صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

پادکست

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۸۵۵۸۳
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۲ - ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - 19 August 2026

علت مرگ فوک‌های خزری چیست؟ / آیا بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟

لاشه فوک‌ها پس از مرگ ممکن است تحت تأثیر شرایط دریایی جابه‌جا شوند و در نقطه‌ای کاملاً متفاوت از محل تلف شدن، به ساحل برسند. عواملی مانند جهت و شدت باد، ارتفاع موج، جریان‌های سطحی و دریایی و شرایط جغرافیایی ساحل می‌توانند تعیین کنند که یک لاشه در کدام نقطه از ساحل مشاهده شود.

دریای خزر سال‌هاست درگیر زخم‌هایی است که بسیاری از آنها در نگاه نخست دیده نمی‌شوند؛ از پس‌روی و تغییرات سطح آب گرفته تا آلودگی رودخانه‌های منتهی به دریا، کاهش تنوع زیستی، فشار بر ذخایر آبزیان و تغییرات اقلیمی. اما در میان همه این نشانه‌ها، گاهی یک لاشه بر شن‌های ساحل می‌تواند بیش از ده‌ها گزارش و آمار، زنگ خطر وضعیت این پهنه آبی را به صدا درآورد؛ لاشه فوک خزری، تنها پستاندار دریای خزر و یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سلامت این اکوسیستم.

به گزارش تسنیم، در سال‌های اخیر مشاهده لاشه فوک‌های خزری در سواحل جنوبی دریای خزر به موضوعی نگران‌کننده تبدیل شده است؛ حیواناتی که زمانی بخشی از سیمای طبیعی خزر بودند و امروز هر بار به ساحل رسیدن یک لاشه، پرسش‌های تازه‌ای درباره وضعیت زیستگاه، منابع غذایی، آلودگی‌ها و عوامل مؤثر بر سلامت این گونه در معرض خطر انقراض ایجاد می‌کند.

مازندران نیز از جمله مناطقی است که طی سال‌های اخیر مواردی از تلفات فوک خزری در سواحل آن ثبت شده است. بر اساس آخرین آمار اعلام‌شده از سوی معاون محیط زیست طبیعی مازندران، تعداد لاشه‌های ثبت‌شده در سواحل استان به 18 قلاده رسیده است؛ آماری که اگرچه در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کمتر است، اما هنوز نمی‌توان از کاهش قطعی روند تلفات سخن گفت، چراکه دوره پایش سالانه به پایان نرسیده و تا پایان شهریورماه زمان باقی است.

پرسش مهم‌تر از تعداد لاشه‌ها، علت مرگ این حیوانات است. آیا یک بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟ آیا آلودگی‌های دریایی و ورود پساب‌ها و فاضلاب‌ها به خزر در این تلفات نقش دارند؟ آیا تغییرات اقلیمی و کاهش منابع غذایی، وضعیت این گونه را شکننده‌تر کرده است؟ یا بخشی از لاشه‌هایی که در سواحل مازندران پیدا می‌شوند، اساساً در آب‌های ایران تلف نشده‌اند و جریان‌های دریایی آنها را از مناطق دیگر خزر به ساحل آورده است؟

پاسخ هیچ‌کدام از این پرسش‌ها هنوز قطعی نیست و بررسی‌های انجام‌شده تاکنون نتوانسته یک عامل مشخص را به‌عنوان علت قطعی تلفات معرفی کند. فرضیه بیماری ویروسی مطرح است، اما هنوز تأیید نهایی برای نسبت دادن همه تلفات به یک عامل ویروسی مشخص وجود ندارد. از سوی دیگر، آلودگی‌های محیطی نیز به‌عنوان یکی از احتمالات قابل بررسی مطرح هستند؛ احتمالی که حتی اگر هنوز اثبات نشده باشد، به دلیل حساسیت وضعیت دریای خزر نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

نکته مهم دیگر این است که محل پیدا شدن لاشه الزاماً محل تلف شدن فوک نیست. دریای خزر یک پهنه آبی مشترک میان پنج کشور است و جریان‌های دریایی، باد و امواج می‌توانند لاشه را کیلومترها جابه‌جا کنند. به همین دلیل، مشاهده تعداد بیشتری از لاشه‌ها در سواحل بابلسر و جویبار لزوماً به معنای وجود آلودگی یا کانون تلفات در این مناطق نیست. ممکن است حیوان در نقطه‌ای دیگر تلف شده باشد و در نهایت به دلیل شرایط جریان آب و باد در سواحل این شهرستان‌ها به ساحل رسیده باشد.

فوک خزری به دلیل قرار گرفتن در رأس هرم غذایی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. گونه‌های بالای زنجیره غذایی معمولاً نسبت به تغییرات محیطی و تجمع برخی آلاینده‌ها حساس‌ترند و از این منظر، وضعیت آنها می‌تواند اطلاعات مهمی درباره سلامت اکوسیستم ارائه کند. به همین دلیل، تلفات این گونه باید نه فقط از منظر حیات‌وحش، بلکه به‌عنوان یک شاخص محیط‌زیستی درباره وضعیت دریای خزر مورد توجه قرار گیرد.

 در پی گزارش‌هایی از تلفات فوک خزری در سواحل جنوبی دریای خزر، دکتر اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی مازندران، در این گفت‌وگوی تفصیلی به تشریح وضعیت این گونه ارزشمند، علل احتمالی تلفات، آمارها و اقدامات پیشگیرانه پرداخت.

اکنون سؤال اصلی این نیست که چرا یک یا چند فوک در ساحل پیدا شده‌اند؛ سؤال بزرگ‌تر این است که دریای خزر چه پیامی از مرگ این پستانداران برای ما دارد؟

هنوز برای نسبت دادن تلفات به یک عامل مشخص زود است، اما همین ابهام باید به جای ایجاد آرامش، انگیزه‌ای برای بررسی دقیق‌تر باشد. زیرا در محیط زیست، همیشه لازم نیست فاجعه به مرحله آشکار برسد تا زنگ خطر را بشنویم؛ گاهی یک لاشه بر ساحل، همان هشدار زودهنگامی است که اگر جدی گرفته نشود، ممکن است بعدها با بحرانی بسیار بزرگ‌تر روبه‌رو شویم.

اکنون چشم‌ها به نتایج بررسی‌های تخصصی و همکاری کشورهای حاشیه خزر دوخته شده است تا مشخص شود این پستاندار در معرض خطر، قربانی چه چیزی شده است؛ بیماری، آلودگی، تغییرات اکولوژیک، فشارهای انسانی یا ترکیبی از همه این عوامل؟ پاسخ به این پرسش، فقط برای نجات فوک خزری اهمیت ندارد؛ برای فهمیدن حال امروز دریای خزر نیز حیاتی است.

 در پی افزایش گزارش‌هایی از تلفات 25 فوک خزری در سواحل ‌دریای خزر، دکتر اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی مازندران، در ‌گفت‌وگوی تفصیلی به تشریح علل تلفات فوک خزری ‌پرداخت که از نظر خوانندگان تسنیم می‌گذرد:

مهم‌ترین دلایل تلفات فوک خزری در سال‌های اخیر چیست؟ آیا عامل ویروسی تأیید شده است؟

اسماعیلی: در خصوص تلفات فوک خزری باید تأکید کرد که تاکنون نمی‌توان یک عامل مشخص را به‌عنوان علت قطعی مرگ این گونه اعلام کرد. موضوع پیچیده‌تر از آن است که بتوان صرفاً بر اساس مشاهده لاشه‌ها یا علائم ظاهری، علت تلفات را تعیین کرد و برای رسیدن به یک نتیجه علمی باید مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد.

یکی از فرضیه‌هایی که طی سال‌های اخیر مطرح شده، بیماری‌های ویروسی است. برخی بررسی‌ها و مطالعات، احتمال نقش عوامل ویروسی را مورد توجه قرار داده‌اند، اما تاکنون شواهدی که بتواند با قطعیت یک عامل ویروسی مشخص را به‌عنوان علت اصلی تلفات فوک خزری تأیید کند، به دست نیامده است. بنابراین در شرایط فعلی نمی‌توان با اطمینان گفت که تلفات مشاهده‌شده ناشی از یک بیماری ویروسی خاص بوده است.

در کنار بیماری‌های ویروسی، آلودگی‌های محیطی و دریایی نیز یکی از موضوعات مهم در بررسی علت تلفات است. دریای خزر یک پهنه آبی بسته است و ورود آلاینده‌ها می‌تواند در شرایط مختلف بر اکوسیستم و گونه‌های جانوری آن اثرگذار باشد. به همین دلیل، بررسی وضعیت آلودگی آب، رسوبات و حتی بافت لاشه حیوانات تلف‌شده باید در کنار مطالعات بیماری‌شناسی دنبال شود.

البته یک نکته مهم در مورد لاشه‌هایی که در سواحل مازندران مشاهده می‌شوند وجود دارد و آن این است که محل پیدا شدن لاشه الزاماً به معنای محل وقوع تلفات نیست. دریای خزر یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته است و جریان‌های دریایی می‌توانند لاشه حیوانات را از نقاط دیگر به سواحل منتقل کنند.

در سال جاری نیز در بخش‌هایی از سواحل کشورهای شمالی دریای خزر، از جمله قزاقستان، تلفات فوک خزری گزارش شده است. برای نمونه، حدود 100 قلاده فوک تلف‌شده در این کشور گزارش شد. بنابراین این احتمال وجود دارد که بخشی از لاشه‌هایی که در سواحل جنوبی دریای خزر مشاهده می‌کنیم، منشأ غیرایرانی داشته باشند و در اثر جریان آب به سواحل ایران منتقل شده باشند.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً بر اساس تعداد لاشه‌های مشاهده‌شده در سواحل مازندران نتیجه گرفت که همه این تلفات در آب‌های ایران اتفاق افتاده است. برای تعیین منشأ تلفات، باید اطلاعات کشورهای حاشیه خزر، زمان و مکان مشاهده لاشه‌ها، شرایط جریان‌های دریایی و نتایج آزمایش‌های تخصصی در کنار یکدیگر بررسی شود.

موضوع دیگری که اهمیت دارد، وضعیت زیست‌بوم دریای خزر و فشارهای متعدد واردشده بر این اکوسیستم است. کاهش کیفیت زیستگاه، آلودگی، تغییرات اقلیمی، نوسانات سطح آب، کاهش منابع غذایی و سایر فشارهای محیطی می‌توانند وضعیت گونه‌هایی مانند فوک خزری را تحت تأثیر قرار دهند و به همین دلیل بررسی تلفات نباید صرفاً به دنبال یافتن یک عامل منفرد باشد.

در واقع، وقتی با یک گونه در معرض خطر مانند فوک خزری مواجه هستیم، باید نگاه ما از «علت مرگ یک لاشه» فراتر برود و سلامت کل اکوسیستم خزر را مورد بررسی قرار دهیم. ممکن است یک عامل به‌تنهایی باعث مرگ حیوان نشده باشد و مجموعه‌ای از عوامل محیطی، بیماری‌ها، آلودگی‌ها و تغییرات اکولوژیک در کنار یکدیگر نقش داشته باشند.

بنابراین در حال حاضر، هیچ‌کدام از فرضیه‌ها را نمی‌توان به‌عنوان علت قطعی تلفات اعلام کرد. نه می‌توان بیماری ویروسی را به‌طور قطعی عامل اصلی دانست و نه می‌توان نقش آلودگی‌های محیطی یا سایر عوامل را بدون تکمیل مطالعات رد کرد.

آنچه ضرورت دارد، ادامه نمونه‌برداری از لاشه‌ها، انجام آزمایش‌های تخصصی، بررسی بیماری‌های احتمالی، پایش آلودگی‌های دریای خزر و همچنین تبادل اطلاعات میان کشورهای حاشیه این دریاست. اگر قرار باشد درباره علت اصلی تلفات فوک خزری به یک نتیجه قابل اتکا برسیم، نیازمند یک مطالعه منطقه‌ای و مشترک در کل پهنه خزر هستیم، نه بررسی‌های جداگانه و محدود به سواحل یک کشور.

باید توجه داشت که فوک خزری گونه‌ای شاخص برای سلامت دریای خزر محسوب می‌شود و افزایش تلفات آن را نباید صرفاً یک اتفاق مربوط به حیات‌وحش تلقی کرد. هر نشانه غیرعادی در جمعیت این گونه می‌تواند هشداری درباره وضعیت اکوسیستم خزر باشد و از این منظر، تداوم پایش و مشخص شدن علت واقعی تلفات اهمیت بسیار زیادی دارد.

آیا عوامل انسانی در این تلفات دخالت دارند؟

اسماعیلی: در بررسی عوامل انسانی مؤثر بر تلفات فوک خزری باید میان شرایط گذشته و وضعیت فعلی تفاوت قائل شویم. یکی از مهم‌ترین مواردی که در گذشته وجود داشت، تعارض میان فوک خزری و فعالیت صیادی بود. فوک‌ها در مواردی هنگام جست‌وجوی غذا وارد تورهای ماهیگیری می‌شدند و گرفتار شدن آن‌ها در تور می‌توانست به تلف شدن حیوان منجر شود.

در سال‌های گذشته، در برخی موارد صیادان نیز به دلیل ناآگاهی از اهمیت حفاظتی این گونه و ارزش اکولوژیک آن، با فوک‌هایی که در تور گرفتار می‌شدند برخورد مناسبی نداشتند و حتی اقدام به کشتن آن‌ها می‌کردند. این مسئله یکی از چالش‌های جدی حفاظت از فوک خزری بود، اما خوشبختانه با اجرای برنامه‌های آموزشی و افزایش آگاهی جوامع صیادی، این نوع تعارض در کشور ما تا حد زیادی کاهش پیدا کرده است.

امروز تلاش شده است صیادان نسبت به اهمیت فوک خزری، وضعیت جمعیتی این گونه و نقش آن در اکوسیستم دریای خزر آگاهی بیشتری داشته باشند. به همین دلیل، مواردی که در گذشته به‌دلیل ناآگاهی اتفاق می‌افتاد، اکنون بسیار کمتر شده و می‌توان گفت تعارض مستقیم میان صیاد و فوک در سواحل ایران تقریباً کنترل شده است.

البته این به معنای آن نیست که عوامل انسانی را به‌طور کامل از فهرست احتمالات حذف کنیم. دریای خزر یک اکوسیستم مشترک میان پنج کشور است و فعالیت‌های انسانی در هر بخش از این پهنه آبی می‌تواند بر سایر مناطق نیز اثر بگذارد. آلودگی‌های ناشی از فعالیت‌های صنعتی، کشاورزی و شهری، تغییر شرایط زیستگاهی، فشار بر ذخایر آبزیان و تغییر در منابع غذایی فوک خزری، از جمله موضوعاتی است که باید در مطالعات جامع مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر، درباره وضعیت تعارض میان فوک و صیادان در کشورهای دیگر حاشیه دریای خزر، اطلاعات کامل و یکپارچه‌ای در اختیار ما نیست. ممکن است در برخی مناطق شمالی خزر شرایط متفاوتی وجود داشته باشد و تا زمانی که اطلاعات دقیق از همه کشورهای منطقه در اختیار نباشد، نمی‌توان درباره نقش عوامل انسانی در کل پهنه خزر قضاوت کاملی داشت.

فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر و یکی از گونه‌های شاخص این اکوسیستم است. بنابراین حفاظت از آن نمی‌تواند صرفاً در محدوده جغرافیایی یک کشور دنبال شود. اگر در ایران برنامه آموزشی برای صیادان اجرا شود، اما در کشور دیگری آلودگی یا صید نامناسب یا تخریب زیستگاه ادامه داشته باشد، در نهایت جمعیت این گونه همچنان تحت فشار قرار خواهد گرفت.

به همین دلیل، همکاری پنج کشور حاشیه دریای خزر یک ضرورت است، نه یک انتخاب. لازم است اطلاعات مربوط به تلفات، نتایج آزمایش‌های بیماری‌شناسی، وضعیت آلودگی آب و رسوبات، تغییرات جمعیتی، مسیرهای مهاجرت و جابه‌جایی فوک‌ها و همچنین تعامل این گونه با فعالیت‌های صیادی میان کشورهای منطقه تبادل شود.

ما نمی‌توانیم تلفات فوک خزری را صرفاً در چارچوب مرزهای سیاسی کشورها بررسی کنیم. فوک در دریا حرکت می‌کند و جریان‌های دریایی نیز مرز سیاسی نمی‌شناسند. بنابراین اگر هدف، حفاظت واقعی از این گونه باشد، باید یک نظام پایش و همکاری منطقه‌ای مشترک شکل بگیرد تا مشخص شود تلفات در کجا رخ داده، چه عواملی در آن نقش داشته و لاشه‌ها چگونه میان مناطق مختلف جابه‌جا شده‌اند.

در این زمینه، سازمان حفاظت محیط زیست نیز موضوع را در سطح منطقه‌ای دنبال کرده است و خانم انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در نشست‌های مرتبط با کشورهای حاشیه خزر نسبت به وضعیت فوک خزری و ضرورت توجه جدی به این گونه هشدار داده‌اند. مطرح شدن این موضوع در نشست‌های منطقه‌ای می‌تواند زمینه‌ای برای افزایش همکاری‌ها و شکل‌گیری برنامه مشترک حفاظتی باشد.

از نگاه ما، موضوع فوک خزری فقط حفاظت از یک گونه جانوری نیست؛ این حیوان می‌تواند به‌عنوان یک شاخص زیستی، تصویری از وضعیت سلامت دریای خزر ارائه دهد. اگر تلفات این گونه افزایش پیدا کند، باید این مسئله را جدی گرفت و بررسی کرد که آیا تغییرات محیطی، کاهش منابع غذایی، آلودگی، بیماری یا مجموعه‌ای از عوامل در حال وارد کردن فشار بر اکوسیستم خزر هستند یا خیر.

بنابراین باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ در داخل کشور، آموزش و همراهی صیادان، پایش مستمر سواحل و بررسی دقیق لاشه‌ها ادامه پیدا کند و در سطح منطقه‌ای نیز پنج کشور حاشیه خزر برای حفاظت از تنها پستاندار این دریا به یک برنامه مشترک و قابل اجرا برسند.

واقعیت این است که اگر قرار باشد فقط در سواحل ایران اقدام کنیم، دامنه اثرگذاری ما محدود خواهد بود. فوک خزری متعلق به کل اکوسیستم خزر است و حفاظت از آن نیز نیازمند مسئولیت‌پذیری مشترک همه کشورهای این پهنه آبی است.

آمار دقیق تلفات در سواحل مازندران تاکنون چقدر است و نسبت به سال گذشته چه تغییری داشته است؟

اسماعیلی: بر اساس آخرین گزارش‌های ثبت‌شده، تا پیش از این 17 قلاده فوک خزری تلف‌شده در سواحل مازندران شناسایی و گزارش شده بود، اما روز گذشته نیز یک لاشه جدید در محدوده محمودآباد کشف شد و با احتساب این مورد، مجموع تلفات ثبت‌شده در سواحل استان تاکنون به 18 قلاده رسیده است.

اگر بخواهیم این آمار را با مدت مشابه سال گذشته مقایسه کنیم، باید به بازه زمانی مشخصی توجه داشته باشیم. تا 19 خرداد سال گذشته، حدود 36 قلاده فوک خزری تلف‌شده در حاشیه جنوبی دریای خزر گزارش شده بود؛ بنابراین در مقایسه با این بازه زمانی، تعداد تلفات ثبت‌شده در سال جاری تاکنون کاهش داشته است.

با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس همین ارقام نتیجه گرفت که روند تلفات فوک خزری به‌طور قطعی کاهش یافته است. دلیل آن این است که چرخه بررسی و ثبت تلفات هنوز کامل نشده و تا پایان شهریورماه که می‌توان یک دوره کامل‌تر را مورد ارزیابی قرار داد، زمان باقی مانده است.

از طرف دیگر، باید توجه داشت که تعداد لاشه‌های کشف‌شده در سواحل مازندران الزاماً معادل تعداد فوک‌هایی نیست که در آب‌های جنوبی خزر تلف شده‌اند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، جریان‌های دریایی می‌توانند لاشه‌ها را از مناطق مختلف به سواحل کشورهای دیگر منتقل کنند؛ بنابراین برای تحلیل دقیق‌تر روند تلفات، علاوه بر آمار استانی، باید داده‌های سایر کشورهای حاشیه خزر نیز در کنار یکدیگر قرار گیرد.

بنابراین در شرایط فعلی، آمار 18 قلاده برای سواحل مازندران ثبت شده و نسبت به 36 قلاده در مدت مشابه سال گذشته کمتر است، اما هنوز برای اعلام یک روند قطعی درباره کاهش یا افزایش تلفات زود است.

آنچه اهمیت دارد این است که پایش سواحل ادامه داشته باشد و هر لاشه‌ای که مشاهده می‌شود، از نظر محل کشف، وضعیت ظاهری، زمان مرگ احتمالی و نتایج آزمایش‌های تخصصی ثبت و بررسی شود. در نهایت، زمانی می‌توان درباره وضعیت واقعی جمعیت فوک خزری و روند تلفات آن قضاوت کرد که آمار یک دوره کامل و اطلاعات کشورهای مختلف حاشیه دریای خزر در اختیار باشد.

در واقع، عدد 18 قلاده اگرچه در نگاه نخست نسبت به سال گذشته امیدوارکننده‌تر به نظر می‌رسد، اما هنوز یک عدد نهایی نیست و تا پایان دوره پایش باید منتظر ماند تا مشخص شود این کاهش مقطعی است یا نشانه‌ای از بهبود واقعی وضعیت فوک خزری در سواحل جنوبی خزر.

بیشترین تلفات در سواحل بابلسر و جویبار اتفاق افتاده است. آیا دلیل خاصی دارد؟

 اسماعیلی: اینکه تعداد بیشتری از لاشه‌های فوک خزری در سواحل بابلسر و جویبار مشاهده شده، لزوماً به این معنا نیست که منشأ تلفات در همین مناطق بوده یا آلودگی خاصی در این دو شهرستان وجود دارد. باید میان محل تلف شدن حیوان و محل به‌ساحل‌نشستن لاشه تفاوت قائل شویم.

لاشه فوک‌ها پس از مرگ ممکن است تحت تأثیر شرایط دریایی جابه‌جا شوند و در نقطه‌ای کاملاً متفاوت از محل تلف شدن، به ساحل برسند. عواملی مانند جهت و شدت باد، ارتفاع موج، جریان‌های سطحی و دریایی و شرایط جغرافیایی ساحل می‌توانند تعیین کنند که یک لاشه در کدام نقطه از ساحل مشاهده شود.

بنابراین نمی‌توان صرفاً با توجه به اینکه تعداد بیشتری از لاشه‌ها در بابلسر یا جویبار پیدا شده است، این مناطق را به‌عنوان کانون تلفات یا آلودگی معرفی کرد. ممکن است لاشه‌ای در بخش دیگری از دریای خزر تلف شده باشد، اما در اثر جریان آب و شرایط جوی، در سواحل این دو شهرستان به ساحل برسد.

البته این موضوع به معنای بی‌اهمیت بودن پایش این مناطق نیست. اتفاقاً زمانی که تجمع بیشتری از لاشه‌ها در یک محدوده مشاهده می‌شود، لازم است بررسی‌های محیط‌زیستی و پایش دقیق‌تر در آن منطقه انجام شود تا مشخص شود آیا این مسئله صرفاً ناشی از الگوی جریان‌های دریایی است یا عوامل دیگری نیز در آن دخالت دارند.

در حال حاضر، شواهدی که بتواند تلفات بیشتر در بابلسر و جویبار را مستقیماً به آلودگی یا ویژگی خاص این دو شهرستان مرتبط کند، در اختیار نداریم. بنابراین باید از نتیجه‌گیری شتاب‌زده پرهیز کرد و محل کشف لاشه را با محل واقعی مرگ حیوان یکی ندانست.

از سوی دیگر، همین مسئله اهمیت همکاری منطقه‌ای کشورهای حاشیه دریای خزر را نشان می‌دهد؛ چراکه برای شناسایی منشأ واقعی تلفات، تنها بررسی ساحل ایران کافی نیست و باید اطلاعات مربوط به تلفات در سایر نقاط خزر، مسیر جریان‌های دریایی و شرایط اکولوژیک این پهنه آبی نیز در کنار یکدیگر بررسی شود.

در مجموع، بابلسر و جویبار را نمی‌توان صرفاً به دلیل تعداد بیشتر لاشه‌های کشف‌شده، کانون تلفات فوک خزری دانست. آنچه در ساحل دیده می‌شود، الزاماً داستان کامل آنچه در دریا اتفاق افتاده نیست و برای رسیدن به پاسخ دقیق، باید مسیر حرکت لاشه‌ها و شرایط دریایی نیز مورد توجه قرار گیرد.

محیط زیست چه اقدامات پیشگیرانه‌ای در این رابطه انجام داده است؟

 اسماعیلی: در سال‌های اخیر تلاش کرده‌ایم حفاظت از فوک خزری را از یک اقدام واکنشی و موردی خارج کنیم و به سمت برنامه‌ریزی منسجم و اقدامات پیشگیرانه حرکت کنیم. در همین راستا، «برنامه ملی اقدام حفاظت از فوک خزری» تدوین شده است که یکی از محورهای اصلی آن، آموزش و افزایش آگاهی گروه‌های مختلفی است که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با این گونه در ارتباط هستند.

در این برنامه، آموزش تنها محدود به نیروهای محیط زیست نیست، بلکه دستگاه‌های اجرایی، جوامع محلی، صیادان و مردم ساکن مناطق ساحلی نیز به‌عنوان گروه‌های هدف مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ چراکه حفاظت از گونه‌ای مانند فوک خزری بدون مشارکت افرادی که در زیستگاه آن حضور دارند، عملاً امکان‌پذیر نیست.

یکی از مهم‌ترین درخواست‌های ما از مردم این است که اگر در سواحل با فوک زنده، بیمار، زخمی یا لاشه فوک مواجه شدند، از نزدیک شدن و دستکاری آن خودداری کنند و موضوع را در سریع‌ترین زمان ممکن به دستگاه‌های مسئول اطلاع دهند.

این اطلاع‌رسانی سریع اهمیت زیادی دارد؛ چراکه در مورد فوک زنده یا زخمی، زمان می‌تواند تعیین‌کننده باشد و ممکن است با مداخله به‌موقع دامپزشکی و نیروهای تخصصی، بتوان جان حیوان را نجات داد. از سوی دیگر، اگر لاشه‌ای پیدا شود، نمونه‌برداری و بررسی تخصصی باید در کوتاه‌ترین زمان انجام شود تا اطلاعات ارزشمندی درباره علت مرگ به دست آید.

بنابراین هر لاشه فوک برای ما فقط یک مورد ثبت‌شده در آمار نیست؛ یک نمونه علمی و یک فرصت برای کشف علت تلفات است. هرچه اطلاعات مربوط به محل، زمان، شرایط لاشه و نتایج آزمایشگاهی دقیق‌تر ثبت شود، امکان شناسایی الگوی تلفات و عوامل مؤثر بر آن نیز افزایش پیدا می‌کند.

در حوزه صیادی نیز اقدامات آموزشی دنبال شده است. با توجه به اینکه یکی از تعارض‌های تاریخی میان انسان و فوک خزری مربوط به گرفتار شدن این حیوان در تورهای صیادی بوده، آموزش صیادان اهمیت ویژه‌ای دارد. در همین زمینه، دوره‌های آموزشی توسط مرکز ملی نجات فوک خزری و با همکاری دکتر صیاد شیرازی برگزار شده است تا صیادان با اهمیت حفاظتی این گونه، نحوه برخورد با فوک‌های گرفتار در تور و ضرورت اطلاع‌رسانی به‌موقع آشنا شوند.

تلاش ما این است که صیادان به جای آنکه فوک را یک مزاحم برای فعالیت خود ببینند، آن را به‌عنوان بخشی از اکوسیستم دریای خزر بشناسند. خوشبختانه با افزایش آگاهی و آموزش‌های انجام‌شده، تعارض مستقیم میان صیادان و فوک در کشور ما نسبت به گذشته بسیار کاهش پیدا کرده است.

در کنار آموزش‌های میدانی، کتابچه‌های آموزشی نیز با همکاری دانشگاه تربیت مدرس طراحی و توزیع شده است تا اطلاعات مورد نیاز درباره زیست‌شناسی، اهمیت حفاظتی، نحوه مواجهه با فوک‌های زنده و تلف‌شده و ضرورت گزارش موارد مشاهده‌شده در اختیار جامعه هدف قرار گیرد.

البته حفاظت از فوک خزری تنها با اقدامات محیط زیست محقق نمی‌شود. این گونه در پهنه‌ای زندگی می‌کند که فعالیت‌های متعددی در آن جریان دارد و به همین دلیل همکاری دستگاه‌های مختلف، جوامع محلی، صیادان، دانشگاه‌ها و مراکز تخصصی ضروری است.

در این میان، رسانه‌ها نیز نقش بسیار مهمی دارند. از رسانه‌ها درخواست می‌کنیم در زمینه آگاهی‌بخشی عمومی درباره فوک خزری و اهمیت حفاظت از این گونه همکاری کنند. گاهی یک اطلاع‌رسانی صحیح می‌تواند مانع از رفتار اشتباه یک فرد با یک فوک زخمی یا لاشه شود و حتی به نجات یک حیوان کمک کند.

رسانه می‌تواند به مردم آموزش دهد که اگر با فوک مواجه شدند چه کاری انجام دهند و چه کاری انجام ندهند؛ می‌تواند اهمیت این گونه را برای افکار عمومی توضیح دهد و همچنین مطالبه‌گری درباره سلامت دریای خزر و ضرورت کنترل آلودگی‌ها را افزایش دهد.

در نهایت، حفاظت از فوک خزری یک مسئولیت جمعی است. محیط زیست وظیفه پایش و حفاظت را بر عهده دارد، دامپزشکی باید در تشخیص و نمونه‌برداری تخصصی همکاری کند، دانشگاه‌ها می‌توانند در مطالعات علمی نقش‌آفرین باشند، صیادان باید آموزش ببینند، دستگاه‌های اجرایی باید ملاحظات زیست‌محیطی را رعایت کنند و مردم نیز چشم و گوش دستگاه‌های مسئول در سواحل باشند.

اگر این زنجیره همکاری شکل بگیرد، حتی مشاهده یک فوک زخمی یا یک لاشه می‌تواند به جای آنکه صرفاً یک خبر تلخ باشد، به یک داده ارزشمند برای شناخت وضعیت این گونه و پیشگیری از تلفات بعدی تبدیل شود.

توصیه پایانی شما به مردم چیست؟

اسماعیلی:مهم‌ترین توصیه ما به مردم این است که فوک خزری را یک موجود مهاجم یا مزاحم تلقی نکنند. این گونه بخشی از چرخه طبیعی و اکوسیستم دریای خزر است و اتفاقاً به دلیل جایگاه آن در رأس هرم غذایی، وضعیت جمعیت و سلامت فوک‌ها می‌تواند تصویری از شرایط کلی اکوسیستم خزر ارائه دهد.

فوک خزری امروز در شرایطی قرار دارد که باید با حساسیت بیشتری از آن حفاظت کرد. هرگونه افزایش غیرطبیعی در تلفات این گونه باید به‌عنوان یک هشدار محیط‌زیستی جدی تلقی شود و نباید صرفاً به‌عنوان مرگ تعدادی از جانوران در سواحل از کنار آن عبور کرد.

از مردم می‌خواهیم اگر با فوک زخمی، بیمار یا لاشه این گونه مواجه شدند، از نزدیک شدن، جابه‌جایی یا هرگونه برخورد مستقیم با حیوان خودداری کنند و موضوع را به دستگاه‌های مسئول اطلاع دهند تا بررسی‌های لازم توسط نیروهای تخصصی انجام شود. رفتار نادرست با حیوان می‌تواند هم برای خود فرد خطر داشته باشد و هم روند بررسی کارشناسی را مختل کند.

در کنار مردم، یک مطالبه جدی نیز از واحدهای مسکونی، صنعتی و مجموعه‌های مستقر در حاشیه رودخانه‌های منتهی به دریای خزر داریم. حتی اگر تنها یک درصد احتمال بدهیم که آلودگی‌ها می‌توانند در تلفات فوک خزری یا تضعیف وضعیت این گونه نقش داشته باشند، همین احتمال برای رعایت دقیق‌تر ملاحظات زیست‌محیطی کافی است.

رودخانه‌ها نباید به محلی برای انتقال فاضلاب و آلاینده‌ها به دریا تبدیل شوند. هرگونه تخلیه فاضلاب، پساب صنعتی، پسماند یا مواد آلاینده در مسیر رودخانه‌ها در نهایت می‌تواند به اکوسیستم خزر منتقل شود و آثار آن تنها متوجه یک گونه جانوری نخواهد بود؛ بلکه سلامت کل زنجیره غذایی و در نهایت زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین از دستگاه‌های مسئول نیز انتظار داریم نظارت بر کیفیت پساب واحدهای صنعتی، وضعیت فاضلاب شهری و روستایی و آلودگی رودخانه‌های منتهی به خزر را با جدیت بیشتری دنبال کنند. حفاظت از فوک خزری تنها با جمع‌آوری لاشه‌ها یا بررسی علت مرگ آنها محقق نمی‌شود؛ باید از تولید و ورود عوامل تهدیدکننده به زیستگاه این گونه نیز جلوگیری کرد.

فوک خزری بخشی از میراث طبیعی مشترک ماست و حفاظت از آن صرفاً وظیفه محیط زیست نیست. مردم، صیادان، صنایع، شهرداری‌ها، دستگاه‌های اجرایی و نهادهای نظارتی همگی در این زمینه مسئولیت دارند.

اگر امروز نسبت به یک لاشه بی‌تفاوت باشیم، ممکن است فردا با یک بحران بزرگ‌تر در اکوسیستم خزر مواجه شویم. حفظ فوک خزری در واقع حفاظت از سلامت دریای خزر است و حفظ خزر نیز بدون همراهی همه امکان‌پذیر نیست.

ارسال به تلگرام