه نیاز به اطلاعرسانی فوری دارد مطلبی بگوید، باید پیش از آن مجوز بگیرد؟ تصور كنید در رسانههای غربی، مواضعی علیه تندرویهای ترامپ و در حمایت از واقعیتهای ایران اتخاذ میشود، تمام اینها در ماده ۶ ممنوع شده و برای آن مجازات سنگین حبس درجه ۶ در نظر گرفته شده است. این یعنی در میدان جنگ رسانهای بینالمللی، خودمان دست خودمان را بستهایم و آسیبهای جدی به كشور وارد خواهیم كرد.
ماده ۱ این طرح به دلیل ابهام در عبارات، مورد انتقاد بسیاری از حقوقدانان است. چرا این ابهام تا این حد خطرناك است؟
نكته بسیار عجیبی در ماده ۱ وجود دارد. این ماده میگوید اگر شما تحت اشراف و هدایت آنها، پیشنهادی (سیاسی، تقنینی یا اجرایی) به نهادهای حاكمیتی بدهید كه منجر به آسیب به استقلال، وحدت ملی، تضرر بودجه عمومی یا مخدوش شدن اعتماد عمومی شود، حبس یك تا ۳۰ سال در انتظار شماست. ببینید! عبارتهای «اعتماد عمومی»، «مخدوش شدن» و «آرای مردم» بسیار مبهمند. یك شهروند پیشنهاد میدهد؛ مقامات آن را بررسی میكنند، كارشناسی میكنند و ممكن است نپذیرند. اما اگر آن پیشنهاد در نهایت به نتیجهای مبهم منجر شود، فرد به حبسهای سنگین محكوم میشود. نمیتوان آزادی شهروندان را با عبارتهای مبهم تحتالشعاع قرار داد. جرم، باید صریح و روشن باشد؛ نه آنكه فرد در معرض تفسیرهای سلیقهای و مجازاتهای سنگین قرار بگیرد.
یكی از طیفهایی كه نگرانیهای بسیاری را درخصوص این طرح مطرح كردهاند، كنشگران مدنی و اجتماعیاند، وضعیت نهادهای مدنی (NGOها) و فعالیتهای فرهنگی و هنری تحت این طرح چگونه است؟
در ماده ۴ به این حوزه پرداخته شده است. در این ماده، قانونگذار در عمل به جان سازمانهای مردمنهاد (NGOها) افتاده است. عنوان شده این نهادها هیچگونه ارتباطی نباید با خارج داشته باشند مگر با مجوز كارگروه. نه میتوانند كمك بگیرند و نه قراردادی منعقد كنند. این یعنی محدودیت مطلق برای انجیاوها.
حقیقت بروكراسی اداری در ایران نیز مزید بر علت است. تا بخواهید برای یك كار كوچك ارتباطی مجوز بگیرید، فرصتها از بین میرود و كاركرد آن نهاد خنثی میشود. در واقع بخشی از فرصتهای سرمایهگذاری و فعالیتهای بخش خصوصی و اقتصادی در این طرح از میان خواهد رفت.
بلایی كه این طرح در عرصه فرهنگی و هنری میخواهد ایجاد كند نیز در ماده ۱۴ نهفته است. اگر شما تولید، كارگردانی یا بازیگری فیلم، سریال، مستند یا تئاتر انجام بدهید و تصویر ارائه شده «سیاه» تلقی شود یا «ترویج فرهنگ ضداسلامی» باشد، صادركننده مجوز، تولیدكننده و منتشركننده، همگی به اندازه كل هزینه تولید اثر محكوم میشوند. این یعنی یك اثر هنری میتواند كل شبكه تولید و پخش آن را «كن فیكون» كند. این حجم از مجازات برای مفاهیم غیردقیق و سلیقهای، عملا هنر را در ایران به تعطیلی میكشاند.
موضوع مهم بعدی تبعات این طرح در حوزه آموزش و مهارتآموزی است. در بحث برگزاری كلاسها و كارگاههای آموزشی، بسیاری معتقدند این طرح حتی تعاملات آكادمیك عادی را هم هدف قرار داده است. نظر شما چیست؟
دقیقا؛ در ماده ۱۵، در ظاهر بحث این است كه اگر كلاسها تحت تأثیر سرویسهای اطلاعاتی بیگانه باشند، مجازات میشوند. هیچكس در ضرورت برخورد با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه تردید ندارد؛ اما مساله این است كه ماده ۱ فقط از سرویسهای اطلاعاتی سخن نمیگوید، بلكه «دول خارجی» و «سازمانهای بینالمللی» را به صورت مطلق ذكر كرده است. یعنی هر كلاس یا كارگاهی كه تحت لیسانس یا با حمایت یك نهاد بینالمللی یا دولت خارجی برگزار شود، امكان برخورد امنیتی با آن فراهم میشود. این یعنی عملا هر فعالیت علمی و آموزشی بینالمللی در ایران در خطر است.
به عنوان كلام آخر نتیجه نهایی تصویب و اجرای این طرح را چه میبینید؟
نتیجه نهایی، تأثیر منفی سریع بر روابط علمی و فرهنگی ایران با سایر كشورهاست. این طرح به انزوای هرچه بیشتر ایران در عرصه بینالمللی كمك میكند و روابط بینالمللی را به شدت تحتتأثیر قرار میدهد كه در بسیاری موارد به مرحله «قطع مطلق» خواهد رسید. اگر از من به عنوان یك معلم دانشگاهی بپرسند، معتقدم خود این طرح، مشمول همان ماده ۱ است؛ چرا كه ارائه چنین پیشنهادی، یعنی عملا آسیب زدن به امنیت، استقلال، وحدت ملی و مخدوش كردن اعتماد عمومی. در واقع، پیشنهاددهندگان این طرح خودشان مصداق ماده ۱ هستند و باید پاسخگو باشند. امیدواریم عقلای قوم از نهایی شدن این طرح جلوگیری كنند و اجازه ندهند كشور و نظام دانشگاهی و فرهنگی ایران با این سطح از ایزوله شدن، دچار آسیبهای جبرانناپذیر شود.
اگر از من به عنوان یك معلم دانشگاهی بپرسند، معتقدم خودِ این طرح، مشمول همان ماده ۱ است؛ چراكه ارائه چنین پیشنهادی، یعنی عملا آسیب زدن به امنیت، استقلال، وحدت ملی و مخدوش كردن اعتماد عمومی.
در ماده ۸ این طرح، عبارات به گونهای نگارش شده كه گویی هر نوع مراجعهای به سفارتخانههای كشورهای دیگر یا دفاتر سازمانهای غیرایرانی در داخل یا خارج از كشور ممنوع است.
ماده 5 این طرح از یكسو، بار اجرایی و معضلی بیهوده برای وزارت اطلاعات ایجاد كرده كه باید سالانه فهرست تمام موسسات مجاز را اعلام كند و ازسوی دیگر، تمام دانشگاهیان را ملزم میكند كه صرفا با این لیستِ احصا شده ارتباط برقرار كنند.
این رویكرد به دنبال كنترل همهجانبه شهروندان است؛ بهگونهای كه هیچگونه ارتباطی، حتی در حد گرفتن ویزا، بدون نظارت امنیتی باقی نماند.
در ماده 14 اگر شما تولید، كارگردانی یا بازیگری فیلم، سریال، مستند یا تئاتر انجام بدهید و تصویر ارائه شده «سیاه» تلقی شود یا «ترویج فرهنگ ضداسلامی» باشد، صادركننده مجوز، تولیدكننده و منتشر كننده، همگی به اندازه كل هزینه تولید اثر محكوم میشوند.