رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی، از خروج بیش از ۴۰ هزار پزشک عمومی از چرخه طبابت، تمایل بالای دستیاران به مهاجرت، نابرابری در توزیع پزشکان و خالی ماندن صندلی برخی رشتههای تخصصی میگوید و معتقد است که ادامه تربیت بیضابطه پزشک، در سالهای آینده نتیجهای جز بیکاری و مهاجرت بیشتر جامعه پزشکی نخواهد داشت و در عین حال نیز اگر سهم سلامت از GDP، نظام تعرفهگذاری و سازوکارهای نظارتی اصلاح نشود، بحران امروز میتواند در چند سال آینده به مراتب پیچیدهتر شود.
به گزارش ایسنا، او همچنین تصویری متفاوت از زندگی جامعه پزشکی ارایه میدهد؛ پزشکانی که به گفته او برخلاف تصور رایج، اکثریت آن نه مرفه و برخوردار، بلکه درگیر مسائل معیشتی و تاخیر در پرداخت مطالبات و گذران زندگی هستند؛ پزشکانی که روز مُزدند، بیمه ندارند، اسنپ کار میکنند و افقی روشن از آینده ندارند.
لاریپور تأکید میکند که پزشکان مناطق محروم برای ماندگاری به مشوقهای واقعی نیاز دارند و نمیتوان با اجبار، نیروی انسانی را در مناطقی نگه داشت که امکانات زندگی برای خود و خانوادهشان فراهم نیست.
او هشدار میدهد که ادامه وضعیت فعلی میتواند روزی به نقطهای برسد که جامعه پزشکی دیگر توان ادامه این مسیر را نداشته باشد؛ مسیری که به گفته او، بخش بزرگی از عمر پزشکان در آن صرف شده و البته هیچچیز نیز گرانبهاتر از «وقت» نیست...
همزمان با روز پزشک، دکتر رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی با حضور در استودیو خبر ایسنا و با تبریک فرارسیدن زادروز حکیم ابوعلی سینا و روز پزشک، با بیان اینکه بیش از ۴۵۰ هزار نفر عضو جامعه پزشکی کشور هستند، گفت: ابتدا باید این نکته را اصلاح کنم که وقتی از «جامعه پزشکی» صحبت میکنیم، منظور فقط پزشکان نیستند. پزشک، دندانپزشک، پیراپزشک و همه کسانی که در حوزه بهداشت و درمان فعالیت میکنند، اعم از فیزیوتراپیست، بیناییسنج، شنواییسنج، ماما و سایر حرفههایی که مجموعه کادر بهداشت و درمان را تشکیل میدهند، عضو سازمان نظام پزشکی هستند؛ به جز همکاران پرستار که در سازمان دیگری به نام سازمان نظام پرستاری انسجام خاص خود را دارند.
وی افزود: از این ۴۵۰ هزار نفر، بیش از ۱۰۰ هزار نفر پزشک عمومی داریم که برای آنها شماره نظام پزشکی صادر شده و باید در کشور مشغول فعالیت باشند. بیش از ۴۰ هزار نفر پزشک متخصص و فوقتخصص نیز در کشور فعالیت میکنند. همچنین حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار دندانپزشک داریم که بخشی از آنها در حوزه دندانپزشکی عمومی و بخشی در حوزه دندانپزشکی تخصصی مشغول ارائه خدمت هستند.
وی با اشاره به مفهوم «چگالی نیروی انسانی حوزه سلامت» اظهار کرد: یک اصطلاحی به نام Health Care Worker Density یا چگالی حرفهمندان حوزه سلامت داریم. موضوع اصلی و مهم در حوزه سلامت این نیست که به ازای هر پزشک چه تعداد از مردم را میتوانیم درمان کنیم یا چند ۱۰ هزار نفر به یک پزشک دسترسی دارند؛ بلکه چگالی نظام سلامت اهمیت دارد.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی توضیح داد: ممکن است بیمارستانی ۶۰ تخت داشته باشد، اما اگر پرستار، بهیار، فیزیوتراپیست و بسیاری از نیروهای دیگر را نداشته باشد، باز هم با کمبود در نظام سلامت مواجه هستیم.
وی با اشاره به افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی در سالهای اخیر گفت: در حال حاضر، با افزایش ظرفیتی که اتفاق افتاده، اگر افرادی که طی چهار، پنج سال گذشته وارد این مسیر شدهاند، فارغالتحصیل شوند، بهطور متوسط به ازای هر ۱۰ هزار نفر، بیش از ۲۰ پزشک در کشور وجود خواهد داشت که تقریبا آمار بالایی است.
لاریپور افزود: پیش از این نیز آمار پزشکان کشور قابل قبول بود و شاید بتوان گفت یکی از معدود رشتههایی که تقریبا بیکاری در آن وجود نداشت، رشتههای حوزه سلامت و پزشکی بود. اما با روندی که در حال طی شدن است، به نظر میرسد اگر همینطور فلهای به تربیت پزشک بپردازیم، در سالهای آینده خارج از مهاجرت شغلی و جغرافیایی، با افزایش بیکاری در جامعه پزشکی مواجه خواهیم شد.
لاریپور با اشاره به آمار پزشکانی که در حال حاضر مشغول طبابت نیستند، اظهار کرد: براساس کسانی که پروانه مطب دریافت کردهاند، یعنی مجوز و گواهی انجام کار را دارند، عده بسیار زیادی در حال فعالیت هستند؛ اما بخشی از همکاران ما در بخش دولتی، بیمارستانهای دولتی، کلینیکها و درمانگاهها و همچنین دانشگاهها، چه به صورت هیئت علمی و چه در بخش درمان، فعالیت میکنند و بسیاری از آنها پروانه طبابت دریافت نکردهاند، در حالی که طبق قانون، همه کسانی که در حوزه پزشکی فعالیت میکنند باید پروانه طبابت داشته باشند.
وی ادامه داد: به نظر میرسد بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد از این جمعیت در حال حاضر مشغول فعالیت هستند. البته بخشی از افراد ممکن است در سه یا چهار حوزه فعالیت داشته باشند، به طوری که برخی در دو شهر یا چند بیمارستان و مرکز درمانی فعالیت میکنند.
لاریپور گفت: از طرف دیگر، بخشی از این افراد از طبابت جدا شده و وارد شغل دیگری شدهاند، اما همچنان پروانه طبابت فعال دارند. بخش دیگری نیز ممکن است با وجود اعتبار پروانه، مهاجرت کرده و خارج از کشور باشند. در مجموع، اگر بخواهیم حساب کنیم، تقریباً میتوان گفت ۷۰ تا ۸۰ درصد این آمار در داخل کشور مشغول فعالیت هستند و ۲۰ تا ۳۰ درصد نیز ممکن است در حوزههای دیگری فعالیت کنند یا خارج از کشور باشند.
وی تأکید کرد: این آمارها تقریبی است و آمار دقیق نیست، اما در حوزه پزشکان عمومی شاید بیش از ۴۰ هزار پزشک عمومی کشور همین الان از چرخه طبابت خارج باشند؛ در حالی که هر روز هم به تعداد پزشکان عمومی افزوده میشود.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی افزود: حتی اگر بخواهیم دقیقتر وارد آمار شویم، پزشکان عمومی که در حوزه کارهای زیبایی فعالیت میکنند و الزاما کار درمانی به معنای دیدن بیمار در اورژانس یا مطب انجام نمیدهند؛ اگر این عده را هم از حوزه درمان به معنای واقعی آن جدا کنیم، با آمار قابل توجهی مواجه میشویم.
وی گفت: این آسیب بزرگی است که فردی بیش از هفت سال انرژی خود را صرف تحصیل کرده و پزشک عمومی شده یا فردی که رتبه برتر کنکور بوده و وارد این مسیر شده، در نهایت از چرخه درمان خارج شود. در صورت ادامه روند فعلی، هرچه هم به تربیت بیشتر این افراد مبادرت کنیم، طبیعتا باز هم بخشی از آنها خارج خواهند شد و آنچه باقی میماند، هزینه و استهلاکی است که برای کشور و مردم ایجاد شده است.
در ادامه لاریپور در پاسخ به این سوال که با وجود تعداد بالای پزشکان، چرا برخی مناطق کشور همچنان با کمبود پزشک مواجه هستند؟ پاسخ داد: ما دو واژه داریم؛ یکی «کمبود» به معنای نبود یا فقدان و دیگری «عدم دسترسی». طبیعتا توزیع نامتوازن مشکل عمده ماست.
وی افزود: همین الان که با شما صحبت میکنم، بیش از ۵۰ درصد جامعه پزشکی کشور در شهر تهران مستقر است. اگر فرض کنیم ۲۰ میلیون نفر جامعه پزشکی داشته باشیم، ۱۰ میلیون نفر آن فقط در تهران هستند. در خود تهران هم دوباره در برخی مناطق تراکم بیشتری وجود دارد.
لاریپور با بیان اینکه قاعدتا پزشک نمیتواند در جایی که امکان فعالیت برایش وجود ندارد، ماندگار شود، گفت: توزیع نامتوازن در کشور بسیار جدی است و برای رفع آن، دولت وظیفه دارد عوامل تشویقی در نظر بگیرد.
وی ادامه داد: همین الان در دورافتادهترین و محرومترین نقاط کشور، جامعه پزشکی حضور دارد؛ حتی در جاهایی که ممکن است معلم حضور نداشته باشد. اما درباره ماندگاری باید پرسید آیا شما به عنوان یک فرد حاضر هستید بخش عمده عمر خود را در منطقهای محروم بگذرانید، بدون اینکه نگاه بلندمدتی نسبت به آینده یا افق روشنی در مقابل شما باشد؟
سخنگوی سازمان نظام پزشکی گفت: فردی که فارغالتحصیل میشود و در ۲۵، ۲۶ یا ۳۰ سالگی وارد بازار کار میشود، یا کسی که در سنین بالاتر تخصص گرفته، خانه، زندگی، همسر و فرزند میخواهد. فرزندش باید به مدرسه برود و بسیاری از این امکانات در مناطق محروم فراهم نیست. چرا باید عدهای در کشور به صورت اجباری در جایی حضور داشته باشند؟ اگر کسی مجبور است در جایی حضور داشته باشد، هزینهاش هم طبیعتاً باید توسط دولت تأمین شود.
لاریپور افزود: اگر دولت بتواند برای افرادی که در مناطق محروم فعالیت میکنند، مشوقهای لازم را در نظر بگیرد و این مشوقها آنقدر انگیزه فرد را بالا ببرد که ماندگاری افزایش پیدا کند، حتما این اتفاق رخ خواهد داد. امروز با اجبار و اصرار، افراد در مناطق محروم حضور دارند و طبیعتاً هم کیفیت خدمات درمانی و هم ماندگاری آنها زیر سؤال میرود.
وی درباره مشوقهای مورد نیاز گفت: سادهترین مشوق، مشوق مالی است. امروز بحث اقتصادی که با نابسامانی زیادی مواجه است، بسیار مهم است. گرداندن زندگی خود و خانواده کار دشواری است. طبیعتا فردی که تحصیلات عالیه دارد، انتظارش نسبت به فردی که بدون تحصیلات عالی درآمد کسب میکند باید متفاوت باشد. علاوه بر مسائل اقتصادی، میتوان امکاناتی برای تحصیل فرزندان، اسکان، بیمه، مالیات و مواردی از این دست در نظر گرفت.
وی با طرح این پرسش که چرا برای برخی گروهها امکانات ویژه در نظر گرفته میشود اما برای پزشک مناطق محروم نه، گفت: داشتن خودرو امروز برای کسی که به منطقهای محروم میرود اهمیت دارد. آیا پزشکی که به منطقه محروم میرود، نباید چنین امکانی داشته باشد؟ چقدر از همکاران من در جادههای نامناسب و با خودروهای نامناسب از بین رفتهاند؟ آیا هزینه از بین رفتن یک انسان باهوش و تحصیلکرده در این کشور دیده شده یا کسی این هزینه را میپردازد؟
سخنگوی سازمان نظام پزشکی افزود: سالهاست این موضوعات گفته میشود؛ نه چیز جدیدی است، نه مربوط به دوره یا دولت خاصی. از کمیسیون بهداشت و درمان مجلس تا جامعه پزشکی، وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی، همه درباره این موضوع صحبت کردهاند، اما فقط به صورت گفتاردرمانی مطرح شده و تاکنون نتیجهای حاصل نشده است.
لاریپور در پاسخ به این پرسش که چرا همچنان تصور عمومی درباره مرفه بودن جامعه پزشکی وجود دارد، گفت: اگر قرار باشد در جامعهای مثلاً ۱۰ یا ۲۰ حرفه جزو مشاغل مرفه باشند، پزشکی باید در این گروه قرار گیرد. این تصور به گذشته بازمیگردد. فردی که ۵۰ یا ۶۰ سال پیش طبیب شده بود، وقتی برای طرح خارج از مرکز میرفت، مبلغی از دولت دریافت میکرد که آنقدر زیاد بود که برخی اساتید ما تعریف میکنند پول را دور خودشان میچیدند و نمیدانستند با آن چه کار کنند.
لاریپور ادامه داد: آن فرد با مبلغ دریافتی میتوانست یک پیکان ۱۴ یا ۱۵ هزار تومانی بخرد و چند ماه بعد خانه بزرگتر و مرفهتری تهیه کند، زندگی تشکیل دهد و چهبسا در همان منطقه محرومی که خدمت میکرد ازدواج کند و بماند. اما امروز فردی که پزشک یا متخصص شده و عضو هیئت علمی شده، با چند ماه حقوق خود میتواند یکی از خودروهایی را که امروز ۱۰۰ میلیون تومان، فردا ۱۰ میلیارد تومان و بعد ۱۰۰ میلیارد تومان قیمت دارد، بخرد؟ چه کسانی در این کشور خودروهای ۱۰۰ میلیارد تومانی را ثبتنام میکنند و کمتر از دو ساعت ظرفیت آنها تکمیل میشود؟ چند درصد آنها جامعه پزشکی هستند؟ این آمار واقعا مایه تاسف است که یک طبیب نتواند یک منزل مسکونی ساده یا یک خودرو بخرد.
وی درباره وضعیت دستیاران پزشکی گفت: تا همین چند سال گذشته، در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، پزشکانی که وارد دوره دستیاری میشدند، حقوقشان حدود دو میلیون تومان بود و برای متأهلان چهار میلیون تومان. این عدد افزایش پیدا کرد و دو برابر شد و به هشت میلیون تومان رسید و امروز حدود ۳۰ میلیون تومان است.
لاریپور افزود: فردی در تهران، بوشهر، بندرعباس، تبریز یا سیستان و بلوچستان با همین حدود ۳۰ میلیون تومان باید زندگی کند. آیا واقعاً برایش مقدور است؟ نه خوابگاه مناسبی وجود دارد و نه اسکان و حمایت کافی. جالب این است که حدود ۸۰ درصد خدمات بیمارستانهای آموزشی کشور توسط همین دستیاران تأمین میشود. شما حساب کنید میلیونها خدمت در کشور توسط همین افراد انجام میشود اما این فرد باید با ۳۰ میلیون تومان زندگی کند و در کنار آن درس هم بخواند.
لاریپور با اشاره به نتایج یک تحقیق اظهار کرد: امروز تقریباً ۸۱ درصد افرادی که وارد دوره رزیدنتی میشوند، تمایل به مهاجرت دارند و نزدیک به ۷۹ تا ۸۰ درصد آنها گفتهاند اگر میدانستند شرایط اینگونه است، اصلاً وارد دوره تخصص نمیشدند و سراغ کار دیگری میرفتند.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی ادامه داد: وقتی یک فرد با تزریق ساده بوتاکس که شاید پنج دقیقه هم زمان نبرد و بیمار نیز برای زیبایی مراجعه کرده، میتواند درآمدی قابل توجه داشته باشد، طبیعی است که با پزشک جراحی که شش ساعت در اتاق عمل است و توده سرطانی را از شکم بیمار خارج میکند یا جراحی است که تومور مغزی را خارج میکند، باید تفاوت معناداری وجود داشته باشد.
وی گفت: امروز متاسفانه شرایط طوری است که پزشکی که باید با تمام دانش، تشخیص افتراقی، طبابت و تجربه بالینی خود تصمیم بگیرد، در کنار پزشکی قرار گرفته که کار سادهتری انجام میدهد و طبیعتاً زندگی راحتتری دارد. آدمیزاد هم تمایل دارد کار راحتتر را انتخاب کند؛ به عبارت دیگر، «کلفتی نان و نازکی کار» در انتخاب شغل مؤثر است.
لاریپور درباره مهمترین مشکلات دستیاران گفت: بزرگترین دغدغه دستیاران، دغدغه معیشتی است و این دغدغه کمی نیست. اگر امروز تورم را ۶۰ درصد در نظر بگیریم و سالانه همین میزان افزایش پیدا کند، دوره چهار ساله رزیدنتی تمام میشود و فرد با عقبماندگی بسیار زیادی مواجه خواهد شد. فرد ترجیح میدهد سراغ کاری برود که چهار سال بعد ۲۴۰ تا ۳۲۰ درصد از شرایط اقتصادی عقب نباشد.
وی دومین مشکل دستیاری را آموزش دانست و گفت: وقتی عضو هیئت علمی ما آن چیزی را که استحقاقش را دارد دریافت نمیکند، ترجیح میدهد از عضویت هیئت علمی که برای او اعتبار و جایگاه اجتماعی ایجاد میکند خارج شود و وارد بخش خصوصی یا حرفه دیگری شود. آموزش در دانشگاههای ما نیز دچار اشکال شده و این موضوع غیرقابل کتمان است.
لاریپور سومین مشکل را «رفتارهای بیگاریدهنده» نسبت به رزیدنتها عنوان کرد و افزود: رفتارهای ناهنجار و نامعمولی متأسفانه در برخی رشتهها به شکل بیگاری خود را نشان میدهد؛ کار بسیار زیاد، در حالی که این کار نه شغل محسوب میشود و نه برای آن بیمه در نظر گرفته میشود.
وی گفت: در سالهای اخیر کمکهایی مانند افزایش حقوق دستیاری و کمکهای بیمهای اتفاق افتاده، اما این فرد علاوه بر اینها مسئولیت هم دارد؛ هم در قصور پزشکی مسئولیت دارد، هم در دیه و هم در مرگ و زندگی بیمار مسئولیت دارد. عوارض روحی و روانی این کار نیز وجود دارد و در کنار همه اینها باید درس بخواند و زندگی خود را اداره کند.
لاریپور راهحل مشکلات حوزه سلامت را در درجه نخست اقتصادی دانست و گفت: سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی بسیار مهم است. در سالهای حدود ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ سهم سلامت از تولید ناخالص ملی در کشور تا حدود هشت درصد هم رسید. سلامت موضوع مهمی است و همپایه امنیت در کشور اهمیت دارد. همانطور که برای مرزهای کشور ارزش بالایی قائل هستیم و حاضر هستیم جانمان را در این راه فدا کنیم، کسی که مادر، خواهر، همسر یا پدرش بیمار است، فرش زیر پایش را برای درمان میفروشد.
لاریپور با اشاره به مباحث مطرحشده درباره افزایش سهم سلامت از GDP گفت: شنیدم رئیسجمهور نیز تلاش میکنند سهم سلامت را براساس منابع موجود تا هفت درصد افزایش دهند. البته GDP امروز با سالهای گذشته متفاوت است و شاید هفت درصد امروز از نظر ریاضی معادل سه درصد آن روز باشد.
وی در پاسخ به ایسنا درباره سهم ۴ درصدی امروز سلامت از تولید ناخالص ملی، افزود: بعید میدانم همین مقدار هم باشد؛ یک اصطلاحی وجود دارد که میگوید «How to Lie with Statistics»؛ یعنی اینکه چگونه با آمار دروغ بگوییم. بستگی دارد مخرج کسر را چه چیزی قرار دهید و با چه مدلی محاسبه کنید. بنابراین طبیعتا آمار متفاوت میشود. بعید میدانم امروز در حوزه سلامت سهمی حدود چهار درصد داشته باشیم. با تعداد تختهای بیمارستانی و مسائلی که در حوزه بهداشت وجود دارد، اگر بهداشت، پیشگیری، آموزش و درمان را با هم حساب کنیم، به ذهنم نمیرسد که این عدد حتی از سه تا سهونیم درصد فراتر برود.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی تأکید کرد: اگر سهم واقعی سلامت از GDP تأمین شود، بسیاری از مشکلات قابل برطرف شدن است. اما یک سمت دیگر ماجرا، صرفهجویی و فرهنگ صرفهجویی است. بخشی از منابع ما در حوزه سلامت پرت میشود؛ البته در همه حوزهها این اتفاق وجود دارد، اما حوزه سلامت موضوع بحث ماست. اگر بتوانیم منابع حوزه سلامت را جبران کنیم و جلوی هدررفت را با الگوریتمهای درست، گایدلاینها، راهنماهای بالینی و نظارت درست بگیریم، بخشی از این هزینهها قابل جبران است.
لاریپور با اشاره به میزان انجام آنژیوگرافی در کشور گفت: شاید آمار دقیق ندهم، اما بهطور تلویحی میتوانم بگویم میزان آنژیوگرافی نرمال در کشور حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد است. آیا واقعا نباید به این میزان آنژیوگرافی نرمال بیاعتنا باشیم و مدل دیگری از نظارت را اعمال کنیم؟ بیمهها به عنوان رگولاتورهای انجام این کار باید نگاه کنند پولی که از جیب مردم و بیمه خارج میشود، چگونه هزینه میشود. اگر بتوانیم همین ۸۰ درصد را مثلاً به ۵۰ درصد برسانیم، منابع حاصل از این صرفهجویی میتواند برای حقوق پرسنل، خرید تخت جدید، تجهیزات بیمارستانی یا حتی تعمیر و رنگآمیزی بیمارستانها هزینه شود.
لاریپور گفت: پرت منابع در حوزه سلامت به نظر من بسیار بالاست و با روشهای نظارتی و رعایت گایدلاینها میتوان با آن مقابله کرد. در هیچ کشور دنیا، حتی کشورهای پیشرفته، به اندازهای که ما دستگاه سیتیاسکن و تصویربرداری کنار هم داریم، دسترسی آسان به این خدمات وجود ندارد.
وی افزود: امروز از کمبود پزشک صحبت میکنیم، اما اگر اراده کنید در همین شهر برایتان نسخه بنویسم، تا ساعت ۱۰ شب امآرآی شما انجام شده است. هیچکدام از کشورهای بزرگ دنیا آنقدر پول ندارند که چنین دسترسیای را ایجاد کنند. لذا صرفهجویی در حوزه سلامت جزو اولویتهایی است که حتما باید در نظر گرفته شود.
لاریپور در ادامه درباره خالی ماندن صندلی برخی رشتههای دستیاری به ایسنا پاسخ داد: خیلی رک و پوستکنده و با صراحت صحبت میکنم. امروز رشتههایی که پرطرفدار شدهاند یا به عنوان رشتههای لوکس مطرح هستند، عمدهترین دلیلشان درآمد بالاتر است. اگر همکار محترمی به سمت جراحی گوش، حلق و بینی میرود، درآمد بالاتر این رشته سبب شده آن را در اولویت بالاتری قرار دهد. اگر فردی به سمت رادیولوژی میرود، درآمد یا آیندهای که احتمالا در این رشته وجود دارد، او را به این سمت کشانده است.
وی گفت: فرد در برخی رشتهها سختی بسیار زیادی را تحمل میکند، شیفتهای مکرر و طولانی دارد، کار زیاد انجام میدهد و کتابهای چند ده هزار صفحهای میخواند، اما در نهایت انتفاع چندان نسبت به آن حاصل نمیکند.
لاریپور با اشاره به رشته اطفال اظهار کرد: امروز فرد باید اطفال بخواند؛ رشتهای که کتاب ۲۰ هزار صفحهای دارد و پزشک با نوزادی سر و کار دارد که زبانی برای حرف زدن ندارد. حتی برای تجویز دارو باید به ازای هر کیلوگرم وزن محاسبه انجام دهد و یک اشتباه کوچک میتواند مشکل بزرگی ایجاد کند. در مقابل، رشتهای وجود دارد که شیفت ندارد، کار سنگینی ندارد و با یک کار ساده میتواند فعالیت کند. طبیعتاً درآمد باید متفاوت باشد.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی تأکید کرد: امروز به نظر میرسد رشتههایی مانند اطفال، بیهوشی و طب اورژانس که نجاتدهنده جان هستند، با کاهش اقبال مواجهاند. در برخی رشتههای دیگر نیز کاهش علاقه داریم؛ علاقه به جراحی قلب، جراحی توراکس، جراحی اطفال و رشتههایی مانند عفونی کاهش یافته است.
وی راهکار را در اصلاح سیاستهای تعرفهای دانست و گفت: دولت وظیفه دارد در آینده این تفاوت را ایجاد کند یا حداقل در حدود و ثغور تعرفهای به این رشتهها توجه شود. یک مقدار تعرفه را جابهجا میکنند و اعلام میشود تعرفه فلان رشته افزایش پیدا کرد؛ اما هنوز تعرفههای ما در قیاس با یکدیگر در رشتههای مختلف همگون نیست. نه بالاترین رشته حق خود را میگیرد و نه پایینترین رشته. این تفاوتها برای انتخاب رشته یک جوان که میخواهد آینده خود را در یک رشته قرار دهد، معنادار میشود.
لاریپور در ادامه درباره مهاجرت پزشکان گفت: درباره مهاجرت دو نکته وجود دارد. قبلا هم گفتم «چگونه با آمار دروغ بگوییم». امروز میتوانم بگویم تعداد افرادی که در چند سال اخیر میخواستند به خارج از کشور بروند کاهش پیدا کرده و این آمار را هم به یک دولت یا اتفاق خاص منتسب کنم؛ اما واقعیت این نیست. آمار با دیتای خام قابل تفسیر نیست. آمار باید دقیق، هولستیک، جامعهنگر و همهجانبه مورد توجه قرار گیرد.
لاریپور ادامه داد: در طول ۱۰ سال گذشته متأسفانه یک شیب افزایشی در افرادی که میخواستند به خارج از کشور بروند وجود داشت. فرد اپلای میکرد، درخواستش را میداد، مقصد او را میپذیرفت و بعد باید مدارکش را از مبدا آزاد میکرد و کارهای ترجمه و سایر مراحل را انجام میداد و در نهایت گواهی حسنسابقه یا Good Standing میگرفت.
وی گفت: چون گواهی حسنسابقه تقریبا آخرین مرحله کار مهاجرت بود، آن را حمل بر این میکردیم که فرد تقریبا همه کارهایش را انجام داده و آماده رفتن است. این گواهی نشان میداد تعداد افرادی که به خارج میروند با شیب بالایی در حال افزایش است.
لاریپور تأکید کرد: نکته جالبتر این بود که این روند از پزشکان عمومی به سمت پزشکان متخصص حرکت کرد؛ یعنی تعداد پزشکان متخصصی که درخواست رفتن به خارج از کشور میکردند، نسبت به پزشکان عمومی در حال پیشی گرفتن بود. در کنار آن، داروسازان که همیشه کمترین میزان مهاجرت را داشتند و ماماها نیز وارد یک شیب صعودی قابل توجه شدند.
لاریپور گفت: در کنار آن، تقاضاهایی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد شده بود، بسیاری از همکاران ما را به دلیل توانمندیهای علمی و کاری به آن سمت کشاند. فاصله با کشور نزدیک بود، رفتوآمد آسانتر بود، قرابت فرهنگی وجود داشت و درآمد بالایی نیز برای افراد فراهم میشد.
وی ادامه داد: در این کشورها حتی این امکان وجود داشت که فرد هم در ایران کار کند و هم در آنجا فعالیت داشته باشد؛ اما در کشورهای دورتر مانند کشورهای اروپایی و آمریکا، فرد دیگر نمیتوانست رفتوآمد کند و مهاجرت کامل اتفاق میافتاد.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی گفت: نکته آن است که اکنون هم تقاضای کشورهای مقصد کاهش پیدا کرده و هم به دلیل افزایش نرخ ارز، امکان مالی رفتن برای بسیاری از افراد کاهش یافته است. از سال ۱۳۹۷ تا امروز نرخ ارز چندین برابر شده و طبیعتاً فردی که آن زمان میتوانست بخشی از هزینه مهاجرت خود را تأمین کند، امروز ممکن است چنین امکانی نداشته باشد.
وی افزود: حتی ممکن است افزایش جمعیت شرکتکنندگان در آزمون دستیاری امسال بخشی به همین دلیل مربوط باشد؛ فرد افق روشنی برای رفتن به خارج نمیبیند و تنها راه باقیمانده را شرکت در آزمون دستیاری میداند. البته این یک گزاره تحلیلی است و ممکن است دقیقا چنین نباشد.
لاریپور با اشاره به ادامه تمایل پزشکان به مهاجرت گفت: در خارج از کشور همچنان افراد در تلاش هستند. همانطور که گفتم، حتی در بین دستیارانی که مشغول تحصیل هستند، بیش از ۸۰ درصد تمایل به رفتن به خارج از کشور وجود دارد. یک نکته مثبت هم درباره مهاجرت پزشکان وجود دارد؛ تقریبا اکثر همکارانی که از کشور به خارج رفتهاند، سفیران صلح و سفیران علمی ایران در کشورهای دیگر بودهاند. شخصیت پزشکی که از ایران رفته، برای کشورهای دیگر جذاب بوده است؛ انسانهای محترم، موجه و موقر، توانمند، باسواد و باکفایت که از نظر علمی و درمانی موفق بودهاند و مورد توجه کشورهای دیگر قرار گرفتهاند.
وی تأکید کرد: در نهایت چیزی که ما صادر کردیم، پزشکی قدرتمند و پرافتخار برای ایران بود که هنوز هم شاید یکی از معدود قلههای خوداتکایی ایران محسوب میشود.
لاریپور درباره برنامه پزشک خانواده و مطالبات جامعه پزشکی برای اجرای موفق آن گفت: سال ۱۳۸۴ یادم هست وزیر وقت بهداشت خودش را «وزیر پزشک خانواده» نامید و افتتاح پزشک خانواده در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ آغاز شد. بیش از ۲۰ سال از این طرح گذشته و تقریباً هر دولتی که آمده و هر وزیر بهداشتی که تغییر کرده، به پزشک خانواده نیز پرداخته است.
وی افزود: بعد از ۲۰ سال، اگر طرحی را اجرا کرده باشید، نقاط قوت و ضعف آن را باید دیده باشید. دیگر جادهکشی برای پزشک خانواده نباید خیلی دشوار باشد. اگر پزشک خانواده کار درستی است، همه حدود و ثغور، پستی و بلندی، ضعف و نقص آن برای مجموعه دستاندرکاران نظام سلامت روشن است.
لاریپور مهمترین عامل اجرای موفق هر طرح را همراه کردن ذینفعان دانست و گفت: برای اینکه کاری اجرا و عملیاتی شود، باید با ذینفعان اصلی آن صادقانه صحبت کنید و آنها را با خود همراه کنید. آنها هستند که میتوانند این کار را پیش ببرند.
وی ادامه داد: در نظام سلامت سه جزء اصلی داریم؛ نخست نیروی انسانی که موتور محرکه و پیشران نظام سلامت است، دوم منابع مالی و اقتصادی که تقویتکننده این موتور محرک است و سوم تجهیزات و امکانات. اگر این سه ضلع مثلث کامل نباشد، طبیعتاً نظام سلامت لنگ خواهد زد.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی گفت: انتظار میرود بعد از ۲۰ سال اتفاقات مثبتی رخ دهد. رئیسجمهور که روزی وزیر بوده، پنج دوره نماینده مجلس و عضو کمیسیون بهداشت و درمان بوده و رئیس دانشگاه بوده، امروز رئیسجمهور است و احساس میکنم در ذهن دکتر پزشکیان این مطلب جا افتاده که مسیر سلامت از حوزه پزشک خانواده میگذرد.
وی افزود: باید هم پرت منابع از این طریق گرفته شود و هم نظام ارجاع درست شود. رئیسجمهور میداند براساس منابع و پولی که در اختیار دارد باید این طرح را اجرا کند و برای اجرای آن به پزشکان عمومی، متخصصان و همراهی جامعه پزشکی نیاز دارد. از طرف دیگر باید نقصهای طرح نیز برطرف شود. در صحبتهای اخیر رئیسجمهور به وضوح میبینم که به این طرح اعتقاد دارد و حتما حمایتهای لازم را انجام خواهد داد.
وی تأکید کرد: اما اگر قرار باشد با همان منوال سابق پیش برویم و پزشک خانواده در استانهایی مانند فارس و مازندران از نظر معیشتی، جمعیتی و اختیاراتی که برای پزشک خانواده در نظر گرفته میشود ناراضی باشد، مشکل حل نخواهد شد.
لاریپور گفت: اگر پزشک خانواده قرار باشد به یک مهرزن تبدیل شود که مثلاً بیمار را به جای دیگری ارجاع دهد یا تقاضای القایی بیشتری ایجاد کند، طبیعتاً مشکل حل نخواهد شد و نظام سلامت بیشتر به سمت هدررفت منابع خواهد رفت.
وی افزود: یک اینرسی و مقاومت هم در میان مردم و هم در جامعه پزشکی وجود دارد. در میان مردم باید فرهنگسازی شود. امروز فردی که سردرد دارد، توقع دارد مستقیماً به فوقتخصص نورولوژی مراجعه کند که مثلاً فقط سردرد کلاستر را میبیند. زمانی دسترسی به پزشک بسیار راحت بود و فرد با هزینهای اندک در بیمارستان چند نوبت میگرفت و میگفت حالا که آمدهام چشمم، گوشم و دهانم هم معاینه شود. این مدل درستی نبود و چون فرهنگ غلطی در جامعه جا انداختیم، امروز اصلاح آن دشوار شده است.
وی تأکید کرد: در هیچ کشور ثروتمندی دسترسی به فوقتخصص تا این اندازه آسان نیست. نمایندگان مجلس حتی برای شهرهای کوچک خود از وزیر بهداشت درخواست میکنند که چرا فلان جراح یا متخصص در شهرشان حضور ندارد؛ در حالی که نظام سطحبندی وجود دارد و فرد الزاماً نباید مستقیما به متخصص مراجعه کند، بلکه باید مسیر ارجاع را طی کند.
لاریپور گفت: برای اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده، هم نیروی انسانی به عنوان موتور محرکه نظام سلامت باید دیده شود، هم منابع و تجهیزات و هم منابع مالی. در کنار اینها فرهنگسازی برای مردم نیز لازم است. اگر این موارد اتفاق نیفتد، پزشک خانواده همان ۲۰ سالی که طی کرده، ۲۰ سال دیگر هم طی خواهد کرد.
وی درباره زیرساختهای فناوری نیز گفت: توانمندی افرادی که در حوزه سلامت و فناوری اطلاعات کار میکنند کم نیست. همین الان در نسخه الکترونیک با وجود همه کاستیها، این سیستم جا افتاده و اجرا میشود و دیتای قابل قبول و مفیدی برای سیاستگذار ایجاد کرده است.
لاریپور ادامه داد: در ابتدا در جامعه پزشکی نیز مقاومت وجود داشت و برخی میگفتند نوشتن نسخه الکترونیک وقت میگیرد، اما در نهایت این مدل جدید آمار و اطلاعات برای سیاستگذار ایجاد شد و کار درستی بود. این سیستم باید هر روز توسعه پیدا کند و چیزهای جدید به آن اضافه شود.
وی افزود: کشور بستر و ظرفیت اجرای پزشک خانواده را دارد. البته شاید این حرف به مذاق خیلیها خوش نیاید، اما در حوزه اجرا، گاهی به دلیل فرهنگ مردم باید بعضی کارها را انجام دهیم.
لاریپور با مثال زدن از بستن کمربند ایمنی گفت: وقتی راهنمایی و رانندگی میخواست بستن کمربند را در کشور الزامی کند، آیا فقط با قانون و ماده و تبصره این کار انجام شد؟ جریمه هم وجود داشت و بسیاری از افراد از ترس جریمه کمربند میبستند و به تدریج این کار تبدیل به عادت شد. در حوزه اجرا، گاهی باید به دلیل نوع فرهنگ مردم، برخی اقدامات را انجام دهیم.
لاریپور با اشاره به اظهاراتی درباره استفاده افراد توانمند مالی از خدمات سلامت گفت: قرار نیست هر کسی که دارا و توانمند است و خدمات لاکچری میخواهد، با هزینههای بسیار نازل از این خدمات استفاده کند. شما ببینید افراد از کشورهای دیگر برای دندانپزشکی به ایران میآیند. خدمات دندانپزشکی ما با چه قیمتی ارائه میشود؟ با این حال در سطح خیابان ۷۰۰ میلیون تومان وام به مردم میدهیم که برای دندانپزشکی هزینه کنند. این یعنی یک جای کار میلنگد. یا بیمه ما ناتوان است، یا شاخص پوسیدگی دندان ما مشکل دارد یا مردم توان مراجعه به دندانپزشک را ندارند. اقتصاد نابسامان نیز نتایج اینچنینی ایجاد میکند.
وی ادامه داد: در حوزه درمان، ارقام کشور ما بسیار پایین است. شاید امروز یک جراحی باز قلب یا بایپس در بهترین بیمارستان خصوصی کشور به ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان هم نرسد، در حالی که همین عمل در کشورهای همسایه زیر سه تا چهار میلیارد تومان امکانپذیر نیست.
لاریپور تأکید کرد: این حرف به این معنا نیست که من به مردم میگویم بروید چهار میلیارد تومان برای عمل قلب پرداخت کنید. هدف، اندازه و ارزش واقعی آن خدمت است. بیمه باید این خدمت را پوشش دهد و دولت باید آن را برای مردم فراهم کند؛ چه خدمات بستری و چه سایر خدمات.
وی درباره تعادل میان حقوق اقتصادی پزشک و حقوق بیمار گفت: از زمان دانشجویی تا امروز بیش از ۲۲، ۲۳ سال است که در جامعه پزشکی هستم، ۱۵، ۱۶ سال است پزشک هستم و بیش از ۱۳ سال نیز در مجموعه نظام پزشکی کشور فعالیت داشتهام؛ چه زمانی که مدیر روابط عمومی بودم، چه معاون فنی و چه امروز که سخنگوی سازمان هستم.
لاریپور افزود: در قانون سازمان نظام پزشکی، حفظ و ارتقای جایگاه جامعه پزشکی و حفظ و ارتقای حقوق مردم توأمان دیده شده است. مردم ولینعمت اصلی یک کشور هستند. همه مردم به یکدیگر خدمت ارائه میکنند؛ یکی کارگر است، یکی قصاب، یکی نانوا، یکی مهندس و یکی پزشک و چرخه خدمت ادامه پیدا میکند. بیش از ۱۳ سال است که این حرف را میزنم و حتماً بزرگترها نیز آن را گفته و تأیید کردهاند؛ ما نباید روابط مالی مستقیم بین پزشک و بیمار داشته باشیم.
لاریپور ادامه داد: بیمار سنگ کیسه صفرا دارد، جراح او را عمل میکند؛ بیمار مشکل داخلی دارد و به اندوسکوپی یا کولونوسکوپی نیاز دارد؛ پزشک کارش را انجام میدهد. بیمار به فیزیوتراپیست، ماما، بیناییسنج یا هر حرفه دیگری نیاز دارد و خدمت را دریافت میکند. بیمار اگر بیمه دارد، باید درصدی از هزینه را خودش پرداخت کند و مابقی را بیمه یا دولت بپردازد. اگر بیمه ندارد، باید حق کار انجامشده متناسب با ارزش خدمت پرداخت شود.
لاریپور گفت: یک جراحی هزینه مشخصی دارد؛ هزینه پزشک، اتاق عمل، وسایل مصرفی و سایر هزینهها قابل احصاست. بیمار بیمه شده باید اطمینان داشته باشد که اگر روزی نیازمند درمان شد، بیمه هزینه او را پوشش میدهد. هیچ دلیلی ندارد رابطه مالی مستقیم میان پزشک و بیمار وجود داشته باشد. وقتی اقتصاد نابسامان است و تعرفهها درست تعریف نشدهاند، اگر یک پزشک بگوید من برای ۲۰ هزار تومان جراحی لوزه انجام دهم و اگر اتفاقی بیفتد باید یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان دیه بپردازم، این توازن نادرستی است.
لاریپور گفت: در بازاری که چنین آشوبی وجود دارد، هم گیرنده خدمت و هم ارائهدهنده خدمت ضرر میکنند و هر دو ناراضی هستند.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی تأکید کرد: طبیب قسم خورده است که کار بیمار را به بهترین نحو ممکن انجام دهد، بیمار را به سمت بهبودی ببرد، خودمختاری بیمار، نفع و ضرر بیمار و عدالت در سلامت را مورد توجه قرار دهد. بیمار نیز باید این موارد را به عنوان فرهنگ شخصی در نظر بگیرد. طبیب قسم نخورده که رایگان کسی را درمان کند.
لاریپور گفت: با این حال، اگر بخواهم مثال بزنم، هیچ خیریهای بزرگتر از جامعه پزشکی نیست. بسیاری از همکاران ما در مطب، برخی بیماران را رایگان میبینند یا در بیمارستان، هنگام ترخیص بیمار، بخشی از هزینههای او را از جیب خود میپردازند. اگر این آمار روزانه احصا شود، جامعه پزشکی بزرگترین بازار خیریه کشور خواهد بود؛ غیر از مدرسهسازی، مسجدسازی، کمک به ایتام، اردوهای جهادی، رفتن به مناطق محروم و کارهای عامالمنفعه.
لاریپور درباره نارضایتی مردم از هزینه و کیفیت خدمات درمانی گفت: مردم حق دارند. مردم تصمیم میگیرند فقط نزد یک عده پزشک شناختهشده بروند. پزشک شناختهشده نیز وقت محدودی دارد و تعداد محدودی بیمار میتواند ببیند. در نتیجه بیمار یا ساعتها در صف میماند یا ماهها در نوبت است.
وی افزود: اینجا دوباره ایراد از سازوکار نظارتی ماست. ما مشخص نکردهایم یک پزشک چند عمل در روز میتواند انجام دهد یا چند بیمار میتواند ببیند. حتی مشخص نکردهایم پزشک تا چه سنی میتواند خدمت کند؛ ۷۰ سالگی، ۸۰ سالگی، ۹۰ سالگی یا ۱۰۰ سالگی؟ برای پزشکی سن بازنشستگی مشخصی نداریم.
وی گفت: مردم پزشکی را انتخاب میکنند که رسیدن به او دشوار است؛ فردی که بعد از ۴۰ یا ۵۰ سال تجربه به یکی از افراد متبحر رشته خود تبدیل شده است. اگر قرار باشد او همان عددی را دریافت کند که یک پزشک جوان تازهفارغالتحصیل دریافت میکند، طبیعتا منطقی نیست.
لاریپور ادامه داد: ما در تعرفهگذاری این ایراد را نیز داریم؛ فردی که امروز فارغالتحصیل میشود با کسی که ۵۰ سال در یک کار بوده و جزو نفرات اول رشته خود محسوب میشود، انگار باید یکسان بیمار ببینند. اینها همه نظام تعرفهگذاری نادرست ما را نشان میدهد. اگر انتظار دارید فرد کار بهتری ارائه دهد، طبیعتاً پرداختی او نیز باید متناسب باشد.
لاریپور با اشاره به افزایش هزینههای زندگی گفت: مردم برای خرید خودرو هزینههای میلیاردی پرداخت میکنند، اما وقتی به تعرفه پزشکی میرسیم، سالها این تعرفهها فریز شده است. اگر امسال تعرفه واقعی برای جامعه پزشکی تصویب شود، مردم توان پرداخت آن را ندارند و دولت هم از این تشتت رأی و نظر استفاده میکند؛ یک سال درصدی افزایش میدهد، یک سال سرکوب میکند و یک سال فریز میکند. با این مدل نمیتوان هم رضایت مردم به عنوان گیرندگان خدمت و هم رضایت جامعه پزشکی به عنوان ارائهدهندگان خدمت را تأمین کرد.
لاریپور درباره راهکار اصلاح وضعیت فعلی نظام سلامت گفت: اول باید تعرفهها اصلاح شوند، بیمهها تقویت شوند و سهم سلامت از GDP اصلاح شود. راه دیگری غیر از این وجود ندارد. فرهنگ مردم در مراجعه به پزشک و بیمارستان باید اصلاح شود و نظام نظارتی نیز باید براساس الگوریتم، گایدلاین و راهنمای بالینی باشد تا از پرت منابع جلوگیری شود. اگر این سه، چهار مورد انجام شود، میتوان کشور را در حوزه سلامت جلو برد؛ حوزهای که قطعاً باید در اولویتهای یکم تا پنجم دولتها قرار گیرد. گاهی در دولتها و برنامهریزی بودجهای، سلامت حتی اولویت دوازدهم یا بیستم هم نبوده است، چون تصور میکردند جامعه پزشکی مشغول ارائه خدمت است و به هر حال این سیستم میچرخد. اما امروز دیگر اینگونه نیست.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی هشدار داد: نسبت به پنج تا ۱۰ سال آینده هشدار و زنهار میدهم؛ اگر این فضا همینطور ادامه پیدا کند، شرایط بدتر، پیچیدهتر و بحرانیتر خواهد شد.
وی درباره خواسته جامعه پزشکی از دولت گفت: البته نمیتوانم به عنوان نماینده جامعه پزشکی بگویم، چون این نیازمند کار تحقیقی است، اما اگر از نگاه سازمان و عمده آحاد جامعه پزشکی بخواهم بگویم، جامعه پزشکی فقط احترام میخواهد.
لاریپور گفت: مهمترین عنصر امروز که به عنوان حلقه مفقوده درمان در کشور به آن توجه نمیشود، رابطه پزشک و بیمار است. یکی از مهمترین روابط اساسی و تأثیرگذار در درمان، اعتماد بیمار به پزشک است؛ اعتماد به دانش، اخلاق، رفتار، سکنات، منش و کردار پزشک بسیار مهم است.
لاریپور افزود: متأسفانه شاهد هستیم افرادی با بدترین الفاظ، رفتارها و هتک حرمتها نسبت به جامعه پزشکی تاختهاند. ساخت فیلم و طنز شاید اهمیت چندانی نداشته باشد، اما اینکه یک مقام مسئول یک بار بدون عنوان و جایگاه خود به بیمارستان مراجعه کند و ببیند مردم و جامعه پزشکی با چه دردسرهایی مواجه هستند، میتواند نگاهها را تغییر دهد.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی گفت: در سالهای گذشته مواردی اتفاق افتاده که وقتی به آنها فکر میکنم، بسیار عجیب و غیرقابل تصور و باور است. در یکی از شهرهای ایران سر یک پزشک را بریدند!. سر هیچ قاتلی، هیچ دزدی و هیچ مسئولی که پول مردم را برداشته و فرار کرده، نبریدند؛ اما سر یک پزشک متخصص قلب که ارائهدهنده خدمت بود، بریده شد.
وی افزود: چند نفر از همکاران من در اورژانسها کتک خوردهاند و هنوز ایستادهاند و کار میکنند. آیا قرار است یک روز چشم باز کنیم و ببینیم جامعه پزشکی در یک نقطه، یک گروه یا یک رشته تصمیم گرفته کار را زمین بگذارد و بگوید فقط اعمال اورژانسی را انجام میدهم و کل بیمارستانهای کشور بخوابد؟ اگر امروز جامعه پزشکی با نجابت خدمت ارائه میدهد، با همین تعرفهها و حقوق پایین است.
وی گفت: تصویری که از پزشک پولدار، خوشپوش، کراواتی و صاحب مطب شیک وجود دارد، شاید مربوط به پنج یا هفت درصد جامعه پزشکی باشد. ۹۵ درصد جامعه پزشکی چنین وضعی ندارند. البته بد است که جامعه پزشکی مرفه نباشد. جامعه پزشکی باید جزو مرفهترین اقشار جامعه باشد.
وی با مقایسه شرایط پزشکان و خلبانان گفت: یک خلبان تعدادی مسافر را جابهجا میکند و یک راننده اتوبوس نیز مسافر جابهجا میکند، بین کاری که این دو فرد انجام میدهند و همچنین کاری که پزشک انجام میدهد، از نظر میزان خطر و دانش، تفاوت از زمین تا آسمان است.
لاریپور افزود: امروز برای یک خلبان و گروه پروازی خودرو میفرستند، او را با احترام جابهجا میکنند، لباس مرتب در اختیارش قرار میدهند و با عزت سفر میکند. اما پزشک باید با ماشین خودش یا خودروهای بینراهی از جایی به بستک، جاسک، چابهار، کنارک، سرخس، بستانآباد و مناطقی برود که حتی شاید نام آنها برای بسیاری از مردم آشنا نباشد.
وی گفت: چند نفر از پزشکان در این جادهها جان خود را از دست دادهاند؟ آیا اسم آنها را شهید راه خدمت بگذاریم؟ چه کسی به خانوادههایشان تسلیت میگوید؟
لاریپور با اشاره به جانباختن پزشکان در جنگ اخیر نیز اظهار کرد: در همین جنگ اخیر، دو پزشک ما جان باختند؛ یکی در پدافند و دیگری در ناو دنا. این پزشکان برای کار آموزشی و یک مأموریت دریایی رفته بودند و پزشک ما در این مأموریت جان خود را از دست داد. اینها جوانانی بودند که تازه فارغالتحصیل شده بودند. پدر و مادری که امید بسته بودند فرزندشان پزشک شده، آیندهای خواهد داشت، ازدواج خواهد کرد و آنها ثمره زندگیشان را خواهند دید، چه کسی باید به آنها دلداری بدهد؟
لاریپور گفت: جامعه پزشکی امروز نیازمند احترام است. فارغ از اصلاح ساختار، تعرفه و همه این مسائل، حداقل احترام ظاهری را به جامعه پزشکی بگذارند. آیا میدانستید پزشکان اگر بیمار شوند، کجا باید بروند؟ غیر از پزشکانی که استخدام هستند و به هر دلیلی کارمندی دارند، بسیاری از پزشکان بیمه خویشفرما هستند. اگر پزشک بیمار شود، واقعاً نمیداند کجا باید خودش را بیمه کند. اگر برای دست پزشک حادثهای رخ دهد و نتواند کار کند، چه کسی از او حمایت میکند؟ اینها قانون خاص میخواهد که نداریم.
وی تأکید کرد: البته که سازمان نظام پزشکی به عنوان متولی اصلی باید این قوانین را در قالب طرح و لایحه پیشنهاد دهد، وزارت بهداشت آن را به عنوان لایحه ببرد یا کمیسیون بهداشت و درمان مجلس آن را پیگیری کند.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه شاید گفتن این جمله برایش دشوار باشد، گفت: به عنوان عضو کوچک جامعه پزشکی با همه احترامی که برای تکتک همکارانم قائلم، این جمله را میگویم؛ پزشکان مثل کارگر روزمزد هستند. اگر پزشک پنج روز مطبش را تعطیل کند و بخواهد برای مسافرت برود، که اتفاق خوبی هم هست، ممکن است نتواند اقساطش را بپردازد.
لاریپور خطاب به دولت و بیمهها گفت: اگر قرار است ۱۰ یا ۱۱ ماه بعد پول پزشک را بپردازید، آیا بانک هم قسط پزشک را با ۱۰ ماه تأخیر قبول میکند؟ آیا وقتی به دلیل تأخیر در پرداخت اقساط، امتیاز اعتباری او خراب میشود، کسی این موضوع را میبیند؟ آیا درست است پزشک ما اسنپ کار کند؟ درست است مامای ما شغلش را عوض کند؟ بیش از ۷۰ هزار ماما اکنون در حال انجام کار دیگری هستند.
لاریپور گفت: یک نکته وجود دارد که فکر میکنم هم مردم باید بدانند و هم جامعه پزشکی؛ ما هیچ چیزی گرانبهاتر از وقت نداریم.
وی افزود: هر چیزی را بخواهید حساب کنید، قابل جبران است؛ اما وقت وقتی از دست رفت، دیگر بازنمیگردد. ما به عنوان کسانی که درس خواندیم و این مسیر را انتخاب کردیم، وقت و عمرمان را در این راه گذاشتیم؛ چیزی که به هیچ عنوان قابل بازگشت و با هیچ چیزی قابل تعویض و تقویم نیست.
لاریپور گفت: انتظار ما از خودمان و از مجموعه کشوری که ما را تربیت کرده و قصد داشته از خدمات ما استفاده کند، این است که درک کند یک استاد در ۶۰ و چند سالگی، یک پزشک در ۴۰ و چند سالگی و یک دانشجو در ۲۰ و چند سالگی، مسیری پرفرازونشیب و پر از استرس را انتخاب کرده و وقتش را در این مسیر گذاشته است. این وقت میتوانسته صرف تولد، تفریح، عروسی، خوشی و ناخوشی شود. چقدر از همکاران من پدر و مادر خود را هنگام مرگ ندیدهاند؟ چقدر نتوانستهاند در مراسم نزدیکترین دوست یا عضو خانوادهشان شرکت کنند؟ عروسی خواهر یا برادرشان بوده، اما شیفت داشتهاند و نتوانستهاند حضور پیدا کنند.
لاریپور تأکید کرد: تقریبا هیچ رشتهای مثل پزشکی نیست؛ البته نمیخواهم فردا عدهای بگویند اینها خودشان را برتر یا بالاتر میدانند. ما یک کار خدماتی انجام میدهیم؛ آتشنشان هم خدمت ارائه میدهد، پلیس هم خدمت ارائه میدهد و بسیاری از مشاغل نیز شبها بیدار میمانند. اما یک مقدار کلاهمان را قاضی کنیم. ما وقتمان را در این مسیر گذاشتهایم؛ وقتی که میتوانستیم با همان هوش و توانایی، در هر مسیر دیگری قرار دهیم و شاید امروز موفقیت بیشتری برای خودمان داشته باشیم.
لاریپور در پایان خطاب به مردم گفت: خواهش میکنم مردم قدر آدمهای خوب را بدانند و حتماً نسبت به آدمهایی که لباس سفید ما را لکهدار کردهاند، چه مالی، چه رفتاری، چه فرهنگی، علمی یا سیاسی، آنها را جزو خانواده ما ندانند و خانواده پزشکی را همان روپوشسفیدهای سالم و مقدس بدانند.